الف- خاستگاه و چارچوب بحث
نظر حکیمانه «علم تولید قدرت می کند» در دوران جدید به یک باوری پیوند خورد که محصول تجربه مناسبات جوامع انسانی دوران قدیم بود، دال بر اینکه توانمندی نظامی مظهر واقعی قدرت است و هر جامعه و کشوری که از نظر نظامی قوی تر باشد، قدرتمندتر است. هنوز هم صاحب نظرانی هستند که با دلایل گوناگون از این نظر دفاع می کنند. پیوند مذکور عمر این فهم و آثار عملی آن را بسیار طولانی و پرهزینه کرد تا آنجا که با قطعیت می توان گفت بیشترین هزینه جامعه جهانی در یک قرن اخیر به اموری اختصاص داشته که مستقیم و غیرمستقیم به مسائل نظامی مربوط بوده است. وقوع دو جنگ جهانی اول و دوم عاملی شد برای اثبات این نظر که اتفاقاً موجب شد پس از آن کشورهایی که اندک توان اقتصادی پیدا کردند متأثر از آن نظر اثبات شده با آن دو جنگ، به درون این نظر کشیده شوند و بودجه های کلانی را صرف آن کنند. بنابراین، گفتمان حاکم بر موضوع «قدرت و امنیت»، توانمندی های نظامی شد که دارای شاخه های متنوع است. تمام سال های جنگ سرد در زیر سایه این تفکر سپری شد و بازیگران این دوران هم از آن فرمان می گرفتند. بر اساس این تفکر توان نظامی در هر وضعیتی حرف اول را می زند و ضامن تأمین منافع و پایان دهنده قاطع و اطمینان بخش است. این تفکر، «امنیت عمومی» به این معنا را دنبال می کند که باید با اشراف کامل بر تمامی نقاط تهدید در زمین، آسمان و دریا به آرامش پایدار فرامرزی رسید تا ایجاد امنیت درون مرزی بدون دغدغه انجام گیرد. چنین راهبرد نظامی امنیتی می بایست چند ویژگی داشته باشد:
1- فراگیر و یکپارچه و قابل توسعه بیشتر و بهنگام باشد. یعنی مثلاً اگر چنین تجهیزات نظامی در آفریقا وجود ندارد و در آنجا تهدید آنی ایجاد شد در کمترین زمان بتوان آن را به آفریقا هم گسترش داد.
2- شناسایی و درگیری در لحظه آتش. در این راهبرد واکنش به هر اقدام نظامی دشمن با شناسایی آنی در لحظه آغاز انجام می گیرد و هدف اصلی آن خفه کردن و عقیم گذاشتن تحرک دشمن در لحظه خیزش است.
3- ارائه دهنده تصویری پر هیبت و تهدیدکننده باشد که می تواند در آن واحد تهدید را تبدیل به اقدام کند.
چنین راهبرد نظامی با تجهیزاتی که برای اجرای آن ساخته و به کارگرفته می شوند، منافع جانبی دیگری هم دارد. آمریکایی ها با چنین نگرشی از سال های دور به دنبال اجرایی کردن آن بودند که ادامه آن به زمان حاضر نیز کشیده شده است.
ب- سابقه بحث
1- دهه های دور؛ راهبرد آمریکا برای اجرای طرح «سپر دفاع موشکی» به دهه 1960 و 1970 و سال های جنگ سرد بازمی گردد. در آن سال ها دولت آمریکا تلاش می کرد تا با ایجاد یک طرح «سپر دفاع ملی» موازنه راهبردی خود را در مقابل اتحاد جماهیر شوروی افزایش دهد تا اینکه در اوایل دهه 1980 در زمان روی کار آمدن «رونالدریگان» رئیس جمهور وقت آمریکا نام «جنگ ستارگان» به خود گرفت و پس از وی و در زمان جورج بوش پدر در سال 2003، کشورهای انگلیس و دانمارک خواهان مشارکت در این طرح شدند.
2- دوره جدید؛ طرح و پیگیری این موضوع در زمان جورج بوش پدر واکنش بین المللی خاصی در پی نداشت، چون اصلی ترین رقیب آمریکا، شوروی سابق دچار فروپاشی شده بود و وضعیت تثبیت شده مناسبی نداشت، اگر چه جورج بوش هم کار چندانی از پیش نبرد، اما با روی کار آمدن جورج بوش پسر، موضوع دوباره جان و در دستور کار قرار گرفت و در قالب قراردادهای مستقل نظامی با کشورهای چک و لهستان دنبال شد و سر و صدای زیادی ایجاد کرد و روس ها که تا حد زیادی به وضعیت داخلی و خارجی خود سامان داده بودند، به شدت با این طرح مخالفت کردند و آن را تهدیدی علیه امنیت شان دانستند. مخالفت و هشدارهای جدی روسیه سبب شد توافق امضا شده آمریکا با چک و لهستان به فرجام مناسبی نرسد و در نهایت دولت اوباما تلاش کرد تا در قالب «سیاست تغییر» چارچوب جدیدی را برای آن تعریف کند که منجر به شاکله بندی آن در قالب سازمان ناتو و اعضای آن شد.
3- ترکیه؛ اوباما از تجربه شکست خورده جورج بوش استفاده کرد و به جای اصرار بر رهبری آمریکا در طرح «سپر دفاع موشکی» و وارد کردن آن به حوزه ناتو تا حد زیادی از مخالفت های روسیه کاست و با مذاکراتی حتی از روسیه هم برای مشارکت در موضوع در قالب سازمان ناتو دعوت کرد. قرار گرفتن این طرح در چارچوب ناتو این فرصت را به آمریکا داد تا استقرار بخشی از رادارهای سامانه «سپر دفاع موشکی» را در ترکیه راحت تر مطرح کند، زیرا ترکیه عضو ناتو است و این بهانه را داشت که از خود سلب مسئولیت کند و آن را به قوانین سازمانی ناتو مربوط سازد، با این حال روس ها نسبت به استقرار این رادارها در ترکیه روی خوش نشان ندادند و ایران هم شدیداً با آن مخالفت کرد.
4- خلیج فارس؛ چند ماه پس از آغاز استقرار رادارهای طرح «سپر دفاع موشکی» در ترکیه، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا اوایل سال جاری به کشورهای منطقه خلیج فارس سفر کرد و پس از شرکت در نشست وزرای خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس 12 فروردین به همراه سعودالفیصل، وزیر خارجه عربستان در یک نشست خبری در ریاض شرکت کرد و از آغاز بررسی های کارشناسی استقرار سپر دفاع موشکی در کشورهای خلیج فارس خبر داد. وی گفت: «ارتش های آمریکا و کشورهای شورای همکاری باید طرح های واحدی برای افزایش قدرت های دفاعی و همکاری در زمینه امنیت دریایی و برپایی سپر دفاع موشکی در منطقه وضع کنند.» سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان نیز در پاسخ به پرسشی درباره سپر دفاع موشکی مشترک گفت: «این موضوع را مورد بحث قرار دادیم، کمیته ای از دیپلمات ها و کارشناسان امنیتی برای بحث و بررسی بیشتر موضوع تشکیل شده است.»
یکی از مسئولان بلندپایه آمریکایی همراه کلینتون نیز در توجیه این برنامه گفت: «هیچ کشوری به تنهایی نمی تواند از خود دفاع کند. از این رو باید سپر دفاع موشکی مشترک ایجاد کرد و این در اولویت همکاری های ما با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار دارد.» در پی اعلام این اخبار برخی از مسئولان ایرانی به ویژه مقامات نظامی واکنش نشان دادند. سردار فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در این باره گفت: ما موضعی در این باره نداریم. هر کشوری می تواند برای دفاع از خود، هر تصمیمی بگیرد؛ اما ما به همه کشورها و به ویژه کشورهای همسایه اعلام می کنیم که ما به هیچ کشوری حمله نخواهیم کرد و نظر به خاک هیچ کشوری نداریم. ما جنگ را نمی پسندیم. آمریکایی ها برخی را فریب داده اند تا بتوانند دلارهای نفتی آنها را ببرند و در ازای آن سپر موشکی نصب کنند. ما به آنها توصیه می کنیم که پول های خود را به این مفت خورها ندهند، بلکه آن را خرج اسلام، مسلمانان و مردم مظلوم فلسطین کنند.» سردار وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح هم اظهار داشت: «این طرح، آمریکایی - صهیونیستی است و ما به کشورهای منطقه توصیه می کنیم که وارد آن نشوند. طرح سپر موشکی خلیج فارس نه تنها تأمین کننده امنیت نیست؛ بلکه مخدوش کننده امنیت منطقه خواهد بود.»
سردار حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز تأکید کرد: «از بابت سپر دفاع موشکی خلیج فارس نگرانی نداریم. آمریکا مدت هاست که طرحی برای دفاع موشکی از رژیم صهیونیستی دارد که این طرح چند حلقه را در برمی گیرد که یکی از این امکانات موشکی و نظامی در مدیترانه و داخل سرزمین های اشغالی مستقر شده است. آنها به دنبال ایجاد حلقه هشدار اولیه، کسب اطلاعات و تعیین مسیر موشک ها بودند که این حلقه اخیراً با نام ناتو در ترکیه مستقر شده است؛ اما واضح است که بهره برداری از آن، با آمریکا و رژیم صهیونیستی است.» حاجی زاده به این مهم هم اشاره داشت که ما تمهیدات بسیاری از قبل برای اینها اندیشیده ایم. سردار صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا نیز به این موضوع پرداخت و گفت: «هدف عمده این حلقه تأمین امنیت رژیم صهیونیستی است که آمریکا تأمین کننده آن است و هر رئیس جمهوری در آمریکا حیات و امنیت رژیم صهیونیستی را در دستور کار قرار می دهد.
هدف دوم این سپر موشکی این است که آمریکا بتواند میلیاردها دلار نفتی را که از خلیج فارس خریداری می کند، با فروش سلاح تأمین کند.» سردار صفوی به این نکته هم اشاره کرد: «یکی از اهداف سپر دفاع موشکی خلیج فارس، مقابله با ایران است، ولی با شکست هایی مواجه خواهد شد که برای آنان غیرقابل تصور است.» طرح «سپر دفاع موشکی» که آمریکا دنبال می کند چهار مرحله دارد که مرحله پایانی آن آخر سال 2020 است که در آن سال سامانه های ضدموشکی باید قادر به رهگیری موشک های با برد متوسط و موشک های بالستیک باشند و این سامانه های ضدموشکی در آن سال در اروپا مستقر می شوند. بنابراین طرح این موضوع درباره خلیج فارس به معنای اقدام آنی و رسیدن به مرحله اجرا نیست؛ اما جدی شدن آن پیامدهایی خواهد داشت که به نفع کشورهای منطقه نیست.
ج- پیامدها
1- ایجاد بدبینی و افزایش تنش؛ اولین پیامد منفی اعلام این خبر این است که بدبینی جدی در بین مردم و دولت های منطقه ایجاد می کند. منطقه در اینجا تنها به شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس اطلاق نمی شود و می تواند کشورهایی فراتر از خاورمیانه را نیز در بر گیرد. کما اینکه نفس این
اقدام تحریک کننده است و صرف اینکه مسئولان این کشورها ادعا کنند با این کار درصدد افزایش امنیت خود هستند کسی را قانع نمی کند؛ زیرا ویژگی این طرح که برای امنیت غرب طراحی شده بر فرض موفقیت، به اهداف دور اختصاص دارد، نه نزدیک. به عبارت دیگر حقیقتی که از بررسی کارشناسانه این طرح آشکار می شود این است که این کشورها برای امنیت کشورهای غربی امنیت مردم شان را به خطر می اندازند تا با خدمت به استکبار، چند صباحی بیشتر حکومت کنند. افزون بر بدبینی مردم منطقه و مردم این کشورها، به آنهایی که در خدمت استکبارند، سایر حکومت های منطقه نیز احساس نگرانی و خطر می کنند و نمی توانند از موضوع بگذرند و این حس ناخوشایند به گونه ای بر روابط و مناسبات آنها تأثیر می گذارد.
2- تحمیل هزینه سنگین؛ یقیناً آمریکایی ها با طرح تهدیدهای دروغ و ساختگی، در مقابل به سران این کشورها وعده امنیت و آرامش می دهند و سپس برای چیزی که واقعیت ندارد و در هر دو قسمت یعنی وجود تهدید و وعده امنیت که فقط حرف است، هزینه های گزاف و سرسام آور طلب می کنند و سران این کشورها هم تنها کاری که می کنند، که تاکنون هم آن کار را کرده اند، هزینه تحمیلی را تمام و کمال پرداخت می کنند.
3- افزایش رقابت تسلیحاتی؛ در مقابل ادعای تهدید ساختگی که آمریکایی ها از آن دم می زنند؛ استقرار سامانه سپر دفاع موشکی در خلیج فارس برای بسیاری از کشورهای منطقه تهدیدآور است و آنها را وامی دارد تا برای رفع تهدید، توان نظامی شان را بالا ببرند که در عمل دو صورت دارد یا از ساخت تسلیحات پیشرفته ناتوانند که به خرید آن روی می آورند و یا استعداد آن را دارند که آن را می سازند، در هر دو صورت به ضرر کشورهای خلیج فارس است که هر ساله و بدون هر گونه تهدید واقعی، با فریب از غربی ها و به ویژه آمریکا سالیانه میلیاردها دلار از آنها سلاح هایی می خرند که توان آموزشی و علمی به کارگیری آن را ندارند.
4- وابستگی بیشتر؛ در حالی که افزایش آگاهی عمومی در مناطق مختلف جهان موجب بیداری مردم و پی بردن به ذات زورگو و غارت گر شیطان بزرگ و واداشتن حکومت ها به فاصله گرفتن از آن شده است، سران کشورهای خلیج فارس در حال افزایش وابستگی به شیطان بزرگ هستند و بدون توجه به آمار دقیق مسلمانانی که تنفر آنها از آمریکا روزبه روز بیشتر می شود، سرنوشت خودشان را محکم تر به آن گره می زنند و توجهی به عواقب آن که می تواند به شکل ناگهانی و انفجاری بروز پیدا کند، ندارند.
5- ناامن شدن منطقه؛ بر فرض استقرار این سامانه، حضور آمریکا در منطقه برجسته تر می شود و پیشینه سیاه آمریکا موید آن است که حضور آمریکا در هر منطقه ای عامل ایجاد ناامنی های مختلف است که این بار عامل ناامنی های احتمالی پس از استقرار این سامانه، در کنار آمریکا کشورهایی هستند که زمینه آن را با حضور بیشتر آمریکا در منطقه فراهم کرده اند.
6- تقویت استعداد بحران آفرینی؛ تحولات شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه که منجر به تغییرات مهم در عرصه سیاسی و اجتماعی شده به پایان نرسیده و در میانه راه است و کسی به درستی نمی داند این حرکت در کجا و به چه نحوی متوقف می شود، اما ظواهر امر نشان می دهد آنچه تحقق پیدا می کند متفاوت با گذشته ای خواهد بود که در بست منافع آمریکا را تأمین می کرد. به این معنا که حضور آمریکا در منطقه پذیرفتنی نیست و چنانچه آمریکایی ها بخواهند بر حضور اصرار کنند و یا عوامل و وابستگان شان بخواهند همچنان به وابستگی و پیروی از آمریکا و اجرای سیاست هایش ادامه دهند، فضای عمومی منطقه آن را برنمی تابد و با آن مقابله خواهد کرد و مشخص است که آمریکایی ها از برابر فضای سنگین و خیزش عمومی می گریزند و آنهایی که ناچارند بمانند سران این کشورها هستند. شاید توجه به این مهم به اتخاذ تصمیمات عاقلانه و دوراندیشانه کمک کند.
با اینکه کشور ترکیه پیش از پذیرش نهایی استقرار سامانه سپر دفاع موشکی در کشورش، ملاحظات ایران را در نظر گرفت و شرط کرد که از ایران به عنوان هدف نام برده نشود و ناتو اطلاعات راداری سامانه را به رژیم صهیونیستی ندهد، ایران استقرار سامانه را در ترکیه و حتی گفت وگو درباره چنین سامانه ای در کشورهای خلیج فارس را برای خودش تهدید تلقی می کند و مصالح امنیتی و دوراندیشانه آن را وامی دارد که تمهیدات لازم در رابطه با آن را بیش از پیش در دستور کار قرار دهد. سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تا پیش از اجرایی شدن طرح سپر دفاع موشکی فرصت دارند با آینده نگری هوشمندانه که آثار جهان تحول یافته در آن به وضوح دیده می شود، به تصمیم نهایی برسند. منطقه با امنیت منطقه ای برآمده از دیدگاه های مشترک کشورهای منطقه امن می شود، نه با دخالت و نسخه بیگانگان.