گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی اسکاینیوز 11 دسامبر 2011 (20 آذر) به تداوم خیزشهای مردمی در جهان عرب تا چند سال آینده پرداخت و نوشت: سرخوشی ناشی از بهار عربی راهی برای بیثباتی سیاسی و افزایش نفوذ اسلامگرایان است؛ اما به باور کارشناسان، روند دموکراتیک همچنان توقفناپذیر است. جهان عرب طی دوازده ماه، تحولات و تغییراتی را تجربه کرد که طی دهههای گذشته شاهد آن نبوده است که اوج آن، برگزاری انتخابات تاریخی در تونس و مصر بود. خیزشی مردمی که به سرنگونی بنعلی منتهی شد، موجهای تکاندهندهای را به سراسر شمال آفریقا و خاورمیانه فرستاد. معترضان حسنی مبارک، رئیسجمهور دیکتاتور مصر را یک ماه پس از آن سرنگون کردند و در این میان، مردم لیبی نیز برای سرنگونی قذافی ماهها مسلحانه جنگیدند.
در ادامه مقاله آمده است: یمنیها ماهها پس از ناآرامیهای خونین، فصل جدیدی را پس از امضای توافقنامه انتقال قدرت تجربه میکنند. همچنین سوریها نیز پس از تلاشهای اتحادیه عرب و جوامع بینالمللی برای پایان نه ماه سرکوبهای خونین، بارقههای امید را میبینند. کنشگران سیاسی مخالف بشار اسد افقهای تازهای در چشمانداز مبارزات خود میبینند. «زیاد ماجد»، کارشناس امور خاورمیانه در دانشگاه آمریکایی پاریس، گفت: «مسیر به سوی دموکراسی تنها رو به جلوست... بازگشت به کودتاها و حکومتهای استبدادی پس از تمام این حوادث ناممکن است.» اما اسلامگرایانی که همواره به دست حکومتهای استبدادی عربی سرکوب شدهاند، در بسیاری از کشورها به دنبال قدرتیابی هستند و لیبرالها از ظهور دوره تاریک در آینده وحشت دارند. اما ماجد معتقد است «اینکه برخی میگویند پیروزی بعضی گروههای اسلامگرا در انتخابات، پایان امیدهای دموکراسی است، صحیح نیست... در حال حاضر که اسلامگرایان پیروز میشوند، از طریق جهاد و خشونت قدرت نیافتهاند و آنها اصولاً انتخابات و انتقال قدرت را رد نمیکنند.»
در پایان مقاله آمده است: «ژانپیر فیلیو»، استاد علوم سیاسی مستقر در پاریس میگوید: «اسلامگرایان به دلیل سالها سرکوب تحت حاکمیت دیکتاتورهای سکولار، توان قدرتیابی پیدا کردهاند... دیکتاتوریهای مختلفی که خود را سپر در برابر اسلامگرایان نشان داده بودند، به طور گستردهای در افزایش محبوبیت این گروههای اسلامگرا به عنوان جایگزین دولتها مشارکت داشتهاند.» اسلامگرایان از آرای ناشی از همدلی مردم بهره میبرند؛ زیرا بیشتر رهبران اسلامگرا سالها در تبعید بودهاند و پیروان آنها اغلب در زندان بودهاند. اما اسلامگرایان برای اثبات خود با چالشهایی روبهرو هستند. زیرا دستورکار اجتماعی آنها ضعیف است که مطمئناً یکی از چالشهای مهم پیش روی جهان عرب در دهه آینده است. خیزش سریع اسلامگرایان برای طیفهای لیبرال تکاندهنده بوده است. پرسش کلیدی و واقعی این است که آیا این جنبشهای اسلامگرا که تجربه واقعی در مورد دولت ندارند، بر قدرت مسلط میشوند یا اینکه در صورت شکست در انتخابات آماده کنار رفتن هستند؟ نویسنده کتاب «نقد اندیشه مذهبی» که در دهه 1960 اسلامگرایان را برانگیخت، معتقد است «نفوذ و تأثیرگذاری الگوی ترکیه در مورد اسلامگرایی عربی نوظهور، عاملی تعیینکننده است... در صورتی که اسلامگرایان از جمله اسلامگرایان تونس و مصر اجرای حتی نیمی از رفتارهای همتایان خود در ترکیه را الگو قرار دهند، قطعاً حرکت به سوی دموکراسی متوازنتر وجود خواهد داشت... در هر صورت تداوم تسلط آنها بر قدرت در انتخابات آینده به معنای بازگشت استبداد خواهد بود.»
بصیرت: نگاه نویسنده یادداشت فوق تقریباً خط سیر تحلیلی غربیهاست که تمایلاتشان نیز در آن دیده میشود. آنها وقتی دیدند، نمیتوانند واقعیتهای حال حاضر منطقه را انکار کنند و مجبور به اعتراف شدند، به امید اینکه با بدنام کردن اسلامگراها، میتوانند در درازمدت پایگاه اجتماعی آنها را تضعیف کنند، نسبتهایی را به آنها میدهند و از آنجایی که این رفتارشان را چندان کارآمد نمیدانند، از نوع و روش حکومت ترکیه تعریف و تبلیغ میکنند تا مبادا آنها به حکومت اسلامی ایرانی گرایش پیدا کنند.