1- هدایت تصمیمات هیتلر با طالع بینی
۱۳۹پرونده از اسناد سازمانهای امنیت داخلی و خارجی بریتانیا "ام.آی. فایو" و "ام.آی.سیکس" از جمله هدایت تصمیمات هیتلر معتقد به طالع بینی توسط دستگاههای امنیتی لندن، نظارت بر فعالیت سیاستمداران و هنرمندان توسط این سازمانها و ارتباط آنها با شبکه خبری "بی.بی.سی" آزاد و از روز سهشنبه در اختیار عموم قرار گرفت.
رونمایی این اسناد هفته گذشته طی دو روز برای شمار معدودی از پژوهشگران در آرشیو ملی بریتانیا انجام گرفت، و تنها پژوهشگر ایرانی و فارسی زبان دعوت شده به این مراسم دکتر "مجید تفرشی" بود که در کنار محققان دیگری از بریتانیا، دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا توانست پیش از آزادسازی عمومی این مجموعه اسناد، به متن کامل آماده آزادسازی آنها دسترسی پیدا کند.
تفرشی در گفتوگوی اختصاصی با دفتر ایرنا در لندن اعلام کرد: پروندههای آزاد شده بیشتر شامل فعالیتهای جاسوسی و امنیتی ماموران بریتانیایی در حدود سالهای جنگ جهانی دوم و عمدتا علیه افراد یا موسسات مظنون به همکاری با حکومت آلمان نازی یا نیروهای کمونیست متمایل به دولت اتحاد جماهیر شوروی سابق است.
به گفته این پژوهشگر ایرانی، یکی از موارد جالب این پروندههای امنیتی، اسناد مربوط بهشخصی بهنام "لوییس دو ول" اخترشناس یهودی مجاریتبارآلمانی است که توانست با یک برنامه حساب شده توسط نیروهای امنیتی بریتانیا، از طریق حقه بازی و کشف علاقه "آدولف هیتلر" صدر اعظم آلمان نازی به ستاره- شناسی و بررسی اوضاع کواکب قبل از انجام هر کاری، به مرور به مشاور شخصی و از راه دور هیتلر تبدیل شده و تصمیمات رهبر آلمان هیتلری را به سود لندن تنظیم کند.
این اقدامات موجب شد که با وجود بیعلاقگی "وینستون چرچیل" نخست وزیر وقت بریتانیا، به "دو ول" مقام سرهنگی در سازمان مخفی "اس.او.اس" (مدیریت عملیات مخفی) اعطا شده و در طول جنگ از امکانات رفاهی و مالی در خور و آپارتمانی مناسب در یکی از نقاط گران قیمت لندن در مجاورت "هاید پارک" برخوردار شود.
دو ول که بعدا نام خود را به "لودویگ ون هول" تغییر داد، در سال ۱۹۳۵ و پس از روی کار آمدن هیتلر و آغاز سیاستهای یهودی ستیزانه دولت وی، به لندن گریخته و همسر خود را نیز به عنوان یک شاهزاده رومانیایی دروغین به شیلی فرستاده بود.
خود دو ول نیز در ابتدا و تا قبل از افشای هویت اصلیش، در محافل مختلف اشرافی در لندن به عنوان یک اشراف زاده اهل مجارستان، برادر زاده یک آهنگساز اتریشی و نوه یک بانکدار ثروتمند بریتانیایی ظاهر میشد.
بر اساس این اسناد، دو ول از طریق مکاتبه به عنوان یک موسسه تحقیقاتی ستاره شناسی با هیتلر در تماس بود و اگر خبری از یک اقدام احتمالی برلین وجود داشت، به رهبر آلمان یادآوری میکرد که مثلا اوضاع کواکب نشان میدهد چندان مناسب آغاز یک حمله در هشت روز نخست ماه ژوییه نیست.
دو ول توانست مسوولان امنیتی بریتانیا را ممتقاعد کند که هیتلر از سال ۱۹۲۳تصمیمهای خود را پس از مشورت با یک طالع بین و ستاره شناس اتریشی به نام "ارنست کرافت" میگیرد و دو ول میتواند موقعیت مشابه یا جایگزینی را در دستگاه هیتلر به دست آورد.
بر پایه اسناد آزاد شده، از این طریق دو ول ضمن جلب موافقت هیتلر خرافاتی به تعویق عملیات، به نیروهای متفقین مجال میداد تا خود را برای حمله احتمالی آلمان بیشتر آماده کنند.
دو ول که دوست داشت خود را "نوستراداموس معاصر" بنامد، در سال ۱۹۴۰از سوی مسوولان امنیتی بریتانیا با ماموریتی ویژه به آمریکا فرستاده شد تا از طریق ستاره شناسی و طالع بینی، مسوولان و افکار عمومی آن کشور را درباره شکست قطعی هیتلر در جنگ مطمئن سازد. ماموریتی که برخلاف اقدامات طالع بینی وی با موفقیت عمومی و پوشش مناسب رسانهای توام بود.
این طالع بین یهودی آلمانی مدعی بود که در چند مورد از قبیل نبرد کرت و یا شکست ژنرال رومل، با پیش بینیهای خود و شناخت علایق ستاره شناسی هیتلر به موفقیت بریتانیا کمک کرده است.
با وجود چند بار توفیق ظاهری از جمله پیش بینی درست ورود ایتالیا به جنگ در حمایت از آلمان، به مرور ادعای نفوذ دو ول در دستگاه هیتلر رنگ باخت و در نتیجه از ابتدای سال ۱۹۴۲و به خصوص پس از حمله نیروهای ژاپنی به "پرل هاربر" در دسامبر ۱۹۴۱که مسیر جنگ را تغییر داد، نیروهای امنیتی بریتانیا نیز به وجود وی احساس نیاز نکردند.
دو پیش بینی جنجالی که موجب بیاعتباری دو ول در دستگاه امنیتی بریتانیا شد یکی اصرار وی بر سقوط هیتلر در طول یک سال و همچنین پیش بینی حمله آلمان نازی به آمریکای لاتین بود که هر دو تو خالی از آب درآمدند.
با این همه نفوذ دو ول در دستگاههای مختلف بریتانیا در دوران جنگ از جمله در بین رجال با نفوذ دولتی و نظامی و کمیته مشترک امنیتی دولت آن کشور ادامه داشت و اسناد آزاد شده حاکی از باور بسیاری از دولتمردان آن کشور به دو ول و نفوذ او بوده است.
تفرشی میگوید: جالب این جاست که بر خلاف تصور دستگاه امنیتی بریتانیا در آن زمان، اکنون اغلب مورخان جنگ جهانی دوم ثابت کردهاند که هیتلر توجه چندانی به ستاره شناسی و طالع بینی نداشته و این عنصر را در تصمیمات کلان خود دخالت نمیداده است
2- روشنفکران بریتانیایی تحت نظارت امنیتی
هنگامی که دو ول در سال ۱۹۴۲پس از یک سفر نسبتا طولانی به آپارتمان خود در لندن بازگشت، دریافت که محل اقامتش توسط ماموران خالی شده و اداره امنیتی که با او همکاری داشته نیز به کلی محو و نابود شده است.
اسناد آزادشده همچنین نشان میدهد که یکی از دردسرهای سازمانهای امنیتی بریتانیا در سالهای میانی جنگ و پس از سقوط هیتلر و پایان یافتن جنگ جهانی دوم خلاص شدن از شر دو ول، ساکت نگاه داشتن او و عدم سوء استفادهاش از سابقه همکاری با دوایر امنیتی بریتانیا و علنی نکردن عملیات مخفی خود در درون دستگاه خصوصی هیتلر بود.
در یکی از این اسناد، "دیک وایت" مامور ارشد امنیتی که بعدا به ریاست ام.آی.فایو رسید از ابتدا درباره دو ول اظهار نظر تندی کرده و ضمن مخالفت با استخدام وی، او را "قلابی، خطرناک و شارلاتان" خطاب کرده بود.
ظاهرا دو ول از این ناراحت بوده که با وجود همکاریهای ارزنده جاسوسی که به بریتانیا در طول جنگ کرده بود، پاداش مادی و معنوی بسزایی به وی داده نشده و عمدا سعی شده خدمات او به فراموشی سپرده شود.
در این اسناد چهار توصیه برای رهایی از شر دو ول در سالهای پایانی جنگ مطرح شده که دو مورد از آنها زندانی کردن وی و یا فرستادنش به یک منطقه دور افتاده روستایی تحت نظر است.
به گفته تفرشی، دو پیشنهاد دیگر در اسناد موجود توسط مسوولان امنیتی مخدوش و محو شده که احتمالا یکی از آنها کشتن وی بوده و با توجه به مرگ ناگهانی دو ول در سن ۵۸سالگی، گزینه تصادفی نبودن مرگ وی نباید از نظر دور داشته شود.
در نهایت ظاهرا چنین تصمیم گرفته شد تا برای جلوگیری از بیآبرو کردن سازمانهای امنیتی بریتانیا توسط دو ول، او همچنان در استخدام و فهرست حقوق بگیران دوایر امنیتی باقی مانده و به نحوی راضی نگاه داشته شود.
یکی دیگر از مجموعه اسناد امنیتی تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا به تعقیب و تجسس سیاستمداران محبوب چپ گرای این کشور در دوران جنگ جهانی دوم مربوط میشود. یکی از این رجال "ویلیام دنیس کندال" نماینده مستقل پارلمان بریتانیا از منطقه لینکشایر در دهه ۱۹۴۰بود.
کندال که در سال ۱۹۰۳به دنیاآمد و در سال ۱۹۹۵در سن ۹۲سالگی درگذشت در جوانی زندگی پرماجرایی در خارج از کشورش داشت و پس از بازگشت توانست در کمال شگفتی در سال ۱۹۴۲به عنوان نماینده مستقل از منطقه گرانتال به مجلس عوام بریتانیا راه یابد.
از ابتدای جنگ جهانی دوم، سازمانهای امنیتی بریتانیا به کندال به عنوان یک خطر بالقوه مینگریستند و کلیه مراودات، مکاتبات و تماسهای تلفنی او را دقیقا زیر نظر داشتند.
نیروهای امنیتی بریتانیا معتقد بودند که کندال تمایلات فاشیستی دارد و از این رو قصد داشتند تا با پروندهسازی و پاپوش دوختن، او را متهم به تجارت و قاچاق اسلحه و مواد منفجره کنند.
پایان جنگ و موفقیت مجدد کندال در انتخابات پارلمانی به رهایی او از چنگ پاپوش دوزی امنیتی منجر نشد. وی نهایتا در دهه ۱۹۵۰به اتهام دریافت کمک مالی غیرمجاز به کارزار انتخاباتی خود محکوم به پرداخت ۱۵هزار پوند شد.
این اقدام اگرچه چندان تاثیری در سرنوشت کندال نگذاشت، ولی دست کم نیروهای امنیتی بریتانیا را مجاب ساخت که پس از نیم قرن زندگی مرموز و پرماجرا بالاخره توانستهاند، گزند و خسارتی به او وارد ساخته و بخش کمی از اتهامات علیه وی را ثابت کنند.
تفرشی میگوید: فشارهای دستگاههای امنیتی در بریتانیا علیه چهرههای سرشناس تنها منحصر به سیاستمداران نبود. بلکه در موارد دیگری نیز از قبیل هنرمندان و مدیران موفق نیز این فشارها ادامه داشت.
بر اساس یکی از پروندههای تازه آزاد شده، ام.آی.فایو به شبکه خبری بی.بی.سی دستور داده بود تا "جوآن لیتل وود" مدیر موفق تئاتر منطقه چشایر را به علت مشکوک بودن به داشتن تمایلات کمونیستی تحریم کرده و با وی همکاری نشود.
این اسناد نشان میدهد که ام.آی.فایو ضمن تعقیب و مراقبت دایمی از لیتل وود و خانواده وی در سالهای جنگ، رسما در آوریل ۱۹۴۲به بی.بی.سی هشدار داده بود تا از استخدام لیتل وود به عنوان کارگردان هنری یکی از نمایش نامههای موفق موزیکال خود به نام "چه جنگ دوست داشتنی" در این رسانه خودداری کند.
کوتمن مدیر منطقه شمال بی.بی.سی در پاسخ به امریه ام.آی.فایو میگوید، خود او بر اساس ابتکار شخصی عمل و از پیش از استخدام لیتل وود خودداری کرده است.
در اسناد آمده است، او گفته بود که نمیتوانست بلندگوی عمومی را به دست چنین افرادی که برای بی.بی.سی شناخته شدهاند بدهد، به خصوص آن که در مناطق شمالی کشور، هنرمندان از طریق برنامههای خود با بسیاری از افراد طبقه کارگر در تماسند.
به گفته تفرشی، نگرانیهای جاسوسی دوایر مختلف امنیتی بریتانیا در سال های پس از انقلاب روسیه در بخش نفت نیز وجود داشته است.
یکی از این موارد شک دستگاههای امنیتی بریتانیا از فعالیتهای یک شرکت توزیع نفت روسیه در بریتانیا بود
3- فشار بر بی.بی.سی در قضیه مظنونان جاسوسی
با وجود آن که این شرکت در سالهای ۱۹۲۰و بر اساس یک توافق رسمی بین مسکو و لندن برای توزیع نفت شوروی در بریتانیا تاسیس شده بود، ماموران امنیتی بریتانیا همواره به آن به عنوان یک موسسه پوششی برای فعالیتهای کمونیستی مینگریستند.
همچنین با آن که این شرکت بزرگ در ۳۵نقطه از بریتانیا فعالیت داشت و هزاران کارگر بومی در آن کار میکردند، ماموران امنیتی با تلاش خستگیناپذیر اصرارداشتند ثابتکنند این یک شرکت صوری است و به فعالیتهای جاسوسی مشغول است.
این تلاشها اگر چه به نتیجه نرسید، ولی نهایتا با مستاصل کردن دولت شوروی و مسوولان کمپانی منجر به فروش کامل آن در سال ۱۹۴۸به کمپانی ریجنت اویل شد. این شرکت خود بعدا در شرکت نفتی آمریکایی تکزاکو ادغام شد.
به گفته تفرشی پروندهها و اسناد دیگری نیز درباره همکاریهای نهادینه بی.بی.سی با دستگاههای امنیتی بریتانیا وجود دارد که از آن جمله میتوان به همکاری رادیوی این رسانه با دوایر امنیتی بریتانیا برای شناسایی، دستگیری و بازجویی "همایون فرزاد" برادر "مسعود فرزاد" از کارکنان سرشناس بخش فارسی آن به اتهام همکاری با نیروهای امنیتی آلمان نازی اشاره کرد.
مسعود فرزاد یکی از ادیبان سرشناس تاریخ معاصر ایران و از حافظ پژوهان همکار و نسل صادق هدایت، بزرگ علوی و پرویز ناتل خانلری میباشد.
وی افزود این پروندهها نشانگر نکات مهمی از تاریخ معاصر اروپا و جهان و به خصوص روند فعالیتهای گسترده و پیچیده جاسوسی و امنیتی در بریتانیا، دیگر نقاط اروپا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا هستند.
فعالیتهایی که گاه به تعقیب و ایجاد محدودیت طی چند دهه برای افراد بی گناه و عاری از هر خطای سیاسی منجر میشد.
تفرشی یادآور شد: آرشیو ملی بریتانیا پیش از این و در فاصله بین مه ۲۰۰۱تا سپتامبر سال ،۲۰۰۷حدود پنجاه پرونده جاسوسی و امنیتی مرتبط با تحولاتی که به نوعی با رخدادهای ایران و ایرانیان در سالهای ۱۹۱۴تا ۱۹۵۳ مربوطند را از طبقه بندی خارج کرده و در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر قرار داده است.
وی موضوعات شماری از پروندههای آزاد شده قبلی درباره ایران را این گونه ذکر کرد: فعالیتهای جاسوسی دیپلماتهای اروپایی در تهران در طول و فاصله بین دو دو جنگ جهانی، چند دهه تعقیب و مراقبت "تئودور روتشتین" نخستین وزیر مختار شوروی در تهران و خانواده وی در بریتانیا، فعالیتهای جاسوسان آلمانی و روس در ایران، ورود چتربازان جاسوس آلمانی به ایران، فعالیتهای ضد انگلیسی و آلمان دوستانه دو پسر "اسماعیل خان صولت الدوله قشقایی" و مراقبت جاسوسان بریتانیایی از آنان و فعالیتهای ضد بریتانیایی و آلمان دوستانه بازرگانان ایرانی مقیم خارج از کشور.
تفرشی در بخش پایانی مصاحبا با ایرنا درباره پروندههای آزاد نشده مربوط به ایران در سازمانهای امنیت داخلی و خارجی بریتانیا نیز گفت که در مراسم رونمایی از سری جدید اسناد امنیتی این موضوع را از پروفسور "کریستوفر اندرو" جویا شده است.
اندرو استاد تاریخ معاصر و روابط بینالملل در دانشگاه کمبریج و تاریخ نویس رسمی استخدام شده توسط سازمانهای امنیتی بریتانیا است که قرار است تاریخ رسمی نوشته خود را تا سال ۲۰۰۹منتشر کند.
پرفسور اندرو درباره اسناد امنیتی مربوط به ایران به خصوص درباره دو واقعه کودتای ( ۱۹۲۱ (۱۲۹۹و ( ۱۹۵۳ (۱۳۳۲گفته است: به نظر نمیرسد امکان آزادسازی این اسناد حتی در چند دهه آینده وجود داشته باشد.
تفرشی به نقل از اندرو گفت: هر چند خود او هم با وجود خودی و محرم بودن و قبول عضویت کامل و رسمی در سازمان ام.آی.فایو امکان دسترسی آزادانه به همه اسناد امنیتی کشورش را ندارد، ولی وعده داده که در کتاب در دست تالیف خود، فصلی را به دخالت دوایر امنیتی بریتانیا در امور ایران اختصاص دهد.
تفرشی درباره سنت جدید آزادسازی اسناد امنیتی در بریتانیا متذکر شد:
برخلاف اسناد دیگر دوایر دولتی، برای آزادسازی یا انتشار اسناد امنیتی در بریتانیا هنوز قانون قطعی و ضمانت اجرایی مشخصی وجود ندارد و پروندهها صرفا بر اساس صلاح دید و سلیقه مسئولان ناشناخته دوایر امنیتی به آرشیوهای عمومی سپرده میشوند.
محقق ایرانی مقیم لندن افزود: مساله آزادسازی اسناد امنیتی در بریتانیا بر اثر فشار افکار عمومی پس از پایان دوران جنگ سرد و فروپاشی حکومت شوروی به صورت محدود و تدریجی از ابتدای قرن بیست و یکم آغاز شده و با وجود روند کند آن به نظر میرسد در سالهای آینده به تدریج آهنگ سریعتری به خود گرفته و سالهای پس از جنگ جهانی دوم را نیز شامل شود.
وی بر این باور است که اسناد آزاد شده توسط دوایر امنیتی بریتانیا شامل فعالیتهای غیرقانونی آنها نشده و حتی در بین پروندههای آزاد شده پس از شش دهه نیز اوراقی خارج و یا سطوری از آنها محو و ناخوانا شدهاند.
به گفته این محقق ایرانی، آزاد نکردن اسناد امنیتی در بسیاری از کشورها وجود دارد، ولی این کشورها مدعی داشتن قانون دسترسی آزادانه به اسناد نیستند و ادعا ندارند که پس از طی شدن دوره زمانی مشخصی، اسرار را برای مردم خود برملا میسازند