صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۲۹۵۲۳

بازندگان همچنان به دنبال فتنه‌سازی


على تتماج
با اوج گیری بیداری اسلامی در کشورهای عربی، شمال آفریقا و حوزه خلیج فارس، کشورهای غربی که در برابر اراده ملت ها غافلگیر شده بودند هجمه گسترده ای از طرح ها را در برابر این تحولات در پیش گرفتند. هر چند که آنها بعدها ادعا کردند که این قیام ها بخشی از پروژه آنها از جمله طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا بوده، اما رفتارهای آنها نشانگر غافلگیری و رویکرد آنها به اصل آزمون و خطا، برای کاهش هزینه ها و بهره برداری از این قیام ها است. در این چارچوب آنها سه هدف را برای خود طراحی کردند.
اولاً، در بخش نخست آنها تلاش کردند قیام های مردمی را مصادره و آنها را در چارچوب منافع خود هدایت کنند. به رغم تمام این تحرکات تأکید بر اجرای شریعت اسلامی به جای نسخه های غربی، تأکید بر شعار نه شرقی و نه غربی، رویکرد به مقابله با رژیم صهیونیستی در کنار حمایت از مقاومت و ... ناکامی غرب در مهار قیام های ملت های عربی را آشکار ساخت. جالب توجه آنکه غرب برای ترویج سکولاریسم و مقابله با اندیشه های اسلامی حتی به چهره هایی مانند اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز متوسل شد، به گونه ای که وی در سفر به مصر، تونس و لیبی صراحتاً خواستار اجرای سکولاریسم در این کشورها شد که با انتقاد همگانی همراه شد. سیاست سرکوب نیز پاسخگوی اهداف غرب نبوده چنانکه در مصر، تونس و لیبی مردم بر تحقق اهداف انقلاب شان تأکید دارند و مردم بحرین، یمن، عربستان و اردن نیز حاضر به تسلیم شدن در برابر دولتمردان نمی باشند.
ثانیاً، محور دیگر تحرکات غرب را تزریق قیام های مردمی به جبهه مقاومت تشکیل می داد. آنها برآن بوده اند تا با شبیه سازی قیام های مردمی در جبهه مقاومت شامل لبنان، سوریه، ایران به تضعیف و جلوگیری از رویکرد ملت ها به مقاومت دست یابند. محور این تحرکات را نیز به دلایل مختلف بر محور سوریه متمرکز کردند. به رغم تمام فتنه انگیزی ها این سناریو نیز ناکام ماند، چنانکه غرب حتی در تصویب قطعنامه علیه سوریه در شورای امنیت ناکام ماند.
ثالثاً، نکته مهم در طرح های غرب، جلوگیری از الگو شدن قیام های ملت های اسلامی برای مردم اروپا و آمریکا بود. تمدن و فرهنگ همواره از شرق به غرب رفته و سران غرب نیز اکنون از تکرار فرهنگ قیام در برابر حاکمان و نظام های دیکتاتور و خودمحور در هراس می باشند. هر چند غرب ادعا دارد که فضای مردمی بر این کشورها حاکم است، اما در اصل دیکتاتوری سرمایه داری چندین دهه است که با ایجاد نظام های دو و یا چند حزبی هدایت شده در کنار اقتصادی صرفاً سرمایه دارانه بدون توجه به حقوق انسانی شیره جان مردم اروپا و آمریکا را مکند. به رغم تمام تکاپوهای سران غرب، سرانجام بیداری اسلامی با نگاه به مقابله با نظام سرمایه به آمریکا و اروپا راه یافت که نمود آن آغاز جنبش تسخیر وال استریت به عنوان نماد سرمایه داری آمریکا و در نهایت گسترش آن به کشورهای اروپایی بود؛ اعتراض هایی که نشانگر ناتوانی سران غرب در مقابله با رشد فزاینده بیداری اسلامی در سراسر جهان بود.
* فتنه‌های غرب
غرب که در اجرای سیاست های مطرح شده ناکام مانده، تلاش دارد با ابزارهای مختلف به نوعی ضمن جبران کاستی های گذشته، منافع خویش را احیا سازد. در این زمینه آنها گزینه های مختلفی را در پیش گرفته اند.
الف) در قبال بیداری اسلامی ترفندهای غرب بر اساس اصل خرید زمان استوار شده است. آنها در این سیاست برآنند تا با بهره گیری از گذر زمان سناریوهای خود را در کشورهای هدف اجرایی سازند. در کنار گزینه های انحصاری که در قبال هر کدام از این کشورها اجرا می شود آنها مجموعه های همسان را نیز در دستور کار دارند. مهم ترین طرح آنها ایجاد فتنه های طایفه ای و مذهبی است، چنانکه در لیبی و یمن تقسیمات قبیله ای را در پیش گرفته اند. در مصر، تفرقه میان مسیحی و مسلمان را دامن می زنند، به گونه ای که برخی از تجزیه مصر به دو بخش مسلمان نشین و مسیحی نشین سخن گفته اند. در قبال بحرین و عربستان نیز به تفرقه میان شیعه و سنی می پردازند. در بعد دیگر، غرب با اعطای کمک های مالی به کشورهایی که انقلاب شان به نتیجه رسیده و نیز ایجاد احزاب و تشکل های وابسته طرح مصادره قیام ها را اجرا می کنند. البته در برخی کشورها مانند عربستان، بحرین و یمن همچنان سیاست سرکوب اولویت کاری غرب را تشکیل می دهد در حالی که نهادهای مدعی حمایت از حقوق بشر را نیز به سکوت سوق داده اند.
ب) در باب جبهه مقاومت نیز در حالی که سیاست های مداخله جویانه شکست خورده، غرب راهکار پرونده سازی را در پیش گرفته است. در قبال لبنان، پرونده ترور رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان هر روز ابعاد گسترده تری می گیرد تا حلقه محاصره علیه حزب الله تنگ تر شود. در قبال سوریه نیز با ادعای حقوق بشر پرونده سازی در شورای امنیت را پیگیری می کنند در حالی که فتنه سازی داخلی همچنان ادامه دارد.
در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز غرب که از الگو بودن آن برای ملت های منطقه در هراس است، سیاست بحران سازی مرزی با استفاده از گروه های تروریستی همچون پژاک، منافقین و جندالشیطان را اجرا می سازند. آنها همچنین پرونده سازی علیه جمهوری اسلامی را نیز در پیش گرفته اند. مطرح کردن ادعا های واهی حقوق بشری از سوی احمد شهید، نماینده شورای حقوق بشر سازمان ملل، بیان ادعاهایی مبنی بر گزارش سنگین و ضدایرانی آمانو مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، ادعای ساختگی ترور سفیر آمریکا در عربستان از جمله این اقدامات است. ناظران سیاسی تأکید دارند که غرب با سه پرونده سازی یعنی حقوق بشر، هسته ای و تروریسم به دنبال اجرای سیاست های گذشته خود علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ سیاستی که محور آن دور ساختن ایران از تحولات منطقه و جلوگیری از الگوبرداری ملت ها از انقلاب اسلامی می باشد.
ج) در قابل بیداری ایجاد شده در اروپا و آمریکا با الگوگیری از بیداری اسلامی نیز، سران غرب ضمن سرکوب اعتراض ها، با تبلیغات گسترده مبنی صرفاً اقتصادی نشان دادن اعتراض ها، نسبت دادن معترضان به سوسیالیست ها و به اصطلاح رقابت های حزبی، ارائه نسخه های جدید از نظام سرمایه داری و ... به دنبال مهار قیام مردمی علیه نظام سرمایه داری و پنهان سازی الگوگیری مردم غرب از بیداری اسلامی می باشند. نکته مهم آنکه آنها برای اجرای این طرح حتی به مقابله با شبکه های اجتماعی که زمانی با افتخار آنها را راه اندازی و به عنوان نماد دموکراسی به جهان معرفی کردند، می پردازند.
به هر تقدیر با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که غرب نه تنها در تحقق اصل مقابله با بیداری اسلامی ناکام مانده که دامنه آن به خود کشورهای غربی نیز گسترش یافته است. البته آنها با حربه های مختلف همچنان به دنبال اجرای سناریوهای خود علیه این بیداری هستند که بیداری ملت ها و و مخالفت آنان با هرگونه همگرایی با غرب تحقق این سناریوها را با ابهاماتی همراه ساخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات