گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی بیزینسویک 30 نوامبر 2011 (9 آذر) به تأثیرات تحریمها بر اقتصاد ایران پرداخت و نوشت: اقتصاد ایران بهدلیل دور تازه تحریمها با فشارهایی روبهرو خواهد شد؛ اما این کشور با درآمدهای نفتی همچنان از روبهرو شدن با بحران اقتصادی فاصله دارد. درست ساعت 3 بعد از ظهر 29 نوامبر 2011 حدود 200 معترض به سفارت انگلستان در تهران حمله کردند و شعار مرگ بر انگلیس سر دادند. آنچه بیش از همه، خشم رهبران ایران را برانگیخته، مجازاتهای اقتصادی شدید انگلستان، آمریکا و کانادا در 21 نوامبر است. همچنین انتظار میرود اتحادیه اروپا 1 دسامبر ممنوعیتهای تجاری و مسافرتی علیه حدود 200 فرد و شرکت ایرانی را بهتصویب برساند. این تحریمها به دلیل تلاشهای پنهانی ایران برای دستیابی به تسلیحات هستهای بوده است. آخرین تحریمها به دلیل محتوای گزارش بازرسان هستهای سازمان ملل در 8 نوامبر بود که با ادعای ایران در مورد صلحآمیز بودن برنامه هستهای تناقض داشت.
در ادامه مقاله آمده است: تحریمهای انگلستان، نظام اقتصادی ایران از جمله بانک مرکزی این کشور را هدف قرار داد. به گفته جین آرچیبالد، مشاور ارشد وزارت خزانهداری آمریکا «این اقدام عملیاتهای بانکی شرکتهای مرتبط با نظام اقتصادی انگلستان و ایران را با چالش روبهرو کرده است.» دولت اوباما نظام بانکی ایران را عامل پولشویی معرفی کرده به همین دلیل نهادهای اقتصادی آمریکا باید گامهایی را برای گزارشدهی بانکهای خارجی مرتبط با ایران بردارند. این الزامات ممکن است آنچنان پرچالش و دشوار باشد که سبب شود بانکها و شرکتهای بیشتری معامله با ایران را قطع کنند. «متیو لویت»، مقام پیشین وزارت خزانهداری که در حال حاضر در مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن مستقر است، میگوید: «تحریمهای گذشته تاکنون به اقتصاد ایران آسیب زدهاند.» به جز نفت، اقتصاد ایران شکل بسیار بدی دارد. مردم پول دارند، غذای کافی برای خوردن دارند؛ اما شغل ندارند و بیکاری بسیاری وجود دارد. ایران در دو سال گذشته از تورم حداقل 50 درصدی آسیب دیده و در بازار غیررسمی 30 درصد از ارزش پول ملیاش کاسته شده است. کریم سجادپور از مؤسسه صلح بینالمللی کارنگی معتقد است «رفاه اقتصادی مردم ایران هرگز اولویت مهم جمهوری اسلامی نبوده است.»
در پایان مقاله آمده است: به نظر میرسد که ایران گزینهای جز رهاسازی برنامه هستهای خود ندارد. با وجود این، واقعیت پیچیدهتر است. ایران با صادرات 5/3 میلیون بشکه نفت خام در روز، سالانه 80 میلیارد دلار درآمد نفتی دارد. وابستگی تقریباً کامل ایران به فروش انرژی در صورت نبود این درآمدها، آسیبپذیری جدی بهشمار میرود. تاکنون ایران به فروش نفت خود به چین، ژاپن، هند و کره جنوبی ادامه داده است. شگفتآور اینکه خریداران اروپایی از جمله ایتالیا، یونان و اسپانیا نیز اهمیت ویژهای در درآمدهای نفتی ایران دارند. مطابق برخی برآوردها، ایران با بهای حدود 100 دلار برای هر بشکه، دارای ذخایر خارجی 60 میلیارد دلاری است. «کنت کتزمن»، کارشناس ایران در سرویس تحقیقات کنگره، میگوید «اقتصاد ایران ممکن است امسال 4 درصد رشد داشته باشد.» «مارک دوبوویتز»، مدیر پروژه انرژی ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، میگوید «فروش نفت و گاز طبیعی ایران حدود 80 درصد درآمدهای ارزی ایران را تشکیل میدهد. این موضوع نشان میدهد که تحریم صادرات انرژی میتواند ضربهای بنیادین به ایران وارد کند... چالش کنونی، نحوه هدفگیری صادرات نفتی ایران بدون آسیب رسیدن به بازارهاست.» ایده دوبوویتز این است که شرکتهای پایبند به قانون، تحت فشار قرار گیرند تا روابط تجاریشان با ایران تضعیف شود و به بازیگران باقیمانده اجازه داده شود برای تخفیف بهای نفت، با ایران گفتوگو کنند. بنابراین، در صورتی که اروپا، ژاپن و کره جنوبی نفت ایران را رها کنند، خریدارانی مانند چین میتوانند تا 40 درصد نفت ایران را با تخفیف خریداری کنند.
بصیرت: سالهاست که مقامات غربی از تأثیر تحریمها بر اقتصاد ایران و سختی معیشت مردم سخن میگویند و برای درست وانمود کردن نظراتشان از اعداد و ارقام و تحلیلهای بهظاهر منطقی استفاده میکنند؛ اما تاکنون اتفاق خاصی که در حد ادعاهای آنها باشد، نیفتاده است. افزون بر اینکه گاه و بیگاه نیز برخی کارشناسان و مراکز تخصصی غربی اظهاراتی دقیقاً خلاف نظر مقامات و رسانههای غربی، ارائه میدهند و میگویند تحریمها چندان مؤثر نبوده و برای به زانو درآوردن ایران نباید به آن امید بست. نکته کلیدی که نباید فراموش کرد این است که کشورهای غربی هر چند در زبان و موضعگیری علیه ایران همگام و همنظر دیده میشوند؛ اما در عرصه سود و درآمد هر یک مصلحت خودش را دنبال میکند. در حال حاضر هیچ نشانی دال بر تغییر این خصلت کشورهای غربی وجود ندارد. نکته کلیدی بعد هم اینکه تحریم ایران برای بسیاری از کشورهای غربی به مثابه خودزنی است؛ زیرا آنها کمتر از ایران متضرر نمیشوند.