1- دولت آقای هاشمی رفسنجانی (دولت توسعه و سازندگی اقتصادی)
یک سال بعد از آغاز فعالیت مجمع روحانیون، آقای هاشمی رفسنجانی عضو موسس و شخصیت برجسته جامعه روحانیت مبارز در سال 1368 از سوی مردم ایران به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد، اما به غیر از آقای خاتمی که در دولت ایشان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، هیچ یک از اعضای مجمع روحانیون در دولت آقای هاشمی سمت وزارت و پایین تر را نداشتند. با آنکه مجمع نیز آیت الله هاشمی رفسنجانی را نامزد کرده بود، اما به تدریج به مثابه جریان منتقد نیرومندی در مقابل دولت وی قرار گرفت. مجمع در بیانیه ای به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی می نویسد:
«طرح شعار «رفاه پس از جنگ» بدون تردید توطئه خطرناک دشمنان برای نابودی انقلاب است که ممکن است ناآگاهان نیز در دام این توطئه گرفتار شوند... طرح مسئله رفاه، فارغ از عدالت اجتماعی فاجعه آمیز است و اگر خدای ناخواسته «رفاه زد گی» جای «عدالت گرایی» را بگیرد، روح مکتب و آرمانهای انقلاب جهان شمول اسلامی نفی می شود.»(1)
مجمع همچنین پس از انتخابات دوره چهارم مجلس شورای اسلامی در سال 1370 نیز در پی تحمل شکستی سخت از دامنه فعالیت های خود کاست و به منتقد جدی قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضائیه که در رأس آنها به ترتیب سه عضو جامعه روحانیت مبارز آقایان هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری و محمد یزدی قرار داشتند، درآمد.
بعضی اعضای مجمع روحانیون مبارز برنامه های اقتصادی دولت رفسنجانی را مبتنی بر آموزه های اقتصادی غیراسلامی می دانستند و در مقابل آن موضع گیری انتقادی می کردند.
به عنوان نمونه محتشمی پور عضو برجسته مجمع در مصاحبه ای با روزنامه «سلام» در اردیبهشت ماه 1372 اعلام کرد:
«شما وقتی اقتصاد را از انقلاب و حرکت های اصیل انقلاب اسلامی جدا کردید، فرهنگ هم جدا می شود، سیاست هم جدا می شود. جامعه اسلامی و انقلابی، اقتصاد اسلامی خودش را می طلبد.»(2)
مجمع روحانیون به رغم آنکه موضع گیری های اعتراضی مهمی در قبال برنامه های اقتصادی دولت هاشمی داشتند، در آن هنگام هیچ برنامه کاربردی جایگزین، برای سر و سامان دادن به اقتصاد کشور ارائه ندادند. شگفت اینکه حتی پس از دوم خرداد 1376 که قوه مجریه در اختیار عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز، یعنی سیدمحمد خاتمی قرار گرفت، برنامه های اقتصادی دولت هاشمی حتی با همان تیم اقتصادی و با محوریت حزب کارگزاران سازندگی استمرار یافت. شاید این واقعیت را بتوان قرینه ای بر جناحی بودن اعتراضات اعضای مجمع روحانیون در قبال دولت هاشمی به حساب آورد. گرچه محتوای اعتراضات، منطبق با ارزش های انقلاب اسلامی بود.
از دیگر اعتراضات برخی اعضای مجمع روحانیون مبارز به دولت هاشمی رفسنجانی که منطقی به نظر می رسید تک بعدی بودن برنامه های توسعه و سازندگی دولت و مبنا قرار دادن مسائل اقتصادی و غفلت از حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگ جامعه در برنامه های توسعه بود. محتشمی پور در اعتراض به این مسئله می گوید:
«بسیاری از مشکلات سیاست خارجی و مسائل فرهنگی بر اثر برنامه پنج ساله اول هست که اقتصاد و مادیات را اصل کردند و بقیه چیزها را فرع [قرار دادند]. وقتی اقتصاد اصل شد، سیاست فرع می شود و سیاست تابع اقتصاد می شود. وقتی اقتصاد و توسعه اقتصادی ثابت شد، سیاست و فرهنگ و امنیت متغیر و تابع اقتصاد می شود. در یک کشور انقلابی نباید برنامه هایش یک بعدی باشد. نباید مسائل فرهنگی، سیاسی اجتماعی و امنیتی در سایه مسائل اقتصادی و گرد محور مسائل اقتصادی قرار بگیرد.
نباید مسائل اقتصادی و توسعه اقتصادی اصل ثابت باشد و مسائل سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی متغیر ]باشد[ این بزرگ ترین خطر برای جامعه است.»(3)
در حالی که اعتراض به تک بعدی بودن برنامه های دولت هاشمی از سوی مجمع بجا و وارد بود، دولت خاتمی، عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز نیز در برنامه های توسعه کشور از همان ایراد با شدت بیشتری برخوردار بود؛ با این تفاوت که حوزه آن تغییر یافته بود. به تعبیر دیگر اگر در دولت آقای هاشمی برنامه ها بر محور توسعه اقتصادی شکل می گرفت، دولت آقای خاتمی نیز رویکرد تک بعدی به حوزه مسائل سیاسی داشت. مجمع روحانیون مبارز و اعضای آن نه تنها به این رویکرد دولت آقای خاتمی خرده نمی گرفتند، بلکه واکنش های اعتراضی دلسوزان انقلاب در یادآوری موضوعاتی نظیر بیکاری، وضعیت نابسامان معیشتی مردم، بزهکاری های اجتماعی همانند اعتیاد و فساد رو به تزاید اخلاقی و اقتصادی و اوضاع آشفته فرهنگی جامعه را جناحی، سیاسی و باندی تلقی می کردند. دقت در اعتراض افراطی مجمع به برنامه های دولت هاشمی و دفاع مطلق از برنامه های دولت آقای خاتمی می تواند دلیل واضحی بر جناحی بودن مواضع اعضای مجمع در قبال برنامه های دولت هاشمی به حساب آید.
می توان گفت مواضع مجمع نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی، متفاوت و گاه متناقض بوده است. در برخی موارد مجمع از آقای هاشمی به شدت حمایت کرده است و در مواردی مثل مجلس ششم حتی حاضر نشد نام ایشان را در لیست نامزدهای خود قرار دهد، پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، دوباره مجمع به آقای هاشمی نزدیک شد و به ویژه این نزدیکی پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و اعتراضات و فتنه پس از آن، بیشتر شد.
2- دولت آقای خاتمی (دولت توسعه سیاسی)
در انتخابات هفتم ریاست جمهوری، تاندیدای مجمع روحانیون، پیروز میدان رقابت انتخاباتی شد. پس از پیروزی آقای خاتمی، مجمع با صدور بیانیه ای ضمن تبریک موفقیت وی در انتخابات اعلام کرد: «در تعیین دولت آینده تصمیم نهایی با رئیس جمهوری منتخب است و مجمع روحانیون هم مثل سایر گروه هایی که از ایشان حمایت کردند، قاعدتاً پیشنهادهایی به وی ارائه می کند.»(4)
بعد از دوم خرداد 1376 بسیاری از شخصیت های برجسته مجمع روحانیون پست های مشاورت ریاست جمهوری، معاونت پارلمانی، مدیریت کل حقوقی وزارت کشور، ریاست دفتر رئیس جمهور و ... را از آن خود ساختند.
اعضای مجمع روحانیون مبارز در حالی که عملکرد تشکل روحانی رقیب و گروه های همسو با آن و دولت مورد حمایت آنها را جناحی می دانستند، پیش از دوم خرداد 1376 بر فراجناحی بودن عملکرد دولت منتخب تأکید می کردند، اما بعد از پیروزی در عمل با همگرایی و همراهی با جبهه مشارکت ایران اسلامی و تشکل های غیر روحانی دوم خرداد و با سکوت معنادار و پشتیبانی عملی از عملکرد جناحی آنها در بعضی موارد، حذف جناحی و افراطی همفکران و همسویان جناح رقیب از صحنه مدیریت خرد و کلان کشور توسط جبهه دوم خرداد را تأیید کردند.
اعضای مجمع روحانیون مبارز پس از دوم خرداد 1376 در موقعیت ها و مناسبت های مختلف ضمن حمایت کامل از دولت آقای خاتمی به طور غیرمستقیم، عملکرد نظام جمهوری اسلامی در عینیت بخشیدن به جمهوریت نظام را زیر سوال بردند. به عنوان نمونه در تیرماه 78 مجمع روحانیون مبارز در بیانیه ای اعلام کرد:
«آنچه جناب آقای خاتمی ریاست جمهوری را در اذهان مردم از دیگران ممتاز ساخت و آنچنان اقبالی را نسبت به ایشان باعث شد، به رسمیت شناختن حق فراموش شده مردم نه به عنوان زینت، بلکه به عنوان پایه و اساس مشروعیت سیاسی نظام و تکیه روی مشارکت هر چه گسترده تر مردم در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی و فراهم نمودن سازوکارها و مکانیسم های مورد نیاز برای اعمال چنین حقی بود.»(5)
در انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری نیز مجمع روحانیون مبارز ضمن حمایت مجدد از نامزدی خاتمی و پشتیبانی عملی از او، با انتخاب مجدد ایشان بر همان مواضع پیشین تأکید ورزید.
در این دوره نیز همچنان برخی از شخصیت های برجسته این تشکل روحانی همان مسئولیت هایی را که در دوره هفتم ریاست جمهوری آقای خاتمی داشتند، بر عهده گرفتند.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.