صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۶  ، 
کد خبر : ۲۲۹۵۳۶

اهداف یک سناریو /سیامک باقرى

فلسفه چرایی تمرکز بر نیروی قدس سپاه در این ترور به همین موضوع برمی گردد که به زعم آنها بازوی اجرایی ایران در مدیریت کشورهای انقلابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. مقامات آمریکایی به صراحت اعلام کردند که شرایط پس از حمله به افغانستان و عراق بیش از این که به نفع آمریکا باشد، به نفع ایران تمام شده و برنده اصلی در این پیکار ایران بوده است،

اختصاصی بصیرت/
دولت آمریکا که در سال های اخیر ایران هراسی و سپاه هراسی را در ابعاد مختلف دنبال می کند، در آخرین حلقه از ایران هراسی و سپاه هراسی متوسل به سناریویی به ظاهر مضحک و ناشیانه تحت ادعای ترور سفیر عربستان در واشنگتن و بمب گذاری سفارت عربستان و رژیم جعلی صهیونیستی توسط اعضای نیروی قدس سپاه شد. این موضوع که در ابتدا از سوی وزارت دادگستری آمریکا رسانه ای شده بود، بلافاصله ابعاد وسیع تری پیدا کرد و مباحثی مانند طرح موضوع به شورای امنیت سازمان ملل و تشدید تحریم ها، مطرح شد. به موازات این مسئله، حلقه های دیگری از پازل سناریوی جدید از جمله انتشار گزارش آمانو در خصوص پرونده هسته ای ایران و انتشار گزارش نقض حقوق بشر توسط «احمد شهید» گزارشگر جدید شورای حقوق بشر در امور ایران کلید خورد. با این حال سوال این است که آمریکا از اجرای این سناریو چه اهدافی را دنبال می کند؟
الف) مروری شکلی بر سناریو
1- «اریک هولدر» وزیر دادگستری آمریکا در یک کنفرانس مدعی شد دو ایرانی به نام های «منصور عرب سیار»، 56 ساله و «غلام شکوری» قصد ترور سفیر عربستان در واشنگتن را داشتند. منصور ارباب سیار دارای تابعیت ایرانی - آمریکایی است و هم اکنون در بازداشت است. وی مقیم تگزاس بوده و در 10 سال پیش به جرم سرقت در نیویورک دستگیر شده بود.
2- بعد از ادعای وزیر دادگستری، اعلام شد که پلیس فدرال آمریکا و نیروی مبارزه با مواد مخدر (دی ایی ای) توانسته است در عملیاتی به نام «ائتلاف سرخ» طرح ترور و انفجار در سفارت عربستان در آمریکا را متوقف کنند. در همین حال موضوع انفجار سفارتخانه های اسرائیل و عربستان نیز بر ادعای اولیه افزوده شد.
3- در ادامه سناریو، «سوزان رایس» نماینده آمریکا در سازمان ملل به همراه «عبدالله المعلمی» همتای سعودی اش، دیدارهای جداگانه ای با اعضای شورای امنیت داشته اند تا این پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهند.
4- سفیر دائمی عربستان سعودی در سازمان ملل، مجدداً اعلام کرد که به طور رسمی از «بان کی مون» دبیرکل سازمان ملل درخواست کرده، موضوع «توطئه نفرت انگیز» ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا را به اطلاع شورای امنیت برساند.
5- سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز به خبرگزاری روسی «ایتارتاس» گفت که یک هیئت امنیتی وزارت خارجه آمریکا به مسکو سفر کرده تا مقامات روسیه را در جریان جزییات توطئه یادشده قرار دهد. در همین راستا اعلام شد که سفرهایی هم به چین و امارات انجام می شود.
6-نمایندگانی از اف بی آی، سی آی ای و وزارت دادگستری آمریکا، اعضای شورای امنیت را در جریان جزییات این «توطئه» قرار دادند.
7- فرانسه و بریتانیا، از موضع آمریکا در این مورد به شدت حمایت کرده اند. کانادا نیز در اعلام موضع رسمی ، از این طرح آمریکا علیه ایران حمایت کرده است.
8- «باراک اوباما» رئیس جمهور دموکرات آمریکا در اولین اعلام موضع رسمی خود با اشاره به این که ممکن است طرح ترور از سوی «افرادی در داخل حاکمیت ایران» طراحی و تأمین هزینه شده باشد، گفت:«حتی اگر مقام های بلندپایه ایران اطلاعی از این توطئه نداشته باشند، باید مشخص کنند که چطور کسانی در حکومت ایران در طرح توطئه ترور شرکت داشته اند.» سپس وی برای نخستین بار در طول دوره ریاست جمهوری اش در کاخ سفید در موضع گیری تازه تری افزود که تمامی گزینه ها در مورد ایران روی میز قرار می گیرد.
9- مجدداً اوباما در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهوری کره جنوبی که شبکه العربیه بلندگوی تبلیغاتی رژیم سعودی آن را به طور مستقیم پخش کرد، در خصوص توطئه ادعایی برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن مدعی شد: «شدیدترین تحریم ها را علیه ایران اجرا خواهیم کرد و آمریکا هیچ گزینه را بعید نخواهد دانست و برای ایجاد دولتی در ایران که با ملت خود همراهی نشان دهد، تلاش خواهیم کرد.»
10- «دایان فاینستاین» سناتور دموکرات و رئیس کمیته اطلاعات سنای آمریکا در گفت وگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفت: ایران و آمریکا به سمت تصادم و رویارویی می روند ولی آمریکا باید از هرگونه برخورد نظامی دوری کرده و راه تحریم ها را دنبال کند. این نماینده دموکرات سنای آمریکا گفت: اگر ایالات متحده بخواهد دست به تهاجم علیه سپاه قدس بزند، احتمال دارد این درگیری به جنگ کشیده شود و به نظر من در این برهه آمریکا نمی خواهد وارد برخورد نظامی با ایران شود.
11- انگلیس روز گذشته دارایی پنج نفر از اتباع ایرانی را در ارتباط با سناریوی ترور سفیر عربستان در واشنگتن مسدود کرد. آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود نوشت: این پنج نفر شامل «منصور ارباب سیار»، 556 ساله، شهروند آمریکا که دارای پاسپورت ایرانی است و «غلام شکوری»، عضو نیروی سپاه قدس است. وزارت دارایی انگلیس اعلام کرد: علاوه بر این دو نفر دارایی های «حامد عبداللهی» افسر ارشد سپاه قدس، «عبدالرضا شهلایی» و «قاسم سلیمانی» از فرماندهان سپاه قدس را نیز مسدود کرده است.
12- «ویلیام هیگ» وزیر خارجه انگلیس گفت: «ما در تماس نزدیک با مقامات آمریکا و عربستان به منظور افزایش تحریم ها علیه ایران هستیم.» در همین راستا نماینده دائمی انگلیس در سازمان ملل نیز مدعی شد که جامعه بین المللی باید هرچه سریع تر تکلیف این موضوع را روشن کند.
13- علاوه بر انگلیس، دولت کانادا نیز روز گذشته از تحریم علیه این پنج تبعه ایرانی خبر داد. دولت اتاوا در این تحریم از محدودیت سفر این پنج نفر به کانادا خبر داد و هرگونه معامله مالی اشخاص و شرکت های کانادایی با این پنج نفر را ممنوع اعلام کرد.
14- «سعود الفیصل» در نخستین واکنش به ادعای دخالت ایران در طرح ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن گفت: مسئولیت هر گونه اقدام خصمانه ای علیه عربستان سعودی، برعهده ایران است. عربستان سعودی تسلیم چنین فشارهایی نمی شود. هر تحرکی از سوی ایران علیه عربستان سعودی با مقابله به مثل حساب شده روبه رو خواهد شد.
ب) زمینه های طرح سناریو
همان طور که ملاحظه شد، رفتار آمریکا، سعودی ها، انگلیس، فرانسه و کانادا از آغاز سناریو تاکنون نشان می دهد که با یک موضوع ساختگی و به بیان دیگر با یک برچسب سازی ساده و به ظاهر ناشیانه سعی دارند توطئه بزرگی علیه جمهوری اسلامی ایران راه بیندازند، اما پیش از این که هدف های این توطئه آشکارسازی شود، لازم است به این سوال پاسخ داده شود که چه شرایطی باعث شد که سازمان اف بی آی و سی آی ای با دستور کاخ سفید این سناریو را تدوین کنند و به اجرا بگذارند؟
1- در این رابطه اولین مسئله ای که ممکن است به ذهن متبادر شود تحولات اجتماعی در کشورهای غرب و به ویژه در آمریکا، انگلیس و فرانسه است. جنبش ضدسرمایه داری ای که در حال حاضر تحت عنوان اشغال وال استریت در مرکز آمریکا و با عنوان های دیگر در انگلیس و در سایر کشورهای اروپایی گسترش و عمق پیدا می کند، مرجع امنیت این کشورها را به خطر انداخته و بسیار متفاوت با اعتراضاتی است که در سال های گذشته در این کشورها دیده شده است، لذا آمریکا برای برون رفت از این شرایط سناریوی مزبور را کلید زده است.
2- دومین بستر و زمینه مورد توجه در شکل گیری سناریو را می توان به شرایط داخلی سعودی ها از یک سو و نقشی که به سعودی ها در مهار تحولات منطقه داده شده، نسبت داد. در این راستا اوضاع داخلی سعودی ها بسیار وخیم گزارش می شود. همان طور که این کشور با مشت آهنین با قیام های مردمی در بحرین، یمن و اردن برخورد می کند، به همین ترتیب با مشت آهنین و با شدید ترین سرکوب ها و نقض حقوق بشری در حال حفظ تاج و تخت آل سعود می باشد. به عبارتی تحلیل روندها از نظر تحلیلگران و ناظران صحنه نشان می دهد روندی که از شمال آفریقا شروع شده، خواه ناخواه دامن سعودی ها را خواهد گرفت. محافل فکری آمریکا نیز در سال 2000 پیش بینی کرده بودند که منطقه خاورمیانه در حالت انفجار قرار دارد و با تمرکز بر عربستان یادآور شده بودند که سقوط عربستان به منزله سقوط اقتصاد جهانی و خاورمیانه بزرگ است. از این رو با توجه به دومینوی تحولات منطقه، وضعیت عربستان، هم برای آل سعود و هم برای کاخ سفید بسیار نگران کننده شده است، لذا به نظر می رسد سناریوی پیش بینی شده طراحی شد تا شوکی را بر این قلب ایستاده وارد کند تا احیا شود.
3- سومین زمینه تحلیلی سناریوی ترور به طور کلی به تحولات منطقه برمی گردد. به بیان دیگر ریشه موضوع و انگیزه های ورود آمریکا به این سناریو را باید در تحولات منطقه جست وجو کرد. از نظر غربی ها و آمریکا و همچنین دولت های دیکتاتور منطقه، بهار عربی در نیمه راه خود است و پارادایم جدیدی که در منطقه در حال شکل گیری است نظم جدیدی را در ابعاد مختلف در منطقه مستقر خواهد کرد. خاورمیانه عمده ترین مرکز انرژی جهان در حال تغییر شکل است، توازن تعریف شده در منطقه در حال بر هم خوردن است و ظرفیت های این منطقه امکان شکل گیری قطب جدیدی در تعاملات جهان را ممکن می سازد .
4- چهارمین بستر تحلیلی مربوط به نقشی است که ایران در این تحولات پیدا می کند. این نقش از چند منظر در توجه استراتژیست های آمریکایی و غربی قرار گرفته است:
یک- استراتژیست های آمریکایی و غربی بر این باورند که رویکرد تحولات ماهیت اسلامی دارد و هر نوع جابه جایی چه به صورت هدایت شده مانند آنچه در افغانستان و عراق انجام شد و چه غیر هدایت شده مانند آنچه در قیام های خودجوش مردمی مشاهده می شود، به نفع ایران بوده و رویکرد ایرانی پیدا خواهد کرد. در محاسبه تحلیلی آمریکا و انگلیس این موضوع اثبات شده است که علی رغم هزینه های بسیار زیادی که برای سقوط طالبان و صدام پرداخت کرده اند، سود اصلی این اقدام به نفع ایران تمام شد و برنده اصلی در این ماجرا ایران شده است. قیام های مردمی نیز همین وضعیت را نشان می دهند. حتی در لیبی نیز علی رغم کمک های نظامی برای نابودی ماشین جنگی قذافی، شواهد نشان از نفوذ ایران در آنجا دارد.
دو- برگزاری کنفرانس بیداری اسلامی در ایران و شرکت شخصیت های اندیشمند و تأثیر گذار در قیام های مردمی منطقه و بیانیه پایانی این کنفرانس در کنار حضور رهبری و هدایت مستقیم ایشان، برای آمریکایی ها این پیام را به دنبال داشته که با این شرایط باید از منطقه خاورمیانه (مانند انگلیسی ها در دهه 1970) خداحافظی کنند.
ج) حلقه های سناریو
اقدامات و تحرکاتی که آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی در ایام اخیر علیه ایران در حال انجام آن هستند، بیانگر اجرای یک سناریوی چند حلقه ای و به صورت سلسله مراتبی است.
اولین حلقه سناریو همان است که در بالا اشاره شد. ترتیب دادن طرح اتهام ترور سفیر و انفجار سفارتخانه عربستان حلقه شوک و بهت سناریو محسوب می شود. حلقه ای که باید به حلقه های دیگر معنا و جهت ببخشد.
دومین حلقه، انتشار هماهنگ و همزمان گزارش نقض حقوق بشر از سوی احمد شهید گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل است. این گزارش که به طور حساب شده تنظیم و به عنوان برنامه پشتیبان برای برنامه ریزان سناریو عمل می کند، سعی دارد به افکار عمومی اینگونه القا کند که ماهیت جمهوری اسلامی ایران غیرمدنی و خشونت گرا است.
حلقه سوم و تکمیلی سناریو، مربوط به گزارش آمانو، دبیر آژانس بین المللی انرژی اتمی است؛ گزارشی که بیانگر نظامی بودن برنامه هسته ای ایران است.
در واقع حلقه های سناریوی آمریکا این پیام را برای افکار عمومی جهان و منطقه و کشورهایی که مانع از اقدامات سختگیرانه علیه ایران هستند، دارد که ایران در سیاست های داخلی خود دولتی غیرمسئول و ناقض مقررات و قوانین حقوق بشری است. از سوی دیگر بر مبنای اتهام ترور، ایران در سیاست خارجی خود نیز غیر مسئول و نا امن کننده صلح و امنیت جهانی است.
د) اهداف سناریو
مهم ترین بحث این است که آمریکا چه اهدافی از سناریوی ترور و متعاقباً گزارش های حقوق بشر و برنامه هسته ای ایران را در نظر دارد؟ اقداماتی که از آغاز طرح اتهام شروع شد تا حدودی برخی از اهداف را عیان می کند. با این حال اهداف آمریکا از این حرکت را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
1-اهداف فرعی
اهداف فرعی عمدتاً به مباحث غیر ایران مربوط می شود. در این راستا می توان به موارد زیر اشاره کرد:
یک- فرافکنی آمریکا و غرب از بحران های داخلی: با این امید که از این رهگذر سبب تشدید فضای امنیتی در ایالات متحده شده و به نوعی با بهانه کردن وجود تهدید امنیتی از برگزاری تظاهرات خیابانی جلوگیری کنند.
دو- خارج کردن آل سعود از وضعیت بحران امنیتی: با توجه به نقش سعودی ها در این پروژه آمریکایی به نظر می رسد هم کاخ سفید و هم سعودی ها در پی مستمسکی بودند تا آل سعود را از وضعیت بحران امنیتی درگیر در داخل از یک سو و بحران اعتبار در خارج بیرون آورند. سوژه ترور سفیر عربستان آن هم در آمریکا بهترین بهانه برای برون رفت از این بحران ها تلقی شد.
2-اهداف واسطه ای
اهداف واسطه ای ناظر به بسترسازی جهت برنامه های استراتژیک علیه ایران می باشد. آنچه در اهداف واسطه ای دنبال می شود، عبارتند از:
یک- پرونده سازی جدید در شورای امنیت: آمریکا برای رسیدن به اهداف اصلی، نیاز به پرونده سازی جدید در شورای امنیت سازمان ملل داشت. از نظر آمریکا پرونده هسته ای ایران در سازمان ملل کارایی خود برای بحرانی کردن موضوع ایران در نظام بین المللی را از دست داده است. از این رو، آمریکا به یک سناریوی «شوک و بهت» نیاز داشت تا از این طریق بتواند مجدداً شورای امنیت را در مورد ایران فعال کرده و موضوع ایران را در نظام بین المللی خطرناک و بحرانی جلوه دهد، لذا ملاحظه شد که کاخ سفید بلافاصله پس از افشای توطئه به اصطلاح ترور، موضوع را در شورای امنیت پیگیری و طرح کرد. در همین راستا، روندها نیز نشان می دهد که پیش نویس قطعنامه علیه ایران هم از قبل نوشته شده و به نظر می رسد پس از تفهیم موضوع ترور به دولت های مورد نظر، با همکاری انگلیس، فرانسه، کانادا و عربستان سعودی ارائه شود.
دو- تحرک بخشی جدید در وضع تحریم های سنگین تر: آمریکایی ها در نظر دارند با این سناریو شرایط جدیدی از تحریم ها را علیه ایران وضع کنند و موانع موجود پیش روی تحریم های گذشته را از سر راه بردارند. اکثر مقامات غربی بر این باورند که تحریم های شورای امنیت، تحریم های چندجانبه اتحادیه اروپا و تحریم های یک جانبه آمریکا تأثیر تعیین کننده ای نداشته است. به ویژه تحریم های هوشمندی که از دوره اوباما مورد توجه قرار گرفته نیز علی رغم پیاده شدن برخی از آنها تاکنون موفق به تغییر رفتار ایران در منطقه و در زمینه هسته ای نشده است، لذا به زعم آنها سناریوی ترور به همراه گزارش از نقض گسترده حقوق بشر و گزارش از نظامی گری برنامه هسته ای ایران این قابلیت را دارد که ایران را در چنگال آنها قرار دهد.
سه- تحرک بخشی برای مقابله با برنامه هسته ای ایران: در این رابطه کاخ سفید سعی کرده بود تا از طریق نشست های 1+5 و گزارش های دبیرکل جدید آژانس (آمانو) پرونده ایران را دوباره به جریان بیندازد، اما این اقدامات نه تنها موفقیت آمیز نبود، بلکه به زعم مقامات آمریکا، آژانس به یک گزارشگر پیرامون پیشرفت برنامه های هسته ای تبدیل شده است. همچنین مقامات غربی بر این باورند که با توجه به وضعیت موجود، آژانس و گزارش های دبیر کل آژانس، کارآمدی لازم را برای متوقف سازی برنامه هسته ای ایران از دست داده است. از سوی دیگر گروه 1+5 نیز قادر به نشست و فشار بر ایران نیست و ایران از طریق بازی های پیچیده مانند بیانیه سه جانبه تهران (ایران، ترکیه و برزیل) و نحوه تعامل با موضوع طرح گام به گام روسیه، موفق شد تا مدیریت دیپلماسی هسته ای را در دستان خود بگیرد و از این رهگذر کارکرد مفهوم جامعه بین المللی را از خاصیت بیندازد. از این نظر سناریوی ترور طراحی شد تا به کمک هدایتگری جدید پیرامون گزارش های آژانس بتوانند هم آژانس را و هم گروه 1+5 را فعال سازند.
چهار- جایگزین کردن دشمن فرضی: قدرت های بزرگ برای پیشبرد اهداف و منافع ملی و سلطه بر جهان و همچنین مدیریت افکار عمومی همواره به تصویرسازی از دشمن فرضی خطرناک متوسل شده اند. در واقع این اقدام به نوعی مشروعیت بخش رفتارهای سلطه گرایانه آنها در قالب مبارزه با عوامل مخل صلح و امنیت بین المللی بوده است. در این راستا، آمریکا با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پس از یک دوره فترت، تروریسم را با مصداق بن لادن معرفی کرد و پس از آن توانست تمام رفتارهای خارجی خود را با آن توجیه و مسائل داخلی و متحدان خود را مدیریت کند. از این رو، با توجه به کشته شدن بن لادن، دشمن فرضی ای که بتواند سیاست های داخلی و خارجی آمریکا و حتی سایر کشورهای سلطه گر غربی را پیش ببرد با خلأ مشروعیت روبه رو ساخته است، لذا آمریکا به یک دشمن فرضی دیگر نیاز دارد تا آن را جایگزین بدن خفته اسامه بن لادن در آب های اقیانوس کند؛ دشمنی که به خوبی بتواند جایگزین اسامه بن لادن شود و به نیاز های سیاست خارجی اش پاسخ دهد و همچنین پوششی شود بر روی بحران اقتصادی آمریکا که از وال استریت شروع شده و دامنه آن بسیاری از ایالت های دیگر آن را در بر گرفته است.
پنج- انزواسازی سیاسی و ایجاد حلقه های منطقه ای انزوای سیاسی: آمریکا برای رسیدن به اهداف خود نیاز به انزوای ایران در جهان و منطقه دارد. در واقع به باور کاخ سفید برخورد با ایران چه از نوع سخت و چه نیمه سخت و نرم منوط به تضعیف ایران از درون با توسل به تحریم اقتصادی و ناکارآمدسازی دولت و سلب مشروعیت بیرونی از طریق انزواسازی است. موضوع هسته ای ایران و خطرناک جلوه دادن آن از یک سو و حامی تروریسم معرفی کردن آن و همچنین دائماً ناقض حقوق بشر معرفی کردن ایران در افکار عمومی منطقه و جهان از سوی دیگر از جمله راهکارهایی بود که برای انزوای ایران استفاده می شد. در این راستا ایران هراسی نیز از جمله پروژه هایی بوده است که از چند سال قبل شدت بیشتری پیدا کرده و هنوز نیز ادامه دارد. در این میان پروژه جدیدتری از سوی سرویس های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی کلید خورد که در آن ایران هراسی با محوریت سپاه پاسداران است. سپاه هراسی تا قبل از سناریوی ترور چند فاز را پشت سر گذاشته است. ابتدا به سپاه هراسی به صورت منطقه ای در چارچوب فعالیت سپاه در لبنان، عراق، افغانستان و سایر کشورهای منطقه پرداخته شد، سپس به صورت هدفمند در مسائل داخلی دنبال شد. از این رهگذر سپاه را به عنوان سرکوبگر و ناقض حقوق بشر معرفی کردند. اکنون سپاه هراسی در سطح بین المللی در چارچوب مفاهیم تروریسم دنبال می شود. این برنامه ها در درجه اول درصدد است تا ایران منزوی شود. غرب احساس می کند که با موضوع پرونده هسته ای تنها توانسته اند ایران را در میان برخی از کشورهای غربی منزوی کنند. از این رو، آنچه از نظر آنها در شرایط فعلی بسیار مهم تر ارزیابی شد، منزوی سازی منطقه ای ایران است؛ همان چیزی که انزواسازی بین المللی را نیز ناقص و غیر کارآمد کرده بود.
لذا دولت اوباما به همراه متحدان خود، سناریوی ترور را با محوریت سپاه قدس طراحی کردند تا از طریق فعال کردن دیپلماسی سیاسی و رسانه ای خود در منطقه و با بزرگ نمایی قدرت و خطر سپاه پاسداران ایران را در میان جغرافیای خود ایزوله کنند.
3- اهداف اصلی
اهداف اصلی ناظر بر این مباحث است که تمام اهداف واسطه ای برای آن ترتیب داده شده اند. به بیان دیگر سناریوی ترور برای اهداف اصلی است که در زیر به آنها اشاره می شود:
3/1- تغییر سیاسی یا تغییر رژیم: اولین و مهم ترین هدف سناریوی ترور، تغییر رژیم است. این هدف از آرزوهای غرب در سه دهه انقلاب بوده است. آمریکا برای تغییر سیاسی از طریق سناریوی ترور چند الگوی زیر را مدنظر دارد:
اول- الگوی جنگ نظامی: اگر چه آمریکا از مقوله تهدید و حمله و جنگ نظامی به عنوان یک اهرم مهم و موثر در پیشبرد اهدافش علیه کشورهای هدف استفاده زیادی کرده و می کند و حتی در عمل نیز، به بسیاری از کشورهای متخاصم، حمله نظامی کرده است، اما به نظر می رسد این مسئله درباره جمهوری اسلامی ایران، بیشتر یک جنگ روانی است تا واقعیت حمله، چرا که شاید کمتر کشوری در جهان تا به امروز تا این حد تهدید به حمله نظامی شده است، اما این تهدیدات هیچگاه به واقعیت نپیوسته است . البته دلایل زیادی نیز بر این ادعا وجود دارد و آن اینکه، بحران های اقتصادی و اجتماعی بزرگ غرب و به ویژه آمریکا و همچنین وضعیت بی ثباتی ای که سعودی ها در شرایط فعلی با آن مواجه هستند از یک سو، و لحاظ قدرت نظامی ایران از سوی دیگر، پیاده سازی این هدف را با تردیدهای جدی روبه رو می سازد، لذا این الگو امروز درباره ایران جدی به نظر نمی رسد و بیشتر در راستای جنگ روانی تعریف می شود.
دوم- الگوی فشار از بیرون و تغییر از درون: با توجه به اهداف واسطه ای که اشاره شد آمریکا بنا دارد فشارهای بیرونی را با توسل به سناریوی ترور افزایش داده تا با ناراضی سازی داخلی و تحریک پیاده نظام های داخلی خود، اردوکشی های خیابانی را علیه کانون قدرت و حاکمیت نظام راه بیندازد.
3/2- تغییر رفتار: آمریکا با این سناریو در نظر دارد تا رفتار ایران را در زمینه های هسته ای و برخی از سیاست های خارجی از جمله موضوع سوریه، لبنان و فلسطین تغییر دهد. در اینجا به نظر می رسد که مدل و سناریوی لاکربی برای برخورد با لیبی مد نظر آمریکا و متحدان آن باشد، یعنی با بردن پرونده به شورای امنیت و تصویب چند بند سنگین علیه ایران شرایط خود را برای تغییر رفتار فراهم کنند. اگر چه این الگو نیز تا به امروز این هدف آمریکا را محقق نساخته و اصولاً به اعتقاد بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، رفتن پرونده ایران به شورای امنیت و تهدید به تحریم و ... خود یکی از عوامل اصلی در انسجام و اتحاد ملی ایرانیان است.
3/3- مهار و جلوگیری از نفوذ قدرت نرم ایران در شرایط محیطی جدید: یکی دیگر از اهداف اصلی سناریوی ترور با اتهام سازی سپاه این است که از قدرت نفوذ ایران و مهم تر، از فرایند مصادره کردن تحولات منطقه از سوی ایران جلوگیری به عمل آید. در واقع فلسفه چرایی تمرکز بر نیروی قدس سپاه در این ترور به همین موضوع برمی گردد که به زعم آنها بازوی اجرایی ایران در مدیریت کشورهای انقلابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. مقامات آمریکایی به صراحت اعلام کردند که شرایط پس از حمله به افغانستان و عراق بیش از این که به نفع آمریکا باشد، به نفع ایران تمام شده و برنده اصلی در این پیکار ایران بوده است، این در حالی است که آمریکا هزینه هنگفتی را در این برنامه متحمل شده است. این نگرانی برای آنها در زمینه کشورهای انقلابی مصر، تونس و لیبی نیز وجود دارد که سپاه با مدیریت موفق خود این کشورها را نیز تحت چتر خود خواهد آورد و به طور کلی منطقه خاورمیانه مرکز جولان ایران خواهد شد.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات