صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۳۹۲۰۵

ملت‌های عربی مخالف جنگ غربی‌ها علیه ایران


   گروه ترجمه - روزنامه گاردین 8 می 2012 (19 اردیبهشت) در مقاله‌ای به رویکرد ملت‌های عربی در قبال ایران پرداخت و نوشت: کشورهای عربی خواهان حمله اسرائیل یا غرب به ایران و در نتیجه بروز هرج و مرج نیستند؛ اما در عین حال، از برتری‌طلبی ایران وحشت دارند. تصویر ایران در اذهان عمومی جهان عرب در طول سه دهه اخیر تغییر کرده است. محبوبیت ایران در میان مردم کشورهای عربی کاهش یافته است؛ هرچند این موضوع به نگرانی‌های اسرائیل یا قدرت‌های غربی ارتباطی ندارد. اشتباه است که نگرانی‌های گسترده عرب‌ها را به مثابه حمایت آن‌ها از جنگ اسرائیل یا آمریکا علیه ایران تلقی کنیم. زمانی که انقلاب اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله خمینی به پیروزی رسید، ملت‌های عربی این حادثه را به‌طور چشمگیری تحسین کردند. در واقع، انقلاب اسلامی الگویی از کنش سازمان‌یافته مردمی برای سرنگونی یکی از ستمگرترین رژیم‌های منطقه بود.
   در ادامه مقاله آمده است: ملت‌های منطقه از انقلاب ایران امیدهای تازه ای برای آزادی و تغییر گرفتند. ملت‌های عربی بدون نگرانی خاص از ابعاد فرقه‌ای یا قومی، از انقلاب اسلامی استقبال کردند. اکثریت عرب‌ها مسلمانان سنی هستند و اکثریت ایرانی‌ها شیعیان مسلمان هستند. اگرچه بعد شیعی از آغازین روزهای انقلاب اسلامی ایران هویدا بود؛ اما اکثریت عرب‌ها نگران این موضوع نبودند. در واقع، با آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1980، بخش مهمی از ملت‌های عربی همچنان نگاه مثبتی به ایران داشتند؛ هرچند ایران با کشوری عربی در جنگ بود. محبوبیت ایران به‌دلیل حمایت این کشور از مقاومت لبنان و فلسطین به‌طور چشمگیری افزایش یافت؛ آن هم زمانی که بسیاری از عرب‌ها احساس می‌کردند رژیم‌هایشان آن‌ها را از انجام وظیفه در قبال فلسطین محروم کرده است. در واقع، در طول جنگ اسرائیل علیه لبنان در سال 2006، دو شخصیت محبوب در قاهره سنی‌نشین: احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران و حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله بودند. روابط ایران و ملت‌های عربی با حوادث خونین عراق در سال 2005 تغییری جدی کرد. عرب‌ها عموماً از خشونت فرقه‌ای گسترده وحشت داشتند. برخی ایران را به تحریک خشونت‌های فرقه‌ای از طریق آموزش و مسلح کردن شبه‌نظامیان شیعه عراقی متهم می‌کردند؛ این شبه‌نظامیان ظاهراً اقدامات خشونت‌آمیز جدی علیه سنی‌های عراق صورت داده بودند.
   در پایان مقاله آمده است: این حوادث در مناطق مختلف جهان عرب، موجی از خشم علیه ایران را به همراه داشت. این مسئله حتی به کشورهای شمال آفریقا که هرگز هیچ‌گونه کنش و واکنش فرقه‌ای با جمهوری اسلامی نداشتند، نیز کشیده شد ایران به سهم خود تشخیص داد که سرنگونی صدام، فرصتی استثنایی برای اعمال نفوذ سیاسی این کشور در یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین کشورهای منطقه فراهم کرده است. ایران به سرعت راهبردی متمایز در قبال کل منطقه اتخاذ کرد که توازن راهبردی قدرت پس از سرنگونی صدام بر هم خورد. ایران نفوذ سیاسی و امنیتی خود در عراق را تقویت کرد و نقش خود میان اقلیت‌های شیعه کشورهای خلیج‌فارس را ارتقا داد. این مسئله به بروز وحشت شدید از نیات برتری‌طلبانه ایران انجامید. پس از آن، فعالیت‌های ایران ویژگی فرقه‌ای متمایزی به خود گرفت؛ در حالی که پیش از آن ایران با حمایت از گروه‌های اسلامی فلسطینی سنی‌مذهب، این مسئله را رد کرده بود. همچنین ایران به حمایت از رژیم بشار اسد ادامه داد. این موضوع شواهد بیشتری در مورد رویکرد فرقه‌ای ایران به ملت‌های عربی داد و تصویر منفی ایران در اذهان عمومی عربی بیش از پیش تشدید شد. مطابق نظرسنجی مؤسسه زاگبی به سفارش بنیاد عربی-آمریکایی، محبوبیت ایرانی در شش کشور عربی به‌شدت تنزل کرده است. عامل مهم این تنزل محبوبیت ایران نوع، نقش‌آفرینی ایران در منطقه بود. با وجود این، لازم است میان دلایل اعراب و دلایل اسرائیل و غرب در موضع‌گیری علیه ایران تمایز قائل شد. عرب‌ها نگران سیاست‌های برتری‌طلبانه و ماهیت فرقه‌ای ایران هستند. با وجود این، آن‌ها برنامه هسته‌ای ایران را تهدید تلقی نمی‌کنند. مطابق نظرسنجی موسسه شیبلی تلهامی از دانشگاه مریلند در اکتبر 2011، بیش از 64 درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی معتقد بودند که ایران حق دارد به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد. درک این نوع نگرش عرب‌ها بدون توجه به رویکرد آن‌ها در قبال زرادخانه هسته‌ای اسرائیل ناممکن است. عرب‌ها به‌طور مشخص نگران زرادخانه هسته‌ای اسرائیل هستند. منطق آن‌ها مشخص است: مادامی که اسرائیل دارای تسلیحات هسته‌ای است، کشورهای منطقه نیز حق دارند برای دستیبابی به تسلیحات هسته‌ای تلاش کنند. بنابراین، به‌منظور جلوگیری از رقابت تسلیحات هسته‌ای، ضروری است که تمام خاورمیانه، عاری از تسلیحات هسته‌ای شود. البته مسئله‌ای وجود دارد که عمیقاً در خودآگاهی عرب‌ها ریشه دارد و این موضوع به‌منظور درک توجیهات و انگیزه‌های نگرش آن‌ها در قبال ایران باید مدنظر قرار گیرد. عرب‌ها تشخیص می‌دهند که ایران کشوری همسایه است. ایران همواره در ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه بازیگر محوری بوده است. این نزدیکی تاریخی و جغرافیایی این موضوع را تحمیل می‌کند که ایران باید با سطح بالایی از مسئولیت‌پذیری مدنظر قرار گیرد و روابط حسنه با ایران به‌منظور تعریف سیاست‌های آینده ضروری است. از این لحاظ، تهدید اسرائیل برای حمله به ایران به دلایل مختلف با حمایت ملت‌های عربی رو‌به‌رو نبوده است. مهم‌تر از همه اینکه جنگ با ایران خطرات بسیاری دارد که پیامدهای آن در آینده نزدیک و دور غیرقابل پیش‌بینی است. کشورهای عربی خلیج‌فارس خود را با واقعیت امنیتی سنگینی مواجه می‌بینند که می‌تواند به آینده‌ای خطرناک منتهی شود. بنابراین، عرب‌ها امیدوارند روابط خود با ایران را به روشی مسالمت‌آمیز متوازن کنند؛ به طوری که طی آن، بلندپروازی‌های برتری‌طلبانه ایران خنثی شود و مداخله‌های ایران در امور داخلی این کشورها پایان یابد. این احتمال با وقوع انقلاب‌های عربی افزایش یافت که به‌طور بالقوه توازن قدرت منطقه‌ای را تصحیح خواهد کرد. عرب‌ها بدون هرج‌ومرجی که پیامدهای آن مهارنشدنی است، می‌توانند به بهترین وجه عمل کنند. بهار عربی با نسیم تغییر الهام‌بخش ملت‌های منطقه بود. با وجود این، مسیری طولانی به سوی تحقق ثبات سیاسی و اقتصادی وجود دارد. نگارش قانون اساسی، ایجاد نهادهای دولتی و مقابله با رکود اقتصادی از جمله چالش‌های این مسیر است. به عبارت دیگر، روند انتقال قدرت نیز در پیش است. در این دوره ضروری است در مورد اولویت‌ها توافق داخلی به دور از تنش صورت گیرد. جنگ با ایران توجه به نیازهای انتقال دموکراتیک را به ضرورت‌های جنگی می‌کشاند. در حالی که پیش‌بینی آغاز آن آسان است؛ اما تقریباً پایان آن ناممکن است. جنگ مرزهای اتحادها را دوباره ترسیم می‌کند و به مداخله خارجی در امور کشورها و گروه‌ها منجر می‌شود. در این وضعیت، بهار عربی پایان خواهد یافت و پاییز خاورمیانه جانشین آن می‌شود؛ این وضعیت و پیامدها حاصلی جز مصیبت و خطر برای منطقه و جهان در پی نخواهد داشت.
   بصیرت: نویسنده مقاله در بررسی سیر تاریخی پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌های پس از آن، نتوانسته از الهام‌بخشی انقلاب اسلامی ایران برای ملت‌های منطقه به‌ویژه همدلی و حمایت آن‌ها در جنگ تحمیلی چشم‌پوشی کند و به این واقعیت مهم اذعان کرده است؛ اما در عین حال در ادامه نوشتار خود تلاش کرده با مبنا قرار دادن چند نظرسنجی که ماهیت آن‌ها مشخص است، چنین القا کند که پس از سرنگونی صدام و قدرت‌یابی شیعیان، ملت‌های منطقه، جمهوری اسلامی را فرقه‌گرا می‌دانند و دیگر رویکردی همانند گذشته در قبال جمهوری اسلامی ندارند. این در حالی است که در بیش از یک سال گذشته الهام‌بخشی الگوی جمهوری اسلامی برای خیزش‌های ملت‌های منطقه، امری غیرقابل انکار است که غربی‌ها و به‌ویژه رژیم صهیونیستی را به وحشت انداخته است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات