دولتمردان ایالات متحده پس از جنگ دوم جهانی و در دوران جنگ سرد، بخشی از سیاست خارجی خود را بر اصل حضور نظامی در سایر نقاط جهان استوار ساختند. احداث پایگاه نظامی در بسیاری از کشورهای اروپایی، شرق آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا محور این تحرکات را تشکیل میداد. در ادامه تحرکات نظامی آمریکا در عرصه جهانی، تلاش این کشور برای احداث پایگاه نظامی در قاره آفریقا، از مباحث قابل تأمل میباشد. براساس گزارشهای منتشره مقامات ارشد آمریکا با دیدارهای مکرر از این قاره تلاش دارند تا برخی کشورها را به پذیرش میزبانی پایگاههای آنها وادار سازند. کشورهای نیجریه، آفریقای جنوبی، اتیوپی، سنگال، کنیا و غنا محور طرح آمریکا را تشکیل میدهند. هر چند که ایالات متحده حفظ امنیت قاره را دلیل این اقدامات عنوان میکند اما سیاستها و اهداف توسعهطلبانه آنها عامل این رایزنیها است.
1) آمریکاییها در حالی به نظامیگری در جهان ادامه میدهند که اولاً در عراق و افغانستان که محور تحرکات نظامی آنها است شکستهای سنگینی متحمل گردیدهاند. ثانیاً در بسیاری از نقاط جهان از جمله آمریکای لاتین، اروپا و حتی شرق آسیا، وادار به تخلیه پایگاههای نظامی خود شدهاند.
2- کشورهای روسیه، چین و اتحادیه اروپا طی سالهای گذشته به توسعه روابط و نفوذ خود در قاره آفریقا اهتمام ورزیدهاند. این در شرایطی است که آمریکا در این عرصه توفیقی نداشته است.
احداث پایگاه نظامی در قاره آفریقا با هدف محدود نمودن حضور پر رنگ سایر رقبا در این قاره انجام میشود. موقعیت جغرافیایی و منابع بکر، رویکرد اتحادیه آفریقا به حضور فعال در معادلات جهانی (53 عضو)، رشد نهضتهای ضد آمریکایی در سایر نقاط جهان که آمریکا را از بسیاری مناطق نفوز خارج ساخته و میسازد، سبب گرایش این کشور به قاره آفریقا گردیده است. البته این نکته قابل ذکر است که واشنگتن برای مهار سایر رقبا (حتی اتحادیه آفریقا) طرح دفاع موشکی را برای سراسر جهان طراحی نموده است که در اروپا، اقمار گذشته روسیه و حوزه بالکان، شرق آسیا و برخی کشورهای حوزه خلیجفارس، در مراحل اجرایی قرار دارد که در نهایت به آفریقا ختم میگردد.
3) نقش لابی صهیونیست در سیاست خارجی آمریکا از اموری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. بر اساس استراتژی تدوین شده از سوی صهیونیستهای آیپک و لابی آنها در آمریکا و اروپا، آفریقا از مراکز قابل توجه برای آنان است که حضور آمریکا برای تحقق اهدافشان را الزامآور ساخته است، پایگاه نظامی آمریکا در این قاره میتواند راهگشای این خواستهها باشد. با عنایت به جایگاه نامناسب آمریکا در عرصه بینالملل (بویژه به دلیل جنگ عراق) حضور نظامی آنها در سایر کشورها با چالشهای بسیاری مواجه گردیده است بر این اساس آنها همچنان سیاست رعب و وحشت را مبنای خود برای حضور نظامی در سایر کشورها از جمله ممالک آفریقایی قرار دادهاند.
تأکید بر بحران امنیتی در بسیاری از کشورهای آفریقایی که نمود آن در انفجارهای الجزایر، مراکش، آفریقای مرکزی و... مشاهده گردید، بهرهگیری از قطعنامههای سازمان ملل برای پایان یافتن جنگ داخلی در سومالی و سودان که راه را برای حضور نظامی آمریکا هموار میسازد (در سومالی محقق شده است) و نیز اعمال فشارهای سیاسی بر کشورهای ضعیف، از راهکارهای ایالات متحده برای توجه حضور نظامی در آفریقا میباشد. به این ترتیب آفریقا قربانی توسعهطلبی نظامی آمریکا گردیده که نتیجه آن کشته و آوارگی صدها هزار تن به عنوان اولین بهانه آمریکا برای اجرای اهدافش میباشد. البته موانعی برای اجرای این طرح وجود دارد که ایالات متحده با ناامن ساختن منطقه و بهرهگیری از سازمان ملل برای حل آنها فعالیت میکند تا به طور مستقیم به استعمار قاره ثروتمند آفریقا بپردازد.