جواد رضایى
سالهای پیش هنگامی که انقلاب اسلامی با برداشتن آخرین گامها به نقطه پیروزی نزدیک می شد، کسانی که با تحولات کلان جهانی و قدرت دگرگون کننده انقلاب ها آشنا بودند و رژیم شاه را می شناختند و تا حدودی نیز از آنچه که حضرت امام(ره) درباره حکومت و سیاست می گفتند، آگاه بودند این پرسش اساسی در ذهن شان ایجاد شده بود که؛ نظام سیاسی آینده ایران چه خواهد بود؟
شاید تنوع نظام های سیاسی وقت، اجازه نمی داد آنها به شکلی خارج از اشکال موجود فکر کنند با این حال اندکی پیش از پیروزی انقلاب، این پرسش از حضرت امام(ره) پرسیده شد و آن عزیز همواره در یادها مانده از شکل جمهوری و محتوای اسلامی سخن گفتند. کلی و مفهومی بودن پاسخ حضرت امام(ره) آنها را به تصویر روشن و نهایی از حکومت آینده ایران نرساند. از این رو، مشتاق بودند که ترجمان بیان امام(ره) را زودتر در قالب و هیئت یک حکومت مشاهده کنند. پس از تأسیس نظام اسلامی آنها نظامی کاملاً متفاوت از نظام های موجود را دیدند و با مشاهده جایگاه و قدرت ولی فقیه در قانون اساسی و موقعیت عینی اش در حکومت به شدت احساس خطر و در پی آن جوسازی و تبلیغات سو کردند.
با اینکه نظام اسلامی تأسیس شده در ایران تمام عناصر جهانی و پذیرفته شده در باب دموکراسی و بسیار فراتر از آن را داشت، دشمن به سبب وجود جایگاه قدرتمند ولایت فقیه در قلب این نظام تبلیغات منفی علیه آن را متوقف نکرد، تا اینکه چند سال پیش امام خامنه ای (مدظله العالی) با طرح موضوع «مردم سالاری دینی» لطمه سنگینی به دموکراسی غربی و تبلیغات سو آنها زد. ارزش طرح این مهم به این بود که هم الگو بود و هم مفهوم و هم اینکه پیوند خورده با نقش آفرینی مردم در بحث حکومت بود که آخرین و بهترین روش در شکل دادن به ساختارهای سیاسی و همراه بودن گام به گام با حکومت ها و فراز و فرودهای سیاسی محسوب می شود.
با به میان آمدن این مسئله خلأ مفهومی و نظری مطابق با ادبیات سیاسی امروزی پر شد که دشمنان تلاش می کردند آن را ضعف نظام اسلامی وانمود کنند تا ریشه ندواند و کسی به آن به عنوان یک نظریه و الگوی حکومتی نگاه نکند. طرح آن همچنین باعث توسعه مضاعف عرصه اندیشه سیاسی دینی شد که خود حکایت بسیار مفصل و سرنوشت سازی دارد. با این مقدمات بود که امام خامنه ای (مدظله العالی) در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، حضور حماسی و تحسین برانگیز مردم در انتخابات مجلس نهم در 12 اسفند 90 را به این حوزه کشاندند تا بخش بیشتری از این مسئله آشکار شود و تصویری از کنش کاملاً سیاسی مردم که کاملاً برآمده از «مردم سالاری دینی» و در پیوند با آن است وانمایی شود. معظم له در این باره با اشاره به الگوی نظام مردم سالاری دینی و جایگاه انتخابات در این الگو فرمودند: «انتخابات یک رکن مهم نظام است و مردم سالاری دینی متکی به انتخابات است. بنابراین هر فردی که به نظام اسلامی اعتقاد دارد، شرکت در انتخابات را وظیفه خود می داند، حتی اگر انتقادهایی هم به برخی موارد داشته باشد.» ایشان در ادامه تصریح کردند: «همه کسانی که در انتخابات روز جمعه شرکت کردند، در واقع ضمن عمل به واجب، فهم صحیح خود را نشان دادند، زیرا در نظام مردم سالاری دینی نمی توان از شرکت در انتخابات، به بهانه برخی انتقادها، انصراف داد.»
امام خامنه ای (مدظله العالی) بدون یادآوری موضوع مهم «مردم سالاری دینی» هم می توانستند به برگزاری باشکوه انتخابات بپردازند و از آن تمجید و یا به ابعاد مختلف آن اشاره کنند؛ لکن به نظر می رسد با تأمل، آن را در حیطه «مردم سالاری دینی» بازخوانی کردند تا مفهوم آن با مصداق بارزی گره بخورد و برای عموم بیشتر قابل درک شود. از این رو تبدیل مفهوم و مصداق «مردم سالاری دینی» به گفتمان غالب و رایج در جامعه، آنگونه که شهروندان به میزان اقناع خود و محفوظ ماندن در برابر انواع تهاجمات دشمن از آن آگاهی یابند، ضرورتی است که باید در اولویت های آنی نخبگان و مراکز تکمیل کننده آنان قرار گیرد.