رضا اشرفى
ائتلاف ها و اتحادهای منطقه ای همواره یکی از نقاط قوت برای تأثیرگذاری بیشتر و تأثیرپذیری کمتر در عرصه بین المللی است. شکل گیری یک گروه منسجم در یک منطقه از عرصه جهانی نه تنها کشورهای مختلف در حوزه یک جغرافیا را به هم نزدیک کرده و میزان قدرت آنها را افزایش می دهد بلکه کمترین اجازه را به قدرت های برتر دنیا می دهد که به راحتی در آن نفوذ کرده و برای خود پایگاه های جداگانه و مستقل ایجاد کنند. در این میان منطقه خاورمیانه به دلایل حساسیت استراتژیک و چندپارگی سیاسی از این ضعف رنج می برد. به این دلیل که اکثر کشورهای این منطقه هنوز نتوانسته اند دست به ائتلافی بزنند که منافع ملی و امنیت جمعی کشورها را فراهم کند. شاید گفته شود که اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس دو ائتلاف منطقه ای هستند که توانسته اند کشورهای هم سنخ را در یک گروه جمع کنند، اما مسئله اینجاست که اتحادیه عرب گروهی عربی و فرامنطقه ای است و شورای همکاری خلیج فارس نیز گروهی زیرمجموعه ای است که تنها چند کشور حاشیه خلیج فارس را در برمی گیرد. این مسئله نقاط ضعفی را برای هر دو ائتلاف ایجاد کرده که نمی توان آن را اتحاد منطقه ای نامید. اتحاد منطقه ای دارای ویژگی های مشخصی است که رعایت نکردن آن سبب می شود تا ائتلاف موردنظر خنثی یا مخرب عمل کند. اول اینکه عموم کشورهای یک منطقه را در بر بگیرد. دوم اینکه منافع ملی کشورهای مورد نظر را هدف اول خود قرار داده و سوم اینکه بر اساس تمایلات یکپارچه مردم آن منطقه با واحد مشخصی ارتباط برقرار کرده یا در صورت مخالفت مردم منطقه، آن واحد سیاسی را ترد کنند.
در چند سال گذشته خاورمیانه به خاطر تحولات و چرخش های خاص مهیای ایجاد اتحاد چهارجانبه ای بین کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق شد. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا از امنیت دست جمعی در خاورمیانه دفاع کرده است. ترکیه از سال 2002 که حزب عدالت و توسعه قدرت را در این کشور به دست گرفته چرخش های معنی داری داشت که این تغییر سیاست از سال 2008 بیش از گذشته خود را نشان داد. سوریه به عنوان کشوری که وزن سیاسی تأثیرگذاری در منطقه دارد از امنیت دست جمعی در برابر ایجاد امنیت فرامنطقه ای دفاع کرده است و عراق نیز پس از سقوط صدام در سال 2003 و فارغ شدن از برخی فشارهای سیاسی در سال های اخیر که زمزمه های خروج احتمالی آمریکا و نیروهای ائتلاف از خاکش وجود دارد، تمایل خود را برای شکل گیری روند امنیت دسته جمعی نشان داده است. دو کشور از میان آنها عرب زبان بوده و یکی فارس زبان و دیگری ترک. به این معنا که نه به اتحاد منطقه ای زبانی (مثل اتحادیه عرب) متهم است و نه قدرت های کوچک و ریز (همچون شورای همکارهای خلیج فارس) آن را شکل می دهند که از ضعف بنیادی در تأثیرگذاری منطقه ای و بین المللی برخوردار باشد. این اتحاد چهارگانه می توانست بنیانی باشد برای شکل گیری اتحاد وسیع تر منطقه ای که هدف اصلی آن منافع ملی کشورهای منطقه و همچنین تأمین امنیت دسته جمعی است. اما این اتحاد قابل گسترش به کل خاورمیانه با سه مانع عمده مواجه بود که سرچشمه هر سه از آمریکا و غرب است. اول اینکه برخی از کشورهای منطقه از ابتدا با آن مخالف بودند مثل عربستان سعودی که بزرگ ترین سناریوی آن اخیراً در بحث حمله به سفارت این کشور در آمریکا علیه جمهوری اسلامی ساخته شده است. دوم وجود رژیمی به نام رژیم صهیونیستی است که با پشتوانه های تمام عیار غرب از شکل گیری این اتحاد هراس دارد و مانع سوم به گرایشات غرب گرایانه ترکیه برمی گردد که در مواقع حساس خود را نشان می دهد. این سه مانع وقتی با تحولات اخیر خاورمیانه همراه شد شکاف غیرقابل چشم پوشی را ایجاد کرد. ترکیه که با اندیشه های شرق گرایانه «احمد داوود اوغلو»، وزیر امور خارجه ترکیه به کشورهای حامی مقاومت منطقه بسیار نزدیک شده و حتی خود را با سیاست های سه کشور ایران، عراق و سوریه هماهنگ کرده بود در گرگ و میش تحولات منطقه در حال بازی خوردن از کشورهای غربی است.
در واقع ترکیه عمده ترین نقطه ضعف این اتحاد منطقه ای است که در ماه های اخیر خود را نشان داده است. آنکارا از یک سو به خاطر دریافت برخی از امتیازات غربی پذیرفته است که سامانه راداری سپر موشکی آمریکا و ناتو را در خاکش و در نزدیکی مرزهای ایران و سوریه مستقر کند. دوم اینکه همچون عربستان و رژیم صهیونیستی و آمریکا و اروپا ضلع سوم مقاومت منطقه یعنی سوریه را هدف قرار داده و سوم اینکه با دخالت در جنگ لیبی که در راستای اهداف ناتو انجام شده، پس از فرار معمر قذافی از طرابلس، پایتخت لیبی، طی یک سخنرانی در این کشور از انقلابیون خواسته که دولتی سکولار تشکیل دهند. یعنی حتی مدل اسلامی حزب عدالت و توسعه را به نفع مدل حکومتی غرب فراموش کنند. آمریکا و اروپا با دیدن سیاست های شرق گرایانه ترکیه که با حمله به رژیم صهیونیستی همراه بود چنین گزینه ای را جلوی پای ترکیه قرار داده تا از یک سو از اتحاد منطقه ای آن با کشورهای حامی مقاومت جلوگیری کنند تا به عنوان یک کشور عضو ناتو و متحد غرب به سمت اسلام گرایان منطقه گرایش پیدا نکند و از سوی دیگر از قدرت یابی بیشتر این کشور جلوگیری کنند. در صورتی که مردم ترکیه مسلمان هستند و افزایش قدرت این کشور می تواند مشکلاتی برای غرب ایجاد کند، غرب برای رسیدن به این اهداف حتی زخم کهنه ارامنه که در تحولات کنونی خاورمیانه و بحران های کلان جهانی، محلی از اعراب ندارد را باز کرده اند که نمونه آن را در سفر نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه به ارمنستان می توان دید که در حمایت از ارامنه علیه ترکیه سخن گفت.
در هر صورت کشورهای غربی تمام همت خود را برای شکل نگرفتن اتحاد تأثیرگذار منطقه ای انجام می دهند که منافع ملی خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند؛ مسئله ای که کشورهای منطقه هنوز به آن پی نبرده و گامی به سمت سیاست امنیت دسته جمعی برنداشته اند.