گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی اوپندیماکرسی 10 ژوئن 2012 (21 خرداد) در مقالهای انتخابات ریاست جمهوری مصر را تکرار اشتباهات انقلاب ایران خواند و نوشت: در حال حاضر مصریها مجبورند از میان دو گزینه بد، یکی را انتخاب کنند: محمد مرسی و احمد شفیق. این مسئله یادآور بحثهایی است که در طول روزهای سرنوشتساز انقلاب ایران در سال 1979 صورت میگرفت. در حال حاضر، مصر در مثلث متضاد ارتش، اسلامگرایان و انقلابیها گیر افتاده است. انقلابیهایی که خیزشها را آغاز کردند، به حاشیه کشانده شدهاند. ارتش به دلیل ناکام ماندن انقلاب، به حیات خود ادامه داد و در قدرت باقی ماند. اعلام بیطرفی درست در آغاز راه، از فروپاشی کامل نظام جلوگیری کرد. اسلامگرایان فرصتطلبانه از شورشها بهرهبرداری کردند و از توانمندیهای سازمانی و ایدئولوژیک گسترده خود استفاده کردند و بیشتر کرسیها را در انتخابات پارلمانی به خود اختصاص دادند. اخوانالمسلمین برای اینکه مصریها و غرب وحشتزده نشوند، نخست اعلام کردند بهدنبال کسب ریاستجمهوری و قوه مجریه نیستند. آنها امیدوار بودند بهتدریج سیاستهای دیرینه خود را از طریق پارلمان محقق کنند و به پیش ببرند؛ اما در حالی که نیروهای انقلابی دچار تفرقه بودند و ارتش بهدنبال حفظ وضع موجود بود، اخوانالمسلمین گام دیگری برداشت و نامزد خود را برای رئیسجمهوری معرفی کرد. ارتش نیز نامزد مورد نظر خود را معرفی کرد.
در ادامه مقاله آمده است: در واقع، اوضاع کنونی مصر به آغازین روزهای انقلاب اسلامی ایران شبیه است. ایران نیز علیه شاه انقلاب کرد که بدنه اصلی نیروهای انقلابی را نخبگان، متخصصان، دانشجویان و کارگران تشکیل میدادند؛ اما در آن فضا، انقلاب ایران فاقد یک رهبر دموکراتیک سکولار و قدرتمند بود. اسلامگراها از این فضا استفاده کردند و از نیروهای انقلابی حمایت کردند. در واقع، امروز نیز گزینههای پیش روی مصریها دشوار است. نخستین دور انتخابات نشان داد که اکثریت مردم، با دو نامزد راه یافته به دور دوم مخالف هستند. هر یک از آنها کمتر از 25 درصد آرا را به خود اختصاص دادند. این موضوع بهویژه قابل ذکر است که اخوانالمسلمین باوجود تمام ادعاها تنها اقلیت مردم را تشکیل میدهد. رأی به احمد شفیق ممکن است به معنای پایان درخواستها برای تغییرات کلان باشد. بهعبارتی، به معنای تداوم بقای نسبی رژیم سابق است. رأی به مرسی نیز به عبارت دیگر به معنای تأیید سیاستهای واپسگرایانه اخوانالمسلمین است. برخی مردم، گزینه سوم یعنی تحریم انتخابات را پیشنهاد میکنند؛ به اینمنظور که به کل انتخابات و دو گزینه نامطلوب یعنی مرسی و شفیق اعتبار بخشیده نشود.
در پایان مقاله آمده است: بیتردید، تحریم انتخابات میتواند راهبردی مؤثر در مواقع خاص باشد و صحنه برای گزینههای آینده آماده شود؛ اما یک تحریم موفق، مستلزم پیوستن اکثریت به مبارزه و بیاعتبارسازی انتخابات است. فعالان ترقیخواه مصر در مورد شانس موفقیت تحریم انتخابات آگاهی دارند؛ اما در این مورد، حتی بهتر است که شانس مجبور کردن ارتش به باطل کردن کامل انتخابات عجولانه بررسی شود. متأسفانه به نظر میرسد در حال حاضر، این مسئله تنها به مصر محدود نمیشود. یکی از این نامزدها سوار بر موج خواهد شد و به مقام ریاستجمهوری خواهد رسید. مسئله مهم کنونی این است که نیروهای ترقیخواه تحت ریاستجمهوری کدام یک از این دو نامزد میتوانند برای ایجاد تغییرات تلاش کنند. مطابق تجربه انقلاب ایران، بهنظر میرسد که ممکن است آقای مرسی گزینه خطرناکی باشد. در صورتی که اخوانالمسلمین در انتخابات پیروز شود، همزمان نظار بر پارلمان، ریاستجمهوری و دولت را به دست خواهد گرفت و بهزودی قوه قضائیه را نیز از آن خود خواهد کرد. آنها با تصاحب تمام قوای کشور، مصر را به سوی جامعهای شریعتمدار هدایت خواهند کرد؛ البته آنها حکومتی اسلامی شبیه ایران ایجاد نخواهند کرد؛ تا حدی به دلیل این واقعیت که رژیم سابق بهطور کامل سرنگون نشده است؛ اما اخوانالمسلمین سازمانی بسیار عملگرا و فرصتطلب است و میتواند با ارتش و دیگران علیه نیروهای ترقیخواه همکاری کند. نگرانیهای غرب بهویژه آمریکا عمدتاً سیاست خارجی جدید مصر بهویژه روابط با اسرائیل و نیز سیاست اقتصادی مصر خواهد بود. اخوانالمسلمین در روابط با اسرائیل به فکر روابط گرمی که در دوره مبارک و سادات بود، نخواهد افتاد و در عینحال، توافقنامه کمپ دیوید را تغییر نخواهد داد و از سیاست تقابلجویانه پیروی نخواهد کرد؛ زیرا از پیامدهای آن آگاهی دارد. در سیاست اقتصادی نیز اخوانیها به تمام معنا طرفدار سرمایهداری هستند. گزینه نخست ریاستجمهوری، «خیرات الشاطر» که به دلیل سابقه زندانی از نامزدی ریاستجمهوری رد صلاحیت شد، میلیونر است و حامی جدی اقتصاد بازار و خصوصیسازی؛ و احتمالاً بهعنوان نخستوزیر انتخاب شود. او از نظر صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و دستگاههای نولیبرال غربی گزینه مطلوب خواهد بود.
بصیرت: تحلیل فوق دقیقاً همان چیزی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی دنبال میکنند؛ یعنی یا برگزار نشدن انتخابات و یا انتخاب شدن احمد شفیق که از راههای طبیعی و قانونی تقریباً غیرممکن است. اما همانطور که اطلاعات و تحلیل نویسنده درباره انقلاب ایران کاملاً غلط است، درباره مسائل مصر نیز بسیاری از دیدگاههایش غلط و مغایر با واقعیات مصر است. این احتمال نیز وجود دارد که وی از واقعیات آگاه است؛ اما عامدانه درصدد انحراف افکار عمومی است.