1) مناسبات ایران و انگلیس هر چند طی روزهای گذشته به دنبال مصوبه مجلس به سطحی پایین تنزل یافت. اما حقیقت آن است که بخشی از اهداف دو کشور برای داشتن دفاتر نمایندگی و تبادل سفیر، نشان از حسن روابط و جهتگیریهای دوستانه دو کشور دارد.
بر این اساس، تردیدی باقی نمیماند که تصمیم نمایندگان مردم به کاستن از سطح روابط با این دولت متکبر و گاه آشوبطلب، پاسخی بازدارنده به رفتار لندن و در ارتقای خواست ملت ایران به شمار میآید.
2) مسوولان انگلیسی و آمریکایی تلاش کردند تا اقدام دانشجویان را هماهنگ و با اطلاع مسوولان نظام معرفی کنند. این در حالی است که وزارت امور خارجه کشورمان ورود به سفارت بریتانیا را رد کرد و نسبت به آن ابراز تاسف نمود.
3) سایر دولتهای اروپایی نیز باید با بهرهگیری از حافظه تاریخی خود مبنی بر فراخوان سفرایشان به بهانه دادگاه میکونوس از همراهی با دولت انگلیس پرهیز نمایند و بدانند ملت ایران، همان نگاهی را به آنان خواهد داشت که به آمریکا و انگلیس دارد، چرا که جمهوری اسلامی با اتکا به پشتیبانی مردمی بازنده هیچ جنگی بویژه جنگ دیپلماتیک نخواهد بود و بی تردید بازنده نهایی، دولتهایی خواهند بود که بخواهند با اقدامهای نسنجیده در مسیر واشنگتن گام بردارند و پلهای پشتسر خود را ویران کنند و به جای بهرهگیری از روشهای منطقی و روی آوردن به رفع سوءتفاهمها، تحریمها و تهدیدهای یکجانبه را پی بگیرند.
کیهان:بزرگ ترین منکر زمانه ما«بزرگ ترین منکر زمانه ما»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛1- هزار و سیصد و چند ده سال است که گذشت زمان نتوانسته غبار کهنگی و زنگار فراموشی بر نهضت بیداری عاشورا بنشاند. هر روز در امتداد این بیداری بزرگ، «الگوی عاشورا» بهتر فهم می شود و فریاد «عدالت» بلندتر به گوش می رسد و مبارزه با «ظلم» فراگیرتر می شود؛ چه اینکه غیبت از کارزار «مسئولیت» هر روز کمرنگ تر می شود و «آگاهی» و «بصیرت» پررنگ تر از هر زمانی به میدان آمده است. اتفاق بزرگ و سترگ این است که «حق» و «حقیقت» در این نبرد نفسگیر بر «جبهه باطل» و «پهنه ظلمت» می تازد و فضایی تازه می گسترد و تاریخ در حال نوشدن است و این تازگی نمایان شده و پیچ تاریخی عیان گشته است و این همه مرهون و مدیون عاشوراست...
چون در جنگ اسلام ناب با «اسلام سلطنتی»، «اسلام سرمایه داری» و «اسلام التقاط»، این «اسلام وارونه» بود که بر مصدر اعصار و قرون می نشست اما انقلاب عاشورا و حرکت نجات بخش سیدالشهدا (ع) پیچ تاریخ را بسوی اسلام نبوی هدایت کرد که نشان از این واقعیت ماندگار است که «اسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاء» است. این روایت از لسان کسی که در احیای مکتب عاشورا کسی به مانند او این توفیق بزرگ را نداشته است خواندنی است؛ «خطری که معاویه و یزید برای اسلام داشتند این نبود که غصب خلافت کردند... این ها خطری که داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند، می خواستند معنویت را بصورت طاغوت درآورند، به اسم اینکه ما خلیفه رسول الله هستیم، اسلام را منقلب کنند به یک رژیم طاغوتی؛ این مهم بود... این ها اصل اسلام را وارونه می خواستند بکنند. سلطنت بود، شرب خمر بود، قمار بود در مجالسشان؛ خلیفه رسول الله(ص) و در مجلس شرب خمر و در مجلس قمار؟! و باز [همین] خلیفه رسول الله نماز هم می رود و در جماعت می خواند! این خطر از برای اسلام بزرگ بود.
3- اگر این خطر بزرگ رفع نمی شد و اسلام وارونه اموی میدان داری خود را در پهنه تاریخ استمرار می بخشید برای همیشه الگوی حکومتی اسلام به یغما می رفت و تنها یک اسلام تنزل یافته در قالب یک سری اعمال و آموزه های عبادی رخ می نمود اما انقلاب عاشورا نگذاشت این بدعت و این تحریف در گذشت زمان آنچنان پیش رود که سرنوشت آینده اسلام را رقم بزند.
4- بدون تردید همچنانکه در کلام امام(ع) هویداست در زمانه ای که جای «معروف» و «منکر» عوض شده اند و حاکمان ناشایست و قدرت طلب در پی آنند که «معروف» سیمای «منکر» پیدا کند و «منکر» در صورت «معروف» بزک شود هیچ ارزشی بالاتر از احیای این فریضه الهی نیست؛ «امر به معروف» و «نهی از منکر» .
این عبارت صریح و گویای سیدالشهداء که؛ «... و مثلی لایبایع مثله: ... و کسی مانند من با شخصی همچون یزید بیعت نخواهد کرد.» بیانگر این نکته روشن و خالی از ابهام است که اگر بر مسند حکومت ناشایستگان بنشینند آن وقت «ظلم» و «بی عدالتی» و «فقر» و «فساد» و «تبعیض» هم در ارکان جامعه ریشه می دواند و هم نهادینه می شود و هر صدا و فریاد احقاق حق و عدالت نیز سرکوب می شود.
6- اکنون در عصر حاضر و در میانه محرم سال گذشته تاکنون که ملت های مسلمان منطقه در بستر بیداری اسلامی فریاد عزت و استقلال سر می دهند و ذلت حضور حاکمان دست نشانده و سرسپرده به نظام سلطه را در حاکمیت برنمی تابند این سوال به میان می آید که این الگو را از کدام منبع حیات بخش گرفته اند؟
ملت های مسلمان منطقه در تمامی 11 ماه گذشته بالاترین «معروف» را «اسلام» دانسته و خطاب به حکومت های دیکتاتوری و وابسته به قدرت های غربی حاکمیت اسلامی را خواستار شده اند و خواسته اصلی آنها تحقق حاکمیت اسلام و شریعت اسلامی بر مصدر حکومت و قدرت است. به همین خاطر است که هر انتخاباتی که در منطقه برگزار می شود این اسلام گرایان هستند که اکثریت آراء را کسب می کنند. در تونس حزب اسلامی «النهضه» با استقبال افکار عمومی مواجه می شود و در انتخابات مجلس موسسان بیشترین آراء مردم را از آن خود می کند و اخیرا در انتخابات پارلمانی مصر، باز هم اسلامگرایان هستند که بیشترین کرسی های پارلمان را کسب می کنند.
نکته ای که در این میان حائز اهمیت است و در ذیل احیای فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» به موازات بیداری اسلامی ملت ها باید خاطرنشان کرد روحیه شهادت طلبی جوانان و مردم مسلمان است که باز هم به تاسی از الگوی عاشورایی است. مردم بدون واهمه از موج سرکوب جنایتکاران آل خلیفه و آل سعود و علی عبدالله صالح مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می دهند. این روحیه برگرفته از مکتب عاشورا است که؛ «الموت اولی من رکوب العار»: مرگ از زندگی ننگین بهتر است یا «لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما»: مرگ در نظر من جز سعادت چیزی نیست و زندگی با ستمکاران برای من خستگی آور است.
خراسان:این حرکت اشتباه کجا؟ و یک تاریخ بی شرمی کجا؟«این حرکت اشتباه کجا؟ و یک تاریخ بی شرمی کجا؟»عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعی است که در آن میخوانید؛اقدام تعدادی از معترضان و دانشجویان در ورود به محوطه سفارت انگلیس که از نظر قانونی و عرف پذیرفته شده قواعد بین المللی جزو خاک کشور صاحب سفارتخانه محسوب می شود قطعا اقدامی غیردیپلماتیک و غیرقانونی بود، این اقدام غیرمدبرانه، خشمگینانه و احساسی هزینه های گوناگونی خصوصا هزینه های سیاسی قابل توجهی به کشور و به ویژه بر دستگاه دیپلماسی ایران وارد می کند و بی تردید بهانه ای مستند و قابل توجه به دست دشمنان و بدخواهان ملت ایران می دهد که علاوه بر تشدید فشارها به صف آرایی های سیاسی جدیدی علیه کشورمان مبادرت کنند که این روزها نمونه هایی از تلاش هایی در این جهت را بلافاصله بعد از ورود غیرقانونی عده ای از معترضان و دانشجویان خشمگین به محوطه سفارت انگلیس شاهد هستیم، وقوع این اتفاق خصوصا در شرایطی که آمریکا، رژیم صهیونیستی و تعدادی از هم پیمانان آنها به دنبال بهانه برای تخریب وجهه سیاسی ایران در صحنه بین المللی و به دنبال آن فشار بیشتر به کشورمان هستند و طی هفته های گذشته تهمت ناروای طرح ترور سفیر عربستان و بلافاصله بعد ازآن بحث نقض حقوق بشر در ایران را علم کردند بدون تعارف شرایط سیاسی پیچیده تری را برای کشورمان در پی خواهد داشت.
بنابراین ملت بزرگ ایران گرچه بنابر ملاحظات سیاسی و بین المللی و درنظرگرفتن برخی مصالح کلی و همچنین به خاطر کوتاه آمدن برخی مسئولان، تاکنون دندان به جگر گذاشته و خیلی از مسائل را که در ادامه این مقاله تنها بدانها اشارتی خواهد شد را همچون بغضی فرو خورده در گلو نگه داشته اند اما همیشه در جامعه کسانی هستند که بر اساس احساس وظیفه و مسئولیت و دغدغه مندی بیشتر، وابسته نبودن به بسیاری از مسائل و برخورداری از روحیه پیشتازی و تاثیرگذاری از بسیاری افراد جلوتر، حساس تر و دغدغه مندتر هستند. از جمله این افراد جمعی از معترضان و دانشجویانی هستند که همین چند روز پیش برای فریاد سردادن علیه یک عمر استعمارگری، جنایت و فریبکاری تا پشت دیوارهای سفارتخانه انگلیس پیش رفتند و با راه انداختن تظاهرات و تجمعی قانونی و اعتراض آمیز، سیاست های خصمانه گذشته و فعلی انگلیس علیه کشورمان را تقبیح کردند.
و صد البته که این عمل معترضان و دانشجویان مورد تاکید ملت ایران هست و خواهد بود اما زیاده روی، افراطی گرایی و تندروی جمعی از افراد و ورود به محوطه سفارت انگلیس بی گمان کاری مخالف با قواعد بین المللی، غیرقانونی و پرهزینه برای کشور بود که نیروهای انتظامی با تدبیر می بایست از این کار غیرقانونی جلوگیری می کردند و اساسا اگر لااقل پس از اعلام نظرهای وقیحانه اخیر برخی سیاست مداران انگلیس و اقدامات یکجانبه آنان علیه ایران، مجلس شورای اسلامی پیش تر و زودتر از این ها، کاهش روابط با انگلیس را در مجلس مطرح و بر آن تاکید می کرد و هم چنین با سفیر و کارکنان سفارتخانه انگلیس برخورد سیاسی و قانونی توسط دستگاه دیپلماسی کشور انجام می شد کار به اینجاها نمی رسید.
۱ -۲ -اما آن چه مسلم است امروز انگلیس نه تنها امپراتوری، بریتانیای کبیر و حتی انگلستان نیست بلکه از نظر ملت ما و بسیاری از ملت های جهان فقط انگلیس است و جزیره ای آن سوی دنیا و تابع آمریکا و رژیم صهیونیستی.
مروری بر تاریخ معاصر جهان و ایران به خوبی دلایل مذموم بودن انگلیس را در ذهن و حافظه و تاریخ مردم جهان و خصوصا ملت ایران روشن می کند، تنها کافی است به اسناد تاکنون منتشر شده - نه آن ها که هنوز منتشر نشده - داشته باشیم تا با سابقه دخالت های خصمانه و جنایت های انگلیس و سیاست بازان این کشور در جهان و خصوصا در کشور خودمان بیشتر آشنا شویم.
اگر انگلیس علیه کشور ما هیچ سیاست خصمانه و جنایتی را طراحی و اجرا نمی کرد همین بس که با دسیسه چینی و استفاده از ضعف قاجار و وابستگی دربارش به انگلیس و حکومت پرستی این خاندان و بزدلی و نابکاری و نابخردی آنان و مادر آن شاه بی کفایت و نالایق قجری استفاده کرد و به هر صورت دسیسه قتل یکی از بزرگ ترین، لایق ترین، شایسته ترین فرزندان سرزمین ایران یعنی «امیرکبیر» آن انسان مسلمان، سرافراز، وطن خواه، آزاده و استعمارستیز را طراحی کرد و امیر سرفراز ایران زمین که به خوبی با اقدامات شایسته و مدبرانه و بخردانه خود نشان داده بود که می توانست ایران را از حقارت و ذلت قجری به اوج آقایی و سرافرازی در منطقه و جهان برساند را به هزار حیله و نیرنگ به نیشتر غلامان حلقه به گوش شاه بی کفایت و بی اختیار قجری رگ بزند که نه تنها خون یک ایرانی بزرگ و بزرگوار و فرهیخته و مسلمان و آزاده بلکه خون دل ایران و ایرانی ریخته و رمق از جان ایران گرفته شد تا قجرها سالیانی بعد بمانند و از دل آن بی کفایت ها، استبداد رضاخانی متولد شود که اگر تا قیام قیامت بر انگلیس و قجرها و ناصر و مادرش لعن و نفرین فرستاده شود بازهم کم خواهد بود.
نقش انگلیس در روی کار آمدن رضاخان میرپنج و نضج گیری استبداد رضاخانی پس از کودتای سوم اسفندو همچنین تبعید آن دیکتاتور به ژوهانسبورگ و جزیره موریس و بر تخت نشاندن ولیعهد نالایقش و ماجراهای تلخ بعد از آن را مگر ملت ایران می تواند فراموش کند؟
خیانت و دسیسه های انگلیس و آمریکا در جریان ساقط کردن دولت ملی دکتر محمد مصدق که یکی از بزرگمردان تاریخ معاصر ایران است نیز از تلخ ترین خاطره های تاریخی ملت ایران از انگلیس و آمریکا است، و اگر آن دسیسه ها نمی بود دکتر مصدق به عنوان کسی که توانسته بود کاری بسیار بزرگ انجام دهد و قراردادهای ننگین، استعماری و تحمیلی بر ملت را ملغی و نفت ایران را ملی کند قطعا می توانست اقدامات مهم دیگری برای رشد و پیشرفت و توسعه ایران انجام دهد که سیاست های مکارانه و موذیانه و خصمانه خصوصا انگلیس و طراحی کودتایمردادو همچنین برخی اشتباهات داخلی موجب شد این مقطع تاریخی نیز به سرانجام مطلوب نرسد و حکومت پهلوی دوم نیز بر مردم تحمیل شود.
انگلیس در سالقمری برابر بامیلادی در سن پترزبورگ قراردادی با روسیه امضا و کشورمان را میان خود و روس ها تقسیم می کند و پس از آن شمال ایران به اشغال روس ها درآمد و پس از جنگ جهانی اول نیز انگلیس با اشغال بوشهر به سوی شیراز پیشروی می کند و مناطق جنوبی ایران را به تصرف خود درمی آورد آیا خاطره تقسیم وطن و تجاوز به حریم میهن توسط کشورهای مهاجم فراموش شدنی است آیا دسیسه های انگلیس در قبل و پس از معاهده پاریس در مارسمیلادی که منجر به چشم پوشی ناصر قجری از منطقه «هرات» شد و به دنبال آن الحاق بخشی از بلوچستان ایران به (هند تحت حکومت انگلیس آن زمان) از حافظه تاریخی ملت ایران پاک شدنی است.
حمله به «ایران بی طرف» در جنگ جهانی دوم و متلاشی کردن ارتش کشورمان و اشغال ایران از جنوب توسط انگلیسی ها و شمال کشور توسط روس ها و هزاران مصیبتی که بر سر مردم این سرزمین آمد مگر فراموش شدنی است؟
9- و مگر نقش استعمارگر پیر و خبیث انگلیس در ماجرای تلخ جدا سازی «بحرین» از ایران در زمان پهلوی دوم را مردم می توانند از خاطر ببرند؟
11 - زمینه سازی و تحمیل قرارداد ننگین «دارسی» در زمان مظفر قجری بر ملت ایران که به موجب آن امتیاز انحصاری و اختصاصی جستجو، استخراج، توسعه، تهیه، حمل و فروش گاز طبیعی و نفت سراسر کشور به جز آذربایجان و شمال خراسان به مدتسال واگذار شد، قصه تلخ این قرارداد و ماجراهای قراردادهای رویتر، قرارداد «رژی» و ده ها مسئله دیگر که انگلیس با وقاحت و گستاخی هرچه تمام تر پی گیری می کرد مگر از حافظه ملت ایران پاک می شود؟
۱۰۲۵۹MI6جمهوری اسلامی:سیاستهای رانت آفرین را اصلاح کنید«سیاستهای رانت آفرین را اصلاح کنید»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛رفتارهای اخیر بانک مرکزی در چند هفته گذشته، تقریباً امکان دستیابی به تحلیلی منطقی از چرایی تصمیمات و سیاستهای اتخاذ شده از سوی نهاد ناظر پولی و بانکی کشور را به حداقل ممکن رسانده است.
اکنون و در پی صدور فرمان تخلیه حباب قیمتی سکه از سوی رئیس کل بانک مرکزی در مورد سکه این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که اگر بانک مرکزی امکان و توان مدیریت قیمتها در بازار را آن هم به این روش دارد، چرا پیش از این و قبل از گسترش فاصله قیمتی در بازار، دست به چنین اقدامی نزد تا نه مجبور به پرداخت هزینههای مالی بیشتر و نه هزینههای اعتباری هنگفتی باشد؟
طبیعی است در شرایطی که بانک مرکزی از استقلال کافی در اتخاذ سیاستها و اجرای روشهای کارشناسی و سنجیده برخوردار باشد میتواند وظیفه اصلی و محوری خود را که حفظ ارزش پول ملی است به بهترین شکل انجام دهد ولی در وضعیتی مشابه آنچه درحال حاضر بانک مرکزی ایران در آن قرار دارد، در بهترین حالت و با حضور مستقلترین رؤسا و مدیران نیز چارچوبهای قانونی و مکانیزمهای تصمیم گیری، امکان رفتاری مستقل از جهتگیریهای مورد نظر دولت را فراهم نمیآورد.
در نمونه دیگر، این شورای دولتی در اقدامی عجیب بانک مرکزی را ملزم به تک نرخی کردن ارز در بازار کرد درحالی که به عقیده کارشناسان این مسئله یعنی مدیریت نرخ ارز، از وظایف قانونی بانک مرکزی است که در قالب شیوه مدیریت شناور نرخ ارز برای بانک مرکزی تعریف شده است و ضرورتی به الزام آن نیست، بنابر این به احتمال قریب به یقین این دستور شورای پول و اعتبار را باید صدور تلویحی مجوز افزایش قیمت ارز از سوی بانک مرکزی تفسیر کرد، اقلامی که طی حدود یک سال گذشته، عملاً بانک مرکزی به دلایل گوناگون که برخی مواردی مانند تأمین درآمدهای مورد نیاز دولت و... را از آن جمله بر میشمارند، ناگزیر از پیگیری و اجرای آن بود؛ چنانکه بررسی اختلاف قیمت رسمی و آزاد نرخ دلار در حدود 11 ماه گذشته به روشنی نشان میدهد که این اختلاف تقریباً همواره حدود 10 درصد در نوسان بوده است.این ثبات محدود نوسان نشان میدهد که مدیریت خاص برای ادامه این اختلاف به شدت درآمدزا اعمال میشود.
از این رو به نظر میرسد ضمن اینکه توجه ویژه به تخلفاتی مانند اختلاس 3 میلیارد دلاری ضروری است، باید نگاه موشکافانهای به این قبیل سیاستهای رانت آفرین نیز مبذول داشت، چرا که چنین رانتهایی مستمر و مداوم هستند و قطع آنها به اصلاح قوانین نیاز دارد.
رسالت:یک پیام تاریخی به جامعه جهانی«یک پیام تاریخی به جامعه جهانی»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛محرم 1390 بویژه در روز عاشورا فرصتی است تا یک ارزیابی هوشمندانه از سه دهه نبرد با یزیدیان زمان داشته باشیم.
ملت ما اولین آزمون وفاداری به ولایت را در عاشورای سال 42 به نمایش گذاشت. این آزمون در تظاهرات میلیونی سالهای 56 و 57 تکرار شد و نهایتا پیروزی اهل ایمان برکفار، منافقان و استکبار جهانی محقق شد. جمهوری اسلامی با راهبرد نه شرقی نه غربی با گفتمان حاکمیت مستضعفان جهان و غلبه بر مستکبران عالم پا به عرصه رقابت با گفتمانهای موجود گذاشت.
و ... خیمه زدهاند. ما در محاصره کامل نظامی دشمن هستیم.
ملت ما با هوشمندی مثال زدنی این محاصره را شکسته و با بیداری اسلامی در منطقه و بیداری در جهان غرب دشمن را هدف قرار داده است.
همه بازی استکبار جهانی در مقطع کنونی به بهانه حقوق بشر، موضوع تروریسم و نیز تهمت هستهای شدن ارتش جمهوری اسلامی این است که ماده 41 و 42 فصل هفتم منشور سازمان ملل را درباره ایران فعال کنند.
«شورای امنیت می تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن به کارگیری نیروی مسلح نباشد لازم است و میتواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل اقدامات مبادرت ورزند این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راهآهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.»
«در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیشبینی شده در ماده 41 کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست میتواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بینالمللی ضروری است مبادرت کند. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.»
اول اجماعسازی برای اعمال ننگینی چون بستن آب بر خیمهگاه حسین (ع) سپس توجیه کشتار بیرحمانه و ...
شورای امنیت سازمان ملل که در حقیقت برای تضمین امنیت اعضای دائمی این شورا که همگی بر زرّاد خانههای هستهای تکیه زدهاند تشکیل شده است، در انتظاری روزی است که فرمان شلیک به سمت ایران صادر شود.
1ـ آن روز روزی است که آتش اختلاف در داخل به گونهای زبانه بکشد که اسم رمز حمله دشمن به ملت از آن بیرون بیاید.
ملت ما طی سه دهه گذشته نشان دادهاند پشت سر رهبری انقلاب شجاعانه ایستادهاند و لحظهای در این ایستادگی تردید نمیکنند.
امروز شبکههای سیاسی و اجتماعی حزب الله در درون کشور و حتی در بیرون از مرزهای جغرافیایی جمهوری اسلامی به قدری نیرومند سازماندهی شدهاند که به لحاظ ارتباطی و اطلاعاتی و سازمانی
امروز ارتش و سپاه و نیروهای مسلح قدرتمندترین روزهای حیات خود را میگذرانند. اگر صدایی از هر نقطه حضور دشمن درآید آن را قبل از رسیدن به گوش مخاطبان، در نطفه خفه و پاسخ قاطع خواهند داد.
2ـ روز حمله دشمن روزی است که اپوزیسیون داخلی به اندازهای از توان برسد که پس از شرارت دشمن بتواند حکومت را به نمایندگی از استعمار تحویل بگیرد و یک استبداد خونین را در داخل تدارک کند.
امروز بیآبرویی مخالفان داخلی به حدی است که فقط لعن و نفرین مردم را به جرم وطنفروشی به همراه دارند.
آنها در پاسخ به مطالبات مردم در آفرینش دولتهای «رفاه» شکست خوردهاند و میخواهند ریاضت اقتصادی را پیشه کنند. این ریاضت فقط مخصوص طبقات اجتماعی پایین جامعه است. طبقات برخوردار ذرهای در این ریاضت نمیخواهند مشارکت کنند. بنابراین دولت آمریکا و شرکای اروپایی آن در وضعیتی نیستند که تصمیمات آنها مشروعیت قانونی در داخل آنها داشته باشد بویژه آنکه جنبش ضد جنگ و آثار و نتایج منفی حمله آمریکا به افغانستان و عراق حرف اول افکار عمومی در این کشورهاست.
4ـ روز حمله دشمن روزی است که افکار عمومی جهان
چنین روزی هرگز فرا نخواهد رسید. چرا که ملت ایران به عنوان یک ملت بزرگ و طرفدار صلح جهانی است و ثابت کرده است میخواهد جهان را از شر دولتهای مجهز به بمب هستهای نجات دهد.
دنیا میداند که ایران با قدرت نرمی که دارد و اکنون در حال تسخیر و تصرف دلهای مملو از ایمان به غیب و معتقد به خدا در جهان است نیازی به بمب اتم ندارد.
افکار عمومی جهان همراهی برخی دولتها را با آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در خلق یک جنگ و کشتار جدید یک خیانت آشکار به حقوق بشر می دانند و مهمترین عامل بازدارنده همین واقعیت است.
اولین گلولهای که به ظاهر وفق ماده 42 فصل هفتم منشور سازمان ملل شلیک شود به قلب و مغز آفرینندگان این فاجعه خواهد نشست.
فروپاشی شوروی، جنگ خلیج فارس، فروپاشی تنظیمات امنیتی و سیاسی در منطقه، جنبش ضد سرمایهداری و ... اسناد مشهود ما برای اثبات این ادعاست.
جامعه جهانی پیام ملت ایران را دیروز دریافت کرد اما بعید میدانم اشرار جامعه جهانی این پیام را فهم کرده باشند.
مشکلا ت و مزاحمت هایی هم برای سفارتخانه های جمهوری اسلا می و کارکنان آن در برخی از کشورهای اروپایی ایجاد شده است و... . برای نگارنده تا این لحظه مشخص نیست که انتخاب این زمان برای آشکارسازی این اعتراض چه بود؟ مصوبه مجلس یا سالگرد شهادت دکتر شهریاری دانشمند هسته ای ایران که سال گذشته در همین ایام به دست عوامل مزدور بیگانه ترور شد و یا موضع گیری های اخیر کشورهای اروپایی از جمله انگلیس یا علتی دیگر.
ناگفته نگذارم که اینجانب این سطور را در دلجویی یا همدردی و همزبانی با افراد و کشور مورد حمله نمی نویسم که طشت رسوایی آنها در شکستن حریم ها و حرکات غیردموکراتیک و تجاوز به حقوق بشر در نگاه من از بام افتاده است و حنایشان برایم رنگی ندارد.
در حالی که فریاد دموکراسی خواهیشان گوش فلک راکر کرده است و در برابر چشمان بهت زده انسان های فرهیخته و فهیم و به گناه ارجاع به رای مردم و برگزاری رفراندوم ، نخست وزیر یونان را کنار می زنند و به خود اجازه می دهند که نخست وزیر یک کشور را که با رای مردم انتخاب شده است به جرم اعلا م این رفراندوم احضار کنند و صدها نمونه از این دست. پس سخن من بر سر چیستی حمله به سفارت انگلیس و شناسنامه هویتی رویدادسازان این واقعه است، سخن بر سر فهم استراتژی سیاست خارجی و تاکتیک های پیشبرد آن استراتژی است.
حمایت:ضرورت آشتی با منشور ملی«ضرورت آشتی با منشور ملی»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن میخوانید؛مروز سالگرد تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. این قانون مورد قبول ملت شریف ایران هر چند کتابچه کوچکی بیش نیست اما در معنی ومفهوم، دریایی وسیع وآینه درخشانی است که باورهای دینی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و در یک کلام جهان بینی نظام مقدس مان را به نمایش میگذارد.
اول – آشنایی کامل مردم با قانون اساسی، آنها را با «حقوق» شان بیشتر آشنا کرده وزمینه را برای جلوگیری از هرگونه پایمال کردن این حقوق که برای آن انقلاب کردهاند فراهم میکند. شک نکنیم که در فضای ناآگاهی وعدم شفافیت، بیشترین خسارت به توده مردم وارد میشود. پس ضروری است هم تک تک مردم خودشان تلاش کنند که با حقوقشان در قانون اساسی آشناتر شوند وهم رسانهها ودستگاه های متولی در این زمینه اقدامات موثرتری انجام دهند.
سوم- یکی از اصول مهم قانون اساسی و از ارکان نظام اسلامی، موضوع مهم «ولایت فقیه» است که در دوره تصویب قانون اساسی با موافقتها و مخالفتهایی مواجه شد. هرچند رای قاطع ملت، به قانون اساسی نشانه ای از عشق و علاقه و البته اعتقاد آنها به این اصل مهم قانون اساسی بوده و هست اما با تبیین و تشریح بند بند قانون اساسی، نسل نوجوان و جوان با ولایت فقیه و ریشه های عقلی و نقلی آن در شریعت آسمانی مان آشناتر میشوند. این مهم، بر دوش دانشگاهها و حوزههاست که البته کم کاری در این زمینه بسیار مشهود است.
همه شاهد بوده و هستیم که اتفاقاً عموم مدعیان، کمتر اهل عمل هستند. پس آشنایی مردم با قانون اساسی کمک میکند که در مناقشات سیاسی، بهتر متوجه شوند که کدام طرف حق است یا حداقل به حق نزدیکتر است.
پنجم- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانونی نبود که فقط برای مردم دهه 60 نوشته شده باشد اتفاقاً این قانون جامع و الهی در دهه 90 و سده 1400 بیشتر از آن ایام برای ملت کارآمدی داشته و برایشان ضروریتر است. چه آنکه در آن روزها، حتی اگر هم قانون اساسی تصویب نمیشد «که البته به فرمان و تدبیر حضرت امام (ره)» در سریعترین زمان ممکن تصویب و به رای ملت گذاشته شد هنوز مردم در گرماگرم انقلاب بوده وبا اصول قانون اساسی مأنوس تر بودند و فضای کشور هم بیشتر در راستای تحقق مفاد آن گام بر میداشت، اما هرچه زمان میگذرد لازم است تا نسلهای جدید با این میثاق مهم ملی آشناتر و از منافع بسیار آن بهرهمند تر شوند. پس لازم است همگان با قانون اساسی این منشور ملی آشتی دوباره ای داشته باشند .
در این راستا نهادها و سازمانهای بینالمللی مثل سازمان ملل، یونیسف و یونسکو نیز اقداماتی در زمینه حقوق معلولان و تهیه کنوانسیون جهانی حقوق معلولان انجام داده و توجه ویژهای به معلولان داشته و تاکنون «سال جهانی»، «دهه جهانی» و «روز جهانی معلولان»را تعیین کرده تا توجه از این راه به بهبود وضعیت زندگی آنان کمک کنند. در کشور ما نیز برآوردهای مختلفی از شمار معلولان وجود دارد.یعنی از یک سو برخی کارشناسان تعداد معلولان کشور را در تمام گروههای سنی حدود 12 میلیون نفر میدانند و از سویی نیز اخیرا معاون توانبخشی و پیشگیری از معلولیت سازمان بهزیستی کشور تعداد معلولین شدید و بسیار شدید در کشور را حدود سه میلیون نفر اعلام کرده است.
در این میان کشورها نیز متناسب با نگاه خود برخی توجه کمتری به حقوق معلولان میکنند وبرخی نیز مانند کشورهای اروپایی توجهی دقیق تر به آن دارند. کشور ما نیز ایران نیز تقریبا جزو حدود 40 کشور دنیا است که قوانین منسجمی برای معلولان دارند اما باید گفت که در بسیاری از مواقع این قوانین از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نبوده و سازمانهای دولتی خود را ملزم به رعایت این قوانین نمیدانند و در پاره ای از موارد نیز با اجرای ناصحیح و موردی و غیر همگانی روبرو بوده است.
به طور نمونه در بخش اشتغال با وجود تصویب قانون سه درصد شاهد کوتاهی مسئولان در رعایت قانون و اختصاص سه درصد از سهمیه استخدام نیرو به معلولان بوده ایم و هنوز نیز در کشور با نامناسب بودن محیط شهری برای این قشر روبرو هستیم.گذشته از ان نیز با وجود قول ها و رایزنی ها متعدد هنوز نیز هنوز سوخت معلولان به آنها واگذار نشده است و این افراد جهت تردد در شهرها به مشکل دارند.آنچه مشخص است با معلولان باید به گونه ای رفتار کرد که بتواند از یک زندگی مستقل برخوردار شود لذا باید گفت از انجا که معلول جزئی از جامعه است و باید فرصتهای برابر در اختیار او گذاشت و زمینه مشارکت هرچه بیشتر او را در جامعه فراهم کرد.
تهران امروز:چرا غرب از تحریم نفتی و بانکی ناتوان است؟«چرا غرب از تحریم نفتی و بانکی ناتوان است؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم افشین زمانی است که در آن میخوانید؛نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا اگرچه با دستور تحریم خرید نفتی ایران برگزار شد اما خروجی آن چیزی غیر از تحریم نفتی بود و 180 شرکت و افراد حقیقی به لیست بلند بالای تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران اضافه شد و در سوی دیگر هم سنای آمریکا در میان مخالفت شدید دولت باراک اوباما طرح غیر الزامآور تحریم بانک مرکزی ایران و خریداران نفت ایران را به تصویب رساند و به لایحه بودجه نظامی سالمیلادی آمریکا اضافه شد. اگر این طرح به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا و نیز امضای باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا برسد، قابلیت اجرایی پیدا خواهد کرد ضمن اینکه در همین مصوبه هم اختیارات گستردهای به اوباما و دولت آمریکا داده شده است تا از تحریم برخی کشورها و شرکتها که با ایران مبادلات مالی و نفتی دارند، خودداری کند.
در این میان شعلهور شدن خشم دانشجویان ایرانی علیه سیاستهای انگلیس و ورود بخشی از این دانشجویان به سفارت انگلیس هم به جدیدترین زمینه اقدامات تبلیغاتی غرب علیه ایران تبدیل شد تا به گفته خودشان کلکسیون دلایل برای تشدید تحریمهای کمرشکن علیه ایران فراهم شود. بنابراین از نظر مدعیاتی که غربیها مدعی بودند علیه ایران دارند، هیچ کمبودی وجود نداشت و آنان میتوانستند با استناد به همین مدعیات تحریمهای نفتی و بانکی علیه ایران وضع کنند ولی در ادامه و در ورای تبلیغات فراوانی که به راه انداختند مسئله تحریم نفتی و تحریم بانک مرکزی تا حد زیادی مسکوت ماند و غربیها به صورت محترمانه و از طریق بازی با کلمات سعی کردند تا
برای پاسخ به این سوال کنکاش زیادی لازم نیست. کافی است به مشروح مذاکرات سنای آمریکا حین تصویب طرح غیر آلزامآور و پر از استثنای تحریم بانک مرکزی ایران مراجعه کنیم، بسیاری از حقایق روشن میشود. حقایقی که ظاهرا پشت هیاهوی تبلیغاتی و رسانهای غرب پنهان مانده است اما به محض اینکه پای عمل پیش میآید و گرد و غبار هیاهوی تبلیغاتی فروکش میکند، پای لنگ غرب در اعمال تحریمهای نفتی به خوبی دیده میشود. آنگونه که بیبیسی و رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند، تیموتی گایتنر، وزیر خزانهداری آمریکا پنجشنبه طی نامهای به کارل لوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا، با جزئیات طرح سنا مخالفت کرده بود. او هشدار داد که اجرای تدابیر مندرج در آن میتواند به متحدان آمریکا صدمه بزند و بهای نفت را در بازارهای جهانی افزایش دهد و درآمد نفتی ایران را بالاتر هم ببرد. دیوید کوهن، معاون وزارت خزانهداری آمریکا که مدیریت تحریمهای جدید آمریکا علیه کشورمان را برعهده دارد، در نشست روز پنجشنبه کمیته روابط خارجی مجلس سنا اگر چه موافقت دولت اوباما با برخی تحریمها علیه ایران را اعلام کرد اما صراحتا با طرح سنا درباره تحریم نفتی و مالی ایران مخالفت کرد. دلایلی که مقامات دولت آمریکا برای عدم تحریم نفتی و بانکیکشورمان مطرح کردهاند، عینا همان دلایلی است که از سوی اروپاییان هم مطرح شده است که البته وضعیت اروپا در مقایسه با آمریکا بدتر هم هست چرا که بحران بدهی بر حوزه یورو سایه انداخته است و این کشورها که 18 درصد از صادرات نفتی ایران را خریداری میکنند به این راحتیها نمیتوانند از نفت ایران چشمپوشی کنند و از آن مهمتر مادام که تحریم نفتی ایران جهانی نباشد، تحریمهای یکجانبه جز اینکه کشورمان را به سوی فروش نفت به سایر خریداران سوق میدهد و از آن مهمتر به خاطر تنش روانی که در بازار ایجاد میشود، منجر به گرانی بهای نفت میشود، در عمل تحریم نفتی و بانکی ایران جز به زیان اروپای بحران زده و آمریکای درمانده در عراق و افغانستان منجر نخواهد شد و حتی به اعتراف آمریکاییها باعث افزایش درآمد نفتی ایران و تقویت کشورهایی چون چین هم میشود. بنابراین اگر از محدوده تبلیغات رسانهای فراتر برویم و واقعیات را با عیار خاص معیار سنجش توان عملیاتی غربیها در اعمال تحریمهاییکجانبه علیه ایران بررسی کنیم در خواهیم یافت که چنین اصطلاحی- تحریم یکجانبه کمرشکن- جز در عالم تبلیغات وجود خارجی ندارد و این هم موضوعی نیست که از دید سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان جمهوری اسلامی مغفول مانده باشد.در واقع راز ناتوانی غرب در تحریمهای نفتی و بانکی به آسیبپذیری بیشتر آنان از این تحریمها بر میگردد و مادام که هزینه تحریم ایران برای غرب بیش از فایدهاش باشد،غرب نشان داده است که به چنین وادیهایی وارد نمیشود و به همان حدود تبلیغات سنگین روانی و رسانهای بسنده میکند به این امید که تبلیغات و فشارهای روانی بتواندطرف دیگر را به کرنش وادار سازد که این سیاست در قبال جمهوری اسلامی ایران
شرق:غرب و پیروزی اسلامگرایان عرب«غرب و پیروزی اسلامگرایان عرب»عنوان سرمقاله روزنامه ضرق به قلم صادق زیباکلام است که در آن میخوانید؛مصر سومین کشور جهان عرب از زمان به راه افتادن «بهار عرب» است که درنتیجه برگزاری یک انتخابات آزاد بعد از دهها سال حاکمیت دیکتاتوری، شاهد پیروزی نسبی اسلامگرایان شده است. کم و بیش، مشابه نتایج انتخابات تونس و مراکش در مصر هم تکرار شد. اسلامگرایان توانستند نزدیک به 40 درصد آرا را به دست آورند. پیروزی اسلامگرایان در مصر کسی را شگفتزده نکرد. نه در داخل مصر و نه در جهان عرب و نه در غرب کم و بیش همه مطمئن بودند که اسلامگرایان موفق به کسب بیشترین درصد آرا خواهند شد. در کشور ما از ابتدای به راه افتادن «بهار عرب» طیفی از گروهها اصرار زیادی داشتند که آن را یک جریان اسلامگرا و یک رنسانس اسلامی ارزیابی کنند.
بنابراین عقلا و منطقا این سوال مطرح میشود که چرا غربیها از پیروزی اسلامگرایان در جهان عرب به هراس و وحشت نیفتادهاند؟ چرا احساس نگرانی نمیکنند از اینکه اسلامگرایان در مصر، تونس یا مراکش به قدرت برسند؟ در پاسخ باید گفت که علت اصلی عدم هراس غربیها از اسلامگرایان جهان عرب بهواسطه آن است که این جریانات در اساس دموکراتیک هستند. ممکن است که آنان روزی در آینده تغییر ایدئولوژی بدهند و بروند به سمت و سویی دیگر اما در حال حاضر اکثریت آنان دموکرات و به دموکراسی و ملزومات آن متعهد و پایبند هستند.
قریب به 10ماهی که از به راه افتادن «بهار عرب» میگذرد هیچ شعاری علیه غرب و غربیها داده نشده و اسلامگرایان خواهان قطع رابطه با آمریکا و اروپا نشدهاند. آثار و علایم دموکراتیک بودن اسلامگرایان جهان عرب صرفا محدود به غربستیز و آمریکاستیز نبودن آنان نمیشود. هیچیک از رهبران برجسته اسلامگرایان مصر، ازجمله اخوانالمسلمین، حمله به سفارت اسراییل در قاهره را تایید نکردند.
گفتمان اصلی اسلامگرایان غرب به جای غربستیزی و آمریکاییستیزی، طرفداری از انتخابات آزاد، حاکمیت قانون، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و تشکلهای سیاسی و سایر شعارها و خواستههای دموکراتیک بوده است.درواقع اسلامگرایان جهان عرب نسخه دیگری از اسلامگرایان ترک هستند و به همین علت است که هرقدر کلاف «بهار عرب» بازتر میشود و هرقدر قدرت جبهه دیکتاتوری در جهان عرب کاهش مییابد و درعوض کشورهای عرب بازتر میشوند، جایگاه ترکیه بهعنوان یک قدر�� مهم منطقهای بالاتر میرود.
فقط بگذارید به این نکته اشاره کنیم که فیالمثل شمار قابل توجهی از اسلامگرایان مراکشی و تونسی در طی دهها سالی که به دلیل حاکمیت دیکتاتوری در کشورهایشان در تبعید بهسر میبردند در فرانسه، انگلستان و ایتالیا زندگی میکردند. سالهای متمادی زندگی در این کشورها، خواهناخواه تاثیرات زیادی روی آنان گذارده. تاثیراتی که امروزه و بعد از رسیدن آنان به قدرت خود را نشان میدهند.
از طرفی باوجود تحولات جهانی، رفتار دولتمردان انگلیس، همچون ساختار کهنه آن کشور، تابع عادات و سنن دوران استعماری است. رفتارهای فرصتطلبانه و مرموزانه، نماد انگلیسی بهحساب میآید.
بسیاری از نخبگان کشور، انگلیس را در پشت صحنه دشمنی سه دهه گذشته امریکا با انقلاب ایران میدانند و در طول این سالها معتقد بودند که میتوان با امریکا ارتباط داشت و در آن ارتباط، حقوق حداقلی ملت را حفظ کرد؛ اما ارتباط با انگلیس هیچگونه فایدهای برای ملت ایران نخواهد داشت. بر همین اساس، همواره یکی از دلایل منتقدان روابط ایران و انگلیس، حضور آقازادههایی ذکر میشد که کشور بریتانیا را محل تحصیل و تجارت خود انتخاب کردهاند.
مزاج ایرانی با ترکیب مزاج شیعی و ایرانی، تحمل حرف ناحق و عمل ظالمانه و همچنین ظلم و زورگویی را برنمیتابد. رفتار انگلیسها برای این طبع هضمناپذیر است. این مزاج در برخورد با مظاهر انگلیسی برافروخته میشود و هرگز منافع استعماری انگلیسی را نهفقط در ایران، بلکه در منطقه تحمل نمیکند. همین طبع بود که در سال 1989 با حکم به ارتداد و قتل سلمان رشدی، مزاج انگلیسی را پس زد. آن هنگام واکنش ایران به جسارت سلمان رشدی به حریم پیامبر(ص)، انگلیسیها را وادار کرد تا با مزاج تاریخی خود که عبارت بود از خودبرتربینی بینالمللی، اقدام به تعطیلی سفارتش در ایران کند. در تبعیت از آن اقدام انگلیس، کشورهای دیگر اروپایی نیز چنان کردند؛ اما بعد از مدتی خود، بدون دعوت به جای اول برگشتند.
اقدام هشتآذر اگرچه از سر دغدغههای انقلابی بود، موجب سوءاستفاده رسانههای غربی علیه ایران و مخدوش جلوهدادن تصویر ملت ایران خواهد شد. دولت انگلیس که اکنون درگیر اعتصابات عمومی است، فرصتی یافته تا با دستاویز قراردادن موضوع هشتآذر از مسئولیت خود در قبال اعتراضات داخلی بکاهد و نگاهها را به مسائل داخلی آن کشور تغییر دهد.
دنیای اقتصاد:تکرار اشتباه و رانتی دیگر«تکرار اشتباه و رانتی دیگر»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکترپویا جبلعاملی است که در آن میخوانید؛از هفته گذشته بانک مرکزی ایران در پی آن بوده تا به گفته مسوولان با حباب بهای طلا مبارزه کند.
جالب آنجاست که در مورد ارز نیز دقیقا همین سناریو تکرار شد؛ یعنی بانک مرکزی در ابتدا به خیال کنترل بازار نرخ مرجع خود را همراه بازار افزایش نداد تا رانت 12 درصدی در نرخ دلار ایجاد شد و سپس در یک اقدام متهورانه و مثبت، نرخ مرجع را نزدیک به نرخ بازار کرد؛ اما پس از فشارها بر این نهاد پولی و به من��ور کاهش نرخ دلار آمریکا، مانند آنچه در هفته پیش در مورد سکه رخ داد، بانک مرکزی شروع به کاهش نرخ مرجع خود کرد و اتفاقا چند روزی نرخ بازار از نرخ مرجع پیروی کرد؛ اما با کاهش بیشتر در نرخ مرجع، نرخ بازار راه خود را رفت و سرانجام این سیاست جز رانت بیشتر نبود و بانک مرکزی که قصد کاهش نرخ بازار را داشت، با رانتی بزرگ تنها ماند که چه کند. بانک مرکزی نهتنها نتوانست نرخ بازار را کاهش دهد، بلکه خود مسبب شکاف بزرگ رانتی شد و مجبور به تعریف چندین نرخ در این شکاف شد.
نگارنده ابدا بر این سیاق نیست که بانک مرکزی در بازار مداخله نکند که اصولا نهاد پولی باید ثبات این بازار را تضمین کند تا شوک آن باعث شوک در دیگر بخشها نشود؛ اما وقتی یک روند افزایشی غیر شوکآور وجود دارد و در عین حال بانک مرکزی تجربه گرانبهایی در همین چند ماه پیش داشته است، چگونه به منظور کاهش قیمت باز به رانتی دیگر دامن میزند؟
نهاد پولی خواسته و نخواسته تنها به خاطر هدف کاهش نرخ دلار موجب رانت ارزی شده است و هر روز با این مشکل دست و پنجه نرم میکند، حال بار دیگر همان راه را در بازار سکه میخواهد طی کند. اگر نهاد پولی به میزان توانایی خود توجه کند و در رتبهبندی اهدافش ابتدا به عدم وجود رانت توجه کند، آنگاه دیگر نه شاهد وعدههای پی در پی برای کاهش قیمت خواهیم بود و نه بازار هر بار نظارهگر سیاستهای ضربتی خواهد بود. سیاستگذار باید با توجه به توانایی و واقعیات بازار دست به سیاست بزند. آیا در شرایط فعلی و با وجود متغیرهایی که اغلب غیر اقتصادی هستند، سیاستگذار پولی غیر از افزایش تقاضا برای دلار و طلا را انتظار دارد؟ وقتی چنین تقاضای فزایندهای وجود دارد، بانک مرکزی باید با صبر و حوصله تنها سعی کند که تقاضای افزایشی را از حالت شوک آور بیرون آورد؛ همچنان که وقتی متقاضیان امروز، شروع به فروش کردند باز با مداخله در بازار بها را به آرامی کاهش دهد وگرنه چنین دامن زدن به ادبیات «حباب کاذب»، «تقاضای غیرواقعی»، «کسب بی برکت» و... نمیتواند دردی از اقتصاد بکاهد و سیاستگذار با این ادبیات تنها به رانتی دیگر دامن میزند. بگذارید این به قول شما حباب وجود داشته باشد؛ اما رانتی میان سکه دولتی و آزاد نباشد!