اختصاصی بصیرت/
هفته گذشته خبری در رسانه ها انتشار یافت با این عنوان که «سلمان رشدی جمهوری آذربایجان به قتل رسید.» خبر مربوط به قتل «رافق تقی لی» نویسنده آذری بود که توسط یک فرد ناشناس در حالی که از اتوبوس پیاده می شد، با ضربات چاقو کشته شد. وی به دلیل اهانت های بی سابقه به حضرت رسول اکرم(ص)، مورد نفرت مردم جمهوری آذربایجان بود. «رافق ناظر اوغلو تقی زاده» مشهور به «رافق تقی لی» عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان بود که پیش از این، طی مقاله ای توهین آمیز به نام «عاشورا» مسجد «تازه پیر» باکو را بهترین مکان برای لذت جویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین آورده بود. وی در سال 1383 از اتحادیه نویسندگان آذربایجان اخراج شد. او همچنین در سال 1385 با انتشار مقاله ای مشابه با نام «اروپا و ما» جنجال فراوانی در میان جامعه مسلمانان ایجاد کرد. در پی اوج گرفتن اعتراضات مسلمانان آذربایجان، دولت آذربایجان «رافق تقی لی» را دستگیر و به سه سال زندان محکوم کرد. وی بعد از دو سال، با عفو ریاست جمهوری آزاد شد.درست پنج سال پیش، مردم آذربایجان از آیت الله العظمی فاضل لنکرانی درباره وی استفتا کرده و پرسیده بودند که وظیفه شان در قبال این توهین کننده به اسلام و ساحت مقدس حضرت رسول اکرم(ص) و روزنامه منتشر کننده این توهین ها چیست؟ معظم له در 4 آذر 1385 در پاسخ مرقوم فرمودند:«بسمه تعالی، چنین شخصی چنانچه مسلمان زاده باشد، با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه کافر بوده، از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت بر فرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است ...»اخیراً دو تن از روشنفکران پرادعای اردوگاه فتنه وارد میدان شدند و علیه این حکم تاریخی مرجع عالی قدر شیعه موضع گیری کردند.محسن کدیور با نوشتن نامه ای به آیت الله فاضل لنکرانی، مدعی شد که «اعدام مرتد و ساب النبی و هدر بودن دم آنها فاقد هرگونه مستند قرآنی است، بلکه روح قرآن برخلاف چنین احکامی است» و چنین نوشت: «من از قتل فجیع و ناجوانمردانه این شهروند بی ادب آذری به نام اسلام و تشیع شرمنده ام»!
خطاب به آقای کدیور باید گفت، که اصل این مسئله موضوعی نیست که بین علما اختلاف باشد و تمامی مراجع عظام تقلید از حضرت امام خمینی(ره) تا آیت الله العظمی فاضل لنکرانی و مراجع عظامی که هم دوره این بزرگان بوده اند در کتب فقهی مربوط به شرح و تبیین این مسئله پرداخته اند، لذا جناب عالی اگر واقعاً به دنبال پاسخ سوال می گردید، کافی است حداقل به این متون متأخر مراجعه کنید و منافقانه و برای فریب افکار عمومی مدعی نبود دلیل نباشید.اکبرگنجی نیز با انتشار مقاله ای توهین آمیز، مرجعیت عالی قدر شیعه را مورد هتک قرار داده و می نویسد: «آیت الله فاضل لنکرانی تروریستی بیش نیست!» وی مغرضانه مدعی می شود که «دین را منتقدان و دین ستیزان نابود نمی کنند، ارباب دین و مشایخ تروریست نابود می سازند. جوانی که می بیند منتقدی را به حکم آیت اللهی سلاخی کرده اند، از دین متنفر می شود.»
خطاب به این مدعی که هنوز فرق «نقد» و «توهین» را نمی داند و به خود اجازه می دهد در هر حوزه ای اعلام نظر کند باید گفت: مسئله اقدامات برنامه ریزی شده برای توهین به اسلام و پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) مطرح است نه مسئله انتقاد! چه کسی گفته که حکم منتقد اعدام است؟ اگر چنین بود که نام اکبر گنجی در صدر لیست محکومان به اعدام قرار داشت. ضمن آنکه اگر واقعاً گنجی این همه از تروریست ها متنفر است چرا به آغوش بیگانگانی پناه برده که خود بنیانگذار تروریسم در جهان هستند و هر روز ده ها تن از مردم مستضعف و مظلوم عالم را بی دلیل به قتل می رسانند! نکته پایانی آنکه این اظهارات باصراحت، حکم تاریخی حضرت امام(ره) را نیز زیر سوال برده و آن را غیرشرعی و غیرانسانی معرفی کرده است که به نظر می رسد ضرورت دارد تا عاشقان و شاگردان برجسته حضرت امام(ره) و حضرت آیت الله العظمی فاضل و همه پژوهشگران و محققان حوزه های دینی نسبت به این مسئله حساس باشند و برای اظهارات این مدعیان روشنفکری پاسخ هایی در خور ارائه دهند تا از فریب افکار عمومی جلوگیری شود. ضمن آنکه این زمان با طرح این ادعاهای کذایی فرصت مناسبی حاصل شده تا مدعیان خط امام و آنهایی که معتقدند هنوز به چارچوب قانون اساسی و آرمان های حضرت امام(ره) پایبندند و خواستار بازگشت به قدرت می باشند، ادعای خود را ثابت کنند و در برابر این توهین کنندگان به امام(ره) واکنش نشان دهند و به طریق اولی این وظیفه بر عهده «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» است که با همین هدف راه اندازی شده و از بیت المال بودجه می گیرد.