صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۹۹۲۷

وارث پنج سال ویرانگری سارکوزی


قاسم غفورى
سرانجام سرنوشت مستأجر جدید کاخ الیزه مشخص شد و سوسیالیست ها توانستند بار دیگر قدرت را در دست بگیرند. براساس آمار منتشره در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، اولاند از حزب سوسیالیست توانست با 52 درصد آرا بر سارکوزی رئیس جمهور کنونی فرانسه پیروز و برای دوره پنج ساله وارد الیزه گردد، تا سارکوزی جزء معدود روسای جمهوری باشد که صرفاً یک دوره توانسته در قدرت باقی بماند و در نهایت از صحنه حذف شده است. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که زنجیره اقدامات نادرست سارکوزی در عرصه داخلی و جهانی، موجب شده تا مردم از وی رو برگردانند و به نوعی پای صندوق های رأی از وی انتقام گرفته‌اند.
اولاند در حالی به عنوان رئیس جمهور وارد الیزه می شود که بسیاری تأکید دارند وارث ویرانه ای است که برای بازسازی آن، دورانی سخت را پیش روی دارد. هرچند که برخی اشتراکات نظیر وابستگی به نظام سرمایه داری و صهیونیست ها مانع از آن می شود که تفاوت های گسترده ای در سیاست های صاحبان قدرت در فرانسه ایجاد گردد و معمولاً آنها در جهتی به نسبت مشابه حرکت می کنند؛ اما به دلیل اوضاع حاکم بر فرانسه در نهایت اولاند باید برخی تغییرات را پذیرا باشد و گرنه وی نیز به تکرار سرنوشت سارکوزی مبتلا خواهد شد.
در حوزه داخلی، جامعه فرانسه با دو مسئله اساسی مواجه است: نخست آنکه بحران اقتصادی سراسر کشور را فرا گرفته است به گونه ای که هر روز بر میزان بیکاران و اعتصاب ها افزوده می شود. مردم فرانسه که در کنار تأکید بر بهبود اوضاع اقتصادی خواستار پایان حاکمیت نظام سرمایه داری بر کشورشان هستند، با تغییر نگرش از راست گرایان به سوسیالیست ها برآنند تا تغییراتی در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشورشان ایجاد شود. از مهم ترین خواسته های آنها حذف قوانینی مانند افزایش سن بازنشستگی از 60 سال به 62 سال هستند. البته نفوذ سرمایه داری در فرانسه چنان است که مردم نمی توانند انتظار تغییر گسترده ای را داشته باشند و تلاش آنها این است که از وضعیت کنونی خارج شوند و در مرحله نخست حداقل از کمی از قدرت سرمایه داری در کشور بکاهند.
دوم آنکه، سیاست های نژادپرستانه دولتمردان فرانسه چالش های بسیاری برای اقلیت های نژادی و دینی در فرانسه ایجاد کرده است به گونه ای که رأی مسلمانان و اقلیت های نژادی به اولاند، از دلایل شکست سارکوزی عنوان شده است.
قوانین ضداسلامی وضع شده علیه مسلمانان و سیاست اسلام هراسی که در کشور اجرا شده موجب گردیده تا فضایی از نارضایتی سراسری از دولتمردان، جامعه را فرا گیرد. مردم تأکید دارند که سیاست های دولت موجب شده تا افکار افراط گرایانه نژاد پرستانه در کشور ترویج گردد که تهدیدی بزرگ برای ثبات جامعه است.
در حوزه منطقه ای نیز سارکوزی هرچند گام هایی برای توسعه نقش فرانسه در اتحادیه اروپا برداشت؛ اما در نهایت نتوانست استقلال فرانسه را حفظ کند به گونه ای که بسیاری تأکید دارند فرانسه به مهره ای برای اهداف آلمان مبدل شده است. مردم فرانسه خواستار آنند تا به نوعی ارتباط کشورشان با اتحادیه اروپا کاهش یابد و به نوعی استقلال گذشته دوران «دوگل» و «شیراک» را احیا سازند. آنها طرح های اقتصادی و سیاسی اروپا را مغایر با منافع ملی خود می دانند و خواستار پایان این روند هستند.
در حوزه جهانی نیز برخی سیاست های سارکوزی با خواست مردم مغایر بوده است. سارکوزی در سیاست خارجی خود اموری چون توسعه روابط با ناتو، آمریکا و صهیونیست ها، تشدید جنگ طلبی در جهان از جمله در افغانستان و کشورهای آفریقایی و خاورمیانه، ایفای نقش مهره ای برای تحقق اهداف آمریکا در قبال سایر کشورها و... را انجام داده است.
مردم فرانسه این سیاست ها را مغایر با منافع ملی و ادعای فرانسه کبیر می دانند، خواستار آنند تا این سیاست ها تغییر کند. در این چارچوب، پایان حضور نظامی در افغانستان، اتمام نظامی گری در آفریقا، پایان همنوایی با خواسته های جنگ طلبانه و استعماری آمریکا و صهیونیست ها، رویکرد به اصل تعامل با جهان به جای تقابل و... از خواسته های آنان است.
نکته اساسی آنکه فرانسه همچنان برای حضور در عرصه جهانی پرونده های ناتمام مانند اتحادیه مدیترانه ای، صلح خاورمیانه و... را روی میز دارد که برای آینده این کشور دارای اهمیت است.
با توجه به این وضعیت، می توان گفت دولت اولاند با مجموعه ای از بحران‌های داخلی، منطقه ای و جهانی مواجه است که از دوران سارکوزی برجای مانده است. هرچند که وی به دلیل برخی وابستگی ها به جناح های خاص به ویژه سلطه سرمایه داران و صهیونیست ها، نمی تواند تمام این امور را انجام دهد؛ اما در نهایت برای حفظ قدرت چاره ای جز پذیرش دگرگونی هایی در سیاست های سارکوزی نخواهد داشت. اولاند اگر بخواهد به سیاست های دوران سارکوزی ادامه دهد در نهایت، به سرنوشت وی دچار خواهد شد و پس از یک دوره ریاست جمهوری و حتی شاید کمتر از آن، وادار به کناره گیری از قدرت می شود.
با این وجود نمی توان انتظار تغییرات گسترده در سیاست های فرانسه در عرصه بین الملل داشت چرا که ساختار سیاسی فرانسه با مشکل وابستگی به سرمایه داری و صهیونیست ها مواجه است و اگر مردم نیز به نامزدی رأی می دهند، به این معنا نیست که وی فردی مغایر با این چارچوب است، بلکه به نوعی انتخاب میان بد و بدتر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات