مقدمه: پس از چالش آفرینی غرب برای فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران، تمایل به گفت وگو به یکی از سیاست های اصلی ایران در موضوع هسته ای تبدیل شد. انتخاب این اصل که در سال های اخیر بسیار پخته تر هم شد، بسیار هوشمندانه بود و تقریباً توانست یکی از ارکان مهم و قدرتمند تبلیغاتی غرب علیه ایران را فرو ریزد. سیاست «آمادگی برای مذاکره و تلاش بیشتر برای پیشرفت در امور هسته ای صلح آمیز» بسیار موفق بود. این سیاست تا حد زیادی دهان دشمن را برای جوسازی بسته و پای ایران را برای پیشرفت باز گذاشته بود. اعمال چنین سیاست ظریف و زیرکانه ای که با استفاده از اشتباهات غرب همراه بود، دشمنان ایران را دچار حیرت و سرگشتگی و بی عملی مفرط کرده بود. براساس این سیاست بود که حدود پانزده ماه پیش، سعید جلیلی مسئول گروه مذاکره کننده هسته ای ایران در پایان نشست استانبول یک که غربی ها با سرشت استکباری شان آن را به شکست کشاندند و امروز از کرده خود کاملاً نادمند، اعلام کرد: «ایران از همین امروز نیز آماده ادامه گفت وگوهاست.»
شاید این عبارت زجرآورترین جمله ای بود که آن روز غربی ها از هیئت ایرانی شنیدند. غربی ها و ایرانی ها هر یک با دیدگاه های خود حدود پانزده ماه انتظار کشیدند تا در «استانبول دو» دور یک میز بنشینند و گفت وگو کنند. در این نشست هر یک از طرفین وضعیت خاصی داشت که توجه و بررسی آن به درک مسائل این نشست و نتیجه آن کمک می کند.
الف- وضعیت طرفین پیش از گفتوگوها
1- غرب
- ناامیدی؛ گفت وگوهای ده ساله غرب با ایران به غرب فهماند که با روش حاضر که مدام در حال نوشدن و تکرار است نمی توان عزم و اراده ایران را شکست و از این منظر نباید به این نشست امیدوار بود. از این رو غربی ها ناامید از تغییر دادن مشی ایران و به امید اینکه لحن نرم آنها که به نظر تا حدی کاملاً ظاهری بود، روزنه ای ایجاد کند به استانبول آمدند.
- جنگ رسانهای و تعیین خط مشی؛ چندی پیش از این نشست، رسانه های دشمن فشار روانی شان را آغاز کردند و خواسته های غرب از ایران را در نشست بر این موارد متمرکز کرده بودند: «توقف غنی سازی 20 درصد»، «تعطیلی تأسیسات فردو»، «خارج کردن ذخیره اورانیوم 20 درصد از ایران» و «افزایش نظارت و بازرسی ها».
- فشار اوباما، سارکوزی و کلینتون؛ دو روز پیش از برگزاری نشست، اوباما و سارکوزی در تماسی ویدئویی با هم درباره ایران گفت وگو کردند و دفتر سارکوزی در این باره نوشت: «هر دو رئیس جمهوری بر این موضوع تأکید کردند تا زمانی که ایران به تعهدات بین المللی خود، مخصوصاً آنچه مربوط به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد درخصوص فعالیت های نظامی هسته ای اش است جامه عمل نپوشد، این کشورها فشارهای بیشتری از طریق تحریم ها ایجاد خواهند کرد.» هیلاری کلینتون نیز گفت: «ایرانی ها برای اعلام صلح آمیز بودن برنامه هسته ای شان به فتوای رهبر خود علیه تولید سلاح های هسته ای اشاره می کنند. ما می خواهیم این موضوع را در عمل، در دست کشیدن آنها از فعالیت های نظام هسته ای شان ببینیم.»
- آخرین فرصت؛ اوباما در یکی از صحبت هایش، گفت وگوهای استانبول را «آخرین فرصت» ایران دانست، پس از آن بود که رسانه ها و برخی شخصیت ها از این عبارت تهدید آمیز و عبارات مشابه آن علیه ایران زیاد استفاده کردند تا با ایجاد فضای پدید آمده از تهدید و ترغیب مواضع اصولی ایران را نرم کنند.
- تظاهر به دلسوزی؛ شبکه بی بی سی با لحنی به ظاهر دلسوزانه درباره چالش هسته ای غرب با ایران در آستانه مذاکرات گفت: آیا این سوال ایجاد نخواهد شد که وقتی آمریکا و غرب به نقطه ای رسیدند که شعار ایرانیان مبنی بر «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» در پیام باراک اوباما به آیت الله خامنه ای پذیرفته شد، چرا باید به گونه ای حرکت کرد که سناریوی جنگ و ویرانی تقویت شود؟!
2- ایران
ایران در حالی پا به مذاکرات استانبول گذاشت که برخلاف طرف غربی داشته هایش ساختگی و نمایشی نبود؛ بلکه بسیار واقعی، جدی و وزین بود و مقتدرانه تفوقش را بر داشته های طرف غربی تحمیل می کرد. برخی از آنها عبارتند از:
- تحولات منطقه؛ رویکرد تحولات منطقه که حدوداً از دو سال پیش آغاز شد، غرب را به شدت نگران کرد، چراکه شباهت های دینی آن با انقلاب اسلامی ایران را مشاهده می کرد و تبلیغاتی هم که برای دگرگونه نشان دادن آن انجام داده، تأثیر جدی نداشته و درنهایت این تحولات را به ضرر خود و به نفع ایران ارزیابی کرده اند و در پشت صحنه تلاش گسترده ای را برای تغییر وضعیت به نفع خودشان دارند.
- مظاهر قدرت و انسجام داخلی؛ مشارکت گسترده و باشکوه مردم در راه پیمایی 22 بهمن سال گذشته که به آن عظمت خاصی بخشیده بود و نیز پیوند مشارکت پرشور و وجدانگیز در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی به حماسه 22 بهمن، قدرت و انسجام بی نظیری خلق کرد که دشمن احساس کرد در وضع موجود رویارویی آشکار و خصمانه با نمایندگان سیاسی که این پشتوانه مردمی و ملی را دارند راه به جایی نمی برد.
- ضعف مخالفان؛ بررسی حال و روز مخالفان داخلی نظام حاکی از آن است که آنها در ضعیف ترین وضعیت قرار دارند و حضور 56 درصدی مردم در انتخابات این موضوع را آشکارتر ساخت. وضعیت ضدانقلاب خارج از کشور هم بدتر از مخالفان داخلی است؛ از این رو در حال حاضر این دو گروه نمی توانند ابزار فشار کارآمدی باشند که بتوان در مذاکرات به آنها تکیه داشت.
- شتاب در پیشرفت فناوری هستهای؛ تلاش بی وقفه مدیران و دانشمندان هسته ای ایران و برداشتن گام های موفقیت یکی پس از دیگری که آخرین آن قرار گرفتن صفحه های سوخت در رآکتور هسته ای تهران بود، به عنوان واقعیتی عینی وزن فنی ایران را بسیار افزایش داد، با این پیام روشن که این راه بدون درنگ ادامه خواهد یافت.
- بی اثر بودن ترور و تهدید؛ دشمنان نظام گمان می کردند تلفیقی از ترور و تهدید می تواند در کار ایران خلل ایجاد کند؛ اما زمانی که روحیه خانواده های شهدای هسته ای، اساتید و دانشجویان، واکنش مردم و مسئولان و تداوم حرکت هسته ای را با سرعت بیشتر دید، متوجه شد این برگ را نیز بی فایده سوزانده و برای استفاده در گفت وگوها فاقد ارزش است.
- موفقیت اجرای طرح هدفمندی یارانهها؛ عمل ارزشمند جراحی بزرگ اقتصادی که با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها شروع شد، شمشیر دو دمی به حساب می آمد که دشمنان امید داشتند دمی که علیه نظام است فعال شود؛ اما با فعال شدن دمی که به نفع نظام بود یکی دیگر از نقاط امید دشمن کور شد و در عوض به نقطه قوت نظام تبدیل گردید.
طرفین با چنین وضعیتی که نامتوازن و نامتقارن بود گفت وگوها را آغاز کردند و به توافقاتی رسیدند.
ب- توافقات
1- جلیلی؛ جلیلی در پایان مذاکرات گفت: «آنچه امروز در گفت وگوها مطرح شد تأکید بر حقوق هسته ای ملت ما بر مبنای ان پی تی بود. فضای گفت وگوها با احترام به حقوق مصوب در ان پی تی بود که این گام مثبتی است. گفت وگوها شکلی بود و وارد بحث های محتوایی نشدیم.»
2- اشتون؛ اشتون نیز در پایان مذاکرات اعلام کرد: «ما به توافق رسیدیم که معاهده عدم انتشار تسلیحات هسته ای (ان پی تی) پایه اساسی برای آن چیزی باشد که به طور جدی مورد تعامل قرار بگیرد و این اطمینان حاصل شود که ایران به تعهداتش براساس پیمان ان پی تی عمل می کند و در همان حال به حق ایران برای استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای نیز احترام گذاشته می شود.»
ج- بازتاب
1- تعریف و تمجید؛ پس از برگزاری نشست، فضای کلی ابتدایی دال بر مثبت بودن مذاکرات و رضایت طرفین بود؛ اما به تدریج مسائل دیگری آشکار شد. رویترز با تمجید از دیپلماسی ایران در نشست نوشت: «نتایج نشست استانبول میان ایران و گروه 1+5 که از نظر هر دو طرف مثبت بود، نمونه بارز است که چگونه ایران با استفاده از یک «دیپلماسی نامتقارن» مخالفان قدرتمند خود را شگفت زده و آشفته کند. ایران یاد گرفته که چگونه با ایجاد یک جو روانی به نفع خود، رقبای خود را در مرحله حدس و گمان نگه دارد.»
2- ادامه عملیات روانی و لحن تهدید؛ یکی دو روز پس از مذاکرات، مجدداً لحن غربی ها تند شد. برای نمونه اوباما گفت: «من به وضوح به ایرانی ها و هم پیمانان مان گفته ام که زمان برای گفت وگوهای ما در حال اتمام است. ما این گفت وگوها را برای مدت زمان طولانی و غیر ضروری در یک روند طولانی و تأخیری ادامه نمی دهیم.»
د- ارزیابی
در ارزیابی از این نشست می توان گفت؛ در مجموع موقعیت ایران، هم برتر بود و هم نفع بیشتری از مذاکره برد. نظر اندیشکده بروکلینگز در این باره نیز خواندنی است که نوشت: «ایران بدون تردید پیروز مذاکرات 1+5 بود.» اما نباید فراموش کرد که مذاکرات کلی و به گفته جلیلی شکلی بود و وارد مباحث محتوایی هم نشدند. علاوه بر اینکه جلیلی به این هم اشاره کرد که اختلاف داشتیم. بنابراین می توان گفت طرف غربی نیازمندانه و با روی باز به این نشست آمد تا طرف ایرانی را کاملاً ارزیابی کند و بسنجد و براساس آن خود را برای نشست سرنوشت ساز بغداد آماده کند.
هـ- برگ طلایی ایران
کار مهم ایران در این نشست که شاید دستاورد گرانبهای ناپیدا باشد این بود که سیاست غرب را از محور «فشار و مذاکره» به سیاست ایران یعنی «گفت وگو و همکاری» تغییر داد و جلیلی با بیان دو نکته نشان داد که قصد دارد از دو کارت طلایی در مذاکرات بغداد استفاده کند که باید برای این دو کارت محتوای متقن و مستدلی فراهم شود. آن دو کارت این دو عبارت بود که جلیلی بر زبان آورد: «باید مذاکرات در شأن ملت ایران باشد و غرب باید اعتمادسازی کند.» این دو کارت بنیان قوی برای مذاکرات آتی و پدیداری وزن آن چیزی است که برای ایران قابل بحث و پذیرش است. غرب باید این دو نکته را خوب درک کند تا مذاکرات متمایل به نتیجه برد : برد شود. ان شاءالله