گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 9 نوامبر 2011 (18 آبان) به نامه ابراهیم یزدی، وزیر خارجه سابق ایران، به راشد الغنوشی، رهبر حزب اسلامگرای النهضه پرداخت و نوشت: این نامه نشان میدهد که مخالفان دولت ایران هماهنگ با نخبگان حاکم، بهار عربی را تا چه حد با انقلاب 1979 ایران مقایسه میکنند. ابراهیم یزدی اندکی پس از پیروزی حزب النهضه در انتخابات مجلس تونس در اواخر اکتبر، در نامهاش به الغنوشی نوشت: «در کشورهای اسلامی با سرنگونی دیکتاتورها، دستهای دیگر از دیکتاتورها فوراً جایگزین آنها شدهاند. این مسئلهای است که در ایران رخ داد... ما مسلمانها از هر ملیتی در تلاش برای دستیابی به حقوق اساسی، آزادی و تعیین سرنوشت فاقد تجربه کافی در مورد دموکراسی هستیم. ما تلاش میکنیم و دیکتاتورها را سرنگون میکنیم؛ اما بهعنوان حالتی از حکومتداری و روش زندگی، استبداد را کنار نمیزنیم.»
در ادامه مقاله آمده است: نهضت آزادی خود را طلایهدار جریان مذهبی- ملیگرایی در ایران میداند. این گروه، زمانی حامی جمهوری اسلامی بود و در حال حاضر منتقد آن است. نامه سرگشاده یزدی به الغنوشی را میتوان همسویی رسمی جریان مخالف در ایران با نیروهای پیروز بهار عربی تفسیر کرد. در واقع، این نامه نشاندهنده دیدگاه متفاوت جریان مخالف و حاکمان ایران است. این نامه بهطور ضمنی انقلاب ایران در سال 1979 را الگوی اصلی انقلابهای متعدد، شبهانقلابها و شورشهای مسلحانه معرفی کرده که از دسامبر 2010 در سراسر جهان عرب به وقوع پیوسته است. از این لحاظ که ابراهیم یزدی در انقلاب ایران نقش کلیدی ایفا کرده، نامه او نیز به الغنوشی، رهبر عربی اسلامگرا و فعال سیاسی، اهمیت بسیاری دارد. بهعلاوه، نامه یزدی میان تجربه اسلامگرایی ایران از سال 1979 و مسیر بالقوه اسلامگرایی در کشورهای عربی پس از بهار عربی که پیروزی انتخاباتی مهم حزب النهضه گواه آن است، مقایسه مستقیمی صورت داده است.
در پایان مقاله آمده است: رهبران کنونی ایران، بهار عربی را نتیجه دیرهنگام انقلاب ایران در سال 1979 میدانند و نیز تمام این خیزشها و انقلابها را بیداری اسلامی میخوانند که با اهداف و ویژگیهایی مشابه جمهوری اسلامی به وقوع پیوستهاند. در عینحال، ابراهیم یزدی نیز در برداشتهای خود از بهار عربی و ماهیت جنبشهای اسلامی دچار اشتباه شده است. به نظر میرسد او آگاهی چندانی در مورد تکامل این جنبشها از دهه 1980 تا به امروز و تجربههای گسترده آنها در این سالها ندارد. حزب النهضه در حالی در انتخابات پارلمانی به پیروزی رسیده که تونس یکی از پیچیدهترین کشورها به لحاظ سیاسی- اجتماعی در جهان عرب است. الغنوشی تنها یک روز پیش از بازگشت به وطن پس از سرنگونی بنعلی، از آرمانهای بدیع خود به عنوان اسلامگرایی لیبرال دفاع کرد. حزب النهضه به دلیل اینکه انشعابیافته از اخوانالمسلمین است، یک مطالعه موردی مفید به شمار میرود. این حزب همچنان به آرمانهای اصلی اخوانالمسلمین، از جمله اسلامیسازی و اصلاحات تدریجی اخلاقی و ساختاری جامعه پایبند است. این موضوع در تضاد با تجربه انقلاب اسلامی ایران است که بهطور ناگهانی اسلامیسازی را در اوایل دهه 1980 بدون آمادهسازی تودههای مردم با این تغییرات فوری، بر جامعه تحمیل کرد.
بصیرت: برخلاف نظر نویسنده نامه ابراهیم یزدی به الغنوشی مهم نیست؛ زیرا وی در این نامه به جای پرداختن به اهمیت انقلاب و بازگو کردن تجارب بسیار ارزشمند انقلاب اسلامی ایران، بدون اشاره به اعتقاد نهضت آزادی که میخواستند دوباره پای آمریکا را به ایران باز و آن را بر ایران مسلط کنند، کینهورزانه برخورد نظام با وی و نهضت آزادی را که منجر به حذف آنها شد، ملاک قرار داده و آن نامه را به الغنوشی نوشته و از انقلاب اسلامی بدگویی کرده است.