نتایج انتخابات
اولین انتخابات تونس پس از سرنگونی بن علی برای انتخاب نمایندگان مجلس موسسان برگزار شد. از مجموع 4/4 میلیون نفر از مردم تونس که برای شرکت در این انتخابات ثبت نام کرده اند 90 درصد پای صندوق های رأی رفتند. بیش از 11 هزار کاندیدا و 80 حزب در این انتخابات با یکدیگر به رقابت پرداختند.
انتخابات مجلس موسسان که وظیفه مهم تدوین قانون اساسی جدید تونس «جمهوری دوم» و ترسیم سرنوشت سیاسی تونس را برعهده دارد، دارای 217 کرسی است که از این میان 18 کرسی متعلق به تونسی های مقیم خارج از کشور و 199 کرسی متعلق به تونسی های داخل کشور است.
چهار جریان اصلی شامل حزب اصلی «النهضه» با گرایش اسلامی، حزب دموکراتیک ترقی با گرایش سکولار که در رژیم گذشته حزبی قانونی بود، انجمن دموکراتیک کار و آزادی موسوم به «التکتل» با گرایش سوسیالیستی و کنگره برای جمهوری با گرایش چپ سکولار در نخستین انتخابات تونس شرکت داشتند.
بر اساس نتایج اعلام شده حزب اسلامگرای النهضه در داخل تونس توانست اکثریت کرسی ها را به خود اختصاص دهد. نتایج شش حوزه در خارج از تونس نیز نشان داد که حزب اسلامی النهضه به 9 کرسی ویژه تونسی های مهاجر دست یافته است که تعدادشان 18 کرسی است.
در همین حال در چارچوب اقدامات وحدت گرایانه، «حمادی الجبالی» دبیرکل حزب النهضه که از سوی این حزب به عنوان کاندیدای تشکیل دولت جدید معرفی شده به الجزیره گفت: برنامه مذاکرات ما با احزاب دیگر درخصوص تشکیل دولت ائتلافی آغاز شده است. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که از دلایل اصلی پیروزی اسلامگرایان حضور مردی به نام «الغنوشی» در رأس هرم آنها است.
«شیخ راشد الغنوشی» در سال 1941 م در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. در پی وقوع انقلاب اسلامی ایران، حرکت ها و نهضت های اسلامی در جهان اسلام، روحیه مضاعفی برای تأسیس حکومت اسلامی در کشور خود احساس کرد. غنوشی نیز به مطالعه جدی درباره انقلاب اسلامی و شخصیت حضرت امام خمینی(ره) پرداخت. اما در سال 1980 به زندان افتاد. پس از آزادی از زندان، به ایران، لبنان، سودان و کشورهای حاشیه خلیج فارس سفر کرد و از نزدیک با انقلاب اسلامی و مسائل جهان اسلام آشنا شد. حاصل این آشنایی نگارش کتابی به نام «نهضت امام خمینی و تجدید حیات اسلام» بود که در تونس، مصر، سودان، الجزایر، ترکیه، فرانسه و ایران چاپ و منتشر شد.
غنوشی در اوایل دهه 1980، فعالیت های فکری سیاسی خود را در قالب تشکیلاتی به نام «حرکه النهضه الاسلامیه» آغاز کرد.
غنوشی را به جرم «حمایت علنی از امام خمینی(ره)» به حبس ابد محکوم کردند. با این حال او از مهلکه گریخت و به الجزایر رفت. وی پس از چندی در اروپا مقیم شد و به تبعید اجباری 22 ساله تن داد.
سرانجام با پیروزی قیام مردم تونس در سال 2011 شرایط دگرگون شد و غنوشی در 11 بهمن 1389 با استقبال پرشور مردم کشورش به میهن خود بازگشت.
لازم به ذکر است هنگام برگزاری انتخابات تونس رهبر حزب نهضت در پاسخ به این سوال «بی بی سی» که مدعی شد نگرانی هایی درباره ماهیت اسلامگرای حزب نهضت ابراز شده است، گفت: به گمان من، نظام اسلامی، نظام شوراست و امروزه نزدیک ترین نظام به آن، نظام دموکراتیک است؛ نظامی که کسی را به قدرت می رساند که مردم این قدرت را با شیوه صحیحی به او سپرده اند. الغنوشی در بخش دیگری از این گفت وگو درباره ایران و شیوه حکومت اسلامی و ناکامی ها و موفقیت های جمهوری اسلامی ایران بیان داشت: نمی توانیم به این سادگی حکم صادر کنیم، ناکامی و کامیابی دو چیز نسبی هستند و ایرانی ها هم در چیزهایی موفق شدند و در چیزهایی هم نه، مثلاً در فناوری موفق بودند؛ به طوری که ایران توانسته است در برابر محاصره بین المللی پایداری کرده و با وجود تحریم ها در فناوری پیشرفت کند؛ سال ها پایداری در برابر محاصره پرفشار بین المللی کار ساده ای نیست و اینها موفقیت های ایران است. لازم به ذکر است در کنار جریان های اسلامگرا مردم تونس نیز نگاه ویژه ای به جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی بیداری اسلامی دارند، چنانکه پخش فیلم ضدایرانی «پرسپولیس» در شبکه تونسی «نسمه تی وی» مخالفت های بسیاری از مردم تونس را در بر داشت.
اهمیت انتخابات
مردم تونس در حالی پای صندوق های رأی رفتند که این انتخابات از چند منظر حائز اهمیت بوده است.
نخست آنکه این انتخابات نخستین انتخابات آزاد پس از سقوط 23 سال دیکتاتوری بن علی بر این کشور بوده است؛ انتخاباتی که میزان همگرایی مردمی در تحقق اهداف قیام شان را آشکار می سازد. در همین حال مجلس موسسان مسئولیت تدوین قانون اساسی و انتخاب ساختار سیاسی تونس را بر عهده دارد. با توجه به این شرایط نوع چینش نمایندگان بر اساس نگاه اعتقادی میان دو طیف اسلامگرا و لائیک ها تأثیر بسیاری بر آینده تونس خواهد داشت.
دوم آنکه تونس محور اصلی قیام های مردمی در کشورهای عربی بوده است. هر چند که تحولات مصر و سرنگونی مبارک نقش مهمی در این حوزه داشته، اما جرقه این بیداری از تونس زده شد، لذا این کشور از جایگاه ویژه ای در میان جهانیان برخوردار شده است. چگونگی برگزاری انتخابات و نتایج آن تأثیر بسیاری بر سایر کشورهایی که قیام مردمی در آنها به نتیجه رسیده خواهد داشت. همچنین نقطه قوتی برای ملت هایی مانند یمن، بحرین، عربستان و اردن خواهد بود که مردم همچنان به مقابله با دولتمردان ادامه می دهند.
سوم آنکه این انتخابات میزان موفقیت غرب در مقابله با بیداری اسلامی را آشکار می سازد. غرب که نتوانسته بود بن علی را حفظ کند تلاش کرد تا نگاه خویش را بر ساختار سیاسی تونس تحمیل کند. این انتخابات را می توان محل جدال غرب با اسلامگرایی دانست. نبردی که برای غرب پیروزی در آن از اهمیت بالایی برخوردار بوده چرا که می تواند راه را برای حرکت های بعدی غرب در تونس و منطقه هموار سازد.
پیامهای انتخابات
این انتخابات در حالی برگزار شد که بسیاری از ناظران سیاسی آن را نه تنها یک انتخابات بلکه اقدامی از سوی ملت تونس دانسته اند که پیام های بسیاری برای جهانیان به همراه دارد.
الف) اراده ملی در تحقق آرمان ها
برگزاری این انتخابات در فضایی آرام نشان داد که ملت ها برخلاف ادعاهای غربی ها که با نام ترویج دموکراسی در امور کشورها دخالت می کنند، خود توان اجرای مردم سالاری و رسیدن به دموکراسی واقعی را دارا می باشند. این انتخابات را می توان سد مردم تونس در برابر دخالت های خارجی دانست که با ادعای نوظهور بودن دموکراسی در این کشور به دنبال دخالت و حتی سلطه بر آن بوده اند.
ب) اراده بیداری اسلامی
رویکرد به اسلام گرایی و تثبیت انقلاب از مهم ترین مولفه های این انتخابات است. حضور 90 درصدی مردمی تونس در این انتخابات و پیروزی چشمگیر اسلامگرایان نکات قابل توجهی را آشکار می سازد که مهم ترین آن رویکرد به اسلام و الگوهای اسلامی است.
کشور اسلامی تونس در دوران بن علی و پیش از آن تحت فشار حاکمیت در مسیر لائیک هدایت شده بود، اما روند تحولات پس از سقوط بن علی نشان داد که باورهای اسلامی در میان ملت ها امری غیرقابل تغییر است و صرفاً در ظاهر دچار تغییراتی می شود، اما در باطن ریشه ها و اندیشه های اسلامی باقی می ماند. کشورهای غربی در طول ماه های اخیر تلاش کرده اند تا از یک سو ماهیت اسلامی قیام های مردمی در کشورهای عربی را پنهان سازند، چنانکه آنها از واژگانی همچون بهار عربی و بیداری انسانی در قبال این تحولات استفاده کرده اند. از سوی دیگر آنها بر آن بوده اند تا در طول این مدت با ترفندهای متعدد مردم را از اسلام گرایی به سمت لائیک و سکولاریسم تشویق کنند. در این چارچوب آنها حتی از افرادی مانند اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز استفاده کردند، چنانکه وی در سفر خود به تونس، مصر و لیبی صراحتاً خواستار رویکرد مردم به لائیک و نظامی همانند ترکیه شد.
مردم تونس با حضور در پای صندوق های رأی و پذیرش اسلامگرایان در کنار نمایش دموکراسی حاکم در کشورشان به جهانیان نشان دادند که نگاه و خواست آنها اجرای شریعت اسلامی است. مردم تونس نشان دادند که قیام آنها بر اساس بیداری اسلامی بوده و خواستار اجرای شریعت اسلامی در کشورشانند.
ج) تزلزل جایگاه جهانی غرب
رویکرد مردم به اسلامگرایان نشان داد که غرب دیگر مانند گذشته توان تأثیرگذاری بر ملت ها را نداشته و مردم بر اساس خواست و نظر خود تصمیم گیری می کنند. انتخابات تونس را می توان ادامه زوال اندیشه های غربی در جهان دانست که همواره بر این ادعا بوده اند که بدون نظر و خواست آنها ملت ها به جایی نخواهند رسید. مردم تونس نشان دادند که سیاست غرب برای مصادره قیام مردمی و نیز تحمیل اندیشه هایش به این کشورها امری نخ نما و فروپاشیده است و دیگر جایگاهی در جهان ندارد.
د) الگو شدن برای کشورهای دیگر
حضور و گرایش مردم در انتخابات را می توان الگویی دانست برای کشورهایی مانند لیبی و مصر که در آینده شاهد انتخاباتند. نحوه برگزاری انتخابات و نیز دستاوردها و کارکردهایی که مجلس و دولت برآمده از این انتخابات خواهند داشت، تأثیر بسیاری بر انتخابات مصر و لیبی می گذارد. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که این انتخابات نشان داد که ملت تونس به احیای شریعت اسلامی گرایش دارند که تکرار آن در مصر و لیبی نیز امری محتمل است. کارکرد مجلس و دولت جدید تونس می تواند بر میزان این گرایش در کشورهای دیگر تأثیرگذار باشد. در همین حال این انتخابات الگویی برای ملت هایی مانند بحرین، یمن و عربستان است تا با عزم و اراده قوی تری مطالبات خود را پیگیری کنند. این امر می تواند در کشورهایی مانند مراکش و اردن که انتخابات را پیش روی دارند گرایش بیشتر مردمی به احزاب اسلامگرا را به همراه داشته باشد.
چالشهای فرارو
با توجه به شرایط موجود در تونس و نگاه خارجی به تحولات این کشور، مجلس موسسان و دولت جدید تونس با چالش هایی مواجه خواهند بود.
اولاً، حفظ وحدت ملی از ارکان اصلی ساختار جدید تونس است. در نظر گرفتن آرا و نظرات جریان های سیاسی به ویژه مردم در تدوین قانون اساسی جدید که مردم خواستار تبلور شریعت اسلامی در آن هستند، چگونگی شکل گیری دولت جدید بر اساس ائتلافی فراگیر که مانع از نزاع میان جریان های سیاسی شود، توجه به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، مقابله با فتنه های فرقه ای و ناامنی که از سوی هواداران بازمانده از دولت بن علی صورت می گیرد و ... از جمله مهم ترین مسائل داخلی در تونس است.
ثانیاً، مسلماً غرب و برخی کشورهای عربی پذیرنده روند کنونی تحولات تونس به ویژه رویکردهای اسلامگرایانه مردم نمی باشند، لذا تلاش خواهند کرد تا از تحقق اهداف دولت برآمده از جریان های اسلامگرا جلوگیری کنند. این روند را از هم اکنون می توان مشاهده کرد که در فضای تبلیغاتی و رسانه ای برآنند تا ادعای رویکرد تونس به افراطی گرایی و نیز دور شدن آن از روند دموکراسی را مطرح کنند. غرب تلاش خواهد کرد تا با به شکست کشاندن دولت و مجلس برآمده از مردم و اسلامگرایی از یک سو چنان وانمود کند که مردم توان رسیدن به دموکراسی با الگویی غیر از الگوی غربی را ندارند و از سوی دیگر اسلامگرایان توان تحقق مطالبات مردمی را ندارند و باید الگوی لائیک و غربگرا بر کشور حاکم شود. غرب در نهایت تلاش دارد تا ضمن بازگرداندن الگوی خود به تونس از الگو شدن آن برای سایر کشورهای عربی جلوگیری کند. غرب که در مرحله اول و دوم بیداری اسلامی در تونس یعنی سرنگونی بن علی و برگزاری انتخابات با گرایش مردمی به اسلامگرایان با شکست مواجه شده بیش از هر چیز تلاش خواهد کرد تا با استحاله کردن مردم و بی اعتمادسازی آنان به روند بیداری اسلامی در کشورشان، اهداف خود را محقق سازد. جنگ نرمی که محور مقابله با آن را حرکت های دولتمردان جدید و اسلامگرای تونس برای زنده نگاه داشتن انگیزه های مردمی برای تحقق اهداف انقلاب شان در قالب بیداری اسلامی تشکیل می دهد. در کنار همگرایی مردمی، وجود الگوهای موفق مانند جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت در برابر توطئه های دشمنان، می تواند راه گشای مردم و دولتمردان تونس برای مقابله با فتنه های آینده غرب باشد.
نتیجهگیری
در نهایت انتخابات تونس را می توان ادامه بیداری اسلامی در جهان و تزلزل بیشتر غرب در تحمیل خواسته های خود به جهانیان دانست. دو اصل بومی بودن دموکراسی و گرایش مردم به تحقق شریعت اسلامی در کشورشان هشداری بزرگ برای کشورهای غربی است که این روند را مغایر با اهداف خود دانسته و تلاش کرده اند تا به هر نحوی به مقابله با آن بپردازند. در این میان فاز دوم بیداری اسلامی برای تثبیت انقلاب ها که این بار نیز از تونس آغاز شده در آینده نزدیک در سایر کشورها نیز ادامه خواهد یافت و جهان شاهد تکمیل این زنجیره در سایر کشورها خواهد بود که تبلور آن در انتخابات آتی مصر و لیبی تجلی خواهد یافت. البته باید در نظر داشت که تونس برای رسیدن به تمام اهدافش با چالش های گسترده ای در عرصه داخلی و جهانی مواجه است که اتحاد ملی و حمایت های جهان اسلام از انقلاب تونسی ها و تقویت ایمان به توانمندی با الگوی بیداری اسلامی و حفظ انگیزه برای تکمیل و به ثمر رساندن این حرکت، مهم ترین راه مقابله با آن می باشد.