گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی کریستین ساینسمانیتور 9 نوامبر 2011 (18 آبان) در مقالهای به قلم ابوالحسن بنیصدر به انعکاس دیدگاههای توهمآمیز وی در مورد ایران پرداخت و نوشت: مداخله نظامی و تحریمهای اقتصادی، تنها رژیم ایران را تقویت میکند که قدرت آن به حفظ بحران بستگی دارد. به نظر میرسد موفقیت نظامی در لیبی بار دیگر قدرتهای غربی را به مداخله تهاجمیتر در امور ایران ترغیب کرده است. با وجود این، تهدید مداخله نظامی و به کارگیری تحریمهای اقتصادی که تنها نتیجهاش رنج مردم عادی است، تنها به تقویت رژیم ایران در کنترل قدرت منجر میشود. هر رهبری که به طور ضمنی یا صریح، طرفدار چنین سیاستهایی است، تنها به سود رژیم ایران اقدام میکند که بهتنهایی خود را در بحرانهای دائمی حفظ کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: بنابراین، پرسش این است که چگونه دولتهای غربی در کمک به ایرانیها نقش مؤثری ایفا میکنند و به طور کلی چگونه آنها به مردم کشورهای اسلامی در سرنگونی رژیمها و تحقق نتیجهای دموکراتیک بدون توسل به چنین سیاستهایی، کمک میکنند؟ همانطور که همگی میدانیم، دموکراسی فرهنگی است که تا حدی از طریق تلاش و مبارزه برای تحقق آن گسترش مییابد. البته نه به این معنا که نمیتوان دموکراسی را تحمیل یا وارد کرد، بلکه به این معنا که مداخله خارجی میتواند گسترش آن را تضعیف کند. با وجود این، به موازات آنکه رژیم ایران نمیتواند خود را بدون رابطه با قدرتهای خارجی حفظ کند، میتوان اقدامات مشخصی بهمنظور تضعیف این روابط و تقویت روند دموکراتیک در درون ایران صورت داد.
در پایان مقاله آمده است: به منظور تسریع روند دموکراسیسازی در ایران و سایر کشورهای اسلامی 14 راه را پیشنهاد میکنم که عبارتند از:
1. به رسمیت نشناختن رژیم سرکوبگر و یا حداقل کاهش روابط در سطح کنسولی
2. به رسمیت نشناختن گروههای مخالفی که با دریافت کمکهای سیاسی، اقتصادی و نظامی مخالفت میکنند؛ به دلیل اینکه با در دست داشتن جایگزین، غربیها خود را از گسترش جایگزینهای مستقل و ضروری برای روند دموکراتیک محروم میکنند.
3. رهاسازی سیاستهای حمایت از یک گروه رژیم، علیه دیگری، که در مورد ایران، غرب به طور نظاممند حمایت خود را به عملگرایان یا میانهروها معطوف داشته است.
4. پرهیز از به کارگیری تهدید نظامی در سیاستهای غرب و پرهیز از مداخله نظامی؛ زیرا در صورتی که یک جامعه خود را تحت چنین تهدیدی احساس کند، صرفنظر از میزان مخالفتها، علیه رژیم خود بسیج نخواهد شد.
5. پرهیز از حمایت و جذب گروههای مسلح مطابق معیارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی یا تبلیغاتی.
6. رفتار مشابه با تمام دیکتاتوریها بدون توجه به منافع ملی؛ زیرا اگر دیکتاتوری بد است، برای تمام کشورها بد است و حفظ استاندارد دوگانه در اینباره موجب بروز بدبینیها در جوامعی میشود که مردم در آنها برای دموکراسی مبارزه میکنند.
7. پرهیز از فروش سلاح به رژیمهای سرکوبگر بهویژه تسلیحاتی که برای سرکوب اعتراضات به کار میرود.
8. ممنوع کردن اعطای وام به رژیمهای سرکوبگر و جلوگیری از چنین اقدامی توسط بانکها و نهادهای اقتصادی.
9. ممنوع کردن اقدام بانکها و شرکتهای اقتصادی که پول رهبران رژیمهای سرکوبگر را نزد خود نگه میدارند.
10. ردیابی ثروت رهبران فاسد و همدستان آن در اقتصاد بینالملل.
11. مجبور کردن بانکها و سایر سازمانهای اقتصادی به شفافسازی روابط اقتصادی خود با این کشورها.
12. شفافسازی قیمت کالاهایی که به این کشورها فروخته میشوند؛ بهمنظور جلوگیری از رانتخواری و کاهش سطح فقر که در مورد ایران کالاهای وارداتی اغلب حداقل سه برابر قیمت به مردم فروخته میشود.
13. مبارزه با قاچاق بینالمللی که درآمد اولیه برای حکومتهای سرکوبگر است که دولت ایران نمونه بارز این اقدام است.
14. شفافسازی قراردادهای نفتی با استفاده از فناوری موجود بهمنظور نشان دادن نحوه فروش نفت و نیز شفافسازی میزان فروش مخفیانه نفت و اینکه چه میزان از این پول به حسابهای رهبران ایران واریز میشود.
بصیرت: چند روز پس از جنجال و هیاهوی رسانههای غربی درباره حمله نظامی به ایران و تشدید تحریمهای اقتصادی، بنیصدر فراری که این هیاهو را جدی گرفته بود، با فرصتطلبی به میدان آمد تا کاری کرده باشد که نظر مردم ایران را جلب کند و راه براندازی نظام اسلامی را نیز به مستکبران نشان دهد، غافل از آنکه مستکبران این راهها را بلدند و پیشتر، مهمتر از آن را به کار گرفته و راه به جایی نبردهاند. ظاهر جانبداری بنیصدر مخلوع از مردم ایران باعث نمیشود تا مردم خیانت وی به ملت و کشور را فراموش کنند. چاپ مطلب وی نیز در پایگاه اینترنتی مذکور نمیتواند جایگاه یک تحلیلگر ساده را هم برایش فراهم کند. بنیصدر با گذشته سیاهش شناخته میشود و امروز چیزی برای زدودن و جایگزینی آن ندارد.