تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا که تاریخ این منطقه و بلکه تاریخ جهان را وارد مرحله حساسی کرده است، علاوه بر اینکه زمینه حاکمیت ملتها بر سرنوشت خود را فراهم کرد، آزمونی برای دولتهایی شد که همواره مدعی پیشتازی در دفاع از حق حاکمیت ملتها و همچنین پیاده کردن شریعت اسلامی هستند. در این بین، کشور ترکیه که طی سالهای اخیر ژست دفاع از مهمترین آرمان مسلمانان یعنی فلسطین گرفته بود با اتخاذ مواضعی متناقض، اندوختههای کسب شده را به حراج گذاشت.
ترکیه در زمان اردوغان در ظاهر با رژیم صهیونیستی وارد چالش شد و بارها مواضع ضدصهیونیستی گرفت که میتوان به نمونههایی از جمله مجادله اردوغان با شیمون پرز و ترک جلسه به نشانه اعتراض، ارسال کاروان دریایی انساندوستانه برای نوار غزه تحت عنوان کشتی مرمره که مورد حمله کماندوهای صهیونیست قرار گرفت و... همه و همه نشان از حرکتی ضد صهیونیستی داشت؛ اما تحولات بیداری اسلامی، ترکیه را در آزمونی دشوار قرار داد. این کشور با همراهی عربستان و قطر به یکباره با اتخاذ سیاستی متناقض با رویکردهای پیشین، از هیچ کوششی برای تضعیف محور مقاومت یعنی سوریه دریغ نورزید. سؤال اساسی این است که دلیل اتخاذ این مواضع در رفتار سیاسی ترکیه چیست؟
تمایل ترکیه برای ملحق شدن به اتحادیه اروپا، روابط تنگاتنگ با ایالات متحده، نوشتن سیاست دیکته شده آمریکا در سوریه، استقرار سپر موشکی در خاک ترکیه و حضور نیروی دریایی در دریای سیاه از جمله عواملی هستند که برخی تحلیلگران معتقدند در رفتار تناقضآمیز دولت ترکیه مؤثر بودهاند. ترکیه همواره ادعای حمایت از حماس را مطرح می¬کند و از طرفی، از انجام هر اقدامی علیه دولت سوریه- محور مقاومت- کوتاهی نمیکند. این کشور با اتخاذ مواضع متزلزل و فاقد راهکار راهبردی، از یک طرف در سیاست خارجی شاهد شعار عدم دخالت در امور داخلی کشورهای همسایه و حل مشکلات با همسایگان هستیم و از یک طرف، شاهد میزبانی از مخالفان بشاراسد و ساماندهی نشستهای آنها و استقرار ارتش خود و مخالفان در مرز سوریه و حتی دعوت از بشار اسد به کنارهگیری از قدرت، تهدید به حمایت از صدور قطعنامه علیه سوریه در شورای امنیت و همراهی با اتحادیه عرب در تحریمهای اقتصادی علیه سوریه هستیم.
دولت آنکارا نفوذ زیادی بر سوریه داشت و این در نتیجه سیاستهایی بود که اردوغان در مورد بشار اسد، رئیسجمهور سوریه دنبال میکرد. این کشور یکدهه را صرف بهبود روابط با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه کرد؛ حتی ترکیه زمانی میانجی روابط دمشق و تلآویو بود؛ اما هماکنون این رابطه نزدیک میان ترکیه و سوریه از بین رفته است. ترکیه سعی میکند تا خود را حامی منافع و مدافع حقوق مردم سوریه نشان دهد و ادعای حمایت از مردم را مطرح می¬کند ولی دست به هر اقدامی علیه منافع سوریه و ایجاد ناامنی در این کشور می¬زند تا جایی که مقامات ترکیه برای منحرف کردن افکار عمومی جهان حاضرند چهره ایران را تخریب و اعلام کنند که یک محموله اسلحه را که از ایران به سوریه ارسال می¬شده، در بین راه توقیف کردهاند و این در حالی است که چنین موضوعی از اساس، واقعیت ندارد و این حربه تنها سرپوشی بر نقش خائنانه ترکیه در ارسال اسلحه به تروریست¬ها در سوریه است که این اقدامات با خواسته مردم ترکیه مبنی بر حفظ روابط دوستی با سوریه در تعارض است. بسیاری از احزاب، گروهها و شخصیتهای ترکیه با سیاستهای دولت آنکارا درباره سوریه مخالف هستند و نمی¬خواهند ترکیه وارد بازیهای سیاسی آمریکا در منطقه شود و یکی از دلایل اصلی استعفای فرماندهان نظامی ترکیه، اعتراض به این مسئله بود.
برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند ترکیه اندیشه تشکیل عثمانی بزرگ را در سر می¬پروراند و با مشکلات درونی که در عربستان سعودی – بهعنوان یک قطب قدرت در جهان اسلام- بروز کرده، این اندیشه واهی تقویت شده است. ترکیه سعی دارد تا به قدرت بزرگ منطقهای و الگویی برای نظامهای آینده خاورمیانه و کشورهای عربی تبدیل شود، ولی این کشور از یک ضعف درونی رنج میبرد، از یک طرف، ارتش، دولت آنکارا را به اقدام در جهت تضعیف نظام لائیک این کشور متهم می¬کند و از طرف دیگر، دولت، ارتش را به ناتوانی در برخورد با پ.ک.ک متهم می¬کند که اینگونه مسائل، تنها بخشی از درگیری در فضای سیاسی ترکیه در سال¬های اخیر است. مسئولان ترکیه تمام تلاش خود را بهکار می¬گیرند تا به هدف اصلی خود که رهبری منطقهای است. دست یابند.
دخالت نظامی در سوریه
ترکیه برای سرنگونی حکومت بشار اسد از مطرح کردن هیچ طرحی دریغ نمی¬ورزد و در صورتی که درگیریهای میان دولت سوریه و مخالفان ادامه پیدا کند و این امر، باعث روانه شدن بیش از اندازه سیل آوارگان و پناهندگان به ترکیه شود یکی از این طرح¬ها کلید خواهد خورد که در صورت وقوع چنین وضعیتی ترکیه¬ میتواند مدعی شود که در وضعیت تشریح شده در ماده 5 ناتو قرار گرفته است و تقاضای اقدام دفاع دستهجمعی ناتو علیه سوریه را مطرح کند؛ (ماده 5 ناتو: اگر کشوری از اعضای این سازمان در معرض تهاجم نظامی و یا اقدامی بیثبات از خارج قرار گیرد، میتواند از اعضای این سازمان، تقاضای مداخله نظامی کند). مهمترین نمونه استفاده از این ماده، تهاجم ناتو به افغانستان در سال 2001 میلادی بوده است. پس از وقوع حمله تروریستی به برجهای دوقلو در نیویورک، دولت ایالات متحده نیروهای طالبان و القاعده را به انجام این حمله متهم کرد و بهدلیل حاکمیت دولت طالبان بر افغانستان و بر مبنای ماده 5، از همپیمانان نظامی خود در ناتو، تقاضای مداخله نظامی کرد. این حمله ناتو در حالی واقع شد که شورای امنیت سازمان ملل هیچ اقدام نظامی علیه افغانستان را تصویب نکرده بود و حتی هنوز هیچ شواهدی دال بر دخالت طالبان در این حملات به دست نیامده است. در پی ناکامی سناریوی غرب در سازمان ملل متحد و عدم اخذ مجوز حمله به کشور سوریه از این طریق، ناتو و بهویژه ترکیه در مرکز توجه قرار گرفته¬اند و به احتمال قوی، با این حربه، اقدامات بعدی علیه سوریه را طرح¬ریزی خواهند کرد. رفتار ترکیه در رابطه با تحولات سوریه، منافع این کشور را با همسایگان قدرتمند خود مثل روسیه و ایران در تعارض قرار داده است و در صورت پافشاری ترکیه بر سیاستهای خود در قبال سوریه با همسایگان خود - روسیه، ارمنستان، عراق و ایران- دچار مشکل می¬شود و نتایج 10 ساله سیاست خارجی ترکیه در قبال همسایگانش به خطر خواهد افتاد.