1- بهرهگیری از ادبیات انقلابی، تعظیم شعائر اسلامی و گرامیداشت مناسبتها
به پیروی از امام خمینی(ره)، ادبیات حاکم بر بیانیه های مجمع روحانیون از زمان تأسیس تا زمان «حاشیه نشینی»، عمدتاً متکی بر مفاهیم انقلابی بود و در مکاتبات و مذاکرات این تشکل روحانی بیشتر با تأکید بر عبارت هایی همچون: «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله»، «اسلام پابرهنگان»، «اسلام مغضوبین زمین»، «اسلام مستضعفان» و در مقابله با «اسلام آمریکایی»، «اسلام مرفهین بی درد»، «مقدس مآبی»، «تحجرگرایی» و ... استفاده شده است. با این ادبیات مثبت، بیانیه هایی را مجمع روحانیون مبارز در راستای تعظیم شعائر اسلامی، کمک به نظام جمهوری اسلامی و گرامیداشت مناسبت ها صادر کرده است.
2- دعوت از مردم برای حضور در جبهههای جنگ
با تجاوز نظامی ارتش بعث عراق در 31 شهریور 1359، طولانی ترین و نابرابرترین جنگ قرن بیستم بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد. این جنگ به مدت هشت سال توان مادی و انسانی کشور را صرف خود کرد. در طول جنگ عراق علیه ایران به رغم آنکه تمامی قدرت های بزرگ و کشورهای عربی منطقه بیشترین و پیچیده ترین توانمندی های نظامی و اقتصادی را در اختیار دشمن مهاجم قرار دادند، برتری نظامی ایران در عمل به اثبات رسید. در ماه های پایانی جنگ با ورود آمریکا به صحنه نبرد، تقویت عقبه استراتژیک عراق، شدت یافتن جنگ شهرها و ... عراق در موقعیت تهاجمی قرار گرفت و در مقابل، ایران موضع پدافندی و تدافعی را جایگزین وضعیت آفندی کرد. این شرایط، ضرورت تقویت بیشتر جبهه ایران را آشکار می ساخت.
مجمع روحانیون مبارز که قبل از پایان جنگ تحمیلی تأسیس شده بود، ضمن درک موقعیت حساس آن زمان، با صدور بیانیه هایی از مردم ایران برای حضور در جبهه های جنگ دعوت به عمل می آورد.
3- محکومیت انتشار کتاب موهن آیات شیطانی
در نیمه دوم سال 1367 کتاب «آیات شیطانی» به دست سلمان رشدی، نویسنده انگلیسی هندی الاصل نوشته شد که در آن به مقام شامخ پیامبر خدا، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و مقدسات مسلمانان توهین شده بود. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) با صدور فتوای تاریخی در 25 بهمن 1367 حکم ارتداد و قتل سلمان رشدی را صادر کرد و آن را بر تمام مسلمانان واجب دانست. در داخل ایران نیز این اقدام «رشدی» از سوی جناح ها و گروه های سیاسی درون حاکمیت به شدت محکوم شد. مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای یک روز بعد از اعلام فتوای تاریخی حضرت امام(ره)، با توجه به توطئه سلمان رشدی، خواستار قطع رابطه با انگلیس شد. آنان از وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران مصرانه خواستند با استعمار انگلیس به دلیل واداشتن یکی از مزدوران قلم به دست خود به اهانت و جسارت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، هر چه زودتر قطع رابطه کند.(1)
4- حمایت از عزل منتظری
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران همواره نگران آینده این نظام نوپا بود. ایشان دو ماه مانده به پایان عمر پربرکت خود، در ششم فروردین 1368، در یک آینده نگری خردمندانه و قاطع، حسینعلی منتظری را از قائم مقامی رهبری برکنار کرد. منتظری که از مبارزان برجسته دوران طاغوت بود، پس از امام بالاترین جایگاه را در نظام اسلامی در اختیار داشت؛ اما با بسیاری از دشمنان و منحرفان همنوایی می کرد و نصایح پی درپی امام در او موثر واقع نمی شد.
پس از آنکه منتظری از قائم مقامی رهبری نظام عزل شد، اطلاع رسانی پیرامون این تصمیم مهم تاریخی که با سرنوشت نظام جمهوری اسلامی ارتباط تنگاتنگ داشت، ضرورت اساسی یافت. مجمع روحانیون مبارز 22 روز پس از اقدام امام(ره) با صدور بیانیه ای در 28 فروردین 1368 ضمن حمایت از امام، از برخی جنبه های منفی عملکرد آقای منتظری پرده برداشت: «... امام بارها و از سال ها پیش بزرگان و مسئولان را نسبت به اطرافیان و نزدیکان و عوامل نفوذی در بیوت و دستگاه ها، مورد خطاب و هشدار قرار داده اند که از جمله هشدار شدید و قاطعی است که در پیام تاریخی معظم له به مناسبت افتتاح مجلس خبرگان در تاریخ 23 تیر 1362 آمده است؛ هشداری به همه و به طور خاص به آیت اله منتظری که در همین مجلس به قائم مقامی رهبری برگزیده شدند ... این هشدارهای خیرخواهانه و جدی برای حفظ موجودیت و ایجاد مصونیت نظام اسلامی می بایست از صمیم جان مورد توجه قرار گیرد که مع الاسف نگرفت. به نظر می رسد، مهم ترین عاملی که امام را بر آن داشت تا نظر خود را نسبت به آینده رهبری اعلام کنند، همین خطری بود که در اثر نفوذ ناپاکان و ایادی دشمن در بالاترین و مقدس ترین مرکز نظام، اسلام و انقلاب را تهدید می کرد. خطری که از مدتها پیش مشهود بود و با کمال تأسف آیتالله منتظری به خاطر پاره ای نقص ها و علی رغم هشدارها و پیغام های امام و نیز استدلال و توجیه مفصل و مکرر علاقه مندان به ایشان، نسبت به آن توجه خاص مبذول نداشتند و در نتیجه، بیت بالاترین مقام معنوی بعد از مقام رهبری کانون امید همه دشمنانی شد که در جنگ و ترور و مبارزه سیاسی و تبلیغی با جمهوری اسلامی ناامید شده بودند.
نزدیکی مهدی هاشمی و بستگان و همفکران او - با سوابقی که باید بر همه روشن باشد و حتی بخشی از اعترافات او که پخش شد، عمق خباثت او و باند او را نشان می دهد- به آیت الله منتظری، نشانه ای از حضور خطر در خطیرترین مرکز نظام بود ... همین نفوذی های خائن بودند که برنامه انفصال آیت الله منتظری از نظام را طراحی و اجرا کردند و این مطلب در آخرین اظهارات مهدی هاشمی خطاب به برادرش به صراحت بیان شده است. ساده انگاری و قضاوت غیر مبتنی بر واقع بینی و تدبیر و القاپذیری سریع آیت اله منتظری که علی رغم سوابق و خصوصیات مثبت، ایشان را فاقد صلاحیت و طاقت لازم برای تحمل بار سنگین رهبری کرده بود و دشمن را به طمع انداخت که از این ناحیه به انقلاب ضربه بزند، همواره مورد توجه امام(ره) و بعضی علاقه مندان به آیت اله منتظری بوده است و در پیام سابق الذکر امام نیز بدان اشاره شده است و ملت عزیز نیز می تواند نمونه های روشنی را طی جریانات چند ساله گذشته بیابد ...
این نقطه ضعف ها زمینه مساعدی را فراهم آورد تا دشمنان نفوذی طرح انفصال آیت الله منتظری از نظام و ایجاد تفرقه در صفوف طرفداران انقلاب و طرح نزدیک کردن لیبرال های شکست خورده و گروهک های رسوا را با قائم مقام رهبری با شیطنت به صورتی پیش ببرند که همه ننگ ها و رسوایی های این دشمنان و نااهلان را که مورد نفرت ملت بودند، در پشت چهره موجه ایشان پنهان کنند و از زبان ایشان که مورد احترام ملت بودند، نظام و انقلاب را مورد تهاجم قرار دهند و پیرامون ایشان جوی پدید آورند که هرگونه اظهارنظر ضد انقلاب و القائات شیطانی آنان در ایشان موثر باشد، اما حتی حاضر به شنیدن توضیح مسئولان درد کشیده و سربازان فداکار امام و خدمتگزاران مردم و علاقه مندان واقعی خودشان نشوند و روز به روز ایشان را نسبت به نظام و مسئولان بدبین تر کنند و این همه، تردیدی در صحت نظر امام باقی نگذاشت که ایشان طاقت تحمل بار سنگین رهبری را ندارند و جریان انفصال که با دست پلید نفوذی ها روز به روز ظهور بیشتری می یافت، امام بزرگوار را به این نقطه روشن رساند که نظر قدیم خود را ابراز دارند و این نظر وقتی ابراز شد که از سوی امام و دیگر خیرخواهان طی سال ها به کرات برای جلوگیری از این خطر و تصحیح نظر ایشان نسبت به مفسدان جنایتکار و طرد آنان و پالایش بیت از عناصر فاسد اقدام شد، ولی متأسفانه به نتیجه ای نرسید.(2)