صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۳۴۷۳۵
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های مجمع روحانیون مبارز (12)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و چهلم)

نویسندگان: صادق سلیمی‌بنی ـ آیت مظفری تنظیم:عبدالله شمسى مقدمه: همان طور که قبلاً اشاره کردیم؛ آشنایی با مبانی فکری یک تشکل سیاسی از جمله بهترین راه های شناخت آن تشکل است. اصولاً این مبانی از اساسنامه و بیانیه های رسمی تشکل استخراج می شود. در چند شماره گذشته با پنج مبنای مهم فکری مجمع روحانیون مبارز آشنا شدیم. در این شماره سه تا دیگر از این مبانی را که از اساسنامه و بیانیه های رسمی و سخنان موسسین مجمع روحانیون مبارز استخراج شده، مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم تا در عمل مشخص شود که این تشکل تا چه اندازه به مبانی خود وفادار بوده است.

6 - عدالت‌خواهی و حمایت از محرومان و مستضعفان
در اندیشه روحانیون مبارز، روحانیان شیعه همواره عدالت خواه و پشتیبان محرومان و مستضعفان بوده اند. از نظر رئیس شورای مرکزی مجمع، روحانیت با سلاح علم و تقوا و منطق استوار قرآنی، همیشه و همه جا در کنار توده های مردم محروم و پیشتاز مبارزه با دشمنان فکری و عملی آنان وخواستار تحقق و گسترش «عدل» به معنی وسیع کلمه، در همه شئون فردی و اجتماعی زندگی بشر بوده است. روحانیت باید پرچمدار جهاد فکری و عملی برای نشان دادن نمونه واقعی عدالت اجتماعی و مدافع همه جانبه حقوق پابرهنگان و مستضعفان باشد.(1)
در بند ششم ماده سوم اساسنامه مجمع نیز، روحانیت همگام و همدل با محرومان و پناهگاه مردم معرفی شده است. بنا بر این اندیشه، یک تشکل روحانی باید عدالت خواه، عدالت گستر و حامی مستضعفان باشد. براساس این مبنای فکری، اعضای موسس مجمع روحانیون مبارز در بیانیه 29 اسفند 1366، در آغاز انشعاب رسمی، دفاع از محرومان و مستضعفان را در کنار پشتیبانی از نهادهای اجرایی پیرو خط امام و اقتدار دادن به مجلس با انتخاب صحیح نمایندگان،مطرح می کنند:
«مجلس می باید رسیدگی به حال و وضع مستضعفان و مستمندان کشور را ـ که اکثریت ملت مظلوم ما را تشکیل می دهند ـ در رأس برنامه های خود قرار دهد و هر گروه یا قشری که به لحاظ وابستگی یا موقعیت خود فاقد قدرت درک این معنا و عمل لازم برای رفع این محرومیت ها و رنج توده مردم می باشد، بدون تعارف باید از لیست های انتخاباتی کنار گذاشته شود.»(2)
روشن است که حمایت از پابرهنگان، تنها در بعد داخلی خلاصه نمی شود. از این رو مجمع از مستضعفان در سطح جهان اسلام و دیگر سرزمین ها حمایت می کند. مواضع «روحانیون مبارز» در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و بزرگداشت روز جهانی قدس(3) و محکوم کردن تجاوز نظامی آمریکا به پاناما، مصادیق خارجی این مبنای فکری است.
7- استکبارستیزی و مبارزه با صهیونیسم
مبنای دیگری که از اساسنامه و بیانیه ها یا مصاحبه های سران مجمع به دست می آید، مبارزه با استکبار جهانی و دشمنان اسلام است. در بند دوم از ماده سوم اساسنامه مجمع، از جمله اهداف این تشکل روحانی استکبارستیزی اعلام شده است:
«زنده نگه داشتن روح شدت و ستیز جامعه اسلامی علیه استکبار و همه دشمنان محارب و کینه توز اسلام و مسلمانان.»
در بند ششم همین ماده، از روحانیت با عنوان سنگر مبارزه با استبداد و استعمار یاد شده است. نیز، در بند نهم، مبارزه با اسلام مستکبرین، اسلام سرمایه داری و یا اسلام آمریکایی خاطر نشان شده است. بخشی از بیانیه مجمع با عنوان دشمنی آشتی ناپذیر ایران با آمریکا، می گوید:
«تضاد انقلاب اسلامی با قدرت های استکباری، تضادی است ذاتی و پندار سازش اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) با استکبار که گاه به شکل کفر عریان و هنگامی به صورت اسلام آمریکایی رخ می نماید، ناشی از جهل به حقیقت اسلام و غفلت از ماهیت استکبار است... انقلاب اسلامی... قوت حقیقی خود را وام دار ستیز بی امان با استکبار و در رأس آن آمریکاست.»(4)
روحیه ضد آمریکایی و سازش ناپذیری با قدرت های ستمگر در سایر بیانیه های مجمع نیز به شیوه های مختلف تجلی یافته است. با وجود این، دولت سیدمحمد خاتمی چندان بر این روحیه تأکید نداشت و تلاش می کرد دیوار بی اعتمادی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا کوتاه شود. البته با پایداری رهبر معظم انقلاب اسلامی، اقدامات پیدا و پنهان در راستای مذاکره و رابطه با شیطان بزرگ، آمریکا به شکست منجر شد. گفتنی است، اصلاح طلبان در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری دهم شعار «تغییر» را برگزیده بودند که شعار باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده بود. این شعار ابتدا در سخنان سیدمحمد خاتمی و برخی دیگر از اعضای مجمع روحانیون مطرح می شد، اما حجت الاسلام مهدی کروبی ـ از نامزدهای این دوره ـ بیشتر بر آن تأکید داشت و آن را شعار خود قرار داد.
8 - اصلاح‌طلبی
اصلاح طلبی به معنای اصلاح امور جامعه بنابر اصول و ارزش های دینی یا مصلحت اندیشی عقلانی، عرف جدید روزگار است. این اصطلاح در ادبیات سیاسی اسلام، معنایی متفاوت از مفهوم آن در ادبیات سکولار غرب دارد. در ادبیات سیاسی سکولار، اصلاح طلبی معادل رفرم و در مقابل «انقلاب» قرار دارد که به تغییرات و اصلاحات سطحی و نه بنیادی یا عمقی، اطلاق می شود. این اصطلاح در ادبیات اسلامی در مقابل واژه «فساد» قرار دارد؛ لذا هر نوع حرکت اصلاحی (سطحی و بنیادی) برای رفع فساد در جامعه را شامل است.(5)
گفتنی است «اصلاح طلبی» به عنوان مبنا و مفهوم خاص در بیانیه ها و مواضع موسسان مجمع روحانیون و اعضای آن در سال های قبل از 1376 دیده نمی شود. پس از دوم خرداد 1376 و با آغاز ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی عضو برجسته مجمع روحانیون، بعد از مدتی، به شعارهای «توسعه سیاسی» و «جامعه مدنی»، «اصلاحات» نیز افزوده شد. از آن پس مجمع روحانیون مبارز و تشکل های همسو در طرفداری از سیدمحمد خاتمی با عنوان «اصلاح طلبان» در مقابل «اصولگرایان» مطرح شدند.
این شعار و مبنا در دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت غیر شفاف و مبهم مطرح می شد؛ به گونه ای که دقیقاً مشخص نبود که این جریان اصلاحی در جهت رفرماسیون (جنبش اصلاح دینی در دنیای غرب بر پایه اندیشه پروتستانتیزم لوتر و کالون) و به سوی جامعه سکولار است یا مفهوم اسلامی آن مورد نظر است. رئیس جمهور وقت، بر اصلاحات در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی تأکید می کرد، اما جزئیات، روشن نبود. در این میان، برخی دوم خردادی ها تلاش داشتند جهت گیری سکولار را پیش ببرند. با وجود این رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز پس از فراغت از ریاست جمهوری تلاش می کند این مبنا را از ابهام خارج نماید و درباره آن توضیح دهد. وی در یکی از سخنرانی های خود اصلاح طلبی را تداوم راه انبیا (علیهم السلام)، برمی شمارد و موفقیت آن را در بستر دینی می داند. سیدمحمد خاتمی بیان می کند که اصلاحات در بستر غیر دینی در جامعه ایران موفق نخواهد شد. وی مبانی اصلاح طلبی را در آزادی اندیشه، استقلال، پیشرفت و عدالت و هماهنگی دین و آزادی و دین با مردم سالاری معرفی می کند.(6)
به نظر می رسد ضروری است مجمع روحانیون مبارز مفهوم دقیق این اصطلاح و مرزبندی آن با اصلاحات غربی و آمریکایی را به درستی روشن کند. تردیدی نیست که اصلاح طلبی در گفتمان اسلامی تحول در فرد، جامعه و دولت برای به سامان کردن امور براساس مبانی، اصول و ارزش های اسلامی است تا ریشه هر نوع فسادی را بر کند و هیچ گاه تغییر در اصول و فروع دین را در نظر ندارد، بلکه پیرایش دین از خرافات، افکار انحرافی، التقاطی و تحجر و انفعال را نشانه می گیرد.
اصلاح طلبی دینی اقدامی ارزشمند و اندیشه ای والا به حساب می آید که سرآمد آن، انبیا و اولیای الهی، امامان معصوم و علمای صالح بوده اند. حسین بن علی (علیه السلام)، قیام جاودانه خود را علیه رژیم ستمکار یزید بن معاویه، اصلاح طلبی می نامد.
خدامحوری، اصلاح امور جامعه، عزت و تسلیم ناپذیری در مقابل دشمن، رفتار نبوی و علوی، امر به معروف و نهی از منکر، قرآن محوری، عدالت گستری، حق گرایی، تهذیب نفس، قانون (شریعت) محوری، خدمت به محرومان و مستضعفان، ترویج شعائر الهی، رفتار انقلابی و عمل به تکلیف؛ نیز نفی طغیان گری، تکبر، خوش گذرانی و ریاکاری، فساد، ظلم، قدرت پرستی، مال و دنیاپرستی، سازش کاری و ذلت پذیری از شاخص های اصلاح طلبی در گفتمان اسلامی است.(7)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات