گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «پالیسیمیک» 30 دسامبر 2011 (9 دی) در مقالهای به شرایط و سیاستهای کنونی جامعه جهانی در قبال ایران پرداخت و نوشت: ایران در سیاستهای خود فهرستی از خواستهها دارد که تبدیل شدن به قدرتی جهانی از جمله آنهاست. در همین راستا، نقشآفرینی به عنوان نیروی سیاسی و مذهبی مهم در خاورمیانه و کاهش نفوذ آمریکا و سایر کشورهای غربی در خاورمیانه نیز خواسته مهم ایران به شمار میرود. به علاوه، جمهوری اسلامی ایران تحمیل آرمانهای اسلامی به کشورهای همسایه را نیز در دستور کار خود قرار داده و حذف اسرائیل و باز پسگیری سرزمین مقدس مسلمانان همواره مد نظر سران جمهوری اسلامی بوده است. ایران از منابع نفتی عظیم خود برای تأمین مالی اهداف خود استفاده میکند و به موازات آن، برای ساخت تسلیحات هستهای بهمنظور تهدید دشمنان خود تلاش میکند. این کشور، اسرائیل را ریشه تمام مسائل خاورمیانه میداند و مبارزه با آمریکا را بهمنظور کاهش نفوذ جهانی آن ادامه داده است.
در ادامه مقاله آمده است: حمایت مالی از تروریسم در شکل هدایت شورشیان، کشورهای همسایه آن را با چالشهای امنیتی روبهرو کرده و تاکتیکهایی مانند تهدید به بستن تنگه هرمز را در وضعیت ضروری مد نظر قرار داده است. در این میان ایران در تحقق اهداف خود با موانعی جدی روبهروست. آمریکا و اسرائیل به ایران اجازه ساخت تسلیحات هستهای نخواهند داد. همسایگان ایران که به این کشور دیدگاه خوشبینانهای ندارند، آمریکا را به حمله نظامی تشویق میکنند. ایران در درون مرزهای خود نیز با چالش فزاینده موج دموکراسیخواهی رو به روست که چنین وضعیتی، باعث نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران در داخل شده است. اقدامات جسورانهای مانند بستن تنگه هرمز و لفاظیهایی مانند آنچه رئیسجمهور این کشور در عرصه بینالمللی میکند، همچنان جامعه جهانی را خشمگین میسازد. در عین حال، احتمال دارد کشورهای سنی از اقدمات تلافیجویانه علیه ایران با حمایت مالی از تروریسم در داخل ایران و تشدید اختلافات شیعه و سنی حمایت کنند.
در پایان مقاله آمده است: احتمال میرود ایران لحن تحریکآمیز خود را بهموازات افزایش تهدید حمله به ایران، تعدیل کند. حتی ممکن است برنامه هستهای خود را بهمنظور کاهش حملات منتقدان متوقف کند. ایران به دلیل اینکه حمله مستقیم به سایر کشورها را چالشبرانگیز میداند، برای تحقق اهداف خود به تروریسم متوسل شده است. ایران لحن دیپلماتیک خود علیه غرب را در نشستهای عمومی مانند سازمان ملل و نشستهای کشورهای تولیدکننده نفت تشدید خواهد کرد. در عین حال، این امکان نیز وجود دارد که ایران بهمنظور فشار بر کشورهای غربی، بازار نفت را تحتالشعاع سیاستهای خود قرار دهد. دولت ایران در داخل با چالش مطالبات مردمی روبهروست که از حاکمیت سرکوبگر ناخشنود هستند. در واقع، میتوان گفت با توجه به چالشهای جدی کنونی ایران در داخل و خارج مرزها، این مقطع زمانی بهترین فرصت برای تغییر رژیم در ایران است. البته باید توجه داشت که بروز هر گونه جنگ به اختلال در جریان انتقال نفت منجر خواهد شد که تأثیری جدی بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. در صورت تشدید فشارها بر ایران، این کشور علیه همسایگان خود اقدام خواهد کرد. اسرائیل یا عربستان سعودی گزینههای نخست ایران خواهند بود. اقدامات و رویکردهای ایران وضعیت شکننده کنونی منطقه را بیش از پیش بیثبات میکند. در این مورد، اقدامات تلافیجویانه، غیرقابل اجتناب است و اسرائیل و آمریکا طلایهدار آن خواهند بود. کشورها نیز باید صفبندی خود را بهویژه در صورتی که این جنگ به وقوع بپیوندد، مشخص کنند. این وضعیت بهآسانی به سناریوی جنگی در خلیج فارس منتهی خواهد شد که در آن، جامعه جهانی از تهاجم علیه کشوری متخاصم حمایت میکند. سرنوشت ایران کاملاً به دست خود این کشور است. هنوز هم، زمان برای تغییر مسیر و جلوگیری از جنگ دیر نشده است. در این راستا، ایران باید بهسرعت لحن آتشین خود را ملایم کند، برنامه هستهای را متوقف کند، مسیر دموکراسی در داخل را همراه کند و اهداف و آرمانهای خود برای تسلط شیعیان بر خاورمیانه را کنار بگذارد.
بصیرت: لحن این یادداشت دقیقاً رونوشت سایر یادداشتها و روشهای تبلیغاتی جنگ روانی غرب علیه ایران است که مردم ایران سالهاست با آن آشنا هستند. از این نوع نگارشها و موضعگیریها برمیآید که تنها زمزمه به هم خوردن وضعیت در تنگه هرمز، استکبار را این چنین نگران کرده و واداشته که با در هم آمیختن مسائل متعدد، صحنه تهدیدآمیزی را علیه ایران به نمایش بگذارد تا شاید ایران مرعوب شود و این درحالی است که آنها میدانند تهدید ایران به عوامل گوناگون گره خورده است که آنها را فراتر رفتن از مرحله تهدید بهجد باز میدارد.