گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «آسیاتایمز» 23 دسامبر 2011 (2 دی) به رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال تحولات جهان عرب پرداخت و نوشت: با آشفته شدن تدریجی اوضاع مصر و قرار گرفتن سوریه در وضعیت هرجومرج، بسیاری از تحلیلگران نگرانند که بهار عربی به زمستان عربی تبدیل شود. احتمالاً برای درک میزان تغییرات به سالها فرصت نیاز است و وضعیت کنونی منطقه بهطور چشمگیری متحول خواهد شد. دو کشمکش جدی در حال حاضر بر سایر مسائل خاورمیانه سایه افکنده است. یکی، کشمکش اسرائیل و اعراب و دیگری مسئله ایران است. در میانه این تحولات، اسرائیل، در جایگاه یکی از قدرتهای مهم منطقه خاورمیانه قرار گرفته که در عینحال، یکی از باثباتترین اقتصادهای جهان نیز بهشمار میرود (وسعت اسرائیل و وابستگی آن به روابط تجاری و کمکهای خارجی بر ثبات اقتصادی آن تأثیرگذار است.) بسیاری چشم به اسرائیل دوختهاند که رهبران آن در سال آینده چه تصمیماتی مثلاً در مورد حمله به تأسیسات هستهای ایران اتخاذ خواهند کرد و یا به فلسطینیها چه امتیازاتی خواهند داد؟ این موارد، میتواند مسیر حوادث در سراسر منطقه و شاید جهان را تغییر دهد.
در ادامه مقاله آمده است: در عینحال، رهبران اسرائیل در مورد آینده نگران هستند که اظهارات آنها و اسناد افشا شده در رسانههای اسرائیل مبین این مسئله است. اگرچه آنها تشخیص میدهند که فقدان دموکراسی میان همسایگان، مانعی بزرگ در مسیر توافقنامه صلح فراگیر است؛ اما در عینحال نگران پیامدهای تحولات جهان عرب هستند. جنگ مسئله همیشگی تاریخ معاصر اسرائیل از زمان استقلال این کشور در 14 می 1948 بهدست دیوید بنگوریون بوده است. درست روز بعد از استقلال اسرائیل، ارتشهای عربی حمله کردند. پیروزی اسرائیل در این جنگها بیشتر ناظران بینالمللی را شگفتزده کرد. در حال حاضر، احتمال بروز کشمکش و اختلاف داخلی جدی در اسرائیل وجود ندارد و ایده بروز جنگ داخلی میان طیفهای مختلف سیاسی در حال حاضر تقریباً مضحک است. (البته باید گفت این وضعیت باوجود اقدامات خرابکارانه شهرکنشینان افراطی دست راستی علیه ارتش اسرائیل یا سنگپراکنی و درگیری جوانان اولترااورتدکس است.) با وجود این، مهاجرت از اسرائیل علاوه بر خطر دشمنان اسرائیل بهطور مداوم از سوی رهبران آن تهدیدی وجودی بهشمار میرود؛ بنابراین، اسرائیل وجود یکپارچگی و وحدت در داخل را اولویت مهم خود برای مقابله با خطرات میداند. در این راستا، اسرائیلیها به برداشتن گامهایی که همگرایی اجتماعی را تهدید کند، تمایلی ندارند. بیشتر اسرائیلیها با واقعیت جنگ سازگار شدهاند و مانند بسیاری از ساکنان کشورهای دیگر طعم کشمکشهای مهارناپذیر را چشیدهاند و آموختهاند در این واقعیت، نوعی از عادیسازی یا ثبات را برای خود تعریف کنند.
در پایان مقاله آمده است: دولتمردان اسرائیل راهبرد مشابهی بر مقابله با تغییرات بنیادین در وضعیت موجود اتخاذ کردهاند و تلاش میکنند خود را در برابر تأثیرگذاریهای محیط پیرامون مصون نگاه دارند و برای سازگاری با نوسانها و تحولات منطقهای تلاش میکنند. از یک سال گذشته تاکنون تهدیدات بسیاری در محیط پیرامون اسرائیل رخ داده است. ازجمله با سرنگونی حسنی مبارک، رئیسجمهور سابق مصر، دستگاه دفاعی اسرائیل برنامههای احتیاط برای دوران پس از لغو احتمالی پیمان صلح خود با مصر را تدوین کرد. بیثباتی در سوریه نیز منجر به از بین رفتن رژیمی دشمن در سوریه میشود؛ اما پیشبینی ماهیت حکومت بعدی در سوریه و تهدیدات احتمالی آن دشوار است که این مسئله، تصمیمسازی در اسرائیل را با چالش جدی روبهرو کرده است. بحران و کشمکش با ایران نیز رو به تشدید است. باور این نکته که اسرائیل به حمله یکجانبه و بدون رضایت و حمایت ضمنی آمریکا علیه ایران دست بزند، دشوار است. با وجود این، توانایی اسرائیل در انجام حملات غافلگیرانه مشهور است. به هر حال، همچنان ابهامات بسیاری وجود دارد. اقتصاد اسرائیل وضعیت مطلوبی دارد؛ اما رکود اقتصادی اخیر اتحادیه اروپا و آمریکا ممکن است بر اوضاع اقتصادی اسرائیل نیز طی ماهها یا حتی هفتههای جاری تأثیر منفی بگذارد. با توجه به اینکه هزاران موشک به سرزمین کوچک اسرائیل نشانه رفته، بروز یک جنگ میتواند تلفات و ویرانی گسترده در پی داشته باشد. با وجود این، نباید تنها بدبینی به اوضاع کنونی نگریست؛ لحظه بحران و ابهام نیز میتواند لحظه فرصت باشد. همچنین امکان دارد سناریوهای خوشبینانه برای خاورمیانه تصور شود. بهعلاوه، کره شمالی نهتنها تسلیحات و فناوری پیشرفته در اختیار ایران قرار میدهد؛ بلکه الگوی سیاسی کره شمالی برای ایران مطلوب بهشمار میرود؛ زیرا این کشور با تسلیحات هستهای خود از امنیت بهرهمند بوده است. اگر معمر قذافی، دیکتاتور پیشین لیبی، برنامه هستهای خود را متوقف نکرده و تحویل نداده بود، او امروز همچنان زنده و بر مسند قدرت بود. به عبارت دیگر، اگر کره شمالی تحت فشار، تسلیحات هستهای خود را کنار بگذارد، این اقدام بر محاسبات راهبردی رهبران جمهوری اسلامی ایران و سایر رژیمهای منطقه تأثیر خواهد گذاشت. البته چنین سناریویی در حد فرض و گمان است.
بصیرت: نویسنده تلاش کرده از بین مسائل عدیده منطقه، واقعیتهایی را که با رژیم صهیونیستی ارتباط دارد، گزینش کند؛ در چینش آنها طوری عمل کرده که با پوشیده ماندن نقاط ضعف و آسیبپذیر این رژیم نامشروع، نوعی توازن مشاهده شود، حال آنکه برخی از واقعیتهایی که نویسنده برگزیده، در نشان دادن ضعف رژیم صهیونیستی از چنان دلالت قوی برخوردار است که توازن تصنعی را که نویسنده در پی خلق آن است، برنمیتابد؛ مانند مشکلات اقتصادی، سازگاری صهیونیستها با جنگ، هدف گرفته شدن رژیم صهیونیستی با هزاران موشک، میل به مهاجرت و...