مهدى لیسار
با آغاز دور جدید بازی تحریم ها و تلاش غرب و در رأس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تحریم همه جانبه جمهوری اسلامی، شرایط جدیدی بر کشور حاکم شده است که مقتضای آن، رعایت و توجه به برخی ملاحظات اساسی است.
اولین ملاحظه در این زمینه آن است که این تحریم ها بیش از آنکه راهکاری اقتصادی - امنیتی باشد، ابزاری تبلیغاتی و روانی است که از چندماه قبل از اجرای عملی تحریم، فشار خود را بر کشور هدف وارد ساخته و پیش از آنکه حربه های اقتصادی کارگر افتد، این تبلیغات خبری : رسانه ای دشمن است که رقیب را از پای درآورده و تسلیم خواهد کرد.پس باید تلاش کنیم تا با استفاده از رسانه ها به جنگ روانی دشمن رفته و حربه ها و شگردهای تبلیغاتی و پوشالی آنها را مهار نماییم.
با توجه به این ملاحظه انتظار می رود که همه مسئولان و صاحب منصبان ذی ربط، رسانه ها، مطبوعات، احزاب و گروه های سیاسی، چهره های شناخته شده و دیگر صاحبان تریبون عمومی که رأی و نظر آنها بر مخاطبان تأثیرگذار است، بیش از پیش در اظهارنظرات خود دقت نموده و از هرگونه اظهارنظری که به نحوی بازی در زمین دشمن محسوب شده و مورد سوءاستفاده قرار می گیرد، پرهیز کنند.
متأسفانه در این میان، برخی اظهارنظرها از افرادی در درون نظام اسلامی به گوش می رسد که بدون توجه به ملاحظه مذکور ایراد شده است. چهره های سیاسی و اقتصادی که به ظاهر در مقام انتقاد بوده، غافل از آنکه به ابعاد دیگر اقدامات خود توجه داشته باشند! این در حالی است که در جنگ روانی آغاز شده توسط رسانه های بیگانه و ضدانقلاب، تمامی این اظهارنظرات زیر ذره بین بوده و کوچک ترین عبارتی که منافع ایشان را تأمین کند، به خدمت گرفته می شود.
اخیراً «اسدالله عسگراولادی» رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، در گفت وگو با خبرگزاری «پانا» به نقد طرح اجرای هدفمند کردن یارانه ها پرداخته است. وی در بخشی از اظهارات خود تعابیری عجیب و ناصواب ایراد کرده و مدعی می شود: «با واردات دلار 1600 تومانی و وضعیت فعلی تولید، تا 6 ماه دیگر در کشور قحطی داریم!»
اگر اظهارات نقل شده از خبرگزاری ها صحیح باشد و دخل و تصرف و تحریف در آن صورت نگرفته باشد و فارغ از اینکه این سخن تا چه اندازه با حقایق بازار و اقتصاد کشور تطبیق دارد، خطاب به گوینده باید گفت، این سخنان در کمال بی مسئولیتی و به دور از هرگونه تدبیر و عقلانیتی بیان شده که دور از جایگاه یک کارگزار اقتصادی جمهوری اسلامی آن هم به عنوان رئیس یکی از اتاق های بازرگانی است!
به راستی چنین اظهاراتی آن هم در حالی که حجم بالایی از هجمه رسانه ای غرب در این ایام به ایجاد فشار روانی تحریم بر ملت ایران اختصاص یافته، چگونه قابل توجیه است؟ به واقع، آیا این گونه اظهارنظرات ناشیانه، چیزی جز همراهی با دشمنان را تداعی می کند!
آیا از آقایی که خود را دارای سابقه سیاسی فراوان معرفی می کند، قابل قبول است که در شرایطی که جامعه نیازمند آرامش روانی است، با این نوع اظهارنظرها، در خدمت بیگانگان قرار گیرد! به نحوی که اظهاراتش به تیتر اول رسانه ها و سایت های ضدانقلاب تبدیل شود و مستندی شود برای آنکه نشان دهند، تحریم ها بر اقتصاد ایران ضربه جدی و جبران ناپذیری وارد ساخته است!
آقای عسگراولادی گویا حافظه تاریخی خود را از دست داده اند و فراموش کرده اند که نظام اسلامی در دهه 60 در حالی که در طولانی ترین جنگ قرن بیستم با دست خالی در برابر تمامی جبهه استکبار ایستاده بود و نفتش را بشکه ای 7 دلار می فروخت، هیچ گاه حتی برای یک ساعت نیز کشور دچار قحطی نشد! در آن روز، ما حتی سیم خاردار را نیز از خارج وارد می کردیم و البته چون تحت محاصره همه جانبه اقتصادی بودیم مجبور بودیم، تا آن را با قیمت گزاف از بازار سیاه تأمین کنیم!
به راستی چرا تلاش دارید تا با این عبارات و تحلیل های اشتباه که برخاسته از نگاه کاسبکارانه برخی آقایان است، ته دل ملت را خالی و اذهان را مغشوش کنید؟! آیا بهتر نیست اگر مشکلاتی نیز وجود دارد، شما به عنوان یکی از10 ثروتمند برتر کشور! سرمایه و اعتبار خود را برای رفع مشکلات کشورتان به کار گیرید؟!
به هر حال از آقای عسگر اولادی انتظار می رود که اگر این اظهارات مربوط به ایشان نیست، آن را تکذیب کرده و در غیر این صورت، در توضیحی، اظهارات خود را اصلاح نماید و مراقب باشند که ناخواسته در زمین تبلیغاتی دشمن بازی نکنند!