صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۳۲۱۱۴

فرآیند اشغال یک سرزمین (بخش بیست و یکم)


على صادقى
در حالی که سیداحمدخان، توجیه گر مظالم استعمار انگلیس شد، اما سیدجمال با هوشیاری و تیزبینی آگاهانه ای که نسبت به ابعاد همه جانبه این مقوله داشت، نگرشی متفاوت از سیداحمدخان ارائه کرد.
سیدجمال با اینکه مردی تجددگرا بود و مسلمانان را به علوم و فنون جدید و اقتباس تمدن غربی فرا می خواند و با بی سوادی و بی خبری و عجز فنی و صنعتی مسلمین به پیکار برخاسته بود، متوجه خطرهای تجددگرایی افراطی بود. او می خواست مسلمانان علوم و صنایع غربی را فراگیرند، اما با اینکه اصول تفکر مسلمانان، یعنی جهان بینی آنها غربی شود و جهان را با همان عینک ببینند که غرب می بیند، مخالف بود. او مسلمانان را دعوت می کرد که علوم غربی را فرابگیرند، اما از اینکه به مکتب های غربی بپیوندند، آنها را نهی می کرد. تفاسیر سیداحمدخان از اسلام و قرآن و دیدگاه او درباره اسلام و همچنین عدم مبارزه با استعمار انگلیس جدالی بین علمای مسلمان این کشور برپا کرد. از قضا سیدجمال الدین اسدآبادی در جدالی که پیرامون سیداحمدخان بر پا بود، وارد هند شد و در خلال این غوغاها یکی از مدرسان مسلمان حیدرآباد، نامه ای به سیدجمال نوشته و رأی او را درباره این بدعت که به طور روز افزون در هندوستان رواج یافته و در هر شهر و دهکده پیروانی به نام نیچری پیدا می کرد، سوال کرده بود. سید در پاسخ این نامه رساله ای به زبان فارسی نوشت و در آن ریشه این بدعت و سیر تاریخی آن را از روزگاران قدیم تا زمان حاضر بیان کرد و منافات و تضاد آن را با اسلام باز کرد.
سیدجمال در نشریات و کتاب های خود کوشش کرد مسلمانان را عمیقاً مومن سازد به اینکه اسلام قادر است به عنوان یک مکتب و یک ایدئولوژی مسلمانان را نجات دهد و رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار خارجی پایان دهد و بالاخره به مسلمانان عزت و سعادت ارزانی دارد.
با نگاهی به آنچه گذشت می توانیم به اثبات این امر که رویکرد متمایز نسبت به مسائل مشابه می تواند نتایج و اقداماتی کاملاً متفاوت با یکدیگر را ایجاد کند، تأکید کنیم. هر چند که سیداحمد خان و سیدجمال شرایط مشابه اجتماعی را تجربه نکردند، اما اصول مبارزاتی که برای مقابله با عقب ماندگی مسلمانان در پیش گرفتند، تقریباً یکسان بود؛ با این تفاوت که تعادل یکی (سیدجمال) و افراط گرایی دیگری (سیداحمدخان) منجر به اقداماتی کاملاً متمایز شد.
هر چند که هر دوی آنها بر یادگیری علوم و فنون غربی، مقابله با انگلستان و بازبینی در شرایط فعلی مذهب اسلام تأکید می ورزیدند، اما رویکرد متفاوت شان نسبت به هر یک از این مسائل، منجر به تمایزات اساسی در اندیشه اصلاحی آن دو شد.
اگر سیداحمدخان به زعم خود از اصلاح دین سخن می گفت، البته اصلاحی که بیشتر سرسپردگی به استعمار بود، اما سیدجمال مسلمانان را از فریبکاری برخی مصلحان و خطرات افراط در اصلاح بر حذر می داشت؛ اگر سیداحمدخان فراگرفتن اندیشه های نو ولو منحرف غربی را برای مسلمانان تأکید می کرد؛ سیدجمال بر این موضوع اصرار داشت که اعتقادات دینی بیش از هر عامل دیگر افراد انسان را به رفتار درست رهنمون می سازد و اگر سیداحمدخان مسلمانان را به پیروی از شیوه های نو غربی در تربیت تشویق می کرد، سیدجمال این شیوه ها را طبعاً برای دین و قومیت مردم هند زیان آور می دانست و بدین سان افکار غربگرا و منحرف سیداحمدخان را رد می کرد. چرا که افکار وی را عاملی برای ماندن مردم هند در زیر یوغ استعمار انگلیس می دانست.
سردبیری: به علت هماهنگی با قسمتهای قبلی تیتر سند به صورت مشاهده شده تغییر یافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات