صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۳۲۵۵۶

گزیده سرمقاله برخی از روزنامه های24آذر 1390


 

                  

«لطفاً منفجر نشوید!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛1- پرچم آمریکا روز پنج شنبه گذشته در بغداد پایین کشیده شد و به «غلاف» رفت. نظامیان آمریکایی در حضور لئون پانه تا وزیر دفاع، پرچم آمریکا را در جعبه مخصوص که آن را غلاف می خوانند گذاشتند و با خود بردند. مثل همان 4500 کشته ای که در این 9 سال، جعبه زدند و با خود بردند. 1500 میلیارد دلار، کمترین رقمی است که مقامات رسمی به عنوان هزینه اردوکشی به عراق عنوان کرده اند، یعنی یک دهم کل کسری بودجه و بدهکاری 15 هزار میلیارد دلاری دولت آمریکا به عنوان بدهکارترین دولت دنیا. برخی محافل مجموعه هزینه های دو جنگ شکست خورده عراق و افغانستان را تا 5 هزار میلیارد دلار برآورد می کنند. خروج بی سروصدا از خاک عراق با بی سرو سامانی کم نظیر اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا مقارن شده است.

در این میان، دو حزب اصلی حاکم بر کاخ سفید و کنگره در وضعیت «آچمز» به سر می برند و هر یک دیگری را مسبب وضعیت بغرنجی می دانند که در طول 66 ساله پس از جنگ جهانی دوم بلکه از یکصد سال پیش نظیر نداشته است. کدام دیوانه در آمریکا، ابرقدرت دنیا را از بلندای قدرتی که در شروع قرن جدید میلادی (سال 2001) ایستاده بود، به این حضیض هل داد؟ این سوال، پرسش مهمی است که بدون پاسخی درخور، روز سه شنبه گذشته از سوی «زبیگنیو برژینسکی» مشاور اسبق امنیت ملی و در اتاق فکر «شورای آتلانتیک» با حضور جمعی از استراتژیست ها مطرح شد. برژینسکی در کنار گری سیک یکی از دو مشاور امنیت ملی پرآوازه آمریکاست.

اما پرسش ها یکی دو تا نیست. جای سوال دارد که چرا «پانه تا» وزیر دفاع آمریکا (رئیس سابق سازمان سیا) بی سرو صدا و بدون اعلام رسمی به بغداد رفت تا در مراسم غلاف گذاری پرچم آمریکا شرکت کند؟ چرا با سرافرازی و افتخار نه؟! نه تنها مردم عراق برای فرستاده ویژه اوباما هورا نکشیدند بلکه نظامیان عراقی پس از تحویل گرفتن یکی از 505 پایگاه نظامی تحت اشغال تفنگداران پنتاگون، پایکوبی هم کردند.

 حاصل یاغی گری اعتبارسوز برای آمریکا و گسیل 170 هزار نظامی به عراق چه بود؟ روی کار آمدن دوستان اسلامگرای ایران در پارلمان و دولت عراق برای دومین بار؟! ماجرای عراق چه قدر اعتماد به نفس آمریکایی ها را پودر کرد و در بیابان های بغداد به خاک سپرد؟ این کدام اراده است که قدرت و فناوری برتر آمریکا را یکی پس از دیگری در کشورهای منطقه دفن می کند؟ آقای گری سیک پاسخی برای این پرسش دارد اما قبل از آن باید سخنان پانه تا را در بغداد مرور کنیم. او با اشاره به نظامیان کشته شده آمریکایی می گوید «شاید جهانیان به آنچه ما در این مراسم می گوییم توجه چندانی نکنند و آن را به فراموشی بسپارند، اما هرگز آنچه را آنان کرده اند فراموش نمی کنند». به شعر بی وزن و قافیه می ماند، نه!؟ این عبارت را هم روزنامه واشنگتن پست نوشت و هم ترکی الفیصل رئیس وقت استخبارات سعودی دو سال پیش عنوان کرد که «آمریکا، عراق را در سینی طلایی به ایران هدیه کرد». یعنی آنها این همه راه را کوبیده و آمده بودند تا پس از تحمل انبوه فلاکت ها، صدام -دشمن خبیث و جنایتکار ملت ایران- را به زیر بکشند و دستاورد نهایی را تقدیم ملت ایران کنند یا به قول جرج بوش، آمده بودند تا بعد از افغانستان و عراق، سروقت دشمنی با ملت ایران بروند؟ چی فکر می کردند و چی شد؟!

2- غیر از کلمه قصاری که تلویزیون بی بی سی از پانه تا نقل کرده، رادیو فرانسه نیز عباراتی را از باراک اوباما در مراسم خوشامد گویی به نظامیان منتشر نموده است. به گزارش رادیو فرانسه «اوباما به قیمت گزافی که جنگ عراق در مدت نزدیک به ده سال برای آمریکا داشته، اشاره کرد و گفت: من از آغاز با این جنگ مخالف بودم. اکنون جنگی را به پایان می بریم که فاقد نقطه نهایی و سرنوشت ساز بوده است». آقای اوباما البته تواضع به خرج می دهد که این عبارت آخر را بیان می کند. آمریکا با خروج از عراق یا تخلیه افغانستان به همان نقطه 12-11 سال پیش بازنخواهد گشت و به نقطه ای دور و کور در تاریخ خود پرتاب می شود. اگر غیر از این بود کاخ سفید نباید در مصر و تونس و بحرین و یمن و عربستان غافلگیر شود و سال 2011 به عنوان سال سیاه تاریخ آمریکا رقم بخورد. استراتژیست ها بهتر از همه این نکته را دریافته اند.

سه شنبه گذشته، برژینسکی (مشاور امنیت ملی کارتر) در نشست «شورای آتلانتیک» در واشنگتن شرکت کرد. وی در این نشست که با حضور برنت اسکو کرافت (مشاور امنیت ملی جرالد فورد و بوش پدر) و جیمز جونز (مشاور امنیت ملی اوباما تا همین اواخر) همراه بود، گفت: «درگیری نظامی با ایران دارای ابعادی فاجعه آمیز برای آمریکا خواهد بود». به گزارش دویچه وله از این نشست «3 مشاور سابق کاخ سفید در این امر هم عقیده بودند که جهان در یک نقطه عطف تاریخی از هنگام فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دو دهه پیش قرار گرفته و جنبش فراگیر در خاورمیانه نشانه این دوره تاریخی است. برژینسکی در جمع مشاوران سابق کاخ سفید گفت: ما نیازمند درک عمیق تر از چالش های بین المللی هستیم که آمریکا در پهنه جهان با آنها روبرو شده است. یکی از دلهره آورترین موضوعات این است که ما در مقایسه با گذشته، با چالش های پیچیده تری مواجه هستیم. برژینسکی که در سال 2008 از نامزدی اوباما پشتیبانی کرده بود، می افزاید: ما در شرایط عجیبی به سر می بریم. حزب حاکم (دموکرات) دچار انجماد شده و حزب بیرون از قدرت (جمهوری خواه) کاملا دیوانه شده است». به یک معنا، منظور برژینسکی این می تواند باشد که فناوری های پیشرفته سیا و پنتاگون در برابر پیچیدگی های مد نظر وی «هنگ» کرده اند و در پاسخ تصمیم سازانی که در انتظار محاسبه و پاسخ هستند، صرفامی دهند؛ یعنی اینکه جبران خرابکاری بلندپایگان سیاسی- اطلاعاتی را مثلا نباید از پهپاد زبان بستهخواست!

3- سپر و جوشن دفاعی ملت ایران با سپرهای دفاعی و جوشن های تکنولوژیکی رایج در جهان تفاوت دارد. این روزها که اخبار خوش پیروزی و ظفرمندی و شکست دسیسه های تو در توی دشمنان به تواتر منتشر می شود، سزاوار است از عمق جان، کلمات نورانی حضرت باب الحوایج موسی بن جعفر علیه السلام را در دعای جوشن صغیر مرور کنیم که از موضع عبودیت و فروتنی تمام می فرماید «الهی! چه بسیار دشمنی که شمشیر عداوت بر من کشید و خنجر و نیزه و سنان دشمنی از خشم و کینه تیز کرد و سم های کشنده برای قتل من آماده ساخت و تیرهایی را که به دقت به هدف می خورد به سوی من روانه کرد و چشم مراقبتش از من نخفت و در دل آرزو پروراند که مرا رنج دهد و جرعه مرگ را به من بچشاند. پس تو به نیروی خویش مرا تایید کردی و به یاری خود پشت مرا محکم ساختی و پس از آن همه تدارک و تجهیز دشمن، تندی تیغ او را به روی من کند کردی و خوارش ساختی و مرا به شرف و بزرگی بر او برتری دادی. و هرچه اساس مکر و حیله او را بر من محکم می کرد، متوجه خود وی ساختی و به سویش بازگرداندی. آتش غضب او فرو ننشست و شعله کینه او خاموش نشد در حالی که از شدت خشم، انگشت به دندان می گزید. پس سپاس تو را ای پروردگار مقتدری که مغلوب نشود و ای بردباری که شتاب نورزد. صلی علی محمد و آل محمد و اجعلنی لنعمائک من الشاکرین لآلائک من الذاکرین».

4- ملت ما وقتی کلام امیرمؤمنان علیه السلام (اعر الله جمجمتک) را به جان خرید و سر به خدا سپرد، جوشن امنیت و پیروزی را به تن کرد. این پیروزی های بزرگ بی سبب و واسطه نبود. این فضیلت و افضلیت را دشمنان ما شهادت می دهند. مثل همین جملات گری سیک مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا که در کوران فتنه انگیزی مدعیان اصلاح طلبی در سال های 87-7137 گفت؛ «خواست ما این است که دین در سیاست دخالت نکند البته هرکس بخواهد می تواند آن قدر نماز بخواند و تسبیح بچرخاند که پوست پیشانی و انگشت وی ضخیم شود. من در ایران روشنفکرانی را دیدم که اشاره های ما را دنبال می کنند. آنها ششلولی بالا برده اند تا هرکس و هرچه را با ما ناسازگار است، هدف قرار دهند از جمله ولایت فقیه را که من فکر می کنم تکنولوژی برتر ما را با اراده برتر خود در صحرای طبس دفن کرد». 21سال پس از آن سخنان، گری سیک و زبیگنیو برژینسکی و اسکو کرافت و جونز می بینند که نه فقط فناوری برتر بلکه تمام حیثیت و قدرت و نفوذ آمریکا مقهور بیداری اسلامی برآمده از ولایت مدبرانه امام خمینی و امام خامنه ای شده است.

داخل پرانتز باید گفت و گذشت. همان سالها که سخنان گری سیک منتشر شد، یکی از همین حضرات ششلول بند بعدی (م-ن) به کیهان آمده بود و تحسین می کرد که گری سیک، عجب تعبیر موشکافانه ای از اوضاع کرده است. او آن روزها یقین داشت کسانی ششلول بند آمریکا و اسرائیل و انگلیس شده اند و با حیثیت خود انتحار می کنند تا شاید اراده مدفون آمریکا در طبس و لانه جاسوسی و... زنده شود. اما مدتی گذشت و دیدیم «پول های نامشروع+ فرزند ناخلفی که اکنون به آمریکا گریخته+ جاه طلبی برآورده نشده+ [...]» چنان مغز و جان و دل وی را پوسانده که حاضر است گدایی رادیو فردا و بی بی سی و جرس و امثال آنها را بکند و در ازای آن، سرلوحه تبلیغات بیگانه باشد ولو به قیمت- به زعم موهوم خود- پنجه کشیدن بر سیمای آفتاب. یعنی آمریکا و انگلیس را غسل داده و از خباثت در آورده بودند که امثال این آقا تبدیل به سرباز اجاره ای که نه، تروریست انتحاری آنها- در قواره برخی از همین سلفی ها و ریگی ها- شدند؟!

بالاخره باید در هر عصری مصادیقی برای «یا ایهاالذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه...» پدیدار شود یا نه؟ بماند که این جماعت در دوره ورشکستگی کامل آمریکا، خود را سر راه اجاره و بیگاری گذاشته اند و اعتنا که نمی کنی، خود را بیشتر به در و دیوار می کوبند تا شاید کسی به آنها محل بگذارد! و اگر چنین نبود یکی مثل همین آقای وارونه، سراغ آن رجل سیاسی «تدارکاتچی» نمی رفت و به او اقتدا نمی کرد، حال آن که همان بازیگر فتنه، فروردین 88 در اسلامبول ترکیه، دست راسموسن دبیرکل ناتو (نخست وزیر اسبق دانمارک) را به گرمی فشرد و عارش نیامد با کسی دست دوستی بدهد که حامی کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. امان از درندگی جاه طلبی و مال دوستی که به تصریح امام محمد باقر علیه السلام، درنده تر از گرگ به ایمان انسان می تازند و به غارت می برند.

5- جریان نفاق متظاهر به روشنفکری و اصلاح طلبی، ناتوان از مستوری دایمی است. دشمن که تهدید به حمله نظامی می کند، اینها به رسم «مرجفون» شروع به ارعاب و خالی کردن دلها می کنند. دشمن که تهدید به تحریم سیاسی و اقتصادی می کند، همین ها طرفدار تحریم انتخابات و کارشکنی اقتصادی می شوند و به انواع التهاب های سیاسی و اقتصادی برای سلب ثبات از کشور دست می یازند. مستکبران که در جنگ روانی کم می آورند یا خدشه در اعتبار خود می دانند که هر خزعبل سست و بی پایه ای را بر زبان جاری کنند، جماعت نفاق جدید به خاطر عقده های ناگشوده و عقیده های آلوده، می پذیرند تا جور دشمن را بکشند. نوبت جنگ فرسایشی با «ایمان» و «امید» و «اتحاد» ملت ایران که می رسد، همین جماعت خو کرده به خیانت، در پیاده نظام ناتوی فرهنگی به صف می شوند و قبای اسلام آمریکایی را به تن می کنند تا به قول شیمون پرز «به نیابت از اسرائیل با جمهوری اسلامی بجنگند.»

اوباما و پانه تا درباره سربازان برگشت خورده خود از عراق اذعان دارند که جهان اعتنا و توجهی به آنها ندارد. آیا زمامداران آمریکا با این وصف، از ششلول بندها که نه، از «عمله انتحاری ناتوی فرهنگی» با احترام یاد خواهند کرد؟! آنها چند بار از عبدالمالک ریگی و اسامه بن لادن با احترام یاد کردند که بخواهند از تالی تلوهای آنها یاد کنند؟ و آیا این جماعت خود را خیلی ارزان- در حد چند «آفرین» انباشته از تحمیق- نفروخته اند؟!

خراسان:آبروریزی طلایی  ۸۰۹۰۵۰۲۰۰۳۰۰ ۵۲۰۰۳۰۰   ۲۱۲

 

«سوریه، عبور از خط توطئه»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛وقایع ماه‌های اخیر سوریه، از دو جهت برای قدرت‌های غربی به ویژه آمریکا افشاگر و رسوائی آفرین بود. اول آنکه این وقایع نشان داد آمریکا و سایر دولت‌های غربی در رویدادهای یکسال اخیر جهان عرب، که منجر به تحولات بنیادین در تعدادی از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه عربی شد، هیچ نقشی ندارند، و دوم آنکه همدستی دولت‌های غربی و رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب برای برکنار کردن بشار اسد از قدرت و تغییر حاکمیت سوریه نتوانست راه به جائی ببرد.

این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که آمریکا بعد از آنکه با قیام‌های مردمی در جهان عرب و شمال آفریقا مواجه شد تلاش کرد بر موجی که در این مناطق به راه افتاده سوار شود و در این موج سواری تا حدودی نیز موفق بود، اما نتایج انتخابات در دو کشور تونس و مصر نشان داد حتی این موج سواری‌ها و تلاش‌های فراوان آمریکا برای مصادره انقلاب‌ها نیز نتیجه‌ای نداشت. در این دو کشور در انتخابات‌هائی که برگزار شد، مردم به احزاب اسلامی رأی دادند و این واقعیت به اثبات رسید که آنچه در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه عربی جریان دارد بیداری اسلامی است. عنوان "بیداری اسلامی" البته به معنای نفی عوامل دیگری که ممکن است در این قیام‌های مردمی دخیل باشند نیست، اما در این واقعیت نیز نمی‌توان تردید کرد که اکثر مردم این کشورها خواهان اسلام هستند و با دخالت آمریکا و قدرت‌های غربی و رژیم صهیونیستی در کشورشان مقابله می‌کنند.

درخصوص سوریه، نکات مهمتری وجود دارند که افلاس آمریکا و چهره تزویرگر قدرت‌های غربی و ارتجاع عرب و رژیم صهیونیستی را کاملاً افشا می‌کنند.

آنچه در طول ماه‌های گذشته در سوریه گذشت، دخالت مستقیم آمریکا، تعدادی از دولت‌های اروپائی، رژیم صهیونیستی و سران ارتجاع عرب در وقایع این کشور را به روشنی نشان داد. علاوه بر اینها، دولت ترکیه نیز در یک فرصت‌طلبی آشکار هرچه در توان داشت را برای ساقط کردن حکومت سوریه بکار بست و همدستی خود با مثلث شوم غرب، صهیونیسم و ارتجاع عرب را نشان داد.

فعالیت بی‌وقفه سفارتخانه‌های آمریکا و چند کشور اروپائی در سوریه و سرمایه‌گذاری کلان آنها برای حمایت از مخالفان بشار اسد که تا خارج شدن آنها از سوریه ادامه یافت و بعد از مدتی با اثبات بی‌نتیجه بودن این تحرکات به بازگشت آنها به دمشق منجر شد، یکی از فرازهای مهم تحولات سوریه است. این تلاش‌های مداخله جویانه و شکست خورده کاملاً نشان داد مثلث توطئه گر غرب، ارتجاع عرب و صهیونیسم، کارائی چندانی ندارد و مقاومت در برابر توطئه‌های این مجموعه می‌تواند نتیجه بخش باشد.

بافت جمعیتی سوریه از ویژگی‌هائی برخوردار است که مقاومت در برابر توطئه سنگین مثلث شوم غرب، ارتجاع عرب و صهیونیسم را کارساز نموده است. این ویژگی‌ها را می‌توان در چند بخش خلاصه کرد.

1 - ترکیب دینی و مذهبی مردم سوریه که از مجموعه اهل سنت (حدود 70 درصد)، علوی و دوازده امامی و اسماعیلی (17 درصد)، مسیحی (10 درصد) و سایرین (حدود 3 درصد) تشکیل شده، گرایش‌های سیاسی آنها را نیز متفاوت نموده است. مخالفان بشار اسد از اهل سنت هستند آنهم نه همه آنها. بقیه مردم از حاکمیت کنونی حمایت می‌کنند.

2 - عمده‌ترین مخالفان، دولت سوریه اخوان المسلمین هستند که خود از دو گرایش افراطی و میانه رو تشکیل شده‌اند. میانه روها طرفدار مذاکره و اصلاحات هستند و شورش را نمی‌پسندند.

3 - در میان سایر مخالفان، سلفی‌ها از دیگران تندتر هستند و با روش افراطی عمل می‌کنند. همین روش افراطی موجب شده است بسیاری از مردم سوریه به آنها نپیوندند.

4 - مخالفان غیرمذهبی دولت نیز گرایش‌های متنوعی دارند و از یکپارچگی و وحدت نظر برخوردار نیستند.

      

«سخنی با نمایندگان مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛امسال سال جهاد اقتصادی است. دقت در صحنه‌های حقیقی جهاد اقتصادی و اهتمام ویژه به حضور در سنگرهای خط مقدم آن یک اصل است.

مجلس شورای اسلامی به عنوان نهادی برخاسته از متن مردم با مأموریت‌های ویژه‌ای که در قانون اساسی برای حضور در جهاد اقتصادی برای آن تعریف کرده است باید بیش از دو قوه دیگر خود را در معرض پاسخگویی به مطالبات مردم بداند.

سه شنبه گذشته تفریغ بودجه سال 88 در مجلس قرائت شد.

      

    

 همچنین در برآورد هزینه‌ها چه اتفاقی افتاده است؟

2ـ گزارش تفریغ بودجه سال ماضی در اواخر سال جاری تهیه و تدوین می‌شود و این به معنای تعطیل و توقف کار در سایر بخش‌های حسابرسی و دادرسی در دیوان  نیست. همزمان با تدوین و تهیه گزارش تفریغ بودجه سال ماضی و طرح آن در هیئت عمومی در مقطع زمانی سال جاری نتیجه اقدامات حین رسیدگی در فاصله زمانی 12 ماه از سال ماضی و 6 ماه از سال جاری در هیئت‌های حسابرسی و یا شعب دادیاری باید معلوم شده باشد. و موارد قابل اهمیت آن به صورت کامل و موارد نازلتر به صورت اجمال باید در گزارش تفریغ منعکس باشد.

3ـ به نظر می‌رسد اطاله این رسیدگی‌ها و اطاله دادرسی‌ها مانع از تسریع در رسیدگی در حد فاصل 18 ماه در فاصله زمانی برای تنظیم گزارش تفریغ بودجه هرسال می‌باشد. فلذا گزارش تفریغ را از محتوای مطمح نظر قانونگذار در اصل 55 قانون اساسی و تعریفی را که مقنن در ماده 104 قانون محاسبات در نظر دارد، تهی کرده است و علی رغم همه زحمات و خدمات عناصر خدوم و زحمتکش دیوان کاربرد آن را برای دولت و مجلس فرو کاهیده است.

4ـ وقتی کلیات بودجه در گزارش تفریغ و حسن و قبح همین کلیات در آرای هیئت‌های مستشاری نماد و نمود نداشته باشد یا در مراحل تجدید نظر بحق یا به ناحق نقض می‌شود راهبرد گزارش تفریغ یک گام به جلو و دو گام به عقب در عرصه نظارت در مالیه عمومی کشور تلقی خواهد شد.

5ـ تدقیق در چیدمان ارکان دیوان و توجه به اهلیت مسئولینی که قرار است به مسائل مالی و محاسباتی ورود نمایند وشایسته گزینی در دادرسان در مقام تمییز حقی که بتوانند قانونی را با اقتدار و استناد به نص‌و نه به اجتهاد در نص اجرا نمایند، گام اول و آخر در تهیه و تدوین گزارش تفریغ است که به عنوان عالی‌ترین سند مالی کشور باید محل رجوع باشد.

6ـ در آسیب شناسی نقاط ضعف و اقتدار دیوان به مباحثی همچون نظریه تفسیری شورای نگهبان در تحدید اختیارات دیوان و یا نقش برابری یک نفری رای حاکم شرع در برابر نظرات چند نفری حسابرسان ، دادیاران و مستشاران سخن بسیار است که چونان توپی در زمین مجلس افتاده است. دیوان اگر ضعف دارد و یا اگر مقتدر است در هر دو صورت این ضعف و قوت به مجلس برمی‌گردد.

و آنچه مسلم است هیچ یک از تحدیدات (از جمله نظریه تفسیری شورای نگهبان) نباید از فرصت‌های دیوان در پاسداری از بیت المال بکاهد، و از شورای محترم نگهبان هم انتظار می‌رود به استعلامی که از سوی عناصر خدوم و زحمتکش دیوان در مورد نظریه‌ای که مورد تمسک بسیاری از سود جویان قرار گرفته پاسخ در خور شأن پاسداران بیت المال بدهد.

7ـ مقام معظم رهبری در بند 8 فرمان 8 ماده‌ای فرمودند: به جای پرداختن به ریشه‌ها و ام الفسادها به سراغ ضعف و خطاهای کوچک نروید و نقاط اصلی را رها نکنید.

در گزارش تفریغ گزارش نتایج نهایی رسیدگی به پرونده‌هایی مثل استات اویل، کرسنت و یا عدم واریز 6 میلیارد دلار فروش نفت خام به خزانه در سال 83 دیده نمی‌شود رسیدگی به پرونده دانه درشتها را می‌توان به عنوان کار بزرگ دیوان در گزارش تفریغ آورد تا مردم امیدوار بشوند که مردان امینی بر پاسداری از بیت المال نظارت دارند.

1- اخیرا اصلاحاتی در آیین‌نامه داخلی مجلس در خصوص تفریغ بودجه صورت گرفت اما هنوز به تأیید نهایی شورای نگهبان نرسیده است.

سیاست روز:تصمیات تاکتیکی مخالف استراتژی نباشد! ۸۸       

«رویکرد به حربه تهدید»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن می‌خوانید؛رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر بار دیگر غزه را به حملات گسترده نظیر آنچه در جنگ 22 روزه روی داد، تهدید کرده است. براین اساس مقامات ارشد سیاسی و نظامی این رژیم تاکید کرده‌اند که در صورت لزوم حملات شدیدی را به غزه آغاز خواهند کرد. هرچند که جنگ و کشتار شالوده تفکرات رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌داد و حملات به غزه نیز هرگز متوقف نگردیده و هر روز ابعاد مختلفی از آن مشاهده می‌شود، رویکرد صهیونیستها به این ادعاها این سئوال را مطرح می‌کند که چرا آنها به تشدید چنین تهدیداتی روی آورده‌اند؟ در پاسخ به این پرسش چند نکته قابل توجه است نخست آنکه صهیونیستها در حوزه داخلی از یک سو با چالشهای گسترده اجتماعی سیاسی و نظامی بسیاری مواجه هستند به گونه‌ای که بسیاری فروپاشی درونی این رژیم را دور از ذهن نمی‌دانند در این چارچوب آنها با فرافکنی در قبال منطقه از جمله غزه، لبنان و سوریه برآنند تا به چالشهای داخلی سرپوش گذارند.

نکته مهم آنکه آنها با این اقدامات به دنبال تقویت روحیه سربازان خودی می‌باشند که به شدت در شرایط روحی نامناسب به سر می‌برند. دوم آنکه تل‌آویو در انزوای شدید منطقه‌ای و جهانی قرار گرفته که از تحولاتی همچون موفقیت اسلام گرایان در مصر،‌ناتوانی غرب در مقابله با ایران و سوریه و حزب الله، حمایتهای جهانی از فلسطین، اعتراض‌های بین‌المللی به اشغالگری‌های این رژیم در هراس می‌باشند در این شرایط آنها با تهدید به جنگ جدید به نوعی به دنبال امتیازگیری از جامعه جهانی برای رفع این نگرانی‌ها و در اصل تحقق زیاده‌طلبی‌های خود در لوای عدم آغاز جنگ جدید علیه غزه می‌باشند. محور این تحرکات نیز پذیرش سلطه طلبی این رژیم در غزه و کرانه باختری و حفظ توافقاتی چون توافقات کمپ دیوید میان این رژیم و مصر است تا در لوای آن سیاستهای سلطه طلبانه خود را اجرایی سازد.

سوم آنکه تشدید تحرکات صهیونیستها در قبال غزه را می‌توان مرتبط با اجرای مرحله دوم تبادل اسرا دانست. صهیونیستها که برای آزادی شالیت سرباز در بند مقاومت تسلیم خواست حماس برای آزادی 1027 اسیر فلسطین شدند در حالی باید مرحله دوم تبادل اسرا (550 اسیر فلسطین) را اجرایی سازند که از این شکست به شدت در هراس می‌باشند لذا برآنند تا با ایجاد فضای جنگ و تهدید بر این ناکامی سرپوش گذاشته در حالی که جشن فلسطینی‌ها از این پیروزی را نیز به عزا مبدل نمایند. نکته اساسی آنکه صهیونیستها با این حملات بر روند آشتی ملی میان فتح و حماس نیز تاثیر منفی گذاشته و برآنند تا به نوعی مانع از تحقق این مهم شوند.

به هر تقدیر می‌توان گفت که تهدیدات صهیونیستها علیه غزه در حالی که بارها اذهان کرده‌اند توان حملات جدید به این منطقه را ندارند را می‌توان نشانه‌ای دیگر از ضعف و ناتوانی این رژیم دانست. هرچند که در لوای آن به دنبال اجرای سیاستهای اشغالگرایانه و باج گیری از جامعه جهانی می‌باشند که وحدت سراسری فلسطینی‌ها و جهان اسلام راهکاری برای مقابله با این تحرکات خواهد بود.

مردم سالاری:رقابتهای انتخاباتی و احساس «بودن»   

      

«مترو قربانی ملاحظات سیاسی نشود»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سید جواد رسولی است که در آن می‌خوانید؛بررسیهای آماری چند سال گذشته درباره چگونگی به حرکت درآوردن چرخ مترو داستان مفصلی است که هر چقدر درباره ابعادش گفته می شود، نکات مبهم بیشتری به چشم می آیند.

حمل و نقل عمومی با محوریت مترو در تمام دنیا به‌عنوان راهکار اصلی حذف ترافیک سنگین کلانشهرها محسوب می شود و تمام قوای حاکمیتی و غیر حاکمیتی می کوشند تا حد امکان بودجه های لازم را برای توسعه و تکمیل آن اختصاص بدهند. حتی در شهرهای پیشرفته دنیا برای دهه هاست که سیستم حمل و نقل مترو تکمیل شده است،اما ظاهرا ایران و بخصوص تهران سرنوشتی متفاوت با عرف جهانی دارد که بیش از هر چیز متاثر از ملاحظات سیاسی است و حالا مترو پایتخت نه یک مسئله صرفا عمرانی و مورد نیاز ضروری برای پایتخت که یک موضوع با چاشنی سیاسی ارزیابی می شود.

گزارشهای آماری و تحلیل محتوایی این آمارها نشان می‌دهد که طی چند سال اخیر بخش مترو پایتخت متاسفانه با بیشترین بی مهری ها از جانب دولت مواجه شده است و در حالیکه امکان ساخت سالانه بالغ بر 30 کیلومتر مترو در پایتخت وجود دارد اما متاسفانه به علت کارشکنیهایی که دولت در تخصیص کافی و به‌موقع بودجه مترو انجام داده است،این ظرفیت بالقوه به مرحله بالفعل نرسیده است.

اگر نبود تلاشهای مدیریتی و ابتکاراتی که مدیریت شهری برای تامین بودجه مترو به‌خرج داده است،امکان گسترش سیستم مترو پایتخت در موقعیت کنونی هم میسر نبود. در واقع می توان ساخت مترو تهران را در چارچوب نوعی بودجه ریاضتی تحلیل کرد که خست‌های دولتی به‌خاطر ملاحظات سیاسی نقش مهمی را در کاهش سرعت توسعه آن بر جای گذاشته است.

نکته جالب اینجاست که در سایر شهرهای کشورکه مدیریت ساخت مترو بر عهده دولت است،متاسفانه سرعت ساخت مترو در کمترین حد انتظار است و...

شرق:واقع‌بینی در قبال تحریم‌ها             

سید امیر سیاح است که در آن می‌خوانید؛بررسی و تصویب طرح بهبود مستمر محیط کسب‌وکار1، در مجلس سوءتفاهم‌هایی در میان برخی دولتمردان ایجاد کرده است؛ سوءتفاهم‌هایی که اگر متن طرح را با دقت مطالعه می‌کردند و به دعوت‌های مشترک اتاق بازرگانی و مرکز پژوهش‌های مجلس طی یک سال و نیم گذشته پاسخ می‌دادند، از اساس پیش نمی‌آمد.

برخلاف تصور برخی منتقدان، هدف طرح بهبود مستمر محیط کسب‌وکار، کاهش رتبه ایران در گزارش‌های بین‌المللی کسب‌وکار نظیر گزارش انجام کسب‌وکار بانک جهانی نیست؛ چرا که تولید و سرمایه‌گذاری در ایران با مشکلاتی مواجه است که در آن گزارش‌ها دیده نمی‌شود و چه بسا رتبه ایران هم در گزارش‌های جهانی کسب‌وکار کاهش یابد؛ اما تولید و سرمایه‌گذاری در ایران همچنان مقرون به صرفه نباشد. برخلاف مسائل مطرح شده، طرح بهبود محیط‌ کسب‌وکار هرگز نهادی هم‌عرض سه قوه دیگر ایجاد نکرده است.

«شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی» به عنوان قلب «سامانه بهبود محیط کسب‌وکار»، صرفا یک شورای مشورتی است که در آن برگزیدگان بخش‌های خصوصی و تعاونی، مطالبات خود را با مسوولان اقتصادی کشور در میان می‌گذارند و برای حل آنها از ابزار استدلال، اقناع و مفاهمه استفاده می‌کنند. مسوولان دولتی می‌توانند این مطالبات را نپذیرند؛ البته رییس اتاق ایران(دبیر شورای گفت��وگو) حق قانونی اعلام مطالبات مطرح شده در جلسه و پاسخ دولتمردان را دارد تا دولتمردان نتوانند بدون دلیل و به راحتی؛ با مطالبه منطقی و قانونی نمایندگان بخش‌های خصوصی و تعاونی مخالفت کنند. خوشبختانه به همت اتاق ایران و وزیر محترم اقتصاد از فروردین امسال شورای گفت‌وگو در چارچوب ماده 75 قانون برنامه پنجم عملیاتی شده است و تصویب نهایی این طرح، شورای گفت‌وگو را نهادینه و به صورت بخشی از سامانه بهبود مستمر محیط کسب‌وکار بازسازی خواهد کرد.

این طرح، به طور کلی 6 پیام و حکم دارد:

              

1- بهتر است به جای عبارت «فضای کسب و کار» از عبارت «محیط کسب و کار» () که با ادبیات تخصصی موضوع هماهنگ‌تر است، استفاده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات