مهدى لیسار
«خط تحریم» الگوی رفتاری جبهه براندازی است که امروز در اولویت اول جریان فتنه قرار گرفته است. ادعای اینکه «امروز گرم کردن تنور این انتخابات به هر شکل و بای نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نیز در تقابل با تحقق دموکراسی و تضمین حقوق بشر در کشور عزیزمان ایران است.» اوج رذالت و انحطاط ورشکستگان سیاسی ای چون بهزاد نبوی، محسن میردامادی، مصطفی تاجزاده، محسن امین زاده را نشان می دهد که امروز، به جرم خیانت به ملت در زندان به سر می برند! فتنه گران از اتخاذ خط تحریم حداقل به دنبال آنند که:
1- وزن سیاسی خود را عیان سازند و نشان دهند که از بدنه اجتماعی قابل توجهی برخوردارند و نظام نمی تواند آنها را حذف کند، لذا باید تسلیم خواسته های زیاده طلبانه این افراد شد.
2- ادعای دروغین خود در انتخابات 22خرداد 88 مبنی بر تقلب در انتخابات را به اثبات رسانند.
3- با کساد کردن بازار انتخابات، از مشروعیت نظام کاسته و آن را بدون پشتوانه نشان دهند. آنگاه بیش از پیش، نظام را تحت فشار قرار داده و اهداف براندازانه خود را دنبال کنند.
4- با تضعیف پشتوانه جمهوری اسلامی، زمینه را برای افزایش تهدیدات بیگانگان علیه ما فراهم آورند. به عبارتی، با خیانت به ملت، دشمنان را در تهاجم علیه ایران تحریک کرده و یاری رسانند.
فرصتهای پیشرو
اتخاذ خط تحریم هر چند با هدف تهدید نظام اسلامی طرح ریزی شده است، اما دقت همه جانبه در ابعاد این مسئله می تواند به خوبی فرصت های پیش روی نظام اسلامی برای بهره برداری از این خطای استراتژیک فتنه گران را نیز آشکار سازد. به واقع این سناریوی سوخته که در طول سه دهه توسط ضدانقلابیون فراری دنبال شده بود، بیش از آنکه تهدیدی برای نظام جمهوری اسلامی باشد، به دلایل زیر به فرصتی برای نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است:
1- آشکار شدن ماهیت فتنه گران و بازی در قالب سناریوهای براندازی، اولین دستاوردی است که برای نظام اسلامی خواهد داشت. فتنه گران سال ها است که با ادعاهای واهی چون «خط امام» و «پایبندی به آرمان های انقلاب»، به فریب توده ها مشغول بودند. حوادث پیش آمده در دو سال اخیر و رسیدن این جریان به خط تحریم دیگر مجالی به این جریان برای بازی با افکار عمومی نخواهد داد، چرا که «تحریم» با «خط امام» قابل جمع نیست و «دشمنان امام» آغازگر این بازی شکست خورده بوده اند!
2- این انتخابات فرصتی است تا بار دیگر کوس رسوایی دروغ بزرگ «تقلب در انتخابات» به صدا در آید. طراحان «خط تحریم» همان طراحان «خط تقلب»اند که این بار با بازی تحریم تلاش دارند تا نشان دهند که «بیشمارند»؟! و اگر هواداران آنها به پای صندوق رأی نیایند، میزان مشارکت افت فاحشی خواهد داشت! در این شرایط، برگزاری انتخاباتی با مشارکت بالا و تکرار حضور 51 درصدی انتخابات مجلس هفتم و 57 درصدی انتخابات مجلس هشتم به خوبی آشکار خواهد ساخت که فتنه گران نه تنها بیشمار نبوده که هیچ اند! بی شک، افزایش مشارکت مردمی بیشتر از دوره های گذشته، پیامدهای سهمگین تری نیز برای فتنه گران خواهد داشت و نشان خواهد داد که نه تنها این جریان پایگاهی نداشته، بلکه همسویی آنها با دشمنان، ملت بصیر ایران را بیش از پیش برای حضور در صحنه مصمم ساخته است.
3- اتخاذ سناریوی «خط تحریم» بهره گیری از الگوی سوخته ای است که حکایت از شکست سناریوی «کودتای مخملی» در ایران اسلامی دارد، چرا که کودتاهای مخملی با بسیج نیروها و تلاش برای شرکت در انتخابات کلید می خورد. در صورت تحریم و عدم مشارکت جریان فتنه دیگر تکرار «ادعای تقلب» محلی از اعراب نداشته و نمی تواند بهانه ای برای اردوکشی های خیابانی باشد.
4- سردمداران جریان دوم خرداد در طول سال های گذشته همواره مدعی بودند که با حضور حداکثری خواهند توانست پیروز انتخابات باشند. اتخاذ «خط تحریم» به خوبی آشکار می سازد که این جریان، پیام های انتخابات برگزار شده در دهه 80 ، (بالاخص سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 ) را به خوبی شنیده است! و می داند که در میان ملت جایگاهی ندارد و به همین خاطر است که از تکرار ادعای پیشین ناامید شده و منفعلانه به سناریوی جریان برانداز برای بازی در انتخابات مجلس نهم پناه برده است؛ بازی خطرناکی که نتیجه آن مرگ همیشگی این جریان را به همراه خواهد داشت!
5- اتخاذ سناریوی «خط تحریم»، قاعدتاً دستاورد دیگری نیز خواهد داشت و آن، برداشته شدن فشار از دستگاه های نظارتی و در رأس آن، شورای نگهبان است. در طول دو دهه اخیر، همواره یکی از تاکتیک های انتخاباتی جریان دوم خرداد، فشار آوردن بر شورای نگهبان برای تأیید صلاحیت افرادی بوده که از صلاحیت قانونی لازم برخوردار نبودند.
اتخاذ تاکتیک حضور همه جانبه در انتخابات و دعوت از چهره های شاخص این جریان برای ثبت نام، در آن دوره از انتخابات، با مشکلات دوچندانی برای شورای نگهبان همراه بود، اما حوادث بعد از فتنه 88 و دست داشتن اعضای افراطی این جریان در این حوادث و بازی در پازل دشمن! بسیاری از این افراد را از دایره صلاحیت برای پذیرش مسئولیت سیاسی در نظام اسلامی از جمله نمایندگی مجلس شورای اسلامی خارج کرده است! ثبت نام این افراد و رد صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان، بار دیگر هجمه همه جانبه رسانه ای را علیه این شورا به همراه می داشت که با اتخاذ «خط تحریم» از سوی افراطیان جبهه، منطقاً بایستی دیگر این مشکل رفع شود و فتنه گران سلاح تبلیغاتی «بلوا آفرینی به بهانه دفاع از رد صلاحیت شدگان» را از دست بدهند، گرچه قطعاً چنین نخواهد بود و مدعیان خط تحریم باز هم در صورت رد صلاحیت حتی عده ای کم نیز غوغاسالاری و بلواآفرینی خود را خواهند داشت.
6- مراجعه به حافظه تاریخی و مرور انتخابات مجالس سوم تا هشتم، به خوبی این مسئله را آشکار می سازد که مشارکت گروه ها و چهره های افراطی جریان دوم خرداد در انتخابات پیشین همواره با کارشکنی، تشنج، درگیری و جنگ روانی همراه بوده است. بدون شک، عدم حضور افراطیون، نه تنها مانعی برای مشارکت ملت نیست، بلکه با آرامش بیشتر انتخابات و کاسته شدن از ناامنی ها و آشوب ها، ملت نیز در انتخاب خود با طراوت و عقلانیت بیشتری رفتار خواهند کرد.
7- وجود جریانی پر ابهام و ساختارشکن در رقابت های انتخاباتی سه دهه گذشته انقلاب، همواره نیروهای مومن و انقلابی را در عمل به اصل «انتخاب اصلح» با مشکلاتی مواجه کرده بود. در طول این دوران بودند چهره هایی که طبق موازین اسلامی و عقلی، از صلاحیت و شایستگی بیشتری برای انتخاب و برگزیده شدن برخوردار بودند، اما از آنجا که «مقبولیت کمتری» داشتند، مبتنی بر منطق ثانوی «انتخاب صالح مقبول» مورد توجه قرار نگرفتند!
طبق منطق رأی به صالح مقبول، وقتی جریان رقیب با نامزدی ناشایست امکان پیروزی دارد، استراتژی اتخاذی جبهه خودی باید مبتنی بر ائتلاف و عدم رقابت نامزدهای همسو شکل گیرد. در این شرایط، معمولاً مبنا آن بوده که آن کس که از مقبولیت و رأی کمتری برخوردار بوده (علی رغم شایسته بودن!) باید به نفع دیگری که علی رغم شایستگی کمتر از مقبولیت و امکان رأی آوری بیشتری برخوردار است، کناره گیری کند. به واقع، عملاً اصل اساسی «انتخاب اصلح» کنار گذاشته شده است.
با عدم حضور جریان افراطی، این شرایط حاصل می شود که قاعده ثانوی «انتخاب صالح مقبول» جای خود را به قاعده اصلی «انتخاب اصلح» دهد تا هم ملت با فراق بال و رضایت بیشتر به نامزد مورد علاقه خود رأی دهند (بدون آنکه نگران پیروزی نامزد جریان انحرافی باشند) و هم با انتخاب اصلح و شایستگان، زمینه برای شکل گیری مجلسی کارآمد و توانمند با حضور بهترین ها فراهم آید.
البته نباید فراموش کرد که در جریان انتخابات پیش رو غیر از جریان حامیان تحریم- که البته در وضعیت اقلی قرار دارند- طبق برآوردهای اولیه بیش از 1200 نفر از اصلاح طلبان و قریب به 450 نفر از منتسبین به جریان انحرافی ثبت نام کرده اند که به نظر می رسد مصلحت نظام اسلامی آن باشد که در این حوزه ها جریان اصولگرا همچنان بر محوریت وحدت مبتنی بر «اصل انتخاب صالح مقبول» تأکید بورزد.