3- اختلاف در دیدگاه اقتصادی
از دیگر محورهای اختلاف اعضای موسس مجمع روحانیون مبارز با اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، اختلاف در نگرش اقتصادی است. در آن مقطع زمانی که خط مشی اقتصادی دولت میرحسین موسوی مبتنی بر تمرکزگرایی و تأکید بر اقتصاد دولتی بود، روحانیون مبارز از آن حمایت می کردند. «روحانیون مبارز» در آن دوره طرفدار نظریه حاکمیت بیشتر دولت و محدود کردن بخش خصوصی در اقتصاد بودند. آنان به نوعی دولت سالاری اقتصادی را تجویز می کردند.
در مقابل، جامعه روحانیت مبارز بر این اعتقاد بود که دولت باید نقش ناظر و کنترل کننده در عرصه اقتصاد داشته باشد و لازم است به تدریج زمینه حضور بخش خصوصی را در عرصه اقتصاد فراهم کرد. گرایش اقتصادی حضرت امام(ره) و آیت الله خامنه ای به آنچه جامعه روحانیت مبارز می گفتند، بیشتر بود؛ از آن رو که آن دو بزرگوار مردم را ولی نعمت و صاحبان اصلی انقلاب می دانستند و به این دلیل، خیلی طبیعی است که از گرایش اقتصاد به بخش خصوصی حمایت کنند، اما نباید فراموش کرد که شرایط دوران جنگ و ضرورت حفظ انسجام و وحدت و پرهیز از دامن زدن به تنش ها و مانند آن، ملاک ها و معیارهایی بودند که آن دو را در دفاع از سیاست های دولت در همه عرصه ها و از جمله عرصه اقتصادی باقی نگاه می داشت.
برخی اعضای موسس مجمع روحانیون مبارز در آن مقطع با موضع گیری های افراطی، طرفداران اندیشه اقتصادی مخالف تشکل خود را از مصادیق بارز اسلام سرمایه داری و اسلام مرفهین بی درد معرفی می کردند و ادامه یافتن مالکیت کلان اقتصاد دولتی را استمرار حاکمیت اسلام پابرهنگان می دانستند.
سیدمحمد خاتمی در سال 1367 اعلام کرد: «باید راه را بر سوء استفاده همه کسانی که نسبت به جنگ جاودانه فقیر و غنی حساسیتی ندارند یا اسلام را برای منافع و مسائل مادی و سیاسی خود می خواهند، بست.»(1)
سیدمحمد موسوی خوئینی ها نیز در آن هنگام گفت: «اسلام آمریکایی می گوید اساساً ما در اسلام بحث فقیر و غنی نداریم. یعنی با یک تحریف و ایجاد انحراف در تفکر جامعه می خواهد این مبارزه اساسی را از ذهنیت جامعه بیرون ببرد و می گوید آنچه در جامعه برای مان مطرح است مبارزه تقوا و بی تقوایی است، ولی ما اصلاً در اسلام بحث فقر و غنا نداریم.»(2)
توجه به سه نکته در بررسی خط مشی اقتصادی مجمع روحانیون مبارز ضروری به نظر می رسد:
1- بر خلاف برخی تصورات که علت اصلی اختلاف نگرش اقتصادی در مجمع روحانیون و جامعه روحانیت را در توزیع اجناس کوپنی از سوی دولت میرحسین موسوی و حمایت مجمع روحانیون و مخالفت جامعه روحانیت با آن به حساب می آورند، هیچ گاه این عامل، اختلاف نگرش اقتصادی این دو تشکل را بیان نمی دارد. کوپنی شدن کالاها در زمان شهید رجایی و به دلیل کمبود مواد مصرفی در کشور راه اندازی شد و اجرای آن در زمان موسوی استمرار یافت و اعضای جامعه روحانیت مبارز نیز در آن زمان با اجرای آن موافق بودند. بنابراین آنچه به «کوپنیسم» مشهور شده بود، عامل اختلاف نبوده است.
2- علت حمایت حضرت امام(ره) از دولت موسوی را نباید لزوماً به معنای پذیرش کامل دیدگاه اقتصادی دولت ایشان و مجمع روحانیون به حساب آورد. به دلیل وضعیت جنگی و فوق العاده حاکم بر کشور در آن مقطع، اولاً امام(ره) هرگونه تغییر و تحول را خلاف مصالح جامعه به حساب می آوردند، ثانیاً نگرش دولتی به اقتصاد در موقعیت ها و شرایط جنگی بهتر و بیشتر از دیگر نگرش ها پاسخگو است.
3- مجمع روحانیون مبارز چه آن زمان و چه در حال حاضر، هیچ گونه برنامه کاربردی و قابل اجرا که مدون و کارشناسی شده باشد برای سر و سامان دادن به اقتصاد کشور ارائه نداده است. این سخن درباره جامعه روحانیت مبارز نیز صادق است.
بر این اساس، در گذر زمان خط مشی اقتصادی آنان دچار تحول شد و در دولت سیدمحمد خاتمی بر مالکیت افزون تر بخش خصوصی در میان سایر بخش های اقتصادی و مجاز دانستن استقراض و سرمایه گذاری خارجی و نیز کاستن از مالکیت بی حد و حصر دولت در مدیریت کلان اقتصادی کشور، مهر تأیید زده شد.
برخلاف برداشت نادرستی که از مواضع اقتصادی جامعه روحانیت مبارز صورت گرفت، دبیرکل جامعه روحانیت، مهدوی کنی می گوید: «بنده نه نظرم واقعاً تأیید سرمایه دارها بود و نه تضعیف طبقات ضعیف مملکت. اعتقادم این بود که اصلاً این کار به ضرر همان طبقات ضعیف است. من می گفتم که ما باید کاری کنیم که در کشور سرمایه ها به کار بیفتد، مردم بیایند سرمایه گذاری کنند؛ همین حرفی که آقایان بعد از بیست سال می زنند.»(3)
4- اختلاف درباره لیست نامزدهای دوره سوم مجلس شورای اسلامی رنجش خاطر گروهی از اعضای جامعه روحانیت که اسامی نامزدهای شان در لیست پیشنهادی سومین دوره مجلس شورای اسلامی این تشکل رأی نیاورد، بهانه انشعاب مجمع از روحانیت مبارز شد:«یعنی آنچه بهانه انشعاب قرار گرفت، لیست نامزدها برای مجلس سوم بود. در رأی گیری شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز آقایان فخرالدین حجازی، هادی غفاری و سیدمحمود دعایی که مورد حمایت طیف آقای کروبی در جامعه روحانیت بودند، اکثریت لازم را برای قرار گرفتن در لیست نامزدها کسب نکردند.»(4)
در پایان نخستین بیانیه روحانیون مبارز که در اول فروردین ماه 1367منتشر شد، اعضای موسس با درج عبارات گلایه آمیز به صورت تلویحی خط مشی جامعه روحانیت در انتخاب و معرفی کاندیدا در آستانه انتخابات مجلس سوم را زیر سوال بردند: «روحانیون مبارز تهران که موقعیت کاندیداها را در لیست های مختلف انتخاباتی سنجیده و متأسفانه با کنار گذاشته شدن افراد صالح و به زیر سوال کشیده شدن برخی از صلحا در لیست های مختلف مواجه شده و از آن پرخطرتر، طرح اسامی غیر مقبول و خارج از ضابطه های یاد شده را دیده است به خاطر حفظ حرمت خون شهدا و اصالت های انقلاب اسلامی به انتشار بیانیه و معرفی کاندیداهای خود اقدام می کند.»(5)
عباسعلی عمید زنجانی از اعضای با سابقه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، عامل اصلی انشعاب برخی اعضای جامعه و تشکیل مجمع روحانیون مبارز را رنجش خاطر آنها از عملکرد انتخاباتی جامعه روحانیت معرفی می کند: «... تصور آقای کروبی این بود که جامعه روحانیت به انقلابی های اصیل کم بها می دهد و خصوصاً نظر آقای کروبی هم روی دعایی بود؛ چون آقای دعایی را ابتدا جامعه روحانیت کاندیدا نکرد. به این دلیل یک مدت آقای کروبی در جلسات جامعه روحانیت نمی آمد.
حتی یک بار من یادم هست که از بیمارستان با من که در دانشگاه تهران بودم تماس گرفتند و گفتند آقای کروبی پشت خط هستند. ایشان گفتند: من توی بیمارستان هستم روی تخت، شماها چرا سکوت کرده اید؟ چرا شما حرف نمی زنید؟ آخر این که نمی شود که انقلابیون اصیل مثل آقای دعایی را کنار بزنند، چه کسی را می خواهند به جای ایشان بیاورند... به هر حال این مسئله منجر شد به قهر دائمی آقای کروبی. در بیرون جامعه روحانیت مبارز هم یک تعدادی مثل آقای خوئینی ها و دیگران به آقای کروبی فشار می آوردند... . خلاصه آقای کروبی با دو سه نفر دیگر رفتند خدمت حضرت امام(ره) که آقا ما با اینها [اعضای جامعه روحانیت] نمی توانیم کار کنیم، اینها خلاصه مسیر انقلاب را دارند عوض می کنند، انقلابی ها را کنار می گذارند و ... حضرت امام(ره) هم قاعده و رفتارش این بود که فرموده بودند، خوب شما با آنها کار نمی کنید جدا کار کنید و به این ترتیب مجمع روحانیون را امام(ره) تأیید کردند... اصل اساسی در علت انشعاب مجمع از جامعه روحانیت همان است که گفتم. اینها (مجمعی ها) فکر می کردند که ما دنبال افرادی هستیم که این افراد خیلی انقلابی اصیل نیستند و بالاخره باعث دلسردی انقلابی ها می شود.» (6)
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.