اختصاصی بصیرت/
گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «العربیه انگلیسی» 8 آوریل 2012 (20 فروردین) در مقالهای به راهبردهای ایران و سیاستهای اتحادیه عرب به ریاست عراق در قبال تحولات منطقهای پرداخت و نوشت: با برگزاری نشست اتحادیه عرب به میزبانی عراق در ماه گذشته، عراق نقش رهبری اتحادیه عرب را در زمانی به عهده گرفته است که اعضای این اتحادیه با چالشهای داخلی و خارجی روبهرو هستند. رئیس اتحادیه عرب باید آگاهی شفافی از منافع مشترک اعراب داشته باشد تا با موفقیت، مأموریت هدایت امور اعراب را به انجام رساند. عراق به جای سرمایهگذاری بر وضعیت تازه خود بهعنوان رئیس اتحادیه عرب و گرد هم آوردن کشورهای عربی تنها اختلافات را تشدید کرده است. باوجود این، بیشتر اوقات، مداخله بهموقع و خردمندانه رئیس اتحادیه عرب و سایر اعضا، به راهحلهای مصالحهآمیز منجر شده است. البته برخی اختلافات از بروز راهحلها جلوگیری میکند؛ اما این اختلافات مانع از تلاش برای تأمین منافع مشترک اعراب نمیشود. یک نمونه آن، لیبی تحت حاکمیت معمر قذافی بود که در خیزش مردمی سال گذشته سرنگون و کشته شد. قذافی بهطور جدی تلاش کرد از طریق ابزارهای مختلف بر امور اعراب مسلط شود؛ اما سایر اعضای اتحادیه عرب در مقابل تلاشهای وی مقاومت کردند.
در ادامه مقاله آمده است: اتحادیه عرب باوجود مداخله لیبی زنده ماند و امور خود را نسبتاً خوب مدیریت کرد؛ هرچند همچنان با چالشهایی روبهروست. بسیاری از اعراب با تردید به نحوه ریاست عراق بر اتحادیه عرب مینگرند تا اینکه نشست بعدی با ریاست قطر برگزار شود. اعراب، عراق پس از جنگ را تحت نفوذ ایران و دچار شکاف فرقهای میدانند که از جریان اصلی عربی منحرف شده است. اقدامات آمریکا در عراق پس از اشغال این کشور برای منافع اعراب تعیینکننده بود. دولت بوش بهطور جدی تلاش کرد هویت عربی عراق را کمرنگ و تضعیف کند. تحولات پس از جنگ عراق سبب شده است که نوری مالکی، نخستوزیر عراق برای بقا، به گروههای دستنشانده ایران وابسته شود. دولت کنونی عراق در جبهه داخلی بسیار بدتر از رژیم صدام عمل میکند. مطابق تعریف، ریاست هر سازمانی نباید منشأ تنش میان اعضای آن سازمان باشد؛ اما در مورد عراق اوضاع چنین است که نوری مالکی در مقابل سایر رهبران عربی موضعگیری میکند که دلیل آن، وابستگی وی به ایران و نگرانی از چالشهایی بالقوه است. بسیاری به تغییر این اوضاع در عراق تردید دارند؛ زیرا ایران در سطوح قدرت در عراق نفوذ دارد که البته آمریکا در زمان حضور خود در عراق تلاش میکرد از گسترش نفوذ ایران جلوگیری کند. حال که آمریکاییها عراق را ترک کردهاند، زمینه برای سیاستهای فریبکارانه ایران آماده است.
در پایان مقاله آمده است: تفاوتهای جدی میان جهان عرب و ایران وجود دارد؛ زیرا ایران مشروعیت بینالمللی را بهعنوان پایه حل مسائل نمیپذیرد؛ اشغال سه جزیره متعلق به امارات متحده عربی نمونه آن است. همچنین ایران از تعامل معنادار با آژانس بینالمللی انرژی هستهای امتناع میکند. مداخله ایران در امور داخلی اعراب نهتنها در عراق بلکه در لبنان نیز مشهود است و در آنجا از حزبالله شیعه حمایت میکند. همچنین ایران خود را قدرتمندترین حامی آرمان فلسطین معرفی کرده و از گروههای جهاد اسلامی و حماس حمایت میکند. با وجود این، حماس از محور ایران خارج شده است. حماس روابط خود را با اخوانالمسلمین مصر تقویت و سرکوبگری رژیم سوریه علیه مخالفان را محکوم کرده است. ایران به هیچوجه از اقدامات حماس خشنود نیست و این موضوع در رسانههای ایران مشهود است. بهعلاوه، سرپیچی ایران از درخواستهای غرب در مسئله هستهای و عدم پاسخگویی به نگرانیهای بینالملل در این مورد سبب شده است منطقه در آستانه جنگ قرار گیرد. عراق اعلام کرده است که ایران تمایل دارد عراق میزبان دور تازه گفتوگوهای ایران و گروه 1+5 در مورد برنامه هستهای باشد. این پیشنهاد که رد شد، مانور دیگر ایران برای برجسته کردن جایگاه عراق در جهان عرب بود؛ اما روابط نزدیک عراق با ایران به این دلیل نگرانکننده است که ایران گوش به زنگ بهرهگیری از فرصتها برای مداخله در امور کشورهای عربی است. عراق نباید اجازه دهد ایران از آن برای پیشبرد دستورکار این کشور بهرهبرداری کند؛ بهویژه آنکه اکنون عراق ریاست اتحادیه عرب را به عهده دارد. یکی از پنج دلیلی که اردن را مجبور کرد به درخواستهای اعراب برای مداخله در مسئله سوریه توجه نکند، عدم اطمینان به پیامدهای ناآرامیهای سوریه است. همچنین اردن نگران برتری ایران در عراق، سوریه و نیز تأثیرگذاری ایران بر جهاد اسلامی و بنیادگرایی و در عینحال، نفوذ گسترده ایران در 13 اردوگاه آوارگان فلسطینی در اردن (با جمعیت حدود دو میلیون) است.
بصیرت: این پایگاه اینترنتی بازتابدهنده دیدگاه عربستان است و از اینکه با وجود کارشکنیهای عربستان و چند کشور عربی دیگر، عراق موفق شد میزبانی برگزاری نشست اتحادیه عرب را در اختیار بگیرد و در وضعیت حساس منطقه آن را با موفقیت برگزار کند بسیار عصبانی است. پیامد این عصبانیت بدگویی درباره عراق و ایران است. حامیان این پایگاه اینترنتی انتظار نداشتند پس از آن همه توطئه علیه عراق که خود آنها در این توطئهها نقش اساسی داشتند، این کشور بتواند روی پا بایستد و با هویتی جدید که بیشتر اعضای اتحادیه عرب از آن خوششان نمیآید، به این اتحادیه بازگردد. آنها از هویت جدید و مستقل عراق که سنخیتی با هویت بیشتر کشورهای اتحادیه عرب ندارد، ناخشنودند و برای بدنام کردن عراق آن را دستنشانده ایران معرفی میکنند، حال آنکه مسائل جدید منطقه و نحوه مواجهه عراق با آن پیام دیگری برای این کشورها و شهروندانشان دارد.