آمریکایی ها در دور جدید تهاجم غیرنظامی به ایران سه گانه حقوق بشر، ترور و فعالیت هسته ای را به کار گرفتند. در این سه گانه ظاهراً فعالیت هسته ای بیشتر نظر آنها را جلب کرد و برروی آن بیشتر سرمایه گذاری کردند. علت این سرمایه گذاری می تواند موارد زیر باشد:
1- اهمیت بیشتر بحث هسته ای 2- محوریت آن در تحریم ها 3- داشتن سابقه طولانی و پر حجم در شورای امنیت سازمان ملل4- داشتن ظرفیت زیاد برای تبلیغات علیه آن 5- انگیزه ساز بودن برای توجه و پرداختن به آن و ...
آمریکایی ها برای به ثمر رساندن این سرمایه گذاری تصمیم گرفتند نکته جدیدی را به آمانو دیکته کنند که در گزارشش بگنجاند تا شاید جلوی تکراری و ملال آور شدن گزارش را بگیرد و سایر کشورها را به سخت گیری بیشتری علیه ایران ترغیب کند. این نکته جدید اعلام انحراف ایران از مسیر صلح آمیز به مسیر ساخت سلاح هسته ای بود. با اینکه در همان ابتدای انتشار گزارش آمانو به این ادعای بی اساس واکنش منفی نشان داده شد، آمریکایی ها آن را جدی نگرفتند و یا وانمود می کردند آن را جدی نگرفته اند و تبلیغات رسانه ای شان را با تمرکز بر همین ادعای واهی افزایش دادند و اوباما بلافاصله با رئیس جمهور روسیه و چین ملاقات و گفت وگو کرد و امتیازات ضمنی هم به آنها پیشنهاد کرد تا نظرشان را برای برخورد جدی با ایران جلب کند، به موازات فعال شدن دیپلماسی آمریکا علیه فعالیت هسته ای ایران، نمایندگان ایران در سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی هسته ای نیز دیپلماسی ایران را برای خنثی کردن تلاش های آمریکا فعال کردند و در موعد مقرر هر دو طرف منتظر ماندند تا شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای نظرش را اعلام کند. غیرقابل باور بودن ادعای گزارش آمانو و روشنگری نماینده ایران در آژانس، مانع پذیرش قطعنامه موردنظر آمریکا می شد. آمریکایی ها با محور قرار دادن ادعای مذکور تلاش می کردند چند نکته را علیه ایران در قطعنامه بگنجانند که عبارت بود از: 1- پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع داده شود. 2- از گزارش ادعایی آمانو علیه فعالیت های هسته ای ایران حمایت شود. 3- ماهیت برنامه هسته ای ایران انحراف یافته به سمت ساخت سلاح هسته ای، اعلام شود. 4- برای حل و فصل مسائل بین ایران و آژانس ضرب العجل تعیین شود. پذیرفتنی نبودن خواسته های آمریکا مسئولان آمریکایی را وادار به عقب نشینی و تعدیل پیشنهاداتشان کرد و در نهایت قطعنامه ای کم رمق تنظیم و به رأی گذاشته شد و با وجود تعدیل شدن و کم رمق بودن برخلاف خواست و انتظار آمریکا، قطعنامه با اجماع به تصویب نرسید و رأی گیری شد که در رأی گیری کوبا و اکوادور به آن رأی منفی و اندونزی رأی ممتنع دادند. تصویب چنین قطعنامه کم رمقی در شورای حکام شکست سنگینی برای آمریکا و مجموعه کشورهایی است که به همراه آمریکا چند روز دائماً تلاش می کردند تا قطعنامه سنگینی علیه ایران صادر کنند. این شکست سنگین پیامدهای منفی برای این گروه از کشورهای استکباری به همراه داشت، از جمله: 1- تحقیر آمریکا و وابستگانش: یکی از شیوه های آمریکا برای نمایش دادن قدرت و مرعوب کردن دیگران استفاده از توان نظامی و واداشتن سایر کشورها به دنبال روی از آن و به عهده گرفتن رهبری در تهاجم به کشورها است. پس از جنگ جهانی دوم این مشی مشاهده شده که آخرین آن حمله به افغانستان و عراق بود، سلطه آمریکا بر کشورهای مستقل و تبعیت پذیری آنها از آمریکا را تثبیت کرد و اقتدار آمریکا را آنقدر افزایش داد که گویا راه مخالفت با آمریکا مسدود شده است. آمریکایی ها سال ها تلاش کردند تا این اقتدار حوزه نظامی را، به حوزه های دیگر از جمله سیاسی منتقل کنند تا در این حوزه نیز مخالفت با اراده آمریکا بی معنا شود. آمریکایی ها در این عرصه بعضی موارد موفق بودند و در مواردی هم ناموفق. آنها در سال های ابتدایی که پرونده هسته ای ایران در شورای حکام به بحث گذاشته می شد، موفق شدند چندین بار نظر اجماعی اعضا را علیه ایران جلب کنند و پس از آن ناکامی شان بیشتر شد. در نشست اخیر با اینکه سرمایه گذاری آمریکایی ها بیشتر بود، دستاوردشان افزایش نیافت و اعضا ابتدا با مخالفت با پیشنهاد آمریکا و تعدیل شدید آن و بعد هم شکستن اجماع، آمریکا و کشورهای همسو با آن را به شدت تحقیر کردند و عملاً نشان دادند، آمریکا در وضعیتی نیست که بتواند اراده اش را بردیگران تحمیل کند.
2- تاوان سنگین آمانو: آمانو در تدوین گزارش، با پذیرفتن دیکته آمریکا و گنجاندن نکاتی در گزارش که آمریکایی ها می خواستند، با تبدیل شدن به یک مهره آمریکایی، اعتبارش را زیر سوال برد و مخدوش کرد. بی ارادگی و بی اختیاری آمانو آنچنان واضح بود که هیچ کس باور نکرد، آنچه که درباره انحراف فعالیت های هسته ای ایران در گزارش ذکر شده، یافته بازرسان آژانس بود. این دروغ نابخشودنی برای آمانو و آمریکا هر دو رسوایی بزرگی بود.
3- بی اعتبار شدن آژانس: تسلیم شدن آمانو به خواسته های آمریکا و انعکاس آن در گزارش منتشر شده، بدون توجه به دیدگاه های ایران، آژانس را با چالش اعتبار مواجه ساخت تا آنجا که جنبش عدم تعهد در بیانیه ای که صادر کرد در این باره توضیح خواست و در بند 14 آن نوشت: «جنبش عدم تعهد خواستار توضیحات از آژانس در مورد عدم درج اظهارات ایران در رابطه با تمامی اطلاعات جدید در این گزارش، قبل از انتشار رسمی آن می باشد.» این بیانیه در انتقاد از آژانس به این میزان بسنده نکرد و در بند بعد آورد: «با مدنظر قرار دادن مسئولیت آژانس در حمایت از اطلاعات محرمانه پادمان ها، جنبش عدم تعهد به واسطه تکرار نشت چنین اطلاعاتی همچنان نگران است که در فقدان اقدامات کافی تصمیمی از سوی آژانس، اعتبار نظام آژانس برای حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمان ها زیر سوال رود.»
پس از طی فراز و فرود طولانی که در تمام لحظات آن نبض کار در اختیار آمریکایی ها بود و سرانجام، صدور قطعنامه ضعیفی که بر خلاف میل و خواسته استکبار بود و آنها را ناخرسند کرد، بحث به اینجا رسیده که آمریکا، اذنابش و آژانس حرکت شان را انجام دادند و حالا نوبت ایران است که حرکتش را انجام دهد. گفت وگوی ایران با آژانسی که حیثیتش را به خاطر آمریکا لکه دار کرده و اعتبارش مخدوش شده نمی تواند گفت وگویی از نوع گذشته باشد، باید از اشتباه بزرگ آژانس علیه افزون خواهی که آمریکا از طریق آژانس دنبال می کند، استفاده کافی و هوشمندانه کرد. چنین رفتاری در مذاکره با 1+5 نیز باید لحاظ شود. اگر در برخی مذاکرات، 1+5 از گزارشات آژانس به عنوان برگ برنده و چماق استفاده می کرد، این بار موضوع عکس شده و دست 1+5 خالی است و لازم است طرف ایرانی با بهره برداری زیرکانه از خفتی که متوجه آژانس شده آن را به سوی 1+5 سوق دهد و آنها را نیز درگیر این ننگ و خفت کند. پس از صدور قطعنامه ضعیف آژانس فرصت مغتنمی برای ایران فراهم آمده تا بتواند آسوده تر فعالیت های هسته ای صلح آمیزش را مدیریت کند. به نظر می رسد این فرصت مغتنم تا ماه ها ادامه خواهد داشت، پس باید برای لحظه لحظه آن برنامه داشت تا هدر نرود. با گذشت هر روز و پافشاری نظام بر مواضع حقش و حمایت حماسی و سلحشورانه مردم از مواضع بر حق نظام، عقب نشینی بیشتر در جبهه استکبار و شجاعت بیشتر در جبهه کشورهای حق طلب مشاهده می شود. با چندگام دیگر می توان جبهه استکبار را فرو ریخت. نتیجه بررسی روند نشست اخیر شورای حکام و آنچه که در آن گذشت و مصوبه ای که در آن تصویب شد، شاهد این ادعاست که شاید باورکردنش برای برخی سخت باشد، تأمل و دقت در راه طی شده شیرینی پیروزی گام های برداشته شده را زنده می کند این شیرینی با پیروزی های در راه زنده می ماند.ان شاء الله