رضا اشرفى
«علی عبدالله صالح»، دیکتاتور سیاسی : نظامی یمن پس از 23 سال حاکمیت بر این کشور بر اثر فشار چند ماهه مردم بالاخره توافقنامه استعفای خود را امضا کرد. وی که در دهه 1960 به خاطر حمایت از جمهوری و انقلاب در یمن به درجه ستوان دومی ارتقا پیدا کرده بود و پس از آن با پیشرفت در عرصه های سیاسی و نظامی در سال 1990 به پست ریاست جمهوری رسید، از مخالفان سرسخت انقلاب در سال 2011 شد، از این رو طی چند ماه گذشته، انقلابیون یمن را به گلوله بست، اما اعتراض های مردمی به اندازه ای بود که وی نتوانست بیش از این بر سر قدرت بماند. در استعفا و کناره گیری وی از قدرت چند نکته نهفته است که نباید به راحتی از آن گذشت. ابتدا اینکه، وی در کدام کشور توافقنامه کناره گیری از قدرت را امضا کرده است. دوم اینکه، محتوای اصلی این توافق چه بوده و سوم نیز اینکه انقلاب در یمن چه شرایط و چه آینده ای خواهد داشت؟ دیکتاتور یمن در جریان حمله سوم ژوئن 2011 به مجتمع ریاست جمهوری یمن، به شدت مجروح و برای درمان خود راهی عربستان سعودی شد. پس از این اتفاق، بسیاری از تحلیلگران نوشتند که او نیز همچون دیکتاتور تونس به موزه دیکتاتورهای منطقه یعنی عربستان پناه برده است، اما این پیش بینی در آن زمان درست از آب در نیامد و وی پس از درمان نیم بند به یمن بازگشت. این اتفاق باعث شد تا تب انقلاب در این کشور بیش از گذشته شدت پیدا کرده و مردم یمن بیش از گذشته برای فروپاشی نظام مستبد هم قسم شوند، اما از همان زمان که عبدالله صالح به عربستان پناه برد، این اتفاق پیش بینی می شد که اگر دیکتاتور یمن مجالی نداشته باشد، به اجبار، برنامه های عربستان را خواهد پذیرفت. در این برنامه که به نام شورای همکاری های خلیج فارس است، مهم ترین بخش به مصونیت قضایی علی عبدالله صالح مربوط می شود، در حالی که انقلابیون به خاطر کشتار چند ماهه مردم یمن، آن را ناعادلانه دانسته و به اعتراض های خود ادامه دادهاند.
مسئله مهم دیگر این است که علی عبدالله صالح این توافقنامه را با حضور نمایندگان اروپا و آمریکا در کشور عربستان سعودی امضا کرده است. عربستان در این کار به دنبال قرار گرفتن در جایگاه رهبری منطقه است، زیرا از این طریق می تواند ادعا کند که در کشور یمن انقلاب را به سرانجام رسانده و علی عبدالله صالح را از قدرت خارج کرده و همچنین در کشوری همچون بحرین به دنبال حفظ ثبات است. استدلال آل سعود و آل خلیفه این است که قیام ها در بحرین از خارج حمایت و هدایت می شوند. بنابراین به هر شکل ممکن باید سرکوب شوند. بر این اساس نیروهای نظامی وارد بحرین شده و برای حفظ حاکمیت آل خلیفه تلاش می شود. عربستان در حالی به دنبال تزریق سیاست خود به دیگر کشورهای عرب منطقه است که خود با قیام مردمی گسترده ای مواجه است. عمده این قیام ها در شرق عربستان و در مناطق استراتژیک قطیف و عوامیه شکل گرفته است. به این دلیل گفته می شود که این مناطق استراتژیک هستند که عمده نفت عربستان - به عنوان غول نفتی منطقه- در این منطقه «شیعه نشین» قرار دارد. با این وجود، شیعیان عربستان که براساس برخی آمار 25 درصد و بنابر اخبار غیر رسمی بسیار بیشتر از این جمعیت عربستان را تشکیل می دهند، در بدترین شرایط رفاهی زندگی کرده و نسبت به دیگر مردم عربستان در تبعیض به سر می برند. مناطق شیعه نشین عربستان به کشور بحرین که با پلی به عربستان متصل است، نزدیک هستند، به همین خاطر قیام های مردمی در دو کشور بر دیگری تأثیر می گذارند. به همین دلیل است که مقامات عربستان همواره اعلام می کنند که اعتراضات این منطقه از بیرون هدایت می شود. این قیام ها می توانند چهره منطقه ای عربستان را در دیگر کشورها و حتی در یمن تخریب کرده و مشروعیت ریاض را در جایگاه رهبری منطقه ای مخدوش کنند. اتفاقاً به همین دلیل است که اعتراض ها و درگیری ها هنوز در یمن ادامه دارد و مردم توافق عربستان (شورای همکاری خلیج فارس) با علی عبدالله صالح را نمی پذیرند. مسئله مهم دیگر در این باره به حضور نمایندگان آمریکا و اروپا در توافق کناره گیری صالح بازمی گردد. کشورهای غربی به خصوص آمریکا برای اینکه در تحولات بحرین، یمن و ... مورد انتقاد شدید قرار نگرفته و حامی دیکتاتورها لقب نگیرند، مدیریت تحولات در این کشورها را به عربستان سپرده اند. بنابراین، سعودی های در حال حاضر به عنوان بازوی نظامی ناتو و آمریکا در این منطقه در حال انجام وظایف محوله هستند. اما آیا با این تحول و تنها با کناره گیری عبدالله صالح، در یمن، انقلاب صورت گرفته است؟آیا انقلابیون یمن به خواسته های چند ماهه خود رسیده اند؟ به وضوح روشن است که پاسخ به این سوال منفی است. به این دلیل که، بر اساس برنامه های از پیش تعیین شده سعودی ها که مطمئناً در کاخ سفید نوشته شده، ساختار سیاسی یمن بر جای خود باقی خواهد ماند و تنها شخص صالح از این ساختار حذف خواهد شد؛ همان سناریویی که در مصر نیز دنبال می شود.
غرب و همکاران منطقه ای اش به راحتی نمی پذیرند که متحدان شان در حال افول هستند، بنابراین به اشکال مختلف و تنها با پاک کردن صورت مسئله و تنها برداشتن شخص اول در کشورهایی همچون یمن، به دنبال حفظ ساختار پیشین و تحکیم روابط از پیش تعیین شده خود هستند؛ مسئله ای که نتوانسته انقلابیون را آرام کند، به این دلیل که آنها در پی انقلاب علیه دیکتاوری و استبداد داخلی و همچنین استعمار نوین خارجی هستند.