رضا گرمابدرى
پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی 4 دسامبر روسیه که حاکی از پیروزی حزب ولادیمیر پوتین(روسیه واحد) بود، مخالفان پوتین دست به اعتراض زدند و شعار تقلب در انتخابات سر دادند، به دنبال این اعتراض داخلی، سخنگوی رسمی کاخ از تخلفات صورت گرفته در جریان انتخابات ابراز نگرانی کرد و پس از آن هم کلینتون وزیر خارجه آمریکا این انتخابات را «غیرآزاد و ناعادلانه» دانست. پوتین در واکنش به ادعای کلینتون گفت: «نخستین واکنش همتایان آمریکایی ما نسبت به انتخابات «دوما» برای من جالب بود. نخستین کاری که وزیر خارجه آمریکا در واکنش به این انتخابات انجام داد، غیر عادلانه و نادرست خواندن آن بود، درحالی که حتی هنوز گزارشی از سوی ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا ندیده بود. خانم کلینتون در واقع به برخی رجال سیاسی داخل روسیه چراغ سبز نشان داد و آنها نیز با شنیدن پیام او و در حمایت از مواضعش، کار فعال خود را در ایجاد ناآرامی در روسیه آغاز کردند.» از توضیح پوتین درباره ادعای کلینتون که توضیحی کاملاً درست به نظر می رسد، معلوم می گردد علت اینکه کلینتون شتاب زده و پیش از اعلام نظر ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا علیه انتخابات روسیه موضع گرفت، این بود که وی کاری به اعلام نظر آنها نداشت، برای وی و دولت متبوعش، تعداد کرسی های حزب پوتین مهم بود که اگر تعداد این کرسی ها کم بود و حزب پوتین پیروز نمی شد، کلینتون از صحت و سلامت انتخابات سخن می گفت و اگر حزب پوتین پیروز می شد، باید کلینتون علیه آن موضع می گرفت که گرفت.
حال پرسش اصلی این است که چرا آمریکا با انتخابات روسیه توطئه گرایانه برخورد کرد؟ به نظر می رسد علت اصلی این برخورد شخص پوتین، دیدگاه ها و روش حکومت داری اش باشد. آمریکا دو دوره ریاست جمهوری گذشته پوتین را پیش رو دارد و می داند حضور دوباره وی در مسند ریاست جمهوری روسیه، چالش های فراوان و سنگینی را برای آمریکا در بر دارد. به اعتقاد بیشتر ناظران، پیروزی حزب پوتین در انتخابات پارلمانی به معنای هموار شدن مسیر پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است و این، خبر تلخی برای آمریکاست. در کنار این عامل اصلی دخالت آمریکا در انتخابات روسیه و برخورد خصمانه با آن، مسئله دیگری وجود دارد که نباید از نظر دور داشت. به نظر می رسد آمریکایی ها قصد دارند با این برخورد، روسیه را به سبب مشارکت نکردن در فشارهای غیرقانونی اعلام شده درباره ایران، تنبیه کنند.
عرصه میان ایران و روسیه به سبب مسائل مختلف بین الطرفینی، منطقه ای و بین المللی سرشار از موضوعاتی است که در حوزه منافع دو طرف مشترک است. این ویژگی باعث شده که روسیه برای حفظ منافع خودش با بسیاری از برنامه ها و تصمیم های غرب و به ویژه آمریکا علیه ایران یا مخالفت کامل کند و یا با مخالفت اولیه اش طرف مقابل را مجبور کند که برنامه و تصمیمش را آنقدر تقلیل دهد که آسیب جدید را به دنبال نداشته باشد. برخورد روسیه با موضوع هسته ای ایران در آژانس و همچنین ادامه آن در شورای امنیت سازمان ملل نمونه بارز آن است. به عبارتی، آمریکا و غرب یکی از عوامل اصلی خنثی و ناکارآمد شدن برنامه های شان علیه ایران را همراهی نکردن روسیه و چین می دانند. از این رو، مقامات آمریکایی که عادت کرده اند در سیاست خارجی با استفاده از هر ابزاری نظرشان را تحمیل کنند، با اینکه می دانند تحریک مخالفان پوتین به سبب اقلیت مطلق آن ها کاری از پیش نمی برد، از آنها حمایت می کنند تا به پوتین تفهیم کنند، ناسازگاری با سیاست های خارجی آمریکا این پیامدها را هم دارد تا شاید بر رفتار پوتین تأثیر گذارد. حال معلوم نیست آنها به این هم اندیشیده اند که ممکن است این رفتار نتیجه عکس هم بدهد یا نه؟!