تنظیم: عبدالله شمسى
نویسندگان: صادق سلیمىبنى ـ آیت مظفرى
آنچه امروز با عنوان «مجمع روحانیون مبارز» شناخته می شود، تبارش به آن دسته از روحانیان انقلابی می رسد که به رهبری امام خمینی(ره) بزرگ ترین نقش را در بنیانگذاری، استمرار و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشته اند و به صورت رسمی تشکیلات «جامعه روحانیت مبارز» را در سال 1356 علنی کردند.
قابل ذکر است که تشکیلات روحانیت ـ به معنای عام آن ـ همواره در درون خود از نوعی آزاداندیشی و استقلال فکری برخوردار بوده است و نباید انتظار داشت که همچون یک حزب سیاسی از یکپارچگی سازمانی و سلسله مراتب حزبی برخوردار بوده، فاقد اختلاف سلیقه و دیدگاه باشد. روحانیان به رغم بحث های تند طلبگی با توجه به معنویت حاکم بر تشکیلات خود، هدف مشترک خود را پی می گرفته اند. با وجود این، اختلاف سلیقه در آن طبیعی به نظر می رسد.
«مهدوی کنی» دبیرکل جامعه روحانیت مبارز می گوید: «من یادم می آید که همان قبل از انقلاب هم مرحوم شهیدمطهری در بعضی مسائل یک جور فکر می کرد و مرحوم شهیدبهشتی یک جور دیگری فکر می کرد. آقای هاشمی هم گاهی باز یک تفاوت هایی با شهید بهشتی داشت.»(1)
با این حال می توان گفت تا زمانی که حزب جمهوری اسلامی به عنوان مهم ترین تشکل سیاسی انقلابیون مذهبی در کشور به فعالیت خود ادامه می داد، به دلیل تمرکز فعالیت های انقلابیون، تحت تشکیلات سازماندهی شده حزب، نوعی همگرایی در میان نیروهای وفادار به انقلاب به ویژه روحانیون برخوردار از سلایق مختلف به وجود آمده بود. با توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی، زمینه فعالیت بیشتر جامعه روحانیت مبارز و در ادامه تحولات آن، بستر انشعاب مجمع روحانیون از آن فراهم آمد.
بر این اساس، نخست به اجمال، تأسیس و توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی مورد اشاره قرار می گیرد. آنگاه روند شکل گیری، شرایط و دلایل تأسیس و آثار و پیامدهای راه اندازی مجمع روحانیون مبارز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
1- تأسیس و توقف فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی
تعدادی از بزرگان و اعضای موسس جامعه روحانیت مبارز، با توجه به ضرورت وجود تشکیلاتی مذهبی ـ سیاسی به عنوان پشتوانه ای برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضمن هماهنگی و مشورت با بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)(2)، تشکل سیاسی گسترده ای به نام «حزب جمهوری اسلامی» را بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب راه انداختند.
این تشکیلات سیاسی که بزرگ ترین و فراگیرترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی ایران بعد از انقلاب محسوب می شود، به منظور حفظ و پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب، بهره گیری از مبارزات ضداستبدادی و ایجاد امید در مردم تأسیس شد و موفقیت های چشمگیری به دست آورد.
نظریه پرداز، مغز متفکر و طراح اصلی این حزب، یعنی شهیدبهشتی پیرامون زمان، علت نام گذاری و بنیانگذاران اولیه حزب می گوید: «با تأکید امام [ره] هفت یا هشت روز پس از پیروزی انقلاب، حزب را اعلام کردیم چون ما به جمهوری اسلامی می اندیشیدیم نام آن را گذاشتیم جمهوری اسلامی ... پس از انقلاب ما پنج نفر [بهشتی، خامنه ای، رفسنجانی، باهنر و موسوی اردبیلی] موجودیت حزب را اعلام کردیم. البته به آقای مهدوی کنی هم گفته بودیم ولیکن استقبال نکرد.»(3)
از هنگام تأسیس حزب جمهوری اسلامی تا زمانی که این حزب به فعالیت خود ادامه می داد، به رغم آنکه جامعه روحانیت مبارز در عمل تعطیل نشد، اما فعالیت سیاسی آن تحت الشعاع حزب جمهوری اسلامی قرار داشت. در واقع به دلیل تمرکز فعالیت نخبگان و عناصر محوری روحانیت مبارز در حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت همسو و هماهنگ با حزب به ایفای نقش پرداخت و جز در چند مورد خاص، موضع جداگانه ای اتخاذ نکرد، اما سرانجام با گذر زمان چند عامل سبب توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی در نیمه اول سال 1366شد:
1-1- تحقق هدف اصلی
دلیل اصلی تأسیس حزب، به دست گرفتن ابتکار عمل از جانب انقلابیون مذهبی در برابر گروه ها و تشکل های سیاسی غیراسلامی به منظور پاسداری از دستاوردهای انقلاب بود. این هدف حزب با حذف عوامل و عناصر لیبرال نهضت آزادی از صحنه حاکمیت اجرایی کشور، مهار سایر گروهک های ضدانقلاب و حاکمیت رسمی انقلابیون مذهبی تحقق یافت. از نظر هاشمی رفسنجانی: «...استقبال و توجهی که به حزب بود به خاطر آن خطرات دوران بحران بود. بعدها اوضاع رفته رفته عادی شده بود؛ یعنی خطرها از نظام کم شده بود. دیگر احساس نمی شد که حزب ضرورت روزهای اول را داشته باشد. اوایل گروه ها و احزاب فعال بودند، ولی کم کم خیلی ضعیف شدند، دیگر رقابتی با آنها نداشتیم.»(4)
2-1- شهادت شخصیتهای مهم
شهادت وزنه های وحدت بخش جامعه روحانیت و نخبگانی نظیر شهیدان بهشتی و باهنر که در زمان حیات خود، نوعی همگرایی میان کادر مرکزی و بدنه حزب جمهوری اسلامی ایجاد کرده بودند، سبب بروز اختلاف سلیقه ها در حزب شد. این اختلافات، استمرار فعالیت های حزب جمهوری اسلامی را با مشکل جدی مواجه ساخت.
3 -1- عدم دقت کافی در جذب نیروهای جدید
عدم دقت لازم در عضوگیری برای حزب، سبب ورود برخی نیروها به حزب شد که عملکردشان با مرامنامه و اساسنامه حزب مغایر بود. از سوی دیگر، این بی دقتی موجب گستردگی غیر عادی حزب شد و اداره آن را برای سران حزب که مسئولیت های اجرایی سنگینی نیز در نظام داشتند، دشوارکرد و بر موقعیت و شأن اجتماعی حزب ضربه وارد ساخت.
4-1- گسترش اختلاف در خطمشی اقتصادی و سیاسی
هر چه زمان می گذشت اختلافات، دامنه گسترده تری به خود می گرفت و گروه های داخل نظام، از جمله کادر و هواداران حزب جمهوری اسلامی را در قالب دو طیف طرفداران «اقتصاد بازار آزاد» و «اقتصاد دولتی» در مقابل هم قرار می داد که در نهایت در سال 1365 با طرح موضوع ولایت مطلقه فقیه در خصوص حوزه اختیارات رهبری نظام، این اختلافات از حوزه مسائل اقتصادی به حوزه نظریات سیاسی نیز سرایت کرد.
در این شرایط مقام معظم رهبری که در آن زمان دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود به همراه آقای هاشمی رفسنجانی دیگر بنیانگذار و عضو برجسته حزب، در خرداد 1366 نامه ای به امام نوشتند و ضمن برشمردن خدمات حزب، ادامه کار آن را در شرایط موجود، باعث ایجاد اختلاف و دو دستگی و خدشه دار شدن وحدت و انسجام در صفوف یکپارچه ملت دانستند و خواستار موافقت ایشان برای توقف فعالیت (نه تعطیلی قطعی) حزب شدند. آقای هاشمی رفسنجانی در این باره می گوید: «خودمان رفتیم به ایشان [حضرت امام(ره)] پیشنهاد کردیم در حزب دیگر نباشیم؛ چون احتمال می دادیم و ایشان نیز احتمال می دادند دوباره شرایط ایجاب کند، یک ضرورتی باشد برای فعالیت مجدد حزب و لذا به جای تعطیل قطعی و انحلال گفتیم که فتیله اش را بکشیم پایین. قرار شد این جور بگوییم تا این حزب بماند که اگر روزی دیدیم شرایط جدیدی ایجاد شده، حزب بتواند تجدید حیات کند.» (5)
بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز با ارسال پاسخی موافقت خود را اعلام کرد و در عمل فعالیت های حزب متوقف شد.(6)
پس از توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی، محوری ترین و اصلی ترین تشکل انقلابیون مذهبی که با تحرک و جنب وجوش چشمگیری در صحنه سیاسی فعال شد، جامعه روحانیت مبارز بود، اما دامنه اختلافاتی که در نهایت سبب توقف فعالیت های حزب شد، در درون جامعه روحانیت مبارز نیز جریان یافت. سرانجام با انشعاب تعداد اندکی از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت، تشکل جدیدی به نام «مجمع روحانیون مبارز تهران» در اوایل فروردین 1367 پا به عرصه سیاسی کشور گذاشت.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.