رضاگرمابدری
مردم ایران برای رسیدن به پای صندوق های رأی مسیر چندماهه ای را طی کردند که رسانه های دشمن جای جای آن را با اقسام ترفندها و القائات تبلیغاتی آلوده و مسموم کرده بودند. محورهای اصلی این مسیر پرخطر از ابتدا تا انتها عبارت بودند از:
1- تلاش دشمن و نظام؛ دشمن برای ضربه وارد ساختن به ایران انتخابات را عرصه مناسب دید و همه توان رسانه ای و خوراک هایی که آن را کارآمد می کرد و همه عوامل مزدور ضدانقلاب را در داخل و خارج به خدمت گرفت؛ نظام هم در داخل با درایت و هوشمندی متوجه حرکت شیطانی دشمن شد وبه شکل تدریجی و هنرمندانه به شیوه های مختلف مردم را آگاه کرد. با توجه به حجم تبلیغات مسموم دشمن و تنوع رسانه هایش رویکرد مردم به نشانه گذاری های نظام بسیار قابل تأمل است.
2- موقعیت تهدید و تحریم؛ استکبار برای مرعوب کردن و متفرق ساختن ملت ایران به «تهدید و تحریم» پناه برد؛ اما افزایش انسجام درونی و یکپارچگی شورآفرین، واکنش ملت ایران به آن بود که روند فزونی خواهد داشت.
3- پیشتازی ملت ایران؛ روند افزایش آگاهی ملت ها از خیر و شر اتفاقاتی که در دنیا می افتد و تحولاتی که یکی پس از دیگری در عرصه های مختلف و به ویژه در ساحت سیاست رخ می دهد، فرصت مغتنمی را برای درک و دیده شدن پیشتازی ملت ایران در مقابله با استکبار، فراهم آورده است.
دشمن بر این گمانه دلشاد و دلبسته بود که با خلق فتنه 88 و آنچه که در آن زمان بر نظام گذشت، دیگر ایران و جامعه جهانی شاهد انسجام و یکپارچگی این ملت نخواهد بود و استکبار می تواند نفس راحتی بکشد؛ اما تصویر باشکوهی که مردم ایران با حضورشان در پای صندوق های رأی خلق کردند، نه تنها آن گمانه را باطل کرد که به مردم جهان و به ویژه ملت هایی که در بیداری اسلامی جرئت رویارویی با آمریکا را پیدا کردند و ملت هایی که در فکر رویارویی هستند، نشان داد که همچنان پیشتاز این رویارویی ملت ایران است و پس از 33 سال پرشورتر از گذشته بر این رویارویی پای می فشارد.
4- پیام رأی مردم؛ پس از آن همه تلاش دشمن که هزینه گزافی دربرداشت، مردم در روز سرنوشت پای بیرق نظام ایستادند. این حرکت مردم دو پیام تعیین کننده و بسیار با معنا دارد: الف- مردم ایران به هیچ وجه به آنچه که از خارج و از ناحیه دشمنان درباره ایران گفته می شود اطمینان ندارند و در باغ سبزهایی را که آنها نشان می دهند به مثابه در ورود به جهنم و نابودی می دانند و حتی دیگر، در مسائل دنیایی هم مایل نیستند به ادعاهای آنها گوش کنند؛ با گسترش و عمق یافتن این اعتقاد، چالش جدی و جدیدی بر چالش های غرب در مقابله با ایران و انقلاب اسلامی افزوده می شود. ب- رویگردانی مردم از تبلیغات رسانه های بیگانه و به ویژه غرب و بی اعتمادی به آنها که ناشی از تجربیات مکرر و عینی است، به تقویت بیشتر «گفتمان درون انقلاب» نوید می دهد. در روز انتخابات خبرنگاران ایرانی در چند مرحله از خبرنگاران غربی حاضر در مراکز رأی گیری پرازدحام، خواستند فارغ از سیاست خبری رسانه ای که برایش کار می کنند، نظر شخصی شان را بگویند، مردم حاضر در صحنه و مردمی که از سیما این صحنه را می دیدند با کمال تعجب مشاهده کردند که تمامی آنها از پاسخ به این پرسش ساده ای که پاسخش کاملاً آشکار است، اجتناب کردند و شتاب زده از مقابل میکروفن و دوربین گریختند. این حرکت به ظاهر پیش پا افتاده چند ثانیه ای، حقایق بزرگی را آشکار ساخت که یکی از مهم ترین آن، ایجاد این حس در مخاطب ایرانی بود که آن طرف خبری به غیر از خدعه و فریب نیست و طهارت و حقیقت در «گفتمان درون انقلاب» است که درش اسرار رهگشا و گوهرهای ناب و ارزشمند نهفته است. اقبال به این گفتمان چه ها کرده و چه ها خواهد کرد!
تا صحنه به هم نخورده باید حقایق آن را ثبت و ضبط کرد تا برای همیشه مشخص و باقی بماند که پیروز این معرکه نفس گیر ملت رشید ایران بوده است.