گزیده سرمقاله برخی از روزنامه های6 آذر 1390جام جم:پیوند بسیج با محرم«پیوند بسیج با محرم»عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن میخوانید؛1- چندی پیش که برای مأموریتی فرهنگی به مسکو رفته بودم، از موزه جنگ این شهر که جزو دیدنیترین مکانهای این شهر است بازدید کردم. در محوطه وسیع و زیبای بیرون موزه، تازه دامادهایی را دیدم با نوعروسشان همراه با چند نفر از نزدیکان و دستهگلی در دست.
به مزاح از راهنمای خود سوال کردم چرا این زوجهای جوان زندگیشان را از موزه جنگ آغاز کردهاند؟! پاسخ راهنما تکاندهنده بود، گفت: در روسیه و بیشتر جمهوریهای استقلالیافته شوروی سابق، زوجهای جوان زندگیشان را با حضور در مزار سرباز گمنام و ادای احترام به او آغاز میکنند! و سپس مزار سرباز گمنام را در محوطه موزه جنگ نشانم داد. بیاختیار به یاد کشور خودمان افتادم و مقایسهای به سرعت نور از ذهنم گذشت که اگر چه در همه فرهنگها و بین تمامی ملتها، کسانی که با جانشان از میهنشان دفاع کردهاند جایگاه و منزلتی رفیع دارند اما این جایگاه در فرهنگ و تفکر اسلامی بس رفیعتر و ارزشمندتر است چرا که بر مبنای فرهنگهای دیگر، رزمندگان از آب و خاک و ناموس خود دفاع میکنند و در آن راه کشته میشوند ولی در مکتب اسلام، رزمنده، مجاهد فی سبیلالله است که برای رضای خالق خود و هستی میجنگد که البته دفاع از مرز و بوم هم به تبع آن به بهترین و کارآمدترین شکل حاصل میشود. "شهید” واژه پرمعنایی است که قطعاً مترادف آن با چنین عمقی که در فرهنگ اسلام مورد توجه است در هیچ فرهنگی مصداق ندارد و همین مقایسه تأسفم را برانگیخت که تجلیل ما از رزمندگان دوران دفاع مقدس و خصوصاً جانبازان و شهیدان آنگونه که انتظار میرود نبوده و نیست.
بسیج که امام عظیمالشأن ما آرزو میکرد خداوند با آنها محشورش کند، به گفته هم او، "لشکر مخلص خداست” و "شجره طیبه”. این لشکر و این شجره همچنان پابرجاست و هر روز توانمندتر و گستردهتر از گذشته نقشآفرینی میکند.
3-امسال پایان هفته بسیج با آغاز محرم مصادف شده است و این تقارن میتواند از پیوند ناگسستنی بسیج با محرم حکایت داشته باشد. میثاق بسیج با حسین (ع) و عاشورا بیش از آنکه گفتنی باشد و نوشتنی، دیدنی است و لمس کردنی.
رهبر فرزانه انقلاب در تعابیر و توصیفات پرمغزشان از بسیج و بسیجی جملهای دارند که: "بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود".
بسیجی نیز یعنی کسی که خود را وقف اسلام کند و در این راه آماده شهادت باشد و این است راز پیوند بسیج با محرّم!
1- در دانشکده های حقوق معمولا اساتید در بحث متدلوژی وضع قوانین به یک موضوع «فرعی» گریز می زنند که البته بیرون از آن بحث کاملا «اصلی» است و به یک «عارضه» و «آفت» مهم اشاره دارد. موضوعی که اساتید و حقوقدانان متذکرمی شوند ضعف در قانون و هم در اجرای آن است تا جایی که قانون گاهی به مانند تارعنکبوتی است که فقط ضعفا را به دام می اندازد و مجرمان گردن کلفت و مفسدان دانه درشت با گستاخی و بدون اضطراب از چنگ «قانون» و «عدلیه» می گریزند.
با گشوده شدن پرونده فساد مالی و بانکی اخیر که حقیقتا دلسوزان انقلاب و آحاد ملت مومن و شریف ایران اسلامی را نگران ساخت رسانه های ضدانقلاب تمام توان و پتانسیل خود را بکار گرفتند تا از همان ابتدا در شیپور عناد و بدبینی خصمانه خود بدمند که؛ الف: جمهوری اسلامی یک نظام ناکارآمد است و توان برخورد با عاملان و مسببان این فساد اقتصادی بزرگ را ندارد. ب: علنی شدن این پرونده بخاطر یک دعوای سیاسی در سطح حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است و این کشمکش و نزاع سیاسی به لحاظ قضایی و برخورد قانونی به سرانجامی نخواهد رسید و پ: دستگاه قضایی مستقل نیست و تابع شرایط زمانی و مکانی و مصلحت جویی های سیاسی است و...
اما از 15 مردادماه که پرونده فساد بانکی موسوم به پرونده فساد 3هزار میلیاردی تشکیل شد دستگاه قضایی بی توجه به حاشیه سازی ها و نشر شایعات و تهمت های ضدانقلاب، تحقیقات مقدماتی این پرونده را آغاز کرد و دادگستری خوزستان بهنگام و بی آنکه آثار و دلایل این فساد امحاء یا زایل شود اقدامات قضایی را عملیاتی کرد.
نکته حائز اهمیت ورود رئیس دستگاه قضایی به این پرونده است که در 24 شهریور طی یک ابلاغیه ویژه، دادستان کل کشور را به عنوان مسئول نظارت بر رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر منصوب کرد و یک نقطه عطف در فرآیند رسیدگی به این پرونده بوجود آمد چرا که اولا؛ دادستان کل کشور ناظر مستقیم این پرونده شد که نشان از عزم و قاطعیت جدی دستگاه قضا داشت و ثانیا؛ برخلاف مانورهای رسانه ای و تحلیل ها و پمپاژهای ضدانقلاب ابلاغیه آیت الله آملی لاریجانی یک منشور جامع و مانع برای رسیدگی سریع، قاطع، همه جانبه برای تحقیق از کلیه متهمان در هر رده و مقام در این پرونده بود.
در فاصله 3 ماه از تشکیل این پرونده تحقیقات قضایی به گونه ای بود که حتی رسانه های ضدانقلاب و معاندان و بدخواهان نتوانستند بر این اقدامات گسترده و مستند جرحی وارد کنند یا بر چگونگی اقدامات تعریضی بزنند.
بنابراین تصویر گوشه ای از این پرونده بزرگ که در بالا آمد نه تنها ادعاهای پوچ ضدانقلاب و رسانه های معاند و جیره خوار نظام سلطه را به قوت رد می نماید و آشکارا نشان می دهد که قوه قضائیه با موضوع سیاسی برخورد نکرده است بلکه عزم جدی و برخورد قاطعانه دستگاه قضا تاکنون اثبات کرده است که قانون تارعنکبوت نیست و مجرمان و مفسدان در چنگ قانون و عدلیه گرفتار می شوند. ضمن آنکه ورود نمایندگان خانه ملت به پرونده فساد بانکی و قرائت گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس این نگاه و برداشت را تقویت می کند.
اگر ضدانقلاب و بدخواهان جمهوری اسلامی تمامی ظرفیت رسانه ای و تبلیغاتی خود را به صحنه آورده اند تا این پرونده فساد بزرگ تنها به عنوان یک «تهدید» بماند و با اقدامات قاطعانه و قانونی دستگاه قضایی به «فرصت» برای نظام تبدیل نشود جریانات انحرافی و گروه ها و حلقه های خاص یک «اختلاس بزرگ»! را در دستور کار دارند و آن این است که «حقایق» و «واقعیت ها»ی این پرونده را پیشاپیش و قبل از آنکه مرحله «قضاوت» آن به بار نشیند «اختلاس» کنند و یا به «سرقت» ببرند.
اکنون اگر در روزها و هفته های اخیر مصادیقی یا نشانه هایی از این 2 اقدام عملی شده است- که متاسفانه شده- فارغ از هر پیامدی یک نتیجه روشن و بی ابهام داشته است: «حرکت صحیح دستگاه قضایی در مسیر منطقی و قانونی».
سخنگوی محترم دستگاه قضایی 4 آبان در نشست تلویزیونی خود اعلام کردند اولین کیفرخواست این پرونده فساد ظرف یکماهه آینده صادر خواهد شد.
تنها مانعی که افکار عمومی قانع می شود در مسیر صدور کیفرخواست وجود داشته است رسیدن به اطلاعات جدید و سرنخ های تازه ای در این پرونده پرحجم و دارای ابعاد عجیب و غریب است که تاکنون مکتوم و پنهان بوده است. اگر این فرض باعث شده تا صدور کیفرخواست به تعویق بیفتد باید به فوریت و به صورت مستند برای افکار عمومی تشریح شود و بجز این احتمال هیچ توجیهی از تاخیر در صدور کیفرخواست اولیه برای مردم پذیرفتنی نیست و ناگفته پیداست که این آزمون بزرگ دستگاه قضا با یک مسئولیت تاریخی همراه خواهد بود.
اما واکنش زودهنگام بازار آزاد به تصمیم شورای پول و اعتبار، یک پاسخ منفی به سیاست تعدیل نرخ ارز مورد نظر بانک مرکزی، دولت و شورای پول و اعتبار بود و این پرسش مطرح می شود که آیا تصمیم سازان اقتصادی نگاهی همه جانبه و واقع بینانه به ریشه ها و عوامل تشدید التهاب ارزی دارند یا به این دل بسته اند که گذشت زمان، مشکل را حل خواهد کرد؟ این پرسش وقتی جدی تر می شود که چند ضلعی آشفته بازار ارزی مورد کالبد شکافی دقیق قرار گیرد و واقع بینانه برای عبور از شرایط پیش آمده چاره اندیشی شود.
دوم: بخشی از التهاب و تنش ارزی در بازار آزاد ریشه در بی ثباتی سیاستهای اقتصادی به ویژه سیاستهای ارزی و پولی دارد و چشم پوشی و یا بی اعتنایی به پیامدهای قابل پیش بینی راه گشا نخواهد بود.انکار نمی توان کرد که تن دادن دولت و بانک مرکزی به سیاست چند نرخی ارز با هدف مداخله قیمتی در بازار ارز و جلوگیری از پرش قیمتها در بازار آزاد خطای بزرگی بود که نشان داد به جای چاره اندیشی بر اساس عقلانیت اقتصادی ، تلاش شده تا با اقتدار برخاسته از سازوکارهای کنترلی بانک مرکزی ، نوسان نرخ ارز مدیریت شود.
سوم: ابهام های تنش ارزی ایجاد شده و پیشی گرفتن نرخ ارز از نرخ تورم چالشی است که نباید آن را دستکم گرفت. چه اینکه مناقشه نظری بین دولتمردان بر سر نرخ مطلوب ارز در کنار شائبه ها مبنی بر انگیزه درآمدزایی از سوی دولت، باعث شده تا اعتماد مردم به سیاستهای اقتصادی و کارآمدی برنامه های دولت و بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز کاهش یابد. شایسته این باشد که دولتمردان اقتصادی به قاعده بازی اقتصاد تن دهند و غره به توانایی های شخصی خویش نشوند. چه اینکه التهاب قیمت ارز دستکم در کوتاه مدت باعث خواهد شد، تا گامهای بعدی برای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها سست شده و مشخص نیست سیاست تعدیل ارزی در بلند مدت هم باعث ثبات در بازار و تعادل در اقتصاد ایران شود. کوتاه سخن اینکه اندکی واقع بینی با چاشنی تدبیر اقتصادی خود کیمیای بزرگی است.
مروری بر جزئیات واردات به ایران طی نیمه نخست سال جاری، ابعاد دیگری از این وضعیت را روشن میکند. بنابر آمارهای رسمی ارائه شده، میزان واردات در 6 ماهه اول امسال 25 درصد و از لحاظ ارزش 5 درصد کاهش یافته است، درحالی که مروری بر آمار واردات در همین مدت نشان میدهد عمدهترین اقلام وارداتی به ایران را برنج، دانه ذرت دامی، روغن خام سویا، قطعات منفصل خودرو سواری و گوشت بدون استخوان منجمد گاوی تشکیل دادهاند که در این میان میزان برنج وارداتی نسبت به مدت مشابه سال قبل 24 درصد از لحاظ وزن و 27 درصد از نظر ارزش افزایش نشان میدهد.
اکنون سؤال اساسی اینست که ریشه این واردات بیرویه و بیضابطه در کجاست؟ آیا میتوان منفعت طلبی برخی تجار سودجو را عامل اصلی بالا بودن حجم واردات به کشور دانست؟ ضعف در سیاستها و عملکرد دولت چطور؟ آیا ریشه حجم گسترده واردات تنها و تنها در نگرش و کنش نادرست دولت است؟ تحریمها چه مقدار در این موضوع نقش دارند؟ و...
واقعیت این است که مجموعهای از عوامل یاد شده، هر کدام به سهم خود و در اندازههای مختلف در افزایش حجم واردات به کشور طی سالهای اخیر سهم داشته و دارند. بیتردید سود نهفته در واردات انواع کالاها آن هم کالاهای عمدتاً بیکیفیت و ارزان قیمت به ایران، عامل وسوسه تعداد زیادی از افراد است؛ بنابر این نمیتوان ترجیح منافع فردی بر مصالح عمومی کشور را از سوی عدهای منفعت طلب که گاه با استفاده از رانتهای خاص به سودهای کلان از واردات دست مییابند، در افزایش حجم واردات نادیده انگاشت.
در عین حال، با وجود همه این عوامل و سهمی که هر یک از آنها در افزایش حجم واردات به کشور دارند، عمدهترین و اساسیترین سهم را باید در حوزه سیاستهای پولی کشور جستجو کرد. درست است که برخورداری از رانتهای اداری، سیاسی و گاه دسترسی به اطلاعات در تشویق عدهای به واردات نقش دارد اما بیتردید وارداتی به ارزش حدود 50 میلیارد دلار به صورت رسمی و 14 تا 19 میلیارد دلار به صورت قاچاق، بسیار بیشتر از آن است که بتوان منطقاً دسترسی به رانت یا فضای نامناسب کسب و کار یا حتی عواملی مانند تحریم را د�� آن مؤثر دانست. بنابر این عامل اصلی را باید در رانت رسمی، آشکار و قانونی جستجو کرد که دولت با دنبال کردن سیاست توزیع ارز سهمیه بندی شده با قیمت دولتی آن را به راحتی در اختیار همگان قرار داده است. به عبارت دیگر دولت با اختصاص دادن ارزهای سهمیهای، به تمام وارد کنندگان این علامت روشن را میدهد که میتوانند با بهره مندی از سهمیه دلار با قیمت مدیریت شده دست به واردات کالاهایی بزنند که تولید کنندگان داخلی امکان رقابت با آن را از لحاظ قیمتی ندارند.
از این رو با وجود اهمیت و نقشی که مجموعه عوامل برشمرده در افزایش حجم واردات به کشور دارند، اتخاذ سیاست مبتنی بر توزیع دلار مدیریت شده در برابر ریال خصوصاً طی سالهای اخیر نه تنها به کاهش قدرت رقابتی صادر کنندگان ایرانی انجامیده بلکه رشد بیرویه واردات را نیز به دنبال داشته است و تا زمانی که راهبرد مناسبی برای تعیین نرخ ارز مشخص نشود، تصحیح سایر عوامل هم تأثیر چندانی در مدیریت حجم واردات نخواهد داشت.
تخریب نه تنها فضای حاکم بر انتخابات را مسموم می کند بلکه یکی از مهمترین اصطکاکات در مسیر ائتلاف های قدرتمند است. امروز در آستانه انتخابات مجلس نهم در حالی که چشم امید مردم به وحدت کلمه اصولگرایان برای تحقق آرمانهای دهه پیشرفت و عدالت است برخی از گروه های سیاسی با آلوده کردن فضا به تبلیغات منفی خواسته یا ناخواسته در حال از بین بردن این امید در دل مردم هستند. این آفت امروز دامنگیر بخشهایی از جریان اصولگرایی شده است.
اینکه فردی بگوید "به چه دلیل آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی حرف آخر را بزنند" دلیل خوبی است که فردا به رهنمودهای بزرگ خود نیز پشت پا بزنند. این سئوال هنوز بی پاسخ مانده است که دشمن تراشی هایی از این جنس قرار است تا کجا ادامه پیدا کند. اگر تمام نیروها و سرمایه های انقلاب مورد تخریب قرار گرفتند و از قضا مردم هم به این جریان اقبالی نداشتند آن موقع باید چه تدبیری اندیشید؟ این در حالی است که افکار عمومی از تخریب های ظاهری چند سال گذشته و زد و بندهای زیرین خسته شده است. افکار عمومی از یقه گیری های بی مورد و بی اهمیت سیاسی کلافه است. دامن زدن به منازعات بی حاصل طی چند سال گذشته چه ثمری برای کشور داشته است؟ تخریب، تهمت و افترا چه کمکی به فرهنگ سیاسی ایران می کند؟ امروز مردم از اینکه جریانی بدون هیچ برهان روشنی خود را حق مطلق بپندارد و با اثبات خود سعی در نفی دیگران داشته باشد بیزار شده اند.
در اضلاع خیمه اصولگرایی جریاناتی حضور دارند که لزوما یکصدا نیستند مهم آن است که عمود خیمه اصولگرایی برپا بماند. در این خیمه باید درجه تحمل پذیری وسعه صدر خود را بیشتر کنیم. به تعبیر مقام معظم رهبری "اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست میدارند، حالا اسمشان هر چه باشد.”(1)
اصولگرایان نیز این سرمایه های سیاسی و اجتماعی را با آغوش باز پذیرفتند و اجازه دادند تا آنها از لحاظ سیاسی رشد کنند. در مجلس اصولگرای هفتم و هشتم خیل قابل توجهی از نمایندگان حضور دارند که هیچ وقت در جریان باسابقه اصولگرا نقش پررنگی نداشتهاند.
اصل اول: ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن
اصل سوم: حفظ استقلال
اصل پنجم: جهاد علمی
اصل هفتم: اصلاح و تصحیح روشها
تردیدی نیست قطار اصولگرایی در ایستگاه های پیش رو مسافران دیگری را نیز سوار خواهد کرد و به مرور زمان بر طول اقطار هندسه اصولگرایی یعنی خلصین نظام افزوده میشود. این وسعت صرفا به سطح معطوف نخواهد شدبلکه حجم نظرات، ایدهها و تفکرات زیر این سطح نیز گسترش مییابد. در این بین اهمیت نقطه کانونی و یا همان عمود خیمه بیش از پیش احساس میشود. در این فضا مهندسی سیاسی پدیده شکلپذیر و روبهروز حجیمتر شونده اصولگرایی بیشتر قابل تامل است و برای این بافت که مراحل ابتدایی تکامل و شکلپذیری خود را طی میکند ضروری است که مراکزی به عنوان قلب، مغز، شرائین و .... طراحی نمود. مکانیسم 8+7 در الگوی رقابتی جبهه متحد اصولگرایان تلاشی برای نظام مند کردن ارگانیسم اصولگرایی است و تخریب های قشری و عمقی این بافت حیات کل ارگانیسم را به خطر می اندازد.
1 - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام، خرداد 1385
سیاست روز:امروز؛ ایفای نقش تاریخی مجلس«امروز؛ ایفای نقش تاریخی مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن میخوانید؛مجلس شورای اسلامی هفته گذشته پس از بحث و جدلهای فراوانی که در محافل سیاسی و رسانهای درباره مصوبه حقوق سیاسیون مطرح شد، هر چند دیرهنگام، اقدام شایستهای انجام داد و این رانت را از قوانین موجود حذف کرد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی به فرموده حضرت امام خمینی(ره) عصاره فضائل ملت هستند، به همین خاطر مردمی که آنها را انتخاب کردهاند توقع دارند تا مدافع حقوق مردم باشند و این توقع زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیست.
بر کسی پوشیده نیست که دولت انگلیس در امور داخلی کشورمان دخالت میکند، به مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران میپردازد، در مجامع بینالمللی علیه ایران رای میدهد و بسیاری دشمنیهای دیگر.
نظام اسلامی از همان ابتدای انقلاب روابط خود را با آمریکا که خود را ابرقدرت بلامنازع میداند، قطع کرد. قطع روابط دو کشور شاید به اذعان برخی تحلیلگران سیاسی به ضرر ایران بوده است. اما همین اقدام منشاء تحولات و پیشرفتهای بسیاری برای ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی چه در داخل و چه در سطح بینالمللی و به ویژه منطقه شده است.
تصور این که اگر ایران و آمریکا همچون دوران رژیم شاه مناسبات تنگاتنگی داشتند، آیا شاهد الگوپذیری و سرمنشاء تحولات و انقلابهای اسلامی در کشورهای عربی میبودیم؟!
۳۰انگلیس نیز همچون آمریکا کشوری استعمارگر است که به هر جا پا گذاشته بذر نفاق و تفرقه را کاشته است. سیاستهای مزورانه انگلیس نیازمند پاسخی درخور شأن نظام اسلامی است. آنها از هر ابزاری برای فشار به جمهوری اسلامی ایران استفاده میکنند. ما نیز ابزارهای گوناگون داریم که میتوانیم آنها را به چالش بکشیم. هر چند ابزارهای معنوی جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به کار افتادهاند و هیمنه غرب را به سخره گرفتهاند، اما با توجه به همین عوامل، مشاهده میشود که غرب، درصدد است تا با رویکرد خصمانه خود فشارها را بر ایران بیشتر کند.
نمایندگان مجلس امروز میتوانند با ایفای نقش تاریخی خود به این مهم دست یابند. نظام مقتدر اسلامی ایران، با اتکای مردمی خود میتواند به راحتی این کار را انجام دهد. نمایندگان مجلس مطمئن باشند که رژیم سلطنتی انگلیس از اقدام آنها متضرر خواهد شد و آنگاه برای برقراری روابط عادی اقدام خواهد کرد.
در این بین نیز اگر کمی به دورتر نیز نگاهی داشته باشیم می توان به رقابت های جهانی وزنه برداری و درخشش وزنه برداران ایرانی و کسب جایگاه جهانی مهمی در این رشته اشاره کرد . در مقابل این روند اگر نگاهی به ورزش فوتبال به عنوان مهمترین ورزش در کشور توجه داشته باشیم، در یک سال اخیر مشکلات و چالشهایی مهمی برای فوتبال باشگاهی و ملی کشور میتوان برشمرد.
از سوی دیگر نیز باید توجه رسانه های داخلی و صدا و سیما را نیز به ورزش مورد دقت قرارداد. در این راستا در واقع فوتبال عملا حجم مهمی از برنامه های ورزشی را در رسانههای داخلی به خود اختصاص داده است که می توان از ان به عنوان ورزش تک قطبی یاد کرد .
آنچه مشخص است در واقع قدرت و مقدار توجه مقامات و مسئولان ورزشی هر کشور در المپیک سنجیده میشود. چرا که در المپیک با توجه به گستردگی رشته ها و تنوع رقابت ها عملا محک خوبی برای عملکرد ورزشی کشور ها است.
این امر در حالی است که تاکنون مدیریت و توجه رسانه ها بوِیژه صدا و سیما و مقامات کشور عملا به فوتبال به عنوان قطب اصلی ورزش کشور معطوف بوده است . در این بین امید میرود با توجه به پتانسیل های فراوان ورزشی کشور در رشته های گوناگون مدیریت کلان ورزش کشور در راستای گذار از تک قطبی با توجه به همه ی پتانسیل ها ی ورزشی کشور حرکت کند امری که می تواند. پیامد های مثبتی برای کشور در عرصه های گوناگون مالی اقتصادی پرستیژی و سیاسی در ابعاد منطقه ای و جهانی داشته باشد .
با این حال، این ایام فرصت مغتنمی هستند تا فراتر از سطح یاد شده نیز مورد توجه قرار گیرند و منشاء نوع نگرش جدیدی در بسیاری از مردم واقع شوند. در همین رابطه، ضمن بزرگداشت یاد وخاطره یکایک شهدای کربلا وعرض سلام به محضر سالار شهیدان، چند نکته از منظر دغدغه های ستون به سوی عدالت بشرح زیر تقدیم می شود.
این حق خواهی از یکسو و رویکرد ظالمان در مقابل آن از سوی دیگر، در جریان قیام امام حسین علیه السلام به بهترین وجه ممکن و با ابعاد تراژیک ماندگار منعکس شده است. بزرگداشت ایام محرم حسینی با یاد آوری این جنبه های جوهری حادثه کربلا و شناسایی و معرفی درست درس های قیام کربلا برای پاسخ دهی به نیازهای فعلی بشر معاصر در مقابله با ظلم و ستم، می تواند کاربرد اجتماعی و فرهنگی وسیعی داشته باشند که آثار آن فقط در ماه محرم مورد توجه قرار نگیرد بلکه در طول سایر ماههای سال نیز در این زمینه از جمله دغدغه های مورد پیگیری واقع شود.
این تلاش در بستر ارایه سطحی از کارآمدی نهادهای جوامع صنعتی و برخی موفقیت های علمی و فن آوری، مخاطبان زیادی را بخود جلب می کند در حدی که مثلا وقتی قیام های مردمی دربرخی کشورهای اسلامی طی ماههای اخیر بوقوع پیوست رییس مجمع پارلمانی اروپا به صراحت گفت این قیامها حاکی از آن است که ارزشهای ما در همه جای جهان مورد پیگیری و مطالبه مردم هستند. ایام محرم فرصت مغتنمی است تا علما، خطبا، ورسانه ها وحتی خانواده ها تلاش کنند تا الگوهای شایسته برای تامین آزادی و آزادگی و رعایت حقوق مردم را مبتنی بر اندیشه و سکوک امام حسین (ع) و دیگر ائمه معصومین علیهم السلام به مردم معرفی کنند که شهروند کشور اسلامی از الگوهای موجود در فرهنگ خود برای رسیدن به نقطه مطلوب بهره برداری لازم را بعمل آورد.
در این صورت از نظر دور نباید داشت که خود ماجرای کربلا و درس های آن برای مردم در مقابل این گونه صاحبان قدرت مورد استناد قرار خواهد گرفت و مردم همنوا با کلام امام حسین (ع) امر به معروف و نهی از منکر در مقابل جائران و زورگویان و سوء استفاده کنندگان از قدرت و امانت الهی را وظیفه خود خواهند دید.
سخن آخر
محرم فرصت خوبی است تا ظرفیت های عظیم فرهنگی خود برای رفع بسیاری از مشکلات جاری در جامعه ملی یا جهانی را بازشناسی و بنحو شایسته مورد بهره برداری قرار دهیم. جریان تاریخ ادامه می یابد و هابیلیان و قابیلیان و حسینیان و یزیدیان همواره صف بندی جدای از هم دارند. خدا کند ما مراقب باشیم که در هر جایگاه و مقام و مرتبه ای که هستیم تقویت کننده مسیر حق و عدالت و سلامت وحریّت و آزادگی باشیم ودر صف حسینیان بشمار آییم. با این امید.
در این مورد به یاد آورید که مولای متقیان (ع) با زیاده خواهی برادر بزرگش، عقیل، که بیراه هم به نظر نمی رسید جهت رعایت عدالت و مصالح مسلمانان و تثبیت حقوق انسانی، چه برخوردی کرد! از ابواسحاق همدانی کوفی، از اعیان تابعین، نقل شده است که دو زن، یکی عرب و دیگری عجم، به خدمت امام (ع) آمدند و درخواست بخشش داشتند; امام علی (ع) به هر دوی آنها، درهم و خوراک مساوی و برابر داد. زن عرب گفت: «آخر، من عربم و این زن، عجم!» امام در پاسخ فرمودند: «به خدا قسم که من در دارایی مردم، فضیلتی برای فرزند اسماعیل نسبت به فرزندان اسحاق نمی بینم!» این; یعنی عدالت محض و تلقی اصولی و منطقی از حقوق اسلامی و انسانی. هم ایشان بودند که فرمودند: دست شما برای دهان دیگران لقمه نچیند. این سخن، بی شک، همان صراحت آیه 39 سوره مبارک نجم است که می فرماید: «ان لیس الانسان الا ماسعی و ان سعیه سوف یری» برای آدمی جز آنچه نمی کوشد، نیست و به راستی که او نتیجه سعی و کار خود می بیند.
نمایندگان شریف، از خط فقر، به خوبی آگاهند و نگرانی های مردمی را که علی رغم برخی گفته ها به نان شب محتاجند، می دانند مردم به گفته آن بزرگوار، ولی نعمت ماهستند. این حقایق نباید بعد از نشستن بر کرسی ها از خاطر برود. فقط مسئولان سیاسی، که سعی شان مشکور باد، نیستند که برای اعتلای کشور کوشیده اند. دیگران را، پابرهنه ها را از مد نظر دور نداریم. اینان، پشتیبانان واقعی و بی جیره ومواجب نظامند. چنین نباشد که فقط در رای خواستن ها و سینه سپر کردن ها به یادشان بیفتیم. گمان نکنم که مسئولان محترم سیاسی گذشته و حال، دل مشغول رفاه باشند و از غنایم، نصیبی بیشتر بخواهند. پس آنان را از مردم جدا نکنیم. در جمع مسئولان سیاسی و در بین نمایندگان محترم هم هستند کسانی که از مسئولیت سیاسی خود، حقوق نمی گیرند و مستمری آنان از شغل پیشین است.
دغدغه خاطرشان، همان گونه که در احساس تکلیف و رای خواستن گفتند، اسلام مستضعفان باشد. نمایندگان بدانند که اعمالشان زیر ذره بین مردم آگاه و بیدار و هشیار ایران است. این را در دو سه ماه آینده می بینند. خدمت به مردم، نه خدمت به خود، بزرگ ترین تبلیغ است و اعمال بزرگ و مصوبات اندیشمندانه و پایدار، موجب اعتبار مجلس.
در ادبیات سیاسی عربی از صالح بهعنوان حاکمی یاد میشود که بیش از سهدهه روی سرهای افعی راه رفته است. این تمثیل، به دو واقعیت جامعه یمن اشاره دارد. اول سخت بودن حکمرانی در این کشور و دوم مهارت و قدرت مانور صالح در حاکمیت بر جامعهای که حاکمان سابقش بهشکلی خونین از قدرت کنار رفته بودند.
او در حالی ریاست را واگذار کرد که هنوز اهرمهای قدرتش در صنعا دست نخورده باقیماندهاست. صالح ضمن حفظ عنوان افتخاری رییسجمهور به مدت سهماه، فرزندش احمد را کماکان در صنعا بهعنوان فرمانده گارد ریاستجمهوری حفظ کرده و برادرزادهاش فرماندهی نیروهای امنیتی را در دست دارد. این دو نفر روابط بسیار دوستانهای با نظامیان آمریکایی در یمن در چارچوب مبارزه با القاعده دارند. بنابراین، گرچه صالح رسما قدرت را واگذار کرده اما بیتردید انقلاب یمن هنوز تا پیروزی و انتقال ماهوی قدرت به مردم و انقلابیون راه درازی در پیش دارد.
این روزها به نظر میرسد که عربستان بعد از غافلگیری و هراس اولیه در برابر دومینوی خشم اعراب و سقوط سریع بنعلی و مبارک، اکنون اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و با استفاده از نفود عربی و بینالمللی خود در صدد است تا تحولات را مدیریت کند. سختگیری بر اسد در سوریه از طریق اتحادیه عرب، تلاش برای اداره بحران یمن و سرکوب انقلاب بحرین خطوط اصلی سیاستهایی است که عربستان دنبال میکند.
فقط لبنان و یمن با این تصمیم مخالفت کردند و عراق به آن رأی ممتنع داد. از سوی دیگر، ترکیب آرای کشورها به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره پروژه اثبات نشده ترور سفیر سعودی در واشنگتن نشان میدهد عربستان در سطح بینالمللی نیز وضعیت خوبی دارد. ضمن اینکه هیچ کشور اسلامی و عربیای نیز در تصویب این قطعنامه مقابل عربستان نایستاد.
از لحاظ تئوریک علمای عربستان اعتراض و خروج مردم علیه حاکم را حرام میدانند و از منظر عملگرایی سیاسی نیز از آنجا این اعتراضات عمدتا باعث سقوط همپیمانان سنتی ریاض شده، سعودیها با آن مخالفند. بنابراین، عربستان در طرحها و ابتکارات دیپلماتیک خود وقعی به خواسته ملتها نمیگذارد و از طریق زدوبند با معدودی نخبگان همچون سران قبایل و احزاب در یمن و نظامیان در مصر و توافقات پنهان با غرب و ریختن پول سعی دارد بحرانها را کنترل و به فرصت تبدیل کند.
همانگونه که امروز در مصر مردم احساس میکنند که نظامیان انقلاب آنها را مصادره کردهاند و دوباره به میدان تحریر بازگشتهاند، در یمن نیز شیوه اتنقال قدرت و خیمهزدن عربستان، شورای همکاری و آمریکا بر روی انقلاب مردم مانع از آن است تا یمنیها امضای طرح شورای همکاری را پایان کار بدانند.
اغلب معترضان یمنی حداقل از دو ماه قبل با دادن مصونیت سیاسی و قضایی به صالح مخالف بودند و به طرح شورای همکاری به دیده مثبت نمینگریستند. در یمن کمتر کسی است که نداند که عبدربهمنصور، معاون رییسجمهور که قدرت به او واگذارشده، فردی بیکفایت و کمتاثیر است و قدرت کماکان در دست نزدیکان علی عبدالله صالح در گارد ریاستجمهوری و سازمان امنیت است. آنها نیز در کنار حامیان سعودی و آمریکایی خود تلاش خواهند کرد دموکراسی در یمن را مصادره کنند و با استفاده از ساختار قبیلهای این کشور و پول عربستان افراد مورد اعتماد خود را بر سر کار آورند.
محرم ماه انتخاب است. انتخاب شب عاشورا؛ گروهی میروند و گروهی اندک میمانند. این شب و این انتخاب اوج داستان شورانگیز کربلاست. عاقلانه انتخاب کردن و عاشقانه ایستادن، پیام امام حسین (ع) نیز جز این نبود که اسلام را از چنگ غاصبان خلافت نجات دهد و برای همیشه رویارویی حق و باطل را در قالب حماسه کربلا به جهانیان نشان دهد.
محرم ماه عبرتآموزیهاست. ماهی است که تاریخ به سوی مبدا حرکت حضرت امام حسین(ع) بازمیگردد و داستان کربلا از حرکت کاروان امام حسین (ع) و توقف ایشان در مکه و دعوت و دعای ایشان در روز عرفه و سپس حرکت به سمت شهر خیانتپیشه کوفه و بالاخره توقف در سرزمین نینوا، شروع و سر آخر با شهادت امام حسین (ع) و یارانش به اوج میرسد اما آن شهادت مظلومانه، پایان ماجرای کربلا نیست. زینب (س) هست که راوی قهرمان داستان کربلاست، فریاد او بر سر هر کوی و برزن شنیده میشود و امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) طاغوت زمان یزید لعنتالله علیه را در مقر حکمرانیاش رسوا میسازند. شاید اگر زینب نمیبود و آن سخنرانی غرا را از او نمیشنیدیم، داستان کربلا ناتمام میماند.
اما گفته میشود که هر شهیدی که بر خاک شهادت میغلتید، چهره امام گلگون تر میشد، گویا در پاکبازی و نرد عشق باختن به حضرت دوست، هر لحظه شوقش فزونتر میشود. در میان سپاه عمر سعد و شمر ذیالجوشن، بودهاند کسانی که به هنگام رزم تن به تن، گریختند و به صحرا زدند، چه گریز از برابر دشمن برای عرب ننگ بود. اما در مقابل هنگامی که سر جوانی را دشمن قطع میکند و به سوی اندک یاران امام حسین پرتاب میکند، مادرش سر پسر را از زمین برمیدارد و به سوی دشمن میاندازد و میگوید: «چیزی را که در راه خدا دادهایم، پس نمیگیریم.» محرم ماه عبرتها و آموزههاست. ماهی است که بسیاری از خواص مردود شدند و برخی همچون آن برده سیاه، در آغوش حسین (ع) لبخند بر لب به سوی جانان پر گشودند. محرم فرصت مغتنمی است برای یادآوریها و آموختنها.
رسانه ها هم دوغ و دوشاب را چنان ماهرانه به هم میآمیزند که کسی نمیتواند بفهمد حق چیست و با کیست؟ اگرچه هیچ وجدان آگاه و عقل سالمی از خونریزی و استبداد حمایت نمیکند و حق را به آن نمیدهد، با این حال تردید در درستی و راستی صحنه های ستم نمایانه آگاهان و خردمندان را گیج و مدهوش نموده است. هیچ کس نمیگوید مبارک،بن علی،علی عبدالله صالح،قذافی و امثالهم خوب هستند. همگان کردار و رفتار این حاکمان خودکامه را ناپسند و سرزنش آمیز میدانند. اما هیچ مفهوم نیست که چرا حامیان سرسخت دیروزآنان یعنی کشورهای غربی و برخی کشورهای همسایه ناگهان نقاب دیگری بر چهره زدند و با ترفندهای گوناگون زمینه ی سقوط آنان را آسان نمودند؟
تاکنون میان ایران و غرب در سرنگونی حکومت های خودکامه ای نظیر صدام، طالبان،قذافی و مبارک تفاهم و یک سونگری وجود داشته است. اتفاقاً اکثر دشمنان منطقه ای ایران به دست دشمن دیرینه و بزرگ او یعنی آمریکا از بین رفته اند. تنها در عراق و تا اندازه ای در افغانستان توانسته ایم به مدد دیپلماسی فعال تر موفقیت هایی به دست آوریم. وضعیت ما در سایر کشورها چندان امیدوارکننده نیست. در حوادث اکثر کشورها تماشاگر بوده ایم، حداکثرش این بوده که به تحسین و تشویق پرداختهایم.
اولاً سوریه در کنار لبنان و ایران حلقه مقاومت را در برابر زیاده خواهی رژیم زورگوی اسرائیل تشکیل داده اند و در جنگ سی و سه روزه لبنان، نقش سوریه و ایران در شکست اسرائیلی ها در برابر حزب الله بر کسی پوشیده نبوده و نیست. ثانیا ما سرمایه گذاری های بسیار زیادی در این کشور کرده که دگرگونی اوضاع به این سرمایه گذاری های کلان آسیب جدی خواهد زد. سوم اینکه در جریان جنگ هشت ساله عراق وحامیانش علیه ایران، تنها کشور عربی که در کنار ایران ایستاد، سوریه بود.
چهارم این که رژیم سوریه از علویان است. اگرچه سنی ها در اکثریت هستند و علویان تنها حدود 13 درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و با وجود این چنین رژیمی با این طرز تفکر برای نظام ایران سودمندتر به شمار میآید. اما اکنون بازی در سوریه بسیار پیچیده و غم انگیز شده است اگر دست اندرکاران امور سیاست خارجی ما هوشیارانه عمل نکنند،همه چیز به زیان ما خواهد شد ترکیه و فرانسه در صدد ایجاد منطقه ی حائل در خاک سوریه هستند. ترکیه از فرصت ها به خوبی بهره میگیرد.
در ایران هم بسیاری از مردم از این همه خونریزی بیزارند به گفته برخی کارشناسان داخلی صدا و سیمای ما نتوانسته مخاطبان را قانع کند؛زیرا در خبررسانی یک طرفه عمل کرده است. از پوشش حقایق و گویش واقعیت ها طفره رفته است.اگر دیپلماسی ما در مسائل سوریه همین گونه باشد و نتوانیم با معترضان وارد مذاکره شویم و همه تخم مرغ های خود را در سبد رژیم اسد بگذاریم، بیم آن است که قافیه را ببازیم.
۲
۲امسال شروع ماه محرم با آخرین روزهای هفته بسیج تلاقی پیدا کرده است و این تلاقی زمانی از جهاتی قابل توجه و از خیلی جهات دیگر به جهت بصیرت نسل امروز و تفاوتهای آن با کسانی که در آن زمان میزیستهاند، متفاوت است.
قطعاً حماسهای که از کربلا و از بستر شنهای داغ و سوزان آن سرزمین پاک سرزد، الهامبخش وضعیت حال ماست و چه زیبا جوانان این سرزمین از حرکت سیدالشهدا(ع) در سال هجری الهام گرفتند؛ حرکتی که حسین بن علی (ع) در سال هجری انجام داد، حماسهای بود که موجب رهایی بشر در طول تاریخ شد و میلیونها انسان آزاده و مبارز را به سوی کانون رهاییبخش جهان اسلام رهنمون کرد.
۱۳۷۲بنیامیه که عمری را در فخرفروشی، تکبر و ظلم گذرانده بودند، یکباره میدیدند کسی که به ظاهر از جنس بشر بود، آمده است و رفتاری متفاوت از خویش بروز میدهد و تمامی رفتار آنها را به چالش کشیده است. آنچه در طولسال پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) رخ داد، محصول عقدههای فروخورده جماعتی بود که شوک دروغین و روحیه استکباری آنها را به زیر کشانده بود، اما نوع رفتار کوفیان در این حادثه جانسوز درسآموز است زیرا همواره این سؤال مطرح است که چرا کوفیان به رغم دعوت از فرزند رسول خدا از در دشمنی با آن حضرت درآمدند و با شمشیرهای آخته، ننگ بشریت را برای همیشه تاریخ به جان خریدند. آیا کوفیان شاخهای از کاخنشینان مستکبر شامی بودند که در یک حلقه تکمیلی، آفریننده این حرکت مذموم تاریخ شدند؟
عجیب آنجاست که هر چه در تاریخ حادثه تلخ عاشورا کنکاش میکنیم، درمییابیم قاطبه این جماعت کسانی بودند که در دوران حیات پر برکت پیامبر اسلام (ص) زبانزد خاص و عام در ایمان، اخلاص، جهاد و... بودند؛ کسانی که با رحلت ختمیمرتبت به جهت کمرنگ شدن لطف و صفای مدینه از سرزمین حجاز کوچ کرده و سکونت در عراق و کوفه را اختیار کردند. از همین رو بود که امیرالمؤمنین علی (ع) به رغم علاقه وافر به مدینه، سکونت در عراق و در کنار دوستان خویش بودن را بر اقامت در مدینه ترجیح دادند.
۲۰۴۱۶۱شاید در بررسی بروز این رفتارها بتوان یک عامل را بیش از همه برجسته دید و آن عدم درک پیام اصلی اسلام و دعوت رسول خدا بود. به بیان دیگر عمق دین برای کسانی که داعیه دینداری داشتند، به درستی فهم نشده بود که در غیر این صورت هیچگاه در مقابل ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام، گردنکشی نکرده و شمشیر از نیام بیرون نیاورده یا سکوت و بیتفاوتی را اختیار نمیکردند.
نزدیک بهسال پس از آن حادثه تلخ، سلالهای از آن خاندان پاک بار دیگر پرچم قیام برافراشت و برای همراهی با خویش ندای «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد تا ریشه استکبار اموی که این بار در هیبت پهلوی ظهور و بروز یافته بود، بخشکاند. کسانی که آن روز نبودند تا به ندای امام معصوم خویش لبیک گویند، این بار درنگ را جایز ندانستند، دست به دست نکردند و چرتکه نینداختند تا ببینند حضور آنها در کنار خمینی کبیر (ره) چه میزان برایشان هزینه دارد؟ او را ستودند و با او بیعت بستند؛ نه بیعتی از جنس کوفیان که در زمان خطر، امام خویش وانهند و جان بیمقدار خویش را از معرکه کارزار برهانند. لبیک گفتند و تا آخر ایستادند. هشت سال جنگ را به جان خریدند و با تعریف امام خویش در هر سخنرانی، سر به زیر افکندند و شرمنده از آنکه مبادا قصوری در این کارزار و همراهی از آنها سرزده باشد، زارزار گریستند.
پرچم که به دست نایب بر حق امام سفر کرده ما افتاد، بسیجیان بار دیگر بیچون و چرا پیمان خویش را تجدید و لبیک خویش را رساتر از گذشته فریاد کردند. جنگ نرم بود و دشمن درون خانهها. در چنین جنگی، قطعاً تشخیص سره از ناسره سخت بود. این بار میان چند حق ظاهری، آنچنان قدرت تشخیص و بصیرت باید بالا باشد که بتوان حق واقعی را شناخت و تنها شاقول این تشخیص ولایت بود و خمینی دیگر.
آن روز که قیام حسین بن علی (ع) آغاز شد، اگر میبود قطعاً به امام معصوم خویش لبیک میگفت و در خیل شهدای کربلا قرار میگرفت و امروز عهد خویش را با نایبان بر حق او بسته است. تا دیروز که خمینی (ره) بود بسیج لبیکگوی او بود و امروز که خامنهای عزیز است، تنها سرسپرده اوست و این تنها سرسپردگی است که باید بر آن افتخار کرد.
برای ملموس شدن این مساله میتوان نگاهی به بازار مسکن انداخت. تا زمانی که مصرفکننده این بازار حاضر به خرید بود، سرمایهگذاران و بورسبازان اقدام به معامله میکردند و هر ملک میتوانست در مدت کوتاهی چند بار دست به دست شود و بهای آن افزایش یابد، اما زمانی که آرام آرام معلوم شد قیمت مسکن به سطح غیرقابل تحملی برای مصرفکننده نهایی رسیده، خود به خود بورس بازی متوقف شد.
در واقع تا تضمینی صددرصدی برای فروش نفتخام یک ایرانی در بازار جهانی وجود نداشته باشد، ایرانیان اشتیاقی به خرید نفت از دولت ندارند و چند صباحی بعد میفهمند که دیگر خریداری برای بشکه شان نیست. از این رو آنچه میتواند به عنوان سیاستی پر اهمیت جلوه کند آن است که همیشه راهی شفاف و آسان برای فروش نفت خام ایران در بازارهای جهانی وجود داشته باشد و به هر طریق ممکن باید از این راه محافظت کرد. در آن صورت شاید بتوان به فروش نفت خام در داخل و به ایرانیان نیز فکر کرد.