على رئوفى
کشورهای غربی که از قرار گرفتن ایران اسلامی در مسیر پیشرفت و تعالی ناخشنود هستند به ویژه پیشرفت در حوزه هسته ای، چندین سال است که دست به اقدامات گسترده ایذایی زده اند تا ایران را از ادامه این مسیر درخشان که ایران را به بلندترین قله های افتخار می رساند، باز دارند؛ اما ایران در برابر فشارهای آن ها ایستادگی کرد و با قوت تمام به پیش رفت تا اینکه چندی پیش «آمانو»ی ژاپنی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی با تسلیم کردن خود و آبروی آژانس به آمریکا، یک گزارش کاملاً آمریکایی از فعالیت های هسته ای ایران را منتشر کرد. با اینکه ادعاهای دروغ مندرج در این گزارش کسی را مجاب نکرد و اتفاق خاصی هم نیفتاد، باند مثلثی تبهکاران عرصه دیپلماسی یعنی، شیطان بزرگ، فرانسه مفلوک و روباه پیر سلطنتی انگلیس، وقیحانه تصمیم گرفتند تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کنند که در این بین، روباه پیر و بدنام انگلیس برای اینکه نشان دهد برای خباثت ورزی هنوز رمقی دارد تا دیگران باورش کنند و نیز ترغیب و تشویق سایر کشورهای اروپایی به مشارکت در تحریم ایران، به یکباره اعلام کرد کلیه مبادلات بانکی و بانک مرکزی ایران را تحریم کرده است. شاید برای کسانی این پرسش مطرح شود که مگر کشورها مستقل نیستند و نمی توانند درباره روابط شان با سایر کشورها تصمیم بگیرند و چرا ایران به این اقدام انگلیس واکنش تند نشان داد؟ پاسخ این است که کشورها مستقلند و براساس آن می توانند تصمیم بگیرند؛ اما باید همین استقلال را به کشور دیگر نیز داد تا بتواند رفتار متقابل، داشته باشد. رفتار متقابل، تابع و متأثر از اقدام کشور اول است. ایران با شواهد و دلایل بسیار و روشن به این نتیجه رسید که انگلیسی ها توطئه ای را علیه ایران کلید زده اند، از این رو، مجلس ایران به عنوان نماینده مردم به صحنه آمد تا ا زحقوق ملت دفاع کند و در این راستا و در پاسخ تنبیهی به اقدام توطئه آمیز انگلیس، طرح کاهش روابط با انگلیس را با آرای بالا تصویب کرد و از دولت خواست ظرف دو هفته این مصوبه را اجرا کند.
پس از تأیید در شورای نگهبان این مصوبه لازم الاجرا شد و دولت موظف به اجرای آن گردید. مقامات انگلیسی که انتظار چنین اقدام سریع و سنگینی را علیه خودشان نداشتند، ناباورانه خبر آن را شنیدند و هنوز از شوک آن خارج نشده بودند که رسانه ها اعلام کردند، دانشجویان خشمگین ایرانی در برابر سفارت انگلیس در تهران تجمع کرده اند و علیه آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی شعار می دهند و با نیروی انتظامی نیز درگیر شده اند. دقایقی بعد، این خبر، خبر قبلی را تکمیل کرد: تعدادی از دانشجویان پس از درگیری با نیروی انتظامی موفق شدند وارد محوطه سفارتخانه شوند و پرچم انگلیس را پایین کشیدند و پس از مدتی با مداخله پلیس و دستگیری تعدادی از دانشجویان، آنها محوطه سفارت را ترک کردند. خواسته اصل این دانشجویان قطع کامل روابط با انگلیس بود نه کاهش آن. پس از این حادثه، جنجال آفرینی مقامات انگلیس و رسانه های غربی آغاز شد. وزیر خارجه انگلیس در اولین واکنش، ایران را به دادن پاسخ تند تهدید کرد. مقامات انگلیسی که از این حادثه غافلگیر شده بودند، تمایل داشتند رسانه ها با جهت محکوم کردن ایران به موضوع دامن بزنند تا بتوانند پس از فراهم آمدن زمینه مناسب، واکنش بین المللی تند علیه کشورمان ایجاد کنند. در کنار این اقدام، انگلیسی ها اعلام کردند سفارتخانه شان در تهران را تعطیل می کنند و از دیپلمات های ایرانی مقیم لندن نیز خواستند ظرف 48 ساعت لندن را ترک کنند. «دیوید کامرون»، نخست وزیر انگلیس با صدور بیانیه ای، عصبانیتش را از حادثه واقع شده آشکار کرد.
در این بیانیه آمده بود: «حمله امروز به سفارت انگلیس در تهران عصبانی کننده و غیرقابل دفاع است. کوتاهی دولت ایران در دفاع از کارمندان انگلیسی و دارایی های آن شرم آور بود. دولت ایران باید این را تأیید کند که کوتاهی در دفاع از کارمندان پیامدهای جدی به همراه داشت. ما طی روزهای آتی اقدامات مقتضی را اتخاذ خواهیم کرد.»
با زمینه سازی هایی که رسانه های استکباری کردند، برخی کشورها و حتی شورای امنیت نیز با صدور بیانیه ، حمله به سفارت انگلیس را محکوم کردند. پس از آن هم برخی کشورهای اروپایی مانند: فرانسه، آلمان، هلند و... سفرای شان را برای مشورت فراخواندند. کاخ سفید هم در این باره یک بیانیه معمول صادر کرد که در آن آمده است: «ما از ایران می خواهیم تا به طور کامل به تعهدات بین المللی اش عمل کند. این حادثه را محکوم کند، مسببان را تحت پیگرد قرار دهد و اطمینان حاصل کند که حوادث از این نوع، چه برای سفارت بریتانیا و چه برای نمایندگی های دیپلماتیک دیگر تکرار نشود.»
اوباما هم در حاشیه نشست با نخست وزیر هلند موضعی کم رمق تر از بیانیه صادره از مقر حکومتش گرفت و گفت: ایالات متحده عمیقاً از حمله به سفارت انگلیس در تهران متأثر است و حمله به اماکن دیپلماتیک انگلیس در تهران را غیرقابل قبول می داند.
یکی از ارکان جار و جنجالی که انگلیسی ها به راه انداختند، دستاویز قرار دادن قوانین بین المللی است. براساس این قوانین، دولت ها وظیفه دارند، امنیت اماکن و کارکنان سفارتخانه های دیگر کشورها را در کشور خود تأمین کنند. نیروی انتظامی ایران هم در راستای اجرای این قوانین وارد عمل و با دانشجویان خشمگین درگیر شد که در نهایت تعدادی از طرفین مجروح شدند و تعدادی دانشجو نیز دستگیر گردیدند. پس دولت و نیروی انتظامی به وظیفه شان عمل کردند؛ اما طرف دیگر این قضیه، دانشجویان خشمگین بودند، قوانین بین المللی که برای آنها وضع نشده، آنها خشم فرو خورده ملت ایران علیه انگلیسی ها را بیرون ریختند. پرونده تاریخ معاصر انگلیس در ایران پر از نقاط سیاه است. انگلیسی ها پیش از دوران مشروطیت، توطئه های شان را علیه ایران آغاز کردند. بخش زیادی از بدبختی های ایران در 150 سال گذشته به سبب دخالت آن ها در امور ایران است. انگلیسی ها با ترتیب دادن مقدمات کودتای 1299 رضا قلدر روند دخالت های شان در ایران را به مرحله ای رساندند که در ایران خاندان سلطنتی جدید بر روی کار آوردند و به شکل رسمی و نا مشروع، راه سلطه شان را بر ایران هموار کردند. مردم ایران از روابط ایران با انگلستان هیچ خاطره خوشی ندارند. آنها آنچنان به چپاول و غارت ایران و تحقیر این ملت و محروم ساختن آنها از کلیه حقوق داخلی و خارجی شان خو گرفته بودند که باور نکردند دراین کشور انقلاب شده و باید مشی شان را در قبال این ملت به خود آمده و به پا خاسته، تغییر دهند. با دنبال کردن این خوی استکباری، رفتار پیش از انقلاب را با مردم ایران ادامه دادند. انگلیسی ها که امروز و پس از حادثه حمله دانشجویان ایرانی به سفارت شان به قوانین بین المللی متوسل شده و دخیل بسته اند، چگونه است که در سال 1359 و در جریان حمله 6 مرد مسلح به سفارتخانه ایران در لندن که باعث شهادت دو تن از کارکنان سفارت ایران شد، دم از قوانین بین المللی نزدند. جالب آنکه در آن زمان حتی از شورای امنیت و کشورهایی که امروز حمله دانشجویان به سفارت انگلیس را محکوم می کنند، نیز صدایی در نیامد. یک مأمور سابق سازمان پلیس مخفی انگلیس (MI6) در سال 1376 فاش کرد که در حادثه حمله و اشغال سفارت ایران در لندن، پلیس «اسکاتلند یارد» طراح و برنامه ریز اصلی بود. این مأمور انگلیسی که خود در زمان وقوع حادثه، مشاور رئیس پلیس اسکاتلند یارد بود گفت: «اشغال سفارت و مرگ دیپلمات های ایرانی را رئیس MI6 طرح ریزی کرده و اجرای آن را به چند تروریست عراقی سپرد که دست پرورده سازمان اطلاعاتی انگلیس بود.»
انگلیسی های دغل باز نه اینکه این شروع تلخ پس از انقلاب را هیچ گاه جبران نکردند که به مرور بر حلقه های آن افزودند تا کار به اینجا رسید. انگلیسی ها اشتباه و یا تجاهل نکنند، تا پیش از فوران خشم مقدس و انقلابی دانشجویان کار مربوط به مجلس و دولت بود؛ اما از زمانی که خشم فرو خورده سال های طولانی فوران کرد، طرف حساب دولتمردان انگلیس مردم ایران هستند. بنابراین مردم خشمگین ایران را که از رفتار تاریخی دولتمردان انگلیس متفرند، از قوانین بین المللی و... نترسانند. مردم ایران بسیار خوشحالند و مجلسیان و دولتیان هم باید بسیار خوشحال باشند که در آستانه انتخابات بسیار مهم مجلس نهم، دولتمردان انگلیسی مجبور شدند با دست خودشان کانون توطئه گری شان علیه ملت ایران را تعطیل کنند. مگر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و در حین انتخابات و بروز فتنه ای که آن ها از عوامل اصلی اش بودند و پس از آن، این کانون فاسد، کم فتنه گری کرد و آشوب راه انداخت؟
انگلیسی ها به هیچ وجه دوست ندارند حضور در ایران را از دست بدهند. سرنخ عمده توطئه های جهانی علیه ایران در این لانه فتنه گری است، همه یادشان باشد آنها زمانی حق بازگشت به ایران را دارند( که از همین الآن برای آن لحظه شماری می کنند) که برای ملت ایران ثابت شود ادب شده اند و رفتارشان را تغییر داده اند! از این خبر به آسانی نمی توان گذشت: «آلیستر برت، معاون وزارت خارجه بریتانیا در امور خاورمیانه، به بی بی سی گفت که تحولات اخیر، رابطه دو دولت ایران و بریتانیا را قطع نمی کند و بریتانیا همه جنبه ها را بررسی کرده است تا روابط دیپلماتیک دو کشور برقرار باشد.»