صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۳۱۰۱
بررسی تحلیلی صبح صادق از برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ

نشستی با دورنمای مخدوش


در هفته جاری قرار است اجلاسی دو روزه در شرم‌الشیخ مصر برگزار شود که یکروز آن 170 کشور جهت مشارکت در بازسازی عراق مذاکراتی خواهند داشت و در روز دیگر کشورهای همسایه و 8 کشور صنعتی و  5 عضو دائمی شورای امنیت و دو کشور عربی غیر همجوار نشستی خواهند داشت تا مشکلات عراق را بررسی و برای حل آن تشریک مساعی نمایند.

 پس از نشست تهران و بغداد که کشورهای همسایه عراق به منظور کمک به حل مشکلات امنیتی آن کشور برگزار کردند قرار شد نشست بعدی در استانبول منعقد شود ولی یک جنجال تبلیغاتی - سیاسی بین کردها و مقامات ترکیه زمینه‌های این نشست را سست کرد و بلافاصله پیشنهاد شرم‌الشیخ جایگزین آن گردید و توصیه ایران برای نشست در کویت نیز که «مصداق همسایگی» داشت نادیده گرفته شد.

روشن است که نشست در شرم‌الشیخ پیامهای مختلفی دارد . اولا اجلاس سران عرب در ریاض و واگذاری نقش‌های جدید به عربستان در مسئله فلسطین موجب ناخشنودی مصریها بود که اکنون با عنایت آمریکایی‌ها برای نقش آفرینی مصریها در عراق جبران می‌شود. ثانیاًً اینکه شرم‌الشیخ همواره به میزبان اجلاس‌هایی بوده که صرفاً براساس مطالبات و اهداف آمریکایی شکل گرفته و تداعی‌کننده «خوشبینی» نیست. ثالثاً اجلاس همسایگان عراق و حضور پررنگ و پر تعداد غیر همسایگان و قدرتهای جهانی چه مفهومی را منتقل می‌کند آیا آنها نیز برای حل مشکل عراق در اجلاس مشارکت می‌کنند؟ و یا برای اهداف دیگری که این روزها زمزمه آن شنیده می‌شود، در اجلاس حضور دارند؟ آنچه روشن است اینکه طرح آمریکا و دولت بوش برای سیطره بر عراق بی‌نتیجه بوده و شرایط موجود نیز بر فشارهای همه جانبه برای مجبور کردن بوش جهت خروج و عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق دلالت دارد و جریانهای غوغاسالار عربی هم نگرانی گسترش نفوذ ایران در معادله عراق هستند و تلاشهای گسترده این کشورهای عربی برای «ناامن‌سازی باج‌خواهانه از حکومت عراق» نیز رنگ باخته است. حال با در نظر گرفتن اینکه آمریکا ناچار به «خروجی شرافتمندانه و یا آبرومندانه از عراق» است و مانع تراشی‌های مقامات آمریکایی در مسیر فعالیتهای حکومت عراق، به حد مورد نظر آمریکا نرسیده و حتی عملیاتهای «ناامن‌سازی نیابتی» نیروهای آمریکایی در عراق و کشتار مردم و فتنه‌سازی مذهبی و نژادی، کارآمدی نشان نداده است، تا حدی مشخص می‌شود مشکل چه کسی قرار است در نشست شرم‌الشیخ حل شود. مشکل عراق در حقیقت مشکل اشغالگران است که کار ویژه آنان فتنه‌سازی، جنگ داخلی و اختلاف‌افکنی برای سلطه و نفوذ و ادامه حضور در عراق است مقامات آمریکایی بخوبی میدانند که مشکل عراق توسط بعثی‌ها و سلفی‌های افراطی آغاز شده و با مدیریت آنان و مشارکت هسته‌ای عملیاتی اطلاعاتی آمریکایی استمرار یافته است. بر آمریکایی‌ها پوشیده نیست که نشست‌های بعثی در چه مناطق و یا چه کشورهایی منعقد می‌شود و یا اینکه سلفی‌ها از کجا می‌آیند و از چه مسیری وارد عراق شده و کدام کشورها با پولهای «نفت آورده» آنان را حمایت می‌کنند. خوبست مقامات آمریکایی پاسخ دهند که قطار مهمات و سلاح آمریکایی که ظاهراً از بندر عقبه برای نیروهای آمرکایی به عراق وارد می‌شود و اعلام کردند غارت و دزدیده شده و جالبتر اینکه موشکهای ضد هوایی نیز به همراه داشته چه شده و مهمات و سلاح این قطار به دست چه جریانی افتاده است؟ آیا مقامات آمریکایی از اینکه رهبران سیاسی سنی «بازی دوگانه» دارند بی‌اطلاع هستند و اینکه هم در فرآیند و ساختارهای سیاسی شرکت کرده و سهم سیاسی بیش از نسبت جمعیتی را دریافت کرده‌اند و هم با جریانهای افراطی و ضد حکومتی همکار فعال دارند، چه معنائی دارد؟ اگر اتومبیل آقای خلیل‌زاد مسئول جابجایی حارث الضاری است و تماسهای فعال آقای خلیل‌زاد (سفیر قبلی آمریکا در عراق) با گروههای بعثی و افراطی و...) پنهان نیست و این گروه‌ها هم اساس ناامنی هستند، پس قرار است در اجلاس شرم الشیخ چه اقدامی شود، و چگونه به حل مشکلات امنیتی عراق کمک کنند؟ روشن است که مشکل اصلی، اشغالگران و اقدامات آن در عراق است و اجلاس شرم الشیخ برای حل مشکل عراق نیست. اگر چنین است، در واقع دولت بوش با مشکل بزرگی روبروست و  نمی‌توانند با کارنامه سیاه با افکار عمومی آمریکا و جهان پاسخ بگوید و اینکه پانصد میلیارد دلار مالیات شهروندان آمریکایی چه نتیجه‌ای داشت و مسئول کشتار بی‌دلیل مردم و غارت ثروت آنان و دههای رسوایی دیگر از دلایل اشغال عراق تا مدیریت غلط و زندانهای ابو غریب و شکنجه ها و... چه کسی است؟ حال بوش تا اول اکتبر بیشتر فرصت ندارد و بجز عراق در جبه داخلی با دموکراتها هم دست و پنجه نرم کند، نیازمند کمک است و اجلاس شرم الشیخ این مسئولیت را دارد تا با حضور «غیر همسایگان» یک قیومیت بین‌المللی بر عراق تحمیل کند و اراده و حاکمیت ملی این کشور را بیش از پیش نقض کند و ایران نیز آنرا تایید کند. البته می‌گویند الگوی افغانستان برای همکاری و گفتمان خوبست، تا ما تعریف حوزه نفوذ کنیم و منافع امنیتی و ملی دیگران را تعریف و آنها را در هزینه و شکست‌های خود شر کت دهیم گفته میشود سناریوهای مختلفی مانند استقرار نیروهای ناتو ویا کشورهای عربی اسلامی به جای نیروهای آمریکایی هم زمزمه می‌شود  وی که «سناریو کودتائی هم توسط علاوی» آماده شد تا حکومت مالکی را کنار زده و علاوه بر کودتای سفید به عنوان جایگزین مالکی مسئولیت را بعهده بگیرد. آخرین گزینه‌ای که توسط آمریکا در عراق تدارک می‌شود، فعال کردن زمینه‌های نامحدود و ناامنی و درگیری داخلی در عراق است در  قالبی جدید خودشان را منجی دوباره عراقی‌ها معرفی کنند. بی‌دلیل نیست که فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق ماههای آینده در عراق و احتمالاً پس از خروج نیروهای آمریکایی را بشدت بغرنج و بحرانی تصویر می‌کند. البته بر اساس مصوبات شورای امنیت، نیروهای آمریکایی برای ایجاد یک تعادل مطلوب در عراق و مدیریت یک سقف از ناامنی‌ها، به وظایف خود در تقویت آموزشی و تجهیزات ارتش عراق کمک نکرده‌اند و ابزار نظامی  ارتش عراق در حد یک گروه سیاسی و حتی کمتر از برخی توانمندیهای گروه‌های بعثی و سلفی است. بدیهی است که با چنین شرایطی دستگاههای امنیتی و نظام عراق برای ادای وظایف خود با دشورای زیادی روبرو هستند. اگر اجلاس شرم الشیخ برای حل مشکل بوش و حکومت آمریکاست، چه دلیل قانع کننده‌ای برای مشارکت ایران وجود دارد؟ اگر بوش و خانم رایس بی‌تابانه از دیدار با وزیر خارجه ایران سخن می‌گویند و حضور ایران در اجلاس را ضروری و بسار مهم میدانند و حتی قبل از سفر زیباری به تهران توسط ساتر فیلد بر آن تا کید می‌کنند، چه «اقدام و گام اعتمادسازی» از آنها مشاهده شده تا «تصور تعامل مثبت و گفتمان موثر» امیدواری بیشتر ایجاد کند.

 هنوز 5 دیپلمات ایرانی، گروگان نیروهای آمریکایی هستند و آمریکا حاضر نیست به حق هسته‌ای و نقش منطقه‌ای ایران اعتراف کند. بوش و رایس حتی بخود زحمت نمی‌دهند تا به نتیجه رفتار انگلیسی‌ها در قضیه 15 نظامی خود فکر کنند و بدانند با اعتراف به حقوق ملی ایران می‌توانند در چشم‌اندازی بهتر به «گفتمان موثر» بیاندیشند.

هنوز اموال ایرانی در بلوک «قوانین جنگلی آمریکا» است و هنوز موسسات مالی ایرانی در فشار اقدامات غیر قانونی آمریکا هستند با آن تفاصیل دو نکته در مورد اجلاس شرم‌الشیخ باید مورد توجه باشد. اول اینکه اگر خروجی و مصوبات این نشست به نفع مردم و حکومت عراق نباشد و بر مطالبات باج خواهانه تاکید کند، حضور ایران در این نشست مطلوب نیست و مقامات ایرانی به این مسئله جوهری توجه دارند. اگر در کنار شرم‌الشیخ آمریکا به یک فصل جدید درتعامل مثبت با ایران می‌اندیشد، اینکار ساده، شدنی و امکانپذیر است و  تنها نیازمند یک شجاعت تعیین کننده است تا آمریکا به مردم ایران و حقوق ملی و نقش منطقه‌ای ایران اعتراف کرده و احترام بگذارد و  بدین شکل بسیاری از مسائل در مسیری منطقی به پیش خواهد رفت. با اینکه بوش و جناح افراطی نو محافظه کار توصیه‌های گزارش بیکر هامیلتونه را ظاهراً نپذیرفته‌اند ولی برای حل مشکلات خود چاره‌ای به غیر از بازگشت آن و  پذیرش حقوق دیگر بازیگران ندارند و تهدید و خط و نشان برای کاهش ناکامی و هزینه‌ها، کارآمدی نخواهد داشت و بوش نیز فرصتی برای ماجراجویی جدید ندارد. چه بهتر که در این فرصت کوتاه، بوش در مسیر عاقلانه به تجدید نظر جدی در  سیاستهای عملی خود در مورد ایرن اقدام فوری کند و از منافع احتمالی آن نیز بهره‌مند شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات