صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۵:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۲۹۷۸۲

گزارش به سفارش واشنگتن/ مهدی محمدی


بصیرت/

برخی گزارش های منتشر شده در روزهای اخیر نشان می دهد که احتمالا یوکیا آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی قصد دارد در گزارش خود به اجلاس شورای حکام در ماه نوامبر -که روز جمعه منتشر خواهد شد- مجموعه آنچه را که در ادبیات برنامه هسته ای ایران «اسناد مطالعات ادعایی» خوانده شده منتشر کند.در هفته های گذشته مجموعه وسیعی از رایزنی ها از جانب طرف های مختلف با انگیزه ها و منافع متفاوت، انجام شده تا از وقوع این افتضاح تاریخی در دبیرخانه آژانس جلوگیری شود. روسیه و چین با نگارش نامه ای به مدیر کل گفته اند که اولا معنا ندارد ادعاهایی علیه ایران منتشر شود بی آنکه پیش تر این ادعاها با ایران در میان گذاشته شده و فرصت دفاع در مقابل آنها فراهم شده باشد. ثانیا روسیه و چین به خوبی می دانند که در صورت انتشار این گزارش همه آنچه که ابتکارهای دیپلماتیک جدید در پرونده هسته ای ایران خوانده می شود از جمله طرح گام به گام روسیه نابود خواهد شد؛ بنابراین مسکو و پکن خواستار آن هستند که دبیرخانه به موازین بی طرفی و مستندبودن گزارش های خود توجه داشته باشد.

در کنار روسیه و چین، کشورهای عضو گروه غیر متعهدها در وین هم از اینکه می بینند آمانو از خود هیچ اختیاری ندارد و -چنان که خواهیم گفت- آژانس را به دفتر وزارت خارجه آمریکا در وین تبدیل کرده است به شدت نگران هستند. این کشورها از خود سوال می کنند اگر واقعا تصمیم ها در واشنگتن گرفته می شود نه در وین، چه استبعادی دارد که فردا همین بلا بر سر تک تک آنها نیاید؟ عدم تعهد بیش از 5 سال است که به خوبی فهمیده ایران خاکریزی است که اگر آمریکا از آن عبور کند، دیگر هیچ چیز جلودار آن نیست و ایران نه فقط به خاطر خود بلکه به نمایندگی از بخش بزرگی از جامعه جهانی در مقابل زیاده خواهی های آمریکا ایستاده است. حتی کشورهایی مانند ترکیه و برزیل وقتی برای امضای بیانیه تهران به ایران آمدند بیش از هر چیز بر این موضوع تاکید داشتند که اگر آمریکا بتواند امروز حق غنی سازی را از ایران سلب کند، حتما فردا روز با آنها نیز رفتاری بهتر از ایران نخواهد داشت.

دسته سوم کشورهای مخالف آمانو، بخشی از اروپایی ها هستند که به وضوح می بینند جهان در حال کشیده شدن به یک منازعه کاملا غیر ضروری درباره مسئله ایران است. کشورهای اروپایی اکنون حدود یک ماه است که منتظرند تا آمریکا بخشی از اسنادی را که گفته بود در اختیار دارد و با قوت نقش ایران در طراحی برای ترور عادل الجبیر در واشنگتن را اثبات می کند! در اختیار آنها بگذارد ولی تا امروز حتی یک برگ سند دریافت نکرده اند. احساسی که در تحلیل های منتشر شده از جانب این کشورها می توان یافت این است که آنها دریافته اند در اینجا هم مانند مورد لپ تاپ حامل اسناد مطالعات ادعایی در واقع هیچ چیز بیش از خیالات سازمان های اطلاعاتی آمریکا وجود ندارد و بنابراین توقع دریافت سند از جانب آمریکا بیهوده است.

جالب است که این دفعه و برای نخستین بار حتی بخش هایی از دبیرخانه آژانس هم با این اقدام مدیر کل مخالف است. آمانو پیش از این هم یک بار دیگر دبیرخانه را در معرض بی آبرویی قرار داده و اکنون بویژه بخش پادمان مایل نیست که مجددا با طناب آمریکا در چاه برود. مورد قبل ماجرای سوریه بود که در آن آمانو بر خلاف همه برآوردها و ارزیابی ها و در حالی که از سال 2008 تا همین یک ماه پیش، هیچ دسترسی به تاسیسات هسته ای سوریه نداشت به یکباره اعلام کرد که تاسیسات دیرالزور (الکبار) در این کشور یک راکتور هسته ای بوده است. آن روز که این ارزیابی ارائه شد واضح بود که هیچ دلیلی پشت سر آن نیست الا اینکه آمریکا حس کرده فضا در داخل سوریه ناآرام است و باید برای ناآرام تر کردن آن، همه ابزارهای فشار خود علیه دمشق از جمله ابزار هسته ای را فعال کند. روزنامه وال استریت ژورنال در تفسیر این رفتار آمانو از قول منابع آمریکایی نوشت که آژانس هیچ مدرک جدیدی علیه سوریه در اختیار نداشته و صرفا به درخواست آمریکا ارزیابی خود را تغییر داده است. بخش پادمان آژانس اکنون برای دفاع از ارزیابی ای که مدیر کل در مورد وجود جنبه نظامی در برنامه هسته ای سوریه ارائه کرده دچار مشکل جدی است و عملا هیچ شواهدی که تایید کننده آن باشد در اختیار ندارد. بنابریان ظاهرا اکثریت کارشناسان مستقر در این بخش معتقد هستند که نباید این اشتباه در مورد ایران تکرار شود و بر مبنای اسنادی که ایران قبلا بارها جعلی بودن آنها را اثبات کرده و ضمنا اصل آنها هرگز نه به ایران و نه حتی به آژانس ارائه نشده، اتهامی چنین غیر قابل دفاع مطرح گردد.

با وجود همه این مخالفت ها ظاهرا آمانو تصمیم خود را گرفته است و به آبروی آژانس چوب حراج خواهد زد. اکنون که این یادداشت نوشته می شود یوکیا آمانو در آمریکاست. ظاهر قضیه این است که او برای سخنرانی در یک نشست تخصصی مربوط به سازمان ملل به نیویورک رفته ولی در واقع چک کردن آخرین وضعیت و متن نهایی گزارش علیه ایران هدف اصلی سفر اوست. آمانو رفته است تا به اوباما خبر بدهد که امرش را اجابت کرده و بی توجه به اینکه چه بلایی سر آژانس خواهد آمد هر چه در کاخ سفید دستور بفرمایند درون گزارش های آژانس نوشته خواهد شد.جالب است که دیپلمات ها در تهران گفته اند ایران در تاریخ 30 اکتبر (8 آبان) نامه ای به آژانس نوشته و برای پاسخ دهی به هر گونه ابهام و سوال ابراز آمادگی کرده است ولی آمانو بر خلاف همه توافق های قبلی مانع اعزام تیم بازرسان آژانس -که قرار بود هفته گذشته به ایران بیایند- شده و تاکید کرده که اصرار دارد گزارش را منتشر کند.این همه خیره سری از جانب دیپلماتی که متولی ارائه ارزیابی های صحیح و واقع نمایانه از برنامه هسته ای کشورهاست، چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ ایرانی ها به اینکه آمریکا با سازمان ها و مقررات بین المللی به مثابه ملک طلق خود برخورد کنند عادت کرده اند. بدون تردید هیچ کشوری به اندازه ایران در جریان عمق بی عدالتی و نفاقی که در بطن مکانیسم های تصمیم سازی بین المللی نهفته، قرار ندارد. با این حال همچنان این سوال مطرح است که آمانو واقعا چگونه پدیده ای است و به دنبال چیست؟ در وهله اول ظاهرا آقای آمانو قول گرفته است که یک دور دیگر مدیر کل آژانس خواهد ماند. به یاد بیاوریم که او دفعه قبل هم فقط با یک رای اضافه بر رقیب خود پیروز شد و برای گرفتن همان یک رای -آنگونه که اسناد افشا شده از سوی ویکی لیکس به صراحت نشان می دهد- به آمریکایی ها قول داد همه تصمیمات و اقدامات خود را با آنها چک کند.مهم تر از این اما آن است که آمانو خود را نه به شواهد و اطلاعات، ضوابط حرفه ای، حقوق اعضا یا اعتبار آژانس؛ بلکه فقط به منافع آمریکا متعهد می داند. اکنون بدون تردید به دلایلی که در یادداشتی جداگانه درباره آنها بحث خواهیم کرد نفع آمریکا در این است که بتواند فضای جهانی علیه ایران را هرچه رادیکال تر کند. اوباما می داند که قادر به هیچ نوعی از برخورد سخت با ایران نیست و پروژه های نرم و نیمه سخت علیه ایران هم همگی به بن بست رسیده است. ترکیب این موضوع با اسلامیزه شدن روز افزون منطقه و الزام آمریکا به خروج از عراق و افغانستان به دلایل اقتصادی و اجتماعی، دورنمای تاریخی ترین شکست قابل تصور را پیش روی واشنگتن قرار داده است. آمریکایی ها دریافته اند که آینده منطقه در دستان ایران و دوستانش خواهد بود و می خواهند خود را به این آینده تحمیل کنند. واضح است که آمریکا می خواهد از طریق تجمیع فشار بر ایران کانالی برای ارتباط باز کند چرا که می داند با مغز در حال زمین خوردن درون منطقه خاورمیانه است. در واقع می توان گفت که در اینجا با نوعی التماس برای مذاکره البته به سبک آمریکایی آن مواجهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات