صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۳۳۹۲۲

تقدیرگرایی صائب و پیامدهای فاتالیسم

شهاب زمانى مقدمه: در شماره های گذشته به طرح و تا حدودی نقد دیدگاه های مکتب فاتالیسم غربی پرداختیم؛ به گونه ای که طرح بحث مکتب فاتالیسم، ما را به بحث مفصل و مستعفای دیگری به نام تقدیر در اسلام کشاند که نگارنده با کمترین ادعا تلاش کرد در حد بضاعت اندک خود تنها فتح بابی در این مورد داشته باشد و مشتاقان را به کتب و اساتید فن و دانش کلام اسلامی ارجاع دهد. در شماره گذشته با طرح بحث منشأ جبر و اختیار، به نظر مکتب تشیع رسیدیم و مقرر شد در این شماره به عنوان آخرین بحث از سلسله مباحث تقدیرگرایی، نظریه معروف «امر بین الامرین» را مطرح نموده، با اشاره به پیامدهای اعتقاد به فاتالیسم، این مطلب را به پایان ببریم.

امر بین‌الامرین
در کتاب شریف توحید صدوق حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است که حاکی از پیچیدگی فهم مسئله جبر و اختیار از یک سو و دشواری درک آن توسط مردم از سوی دیگر است. این حدیث شریف را با ترجمه اش در این جا ذکر می کنیم: «قَالَ مِهْزَمٍ عن أَبُو عَبْدِ اللـهِ علیه الـسـلام قـال :أَخْبِـرْنِى عَمـا اخْتَلَ َفِیهِ مَنْ خَلفْتَ مِنْ مَوَالِینَـا قَالَ قُلْتُ فِى الْجَبْرِ وَ التفْوِیضِ قَالَ فَسَلْنِى قُلْتُ أَجْبَرَ اللهُ الْعِبَادَ عَلَى الْمَعَاصِى قَالَ اللهُ أَقْهَرُ لَهُمْ مِنْ ذَلِک قَالَ قُلْتُ فَفَوضَ إِلَیْهِمْ قَالَ اللهُ أَقْدَرُ عَلَیْهِمْ مِنْ ذَلِک قَالَ قُلْتُ فَأَى شَىْ ءٍ هَذَا أَصْلَحَک اللهُ قَالَ فَقَـلَبَ یَـدَهُ مَرتَیْـنِ أَوْ ثَلَاثـاً ثُم قَـالَ لَوْ أَجَبْتُـک فِیهِ لَکفَـرْت مهزم» از حضرت صادق(ع) روایت کرد که فرمودند: مرا خبر ده از پیروان ما که در چه چیزی اختلاف دارند؟ عرض کردم: در باب جبر و تفویض. فرمودند: از من بپرس! عرض کردم: آیا خدا بندگان را بر گناهان مجبور کرده؟ فرمودند: خدا بر ایشان قاهرتر از این است. عرض کردم: آیا به ایشان تفویض نموده است؟ فرمودند: خدا بر ایشان قادرتر از آن است. عرض کردم: خدا نیکویت کناد! پس حقیقت مطلب چیست؟ حضرت دو بار یا سه بار دستش را گردانیده و فرمودند: اگر تو را به حقیقت پاسخ دهم حتماً کافر می شوی.» (التوحید للصدوق، ص363 )
اما در اینکه مراد از«امر بین الامرین» چیست؟ سخن های فراوانی گفته شده و تفاسیر گوناگونی از آن ارائه شده است. از عوامانه ترین تفسیر، که می گوید انسان درصدی مجبور و درصدی مفوض است، گرفته تا پیچیده ترین تفسیر که بر پایه وحدت شخصی وجود استوار بوده از حد فهم افراد عادی و غیر آشنا به عرفان نظری خارج است. از روایت اخیر نیز چنین بر می آید که فهم حقیقت امر بین الامرین، بسیار دشوار است؛ به گونه ای که اهل بیت(علیهم السلام) از بیان آن برای افراد غیر مستعد پرهیز می کردند تا مبادا به خاطر فهم نادرست دچار کفر شوند. حقیقت مطلب نیز همین است که مسئله امر بین الامرین از دشوارترین مباحث کلامی و فلسفی و لغزشگاه افکار و اندیشه های اندیشه ورزان می باشد. لذا در این نوشته وارد تفصیل این بحث نشده، تنها به ذکر اجمالی یکی از تفاسیر این مسئله که فهم آن نسبتاً راحت تر است، اکتفا می شود.
الف ـ در این که انسان مختار است شکی نیست؛ شک در مختار بودن انسان شک در یکی از بدیهی ترین یافته های انسانی است، چرا که انسان مختار بودن خود را نه از راه استدلال، بلکه با علم حضوری و وجدانی ادراک می کند که خطا در آن راه ندارد. انسان همان گونه که وجود خود، شادی خود، غم خود، شک خود، عقل داشتن خود و امثال این امور را به صورت درونی می یابد، مختار بودن خود را هم به همین گونه ادراک می کند. انسان به وضوح درمی یابد که ارتعاش دست یک انسان مبتلا به پارکینسون (لرزش بی اختیاری بدن) تفاوت فاحشی دارد با لرزش دست یک هنرپیشه که نقش یک انسان مبتلا به پارکینسون را بازی می کند. همین طور می فهمد که تفاوت فراوانی است بین کسی که در خواب حرف می زند یا در خواب راه می رود با کسی که در بیداری سخن می گوید یا راه می پوید.
ب ـ طبق براهین عقلی و شواهد نقلی در این هم شکی نیست که خداوند متعال خالق مطلق است، لذا خالق فعل انسان نیز می باشد؛ به این معنی که خدا به فعل انسان وجود می دهد؛ اما مجرای افاضه وجود به فعل ارادی انسان، اختیار خود انسان یا به عبارت بهتر، وجود مختار خود انسان می باشد، لذا فعل ارادی آدمی، در عین اینکه مخلوق خداست به اختیار خود او نیز هست. یعنی خدا انسان را آفریده، ولی ذات او را ذات مختار قرار داده است، به گونه ای که فعل ارادی او تنها به اختیار او تحقق می یابد و محال است فعل ارادی او بدون اختیار خودش وجود خارجی پیدا کند. به بیان روشن تر، خدا اراده کرده که فعل ارادی انسان با اختیار خودش تحقق یابد و آنچه را خدا اراده کند قطعاً محقق می شود؛ پس محال است کار اختیاری انسان جز از راه اختیار او محقق شود. همان گونه که خدا آتش را ذاتاً سوزاننده آفریده است؛ پس محال است که به اذن و اراده خدا نسوزاند، انسان نیز ذاتاً مختار آفریده شده پس محال است که به اذن و اراده تکوینی خدا کار ارادی خود را با اختیار انجام ندهد، لذا هر کاری که انسان می کند با اختیار خود اوست، ولی در عین حال، به اراده تکوینی خدا نیز می باشد.
ریشه‌های مادی فاتالیسم و پیامدهای آن
همان طور که گذشت ریشه مادی اعتقاد به قضا و قدر و سرنوشت بلاتغییر، همانا احساس هر روزه و هر ساعته انقیاد کامل انسان در قیود قوانین طبیعی و اجتماعی است. جهل انسان نسبت به این قوانین با پیش بینی آنها ریشه معرفتی پیدایش اندیشه فاتالیسم در غرب بوده است. در فاتالیسم به شکل افسانه آمیز و مبهمی اندیشه «قبول قانونمند بودن طبیعت و جامعه»، «قبول محدودیت اراده انسانی در چارچوب قوانین طبیعی - اجتماعی» منعکس است ولی مسلم است که بشر در نتیجه تسلط طرز تفکر پندارآمیز اساطیری ـ مذهبی تا دیری نمی توانسته است این مسئله را به درستی مطرح سازد و به درستی حل کند.
تقدیرگرایی با نگرش امروزین در تقابل می باشد. با این حال این پدیده اجتماعی هنوز در ساختار بسیاری از جوامع از جمله در لایه هایی از جامعه ایران از بین نرفته است. سوال اینجا است که چرا این باور تاکنون در اندیشه اجتماعی آدم ها به صورت یک مسئله باقی مانده است؟
اگرچه اعتقاد به تقدیر، مقاومت انسان ها را در مقابل سختی ها و ناملایمات، قوت می بخشد و تحمل مصائبی را که آدمی بر آن احاطه ندارد آسان تر می کند، اما صدها پیامد منفی و ناامیدکننده هم برای انسان در ساحت ها و حوزه های مختلف به وجود می آورد. یکی از این حوزه ها، حوزه فعالیت سیاسی و اجتماعی انسان است. اعتقاد به فاتالیسم دارای آثار و تبعات سیاسی و اجتماعی است و این گونه نیست که تنها در ساحت نظر و انتزاع ذهنی متوقف بماند. به عنوان نمونه برای نشان دادن آثار و تبعات سیاسی و اجتماعی اعتقاد به فاتالیسم، حتی در دنیای مدرن امروز، می توان به نتایج حاصل از یک پژوهش آکادمیک اشاره کرد. یک تحقیق علمی دانشگاهی با هدف «بررسی رفتار سیاسی زنان کشور» به سنجش رابطه میان احساس کارآمدی سیاسی، احساس فتور سیاسی و فاتالیسم پرداخته و به نتایج جالب توجهی رسیده است. اطلاعات موردنظر در این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و کاربرد تکنیک پرسشنامه هدایت شده جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق را کلیه زنان بالغ ساکن در مراکز استان های کشور طبق سرشماری 1375 تشکیل می دهند. نتایج حاصله از آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد: «فاتالیسم به طور معکوسی بر احساس کارآمدی سیاسی تأثیرگذار است؛ به طوری که با افزایش میزان سرنوشت گرایی در زنان، احساس کارآمدی سیاسی در آنان کاهش می یابد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات