صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۳۷۲۰۱

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و چهل و پنجم)

فتح‌الله پریشان مقدمه: در شماره گذشته در راستای آشنایی با مبانی نظری اندیشه سیاسی میرسید علی همدانی به تقسیمات علوم و معرفت شناسی اندیشه وی اشاره کردیم. در جمع بندی مطالب گذشته لازم است به این نکته هم اشاره کنیم که چون همدانی عقل را عاجز و اسیر تمنیات درونی می داند، لاجرم سیاست به دین و اخلاق نیز محتاج است. از این رو، می توان علم سیاست از منظر همدانی را ترکیبی از دستاوردهای عقل، دین و اخلاق برشمرد. بر این اساس و با توجه به تقسیمات علوم مربوط به انسان از دیدگاه میرسید، علم سیاست به اعتبار توجه به اصلاح معاش زندگانی در درجه اول و به اعتبار لزوم برخورداری از اخلاق و دین در درجه دوم قرار می گیرد، اما چنین شناختی مبتنی بر چه نگاهی از هستی ناشی می شود؟ به عبارت دیگر هستی شناسی میرسید علی چگونه است؟

به نظر همدانی در کتاب «اسرار النقطه»، اصول نظام هستی چهار اصل است و این به دلیل خاصیتی است که در عدد چهار نهفته است و آن، این که عدد چهار اصل در اعداد بسیط است. در حقیقت عدد چهار، عددهای سه، دو و یک نیز نهفته اند که از جمع آنها با یکدیگر، اعداد هفت، نه و ده حاصل می شوند. در اعداد بسیط هیچ عددی غیر از چهار این خاصیت را دارا نیست. به دلیل همین راز، نظام عالم بر چهار عنصر قرار گرفته است؛ یعنی حاملان عرش چهار فرشته [جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل] است، عالم بر چهار عنصر قرار دارد [آب، خاک، باد و آتش]، عالم انسانی بر چهار طبیعت برپاست [بلغم، صفرا، سودا و خون]، بادها چهار است: مشرق و مغرب و شمال و جنوب، اوتاد چهار است: طلوع کننده، غروب کننده، وسط آسمان و ته زمین، فصل ها چهار است: بهار، تابستان، پاییز و زمستان و دگرگونی های عمر چهار زمان است. کودکی، جوانی، کهولت (بین جوانی و پیری) و زمان پیری و فرتوتی.
به اعتقاد همدانی، این امور چهارگانه نشانه های اسمای چهارگانه ای هستند که به سبب جلالت و بزرگی شان از ارکان و اصول تصرفات ایجادی و پایه های اداره کشور فردانیت اند و آنها عبارتند از: حی، عالم، مرید و قادر. جهان مادی از نظر وی، دار بلاهاست و دنیا گذرگاه و رباطی است که بر سر راه قیامت نهاده اند و انسان را در این رباط چند روزی مهلت داده اند تا از آن توشه و زاد وادی قیامت را بردارد. او می گوید: «ای برادر، میان مومن و کافر و منافق اجماع است که دنیا بد است و سرمایه همه فتنه ها و بلاها است. فرعون و نمرود که دعوی خدایی کردند و هلاک گشتند از غرور دنیا بود و بلعم باعور و برخیا هم به سبب دنیا تباه شدند.»
همدانی معتقد است دنیا قرین بلا و محنت است و ممکن نیست این دو لحظه ای از هم جدا شوند و لذا ضرورت دارد که انسان با بلا و محنت بسازد و به قضا و قدر الهی تن در دهد. هر کس که به قضا و قدر خداوند نگاه کند بلاهای بزرگ نیز بر او کوچک خواهد شد. هر که به خود نظر کند، ذره ای از مصیبت بر او همچون کوه بزرگ می نماید. البته همدانی به هیچ وجه معتقد نیست که دنیا به کلی بیهوده است، بلکه آنچه او از آن نهی می کند، دل بستن به دنیاست: «این جا لازم است که معنای ترک دنیا روشن شود. مقصود از ترک دنیا ترک کلی نیست، ترک فضولات است، نه حاجات لابد. از ضروریات ضروری مانند قوت و مسکن و غذا نمی شود دور شدن و اینها را به قدر کفاف باید داشت، ولی مطلب [طلب] زیادت موجب فساد می شود و البته مومن را لازم است و رواست که وسایل لابد را داشته باشد تا محتاج دیگران نشود... حضرت رستمآب (ص) فرموده اند: «الدنیا مزرعه الاخره». پس دنیا به کلی بیهوده نیست. از این زاد راه باید ساخت و دیگران را به قدر استطاعت راحت باید رسانید. پیداست که این قسم دنیا محمد]محمود[ و معاون باشد.»
فرع و گذرگاه دانستن دنیا و در مقابل اصیل و جاودانه دانستن آخرت باعث شده است تا اهتمام جدی همدانی در تمام نوشته های سیاسی و غیرسیاسی اش، معطوف به آبادسازی آخرت باشد، از این رو در اندیشه سیاسی وی سیاست که ابتدائاً وسیله نظام یابی و آبادانی دنیاست، باید در نهایت به صلاح و رستگاری فرد و جامعه در آخرت بینجامد. در شماره آتی به انسان شناسی وی خواهیم پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات