رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) روز دوشنبه مورخه 10/11/1390 در فرازی از دیدار بیش از 1000 نفر از جوانان شرکت کننده در اجلاس جهانی«جوانان و بیداری اسلامی» فرمودند: «آنچه که من به شما جوانان عزیز و فرزندان خودم عرض میکنم، این است که بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخى است. دوران جدیدى در همه عالم دارد آغاز میشود. نشانه بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لایزال الهى و تکیه به وحى. بشریت از مکاتب و ایدئولوژىهاى مادى عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد، نه لیبرالدموکراسى غرب جاذبه دارد ... نه ناسیونالیستهاى سکولار جاذبهاى دارند. امروز در میان امت اسلامى، بیشترین جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحى؛ که خداى متعال وعده داده است که مکتب الهى و وحى الهى و اسلام عزیز میتواند بشر را سعادتمند کند»(1).
ایشان همچنین حدود 4 ماه پیش از این نیز در بیاناتشان در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه در 20/7/1390 فرمودند: «دنیا در حال یک پیچ تاریخى است. ملت عزیز ما، ملتهاى مسلمان، امت عظیم اسلامى، میتوانند نقش ایفاء کنند. اینجاست که اسلام، تعالیم اسلام، روش اسلام به کار نیاز مردم دنیا مىآید؛ و اینجاست که نظام جمهورى اسلامى میتواند الگو بودن خودش را براى همه مردم دنیا اثبات کند»(2).
آنچه که مسلم است رهبر معظم انقلاب از بزرگترین نوابغ عصر خویش و حتی عصرهای گذشته هستند که با فراست و کیاست خاصی مسائل و رویدادهای منطقه و جهان را تحلیل و پیش بینی کرده و با هدایت پیامبرگونه خود دائماً در حال راهبری امت اسلامی هستند. ایشان طی چند ماه گذشته به سان یک استراتژیست افق پیش روی جهان اسلام و دنیا را ترسیم نموده و خبر از رسیدن دنیا و جهان اسلام به یک «پیچ تاریخی» دادند. دوره ای که متعلق به اسلام، قرآن و مکتب وحی است. دوره تمایل و گرایش روزافزون بشریّت به مکتب وحی که به لحاظ جامعیّت و پاسخگو بودن آن است. دوره پشت پا زدن به دیکتاتوری ها و روی آوردن به نظام های مردم سالاردینی و اسلامی است. در اینجا سخن از یک تحول و شیفت تاریخی است.
دین اسلام بعد از ظهور در شبه جزیره عربستان و پایه گذاری یک تمدن بزرگ، پس از حدود 2 سده، قرون طلایی خود را شروع کرد و قرون طلایی اسلام مقارن با زمانی بود که کشورهای اروپایی در خواب عصر تاریک قرون وسطی به سرمی بردند و اثری از «ایالات متحده آمریکا» نبود. جهان غرب پس از بیدار شدن از خواب قرون وسطی و به زعم خود برای رها شدن از قید دین و آموزه های کلیسا و جایگزینی انسان و تمایلات رها شده و افسارگسیخته «اومانیسم»(3) با تعالیم تحریف شده مسیحیت، دست به ایجاد مکاتب و ایدئولوژی های گوناگون زدند، مکاتبی که هر کدام، آنها را در دوره ای مشغول خود نموده و پس از ظهور دیگری باطل شده است. مکاتبی که حرفی برای گفتن نداشته و ندارند. لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و لیبرال دموکراسی و حتی ناسیونالیسم؛ هیچ کدام پاسخگوی نیازهای بشر نبود و بزرگترین اشتباه تاریخی آنها حذف دین از زندگی مردم و جدا شدن از مکتب وحی بود.
همزمان با تحولات 200 سال اخیر در غرب و پیشرفت ظاهری آنها در صنعت و تکنولوژی مسلمانان به دلایل عدم اعتماد به نفس، عدم وحدت بین خودشان و وجود حاکمان دست نشانده، تحت سلطه و استعمار کشورهایی مثل پرتغال، فرانسه، ایتالیا، انگلستان و در نهایت آمریکا قرار گرفتند. چپاولگران و جهانخواران پس از مدتی با خروج ظاهری از کشورهای مسلمان با تعیین یک حاکم دست نشانده و خود فروخته(با شعار ناسیونالیسم) مطامع استعماری و استکباری خودشان را تأمین می کردند و همیشه این چماق بالای سر مسلمانان بود که؛ «ما نمی توانیم؟!»، «اسلام برای 1400 سال پیش است؟!»، «با ابرقدرت ها نمی شود درگیر شد؟!»، «دین باعث عقب ماندگی و پیروی از فرهنگ غرب موجب پیشرفت است؟!» و بسیاری از این موارد که باعث می شد ملل مستضعف منطقه و به خصوص مسلمانان دست به تلاش و همّت نزنند(4).
حدود 200 سال است که نگهبانان مرزهای دین و دانش و بزرگانی از دنیای اسلام، ندای «بیدارباش» سرداده و هر کدام به فراخور اندیشه و قدرت بسیج گری خود کارهایی را انجام داده اند. سید جمال الدین اسدآبادی در ایران(1217- 1275ق)، شاگردان و دنباله روان او همچون شیخ محمد عبده(1266-1323ق)، عبدالرحمن کواکبی(1266- 1320ق)، سعد زغلول(1858 - 1927م)، و رشید رضا(1282- 1354ق) در مصر، علامه محمد اقبال لاهوری(1256- 1317ق)(5)و محمد علی جناح(1876- 1948م) در شبه قاره هند، و در نهایت مصلحانی از ایران شهید نواب صفوی و بزرگترین مصلح قرن و خلف صالح انبیاء و اولیاء الهی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، که مسیر تاریخ را با ظهور خویش و با انفجار نور به روشنی به جهانیان نشان داد و ثابت کرد که «پایان تاریخ»(6) از آنِ «مستضعفین»(7)است نه «لیبرال دموکراسی» غرب و «نظم نوین جهانیِ»(8) «نومحافظه کاران»(9).
حضرت امام خمینی(ره) با تکیه بر مشروعیت الهی ولایت فقیه و پایه گذاری «نظم نوین جهانی» بر روی ستون های مستحکم «نظریه ولایت فقیه» در عصر غیبتِ امام معصوم (ع) توجه همه جهانیان را به خود و روش و منش الهی خویش جلب کرد. در روزگاری که جهان اسلام از بحران هویت و نبود یک رهبر و پیشوای الهی رنج می برد و در فضایی که جهان غرب در عالم نظریه پردازی خود به بن بست «پست مدرنیسم» (10) رسیده بود و دیگر هیچ حرفی برای گفتن نداشت، «طرحی نو» درانداخت و این شروع همان «پیچ تاریخی» بود.
فریاد های حضرت امام خمینی(ره) بر علیه «استبداد» ، «استکبار» و «استعمار» همچون «صیحه آسمانی»(11) اکنون به گوش همه جهانیان رسیده است و همه جهان اعم از مسلمانان و ملل آزادیخواه دیگر در خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا و حتی شهروندان کلانتر خودخوانده این «دهکده جهانی» -آمریکا- ؛ دیگر از دروغ ها و تزویرهای لیبرال دموکراسی غرب به ستوه آمده اند و متوجه «انقلاب اسلامی ایران» و ادبیات تولید شده توسط رهبر آن شده اند که ثمره آن بیداری اسلامی است.
جهان غرب اکنون به پایان عصر حاکمیت نامشروع خود رسیده است. ملت های آزادیخواه به این نتیجه رسیده اند که «اومانیسم» هم که داعیه «انسان مداری و انسان محوری» دارد، به بشر رحم نکرده و در بهترین حالت از او به عنوان یک ابزار بهره جسته است. اکنون مشخص شده است که هیچ مکتب و مرام و ایسمی در زمینه سیاست، مذهب، عرفان، اخلاق، خانواده ، تربیت و... حرفی برای گفتن ندارد و چیزهایی که به خورد ما داده اند مانند مسکّنی ما را به خواب برده و از مقصد اصلی مان دور کرده است. اکنون اسلام تنها منجی ای است که با تعالیم خود این پیام را می دهد که تنها راه رستگاری دنیوی و اخروی پیروی از اسلام است. همچنان که شعار شهید نوّاب صفوی و فدائیان اسلام این حدیث شریف بود؛ «الاِسلام یَعلو و لا یُعلی عَلیه». اسلام برتـر از همه چیز و هیچ چیز بـرتـر از اسلام نیست.(12)
حضرت امام خامنه ای عزیز، خلف صالح آن پیرسفرکرده چه خوب و بجا فرمودند که:
«این قرن، قرن اسلام است. این قرن، قرن معنویت است. اسلام عقلانیت را و معنویت را و عدالت را با یکدیگر به ملتها هدیه میدهد؛ اسلامِ عقلانیت، اسلامِ تدبر و تفکر، اسلامِ معنویت، اسلامِ توجه و توکل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ کار، اسلامِ اقدام؛ اینها تعالیم خداى متعال و تعالیم اسلامى است به ما».(13)
و اکنون که ملت شریف ایران در آستانه سی و سومین سالگرد ورود حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به ایران و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار دارند و در طول این مدت مشکلات و موانع زیادی را پشت سر گذاشته و با عبور از گردنه های صعب العبور به این جایگاه رسیده اند، جایگاهی که دوست و دشمن آن را تحسین می کند؛ بیش از پیش مورد توجه واقع شده اند. و الگوی مردم سالاری دینی امتحان خود را در پیشگاه ملت ها پس داده و علیرغم تبلیغات کینه توزانه دشمنان هر روز بارورتر شده و هر روز هم حرفی نو برای گفتن دارد.
حوادث و وقایع به گونه ای پیش می رود که اسلام هر روز بالنده تر می شود و جایگاه واقعی خود را به دست می آورد. به فرموده رهبر معظم انقلاب«.. آن روزى خواهد رسید که امت اسلامى به حول و قوه الهى در اوج اقتدار و استقلال قرار بگیرد ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصیات خود، تمایزهاى خود، در زیر چتر واحد دعوت الىاللَّه و الىالاسلام قرار بگیرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است که امت اسلامى عزت خود را پیدا خواهد کرد».(14)
و ما به امید زندگی در زیر سایه حکومت منجی عالم بشریت راهمان را ادامه خواهیم داد(15)چون اعتقاد دینی و قلبی ما این است که بندگان صالح خداوند هستند که وارثان زمین خواهند شد.(16)
پی نوشت ها:
1. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانى «جوانان و بیدارى اسلامى»10/11/1390، www.khamenei.ir
2. بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه در 20/7/1390 / www.khamenei.ir
3. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که مانند انسان رقیبی در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عدهای اصالت را به انسان میدادند که میتوان آنها را اومانیستهای اولیه نامید. با الهاماز این مفهوم اولین نمود رنسانس عقاید اومانیستی بود.
4. حضرت امام در فرازی می فرمایند: «اساس، باور این دو مطلب است: باور ضعف و سستی و ناتوانی و باور قدرت و قوه و توانایی. اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم، این باور اسباب این می شود که توانایی پیدا می کنند و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی می کنند. این پیروزی که شما به دست آوردید برای اینکه باورتان آمده بود که می توانید... » صحیفه نور، ج 14، ص 194.
5. قطعه شعری از اقبال لاهوری در خصوص بیداری؛ «از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز ! * از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز!»
6. نظریه«پایان تاریخ» را فرانسیس فوکویاما تئوریسین نومحافظه کار آمریکایی ژاپنی تبار در «کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان»در 1989 منتشر کرد. او در این کتاب می گوید: که پایان جهان منتهی به جهانی سازی لیبرال دموکراسی غربی خواهد شد و دنیا راهی جز این پیش روی خود ندارد.
7. سوره قصص، آیه 5 «و نرید ان نمن علىالذین استضعفوا فىالارض و نجعلهم ائمة و نجعلهمالوارثین».
8. پس از جنگ سرد و مبارزه ایدئولوژیک بین شرق و غرب، و پیروزی ایالات متحده، سردمداران آمریکا سرمست از این پیروزی بحث «نظم نوین جهانی» را با رویکرد یکجانبه گرایی برای تصاحب همه چه بیشتر جهان مطرح کردند.
Neo-conservatism).9 ) نومحافظهکاران آمریکا یک جریان جنگ طلب و سلطه جویی هستند که در زمان بوش پدر در آمریکا رسماً اعلام موجودیت کردند. اولویت اول آنها تحقق اهداف صهیونیستها با جنگ طلبی و لشکر کشی است.
10. اصطلاح پست مدرنیسم اولین بار در سال 1939 توسط آرنولد توین بی به کار رفت؛ متفکران و دانشمندان سیاسی در یک تقسیم بندی دوره های زندگی بشر را به دوره سنّتی، مدرن و در نهایت پست مدرن تقسیم می کنند و برای هرکدام ویژگی هایی را می شمارند. حدود نیم قرن است که به عبارتی نظریه پردازی به این شکل به پایان رسیده و حرفی ننو برای گفتن وجود ندارد. (برای مطالعه بیشتر ر.ک، عبدالرسول بیات و دیگران، فرهنگ واژه ها، قم: مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، 1381).
11. صیحه(ندای)آسمانی؛ یکی از نشانههای محتوم و قطعی ظهور است. که همه صدای منادی را با هر زبان می شنوند. این مورد از علائم، از روایات معصومین و همچنین تفسیر آیه 41 سوره ق، استفاده می شود. کتاب الغیبه: نعمانی، ص139/ الارشاد، شیخ مفید، ص237/ الملاحم و الفتن، سید بن طاوس، ص 114/ بحار الانوار، علّامه مجلسی، ج52، ص235.
12. من لا یحضره الفقیه، محمد بن حسین صدوق(شیخ صدوق)، تهران، دارالکتب السلامیه،۱۳۹۰هجری، چ پنجم، ج۴، ص ۲۴۳، ح۷۷۸.
13. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانى «جوانان و بیدارى اسلامى»،10/11/1390، www.khamenei.ir
14. همان.
15. الّلهّم إنّا نرغب إلیک فی دولة کریمة تعّز بها الإسلام و أهله و تذلّ بها النفاق و أهله، فرازی از دعای افتتاح.
16. وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ ، سوره مبارکه انبیاء، آیه 105/ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا، سوره مبارکه نور، آیه 55.