گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی والاستریتژورنال 4 ژانویه 2011 (14 دی) به سیاستهای نظامی و دفاعی ایران در قبال تنگه هرمز پرداخت و نوشت: هفته گذشته، ایران در واکنش به اقدامات تحریمی آمریکا و اتحادیه اروپا علیه صنعت نفت این کشور، تهدید کرد تنگه هرمز را خواهد بست. این تنگه در باریکترین نقطه 21 مایل عرض دارد که روزانه شاهد عبور حدود 28 نفتکش است که نیمی پر و نیمی خالی هستند. حدود 17 میلیون بشکه نفت (20 درصد نفت بازار جهانی) از این نقطه عبور میکند. در صورتی که ایران واقعاً بتواند این تنگه را ببندد، این مسئله میتواند ضربهای جدی به اقتصاد جهانی بزند؛ اما این مسئله میتواند به اقتصاد ایران نیز آسیب بزند؛ زیرا ایران بر این تنگه برای صادرات نفتی خود به چین و سایر خریداران متکی است.
در ادامه مقاله آمده است: قبلاً ایران این ترفند را به کار برد و به طور جدی شکست خورد. در سال 1984، در طول جنگ ایران و عراق، صدام به نفتکشهای ایرانی و تأسیسات نفتی جزیره خارک حمله کرد. ایران با حمله به نفتکشهای کویتی که نفت عراق را حمل میکردند و اقدام علیه سایر نفتکشها در خلیجفارس، پاسخ داد. در سال 1987، پس از سالها افزایش اختلال در این آبراه حیاتی، رونالد ریگان، رئیسجمهور سابق آمریکا، با ارائه پیشنهاد جایگزینی پرچم آمریکا بر روی نفتکشهای کویتی و ارائه حفاظت دریایی به این کشتیها، واکنش نشان داد. ایران از حمله مستقیم به ناوهای جنگی آمریکا امتناع کرد؛ اما به مینگذاری، انجام حملات با قایقهای گشتزنی کوچک و پرتاب موشکهای مختلف به سوی نفتکشها ادامه داد. 14 آوریل 1988، ناو محافظ «یواساس ساموئل بیرابرت» با یک مین ایران برخورد کرد که هیچیک از سربازان آن کشته نشدند؛ اما بسیاری زخمی شدند و کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت. نیروی دریایی آمریکا با انجام عملیاتی که بزرگترین عملیات سطحی از زمان جنگ جهانی دوم بهشمار میرود، واکنش نشان داد.
در پایان مقاله آمده است: ناوهای آمریکایی حداقل سه قایق تندرو، یک ناوچه و یک ناو محافظ را از بین بردند و سایر کشتیها و هواپیمای ایران نیز آسیب دیدند. تنها تلفات جدی آمریکا زمانی رخ داد که بالگرد کبرای تفنگداران دریایی ظاهراً به طور تصادفی سقوط کرد و دو خدمه آن کشته شدند؛ اما این جنگ در کمتر از سه ماه هنگامی که موشک ناو وینسنس به اشتباه، هواپیمای مسافربری ایران را هدف قرار داد و بر اثر آن 290 مسافر آن کشته شدند، پایان یافت. اگرچه این یک اتفاق عمدی نبود؛ اما رژیم ایران متقاعد شد که آمریکا در تشدید سطح درگیری جدی است و آتشبس را پذیرفت. نیروی دریایی و هوایی معارف ایران باوجود تولید و بهکارگیری موشک کروز جدید ضدکشتی، قابل مقایسه با توان نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه نیست. توانایی واقعی ایران در قطع جریان نفت، مبتنی بر توانایی جنگ نامتقارن این کشور است. موشکهای کروز ضدکشتی سیار هستند؛ اما میتوان آنها را ردیابی و سپس نابود کرد. ایرانیها باید تشخیص دهند که توازن نیروها به نفع آنها نیست. آنها با تشدید تنشها، خطر اقدامات تلافیجویانه علیه ارزشمندترین تأسیسات خود را افزایش میدهند؛ به تمام این دلایل، اروپاییها به تحمیل تحریمها علیه ایران تمایل دارند.
بصیرت: این پایگاه صهیونیستی آمریکا یا خود را به فراموشی زده یا نمیداند که در درگیریهای مستقیم ایران با آمریکا در سال 66 در خلیجفارس چند ناو و بالگرد آمریکایی توسط سپاه نابود شده است. حتی ایران برای تحقیر آمریکا در آن دوره کشتی (C.O.e.city) را که جزو یازده کشتی کویتی با پرچم آمریکا بود، در خلیجفارس زد؛ از اینرو با قلمفرسایی و برای قوت قلب خود مینویسد که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را ندارد. درگیری ایران و آمریکا در 27 مهر 66 در خلیجفارس، بزرگترین بحران اقتصادی جهان را پس از سال 1929 رقم زد و ارزش سهام بورس در جهان دو برابر بحران سال 1929 سقوط کرد. این درحالی بود که ایران امروز به اعتقاد خود کارشناسان آمریکایی و غربی بسیاربسیار قدرتمندتر از سال 66 است و توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز بسیار بیشتر از گذشته است.