
اختصاصی بصیرت :
الف- چند روز پیش از مذاکرات بغداد «یعکوف آمیدور» رئیس شورای امنیت ملی رژیم صهیونیستی برای رایزنی درباره قضیه هسته ای ایران به لندن، برلین و بروکسل سفر کرد و متعاقب آن کاترین اشتون مسئولیت سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عنوان نماینده گروه 1+5 به سرزمین های اشغالی سفر کرد تا نظر صهیونیست ها را برای برگزاری نشست بغداد جلب کند. در همین سفر بود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، برای نشست بغداد خط مشی تعیین کرد و گفت: «برای موفقیت آمیز بودن مذاکرات بغداد، ایران باید همه فعالیت های غنی سازی را تعلیق کند، همه اورانیوم غنی شده خود را به بیرون از کشور انتقال دهد و تأسیسات هسته ای فردو را نیز تعطیل کند.» هر سه درخواست نتانیاهو بدون کم و کاست از سوی غربی ها در نشست بغداد مطرح شد.
ب- یک هفته پس از نشست بغداد، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنفرانسی امنیتی در دانشگاه تل آویو با انتقاد از 1+5 گفت: «1+5 در برابر ایران خیلی ملاطفت به خرج می دهد. پس از چند دور گفت وگو فقط از ایرانی ها درخواست شده، غنی ساز در سطح پایین را متوقف کنند. غرب باید درخواست هایش از ایران جدی تر باشد و ایران باید کلیه (فعالیت های) غنی سازی را متوقف و کلیه موادی که تاکنون غنی سازی شده اند، از سرزمینش خارج و تأسیسات زیرزمینی فردو را تخریب کند.» نارضایتی نتانیاهو از نتیجه مذاکرات بغداد به حدی بود که حاضر نشد با هیئت آمریکایی به سرپرستی«وندی شرمن» نماینده آمریکا در مذاکرات با ایران که بلافاصله پس از پایان مذاکرات بغداد، راهی تل آویو شد، دیدار کند. در آن زمان یکی از مقامات آمریکایی درباره این سفر گفته بود: «ما پیش از آنکه دولت خود را از جزئیات مذاکرات بغداد، مطلع کنیم؛ اسرائیلی ها را به طور کامل در جریان مذاکرات قرار دادیم.»
ج- علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پنج روز، پس از گفت وگوهای بغداد، با ارسال نامه ای به «هلگا اشمیت» معاون کاترین اشتون ضمن اعلام آمادگی برای نشست کارشناسان تصریح کرد: «موفقیت مذاکرات مسکو در گرو تمهید مقدمات لازم و تدوین دستور کار جامع توافق شده است.» پس از اینکه طرف مقابل پاسخ این نامه را نداد و برای برگزاری چنین نشستی اعلام آمادگی نکرد، باقری در نامه دیگری که رونوشت آن را برای نمایندگان شش کشور حاضر در گفت وگوها ارسال شد، با اشاره به نزدیک بودن زمان مذاکرات مسکو، خطاب به اشمیت، بر ضرورت برگزاری نشست مذکور در فرصت اندک باقی مانده تأکید کرد تا زمینه پیشرفت مورد انتظار در انجام توافق های مذاکرات استانبول 2 و بغداد فراهم آید. اشمیت پس از دریافت نامه دوم خطاب به باقری نوشت: «اجازه دهید بگویم از موضوعاتی که در نامه های اخیرتان مطرح کرده اید، قدری متعجب شدم. تمایل دارم خاطرنشان کنم که در خلال مذاکرات مان در بغداد، گروه 3+3، طرح مشخصی ارائه کرد که در آن از یک سو نگرانی های اصلی ما از فعالیت های غنی سازی 20 درصدی شما مشخص شده بود و از سوی دیگر فرصت های جالبی برای همکاری ایران، هم در زمینه مسائل هسته ای هم در حوزه های دیگری که به نفع ایران خواهد بود، ارائه شده بود... متأسفانه در بغداد، ایران حاضر نبود پیشنهاد ما برای بحث در مورد اصل این طرح را بپذیرد... ما در خلال مذاکرات استانبول و پس از آن، چارچوب مشخص و مثبتی برای ادامه فرایند مذاکره مشخص کرده ایم. من و شما گفت وگوهای تلفنی متعدد و جلسات طولانی مدتی برای حرکت به سمت این هدف داشته ایم. اکنون نیاز به تعهد جدی در موضوعات اصلی است تا بتوانیم در مورد گام های اعتمادساز ملموسی که باید سریعاً اجرا شوند، توافق کنیم.بسیار امیدواریم شاهد تعهدات سیاسی از جانب شما باشیم.» اشمیت در پایان نامه تصریح کرد: «هدف عینی و مشترک ما باید دستیابی به نتایج ملموس باشد.» برخی درباره نامه اشمیت به باقری، نوشته اند: اشمیت به باقری نوشته 1+5 در مذاکرات مسکو از ایران خواهد خواست که غنی سازی 20 درصدی اورانیوم را متوقف کند.
د- هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در آستانه گفت وگوهای مسکو در سخنانی در اسلو، پایتخت نروژ گفت: «مایلیم گام های عملی ایران برای حل مسئله هسته ای ایران را شاهد باشیم؛ چراکه گفت وگوها هیچ گاه بر سر نشان دادن نیات و صداقت نبوده؛ بلکه بر سر اقدام عملی و نتایج آن بوده است.»پس از مرور روند پیش گفته، در پاسخ به این پرسش که چرا غربی ها در آستانه مذاکرات مسکو از توافقات استانبول 2 و نشست بغداد سر باز می زنند و با طرح ادبیات گذشته، عقبگرد می کنند؟ به اختصار می توان گفت حداقل یکی از عوامل اصلی آن فشار سنگین رژیم صهیونیستی است که به غیر از یک مورد در مقطعی کوتاه و لحظه ای، از آن دست برنداشته است؛ اما برای کامل کردن این پاسخ باید به موارد زیر اشاره کرد:1- پس کشیدن از مذاکره مقدماتی با باقری؛ همانطور که از دو نامه باقری به اشمیت و از پاسخ اشمیت به باقری برمی آید، طرف مقابل قصد دارد، در روند مذاکرات استانبول 2 و بغداد تجدیدنظر کند و مسیر و محتوای مذاکرات را تغییر دهد. این امر از پاسخ اشمیت و نیز سخنان کلینتون در اسلو به وضوح برمی آید.
2- سوزاندن برگ مسکو؛ طرف غربی برگزاری مذاکرات هسته ای در استانبول، بغداد و مسکو را موفقیت قرار گرفتن مذاکرات در مسیر پیروزی ایران به حساب می آورد و در واقع تا حدودی نیز همین طور است به ویژه درباره مسکو، که کشور روسیه با کلیه دیدگاه ها و تصمیمات طرف غربی علیه ایران موافق نیست و بارها علناً با آن مخالفت کرده است. از این رو غرب تلاش می کند با نشان دادن موضعی سخت از جنس مناقشات سختگیرانه گذشته، هم ایران را از توافق برد : برد که امیدهای حصول به آن در استانبول2 و بغداد تقویت شد محروم کند و هم اجازه ندهد روس ها از امتیاز میزبانی به نفع ایران و به سود موقعیت منطقه ای و بین المللی خودشان استفاده کنند. غربی ها با این موضعگیری قصد دارند برگ مسکو را برای روسیه و ایران بسوزانند تا اگر در پایان نشست قرار شد مذاکرات ادامه پیدا کند، آن را به یک کشور اروپایی بکشانند، هر چند که هنوز گزینه هایی مانند چین و برخی کشورهای دیگر برای ایران وجود دارد.
3- نزدیک بودن زمان آغاز تحریم ها؛ کاهش قیمت جهانی نفت و افزایش تولید نفت عربستان و نیز تطبیق نسبی کشورهایی که مشتری نفت ایرانند و زیرفشار آمریکا مجبور شده اند خرید نفت از ایران را کاهش دهند، با وضعیت جدید، غربی ها را به این تصور دچار کرده که ایران در تنگنا قرار گرفته و می داند چنانچه در نشست مسکو کوتاه نیاید، تحریم های اصلی بانک مرکزی ایران و تحریم نفتی، چند روز پس از نشست مسکو در تیرماه آغاز می شود و با افزایش مشکلات ایران توان تحمل آن را از دست می دهد و بنابراین اگر موضع غرب را جدی بداند تمکین می کند، غربی ها با این تصور به زعم خود فرصت طلبی کرده اند تا بتوانند مسیر و نتیجه مذاکرات را تغییر دهند.
4- زنگ خطر انتخاباتی برای اوباما؛ آخرین نظرسنجی در آمریکا حاکی از آن است که «میت رامنی» رقیب اوباما موفق شده به میزان یک درصد از اوباما جلو بزند و امکان افزایش این درصد نیز وجود دارد. یاران دولتی اوباما و اتاق فکر تبلیغات وی برای جلب نظر افکار عمومی مردم آمریکا، بر موفقیت های جنگ با تروریسم متمرکز شده اند و نیویورک تایمز گزارش هایی را درباره حملات هواپیماهای بدون سرنشین و حملات ویروسی به برنامه اتمی ایران منتشر کرد که اطلاعات تازه ای درباره نقش باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در آنها را فاش می کرد. این افشاگری سر و صدای نمایندگان سنا و کنگره را بلند کرد و این دو مجلس درز این اطلاعات را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا دانسته و نگرانی عمیق خود را نسبت به این حوادث با کاخ سفید در میان گذاشته اند. حال باید با در نظر گرفتن این وضعیت که رئیس جمهور آمریکا را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری واداشته است در برابر دیدگان مردم آمریکا و نمایندگان قوه مقننه به موضوعات امنیتی دست اندازی کند، پرسید اوباما با چه قصد و انگیزه ای، مذاکرات هسته ای را دنبال می کند. اگر اوباما به این نتیجه برسد که بختی برای پیروزی در انتخابات ندارد، مذاکرات هسته ای ارزشش را برای وی از دست می دهد و فاقد اولویت می شود و وی سعی می کند با آن در حد یک موضوع معمولی برخورد کند و تعیین تکلیف آن را به عهده رئیس جمهور بعدی بگذارد.
حال اگر اوباما احساس کند فاصله اش با رقیبش اندک است و با یک شوک و یا شتاب سیاسی می تواند از وی پیشی بگیرد، نگاهش به مذاکرات هسته ای عوض می شود و آن را یک فرصت، ابزار و امکان می بیند. در حال حاضر که فاصله اوباما با رقیبش یک درصد است، اوباما به وضعیت دوم نزدیک تر است و با شواهد موجود، معلوم می شود بر روی نتیجه مذاکرات هسته ای برای پیروزی در انتخابات حساب ویژه ای باز کرده است و شاید زمینی که باید در آن به دنبال نتیجه برد- برد، بود همین جا باشد. یعنی اوباما بتواند برای بار دوم در کاخ سفید را به روی خود گشوده شده ببیند و جمهوری اسلامی ایران نیز بتواند به حقوق هسته ای اش برسد. تنها راهی که می تواند به این نقطه ختم شود، این است که ایران بدون توجه به بهانه جویی های جدید غرب که برای این دوره جدید است و پیش از این در دوره های پیش مسبوق به سابقه بوده، مسیر قاطع و مستحکمش را ادامه دهد و به طرف مقابل تفهیم کند که به هیچ وجه نگران بازی جدید غرب و بازگشت به نقطه صفر و سوختن برگ مسکو و تشدید تحریم ها نیست و اینکه برای استقبال از این مسائل آمادگی کامل دارد. با اینکه غربی ها بارها تکرار کرده اند زمان برای ایران رو به پایان است، باید دو طرفی که خواهان بازی برد- برد هستند دقیقاً این واقعیت را درک کنند که این بار زمان برای اوباما در حال پایان یافتن است و مرحله جبرانی هم ندارد. در این میان آنچه که برای پایان دادن به این ماراتن طاقت فرسا باقی می ماند انتخاب شخص اوباماست، زیرا اوباما در وضعیتی قرار دارد که باید از دو گزینه موجود یکی را انتخاب کند که از دو حالت خارج نیست یا رضایت خودش و خشم مقامات صهیونیسم را به دنبال دارد و یا خشنودی مقامات صهیونیسم و ناکامی و شکست خودش را. مشکل بعدی اوباما هم زمان به سرعت سپری شونده است. یعنی اوباما نمی تواند دست دست و تعلل کند، زیرا هر لحظه ممکن است فرصت انتخاب را نیز از دست بدهد و جمهموری اسلامی با صلابت و اقتدارش در انتظار فردی بماند که جایگزین اوباما خواهد شد.