صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۴۱۶۰۴

گفت‌وگوهای ملی تنها راهکار پیش‌روی عراق


على تتماج
عراق در اوایل سال 2012 با فرایندی مهم همراه بود و آن خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور است. دولتمردان آمریکا به رغم تلاش های گسترده نتوانستند توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن را تمدید کنند و در نهایت وادار به خروج شدند.
از آن زمان تاکنون عراق با زنجیره ای از تحولات همراه شده است.
- پرونده طارق الهاشمی، معاون رئیس جمهور و فرار وی به اربیل و سپس ترکیه در حالی که برخی از کشورهای عربی نظیر قطر و عربستان نیز به شدت از آن حمایت کرده اند. به رغم آنکه اینترپل حکم بازداشت الهاشمی را صادر کرده، اما ترکیه همچنان از تحویل آن به عراق خودداری می کند.
- استمرار بحران های امنیتی و انفجارهای خونین با صدها کشته و زخمی که فضایی امنیتی را بر عراق حاکم کرده است.
- کارشکنی های داخلی و خارجی برای جلوگیری از بازسازی کشور با هدف تشدید نارضایتی مردمی از دولت و ایجاد فضای بحران در سطح جامعه.
- تشدید درخواست های جدایی طلبانه تحت نام فدرالیسم که از سوی اکراد، استان های صلاح الدین، بصره و ... عنوان شده است.
- عدم توقف حملات هوایی و زمینی ترکیه به خاک عراق به بهانه مقابله با پ ک ک .
- فعال شدن جریان های وابسته به حزب بعث که محوریت آن را اقدامات «عزت ابراهیم الدوری» معاون صدام تشکیل می دهد. آنها به کمک برخی از کشورهای عربی به دنبال احیای نظام سیاسی دوران صدام بر کشور هستند.
- تحرکات آمریکا برای بازگشت به عراق تحت نام آموزش نیروهای عراقی و مقابله با تروریسم. مقامات ارشد آمریکایی از جمله پانه تا، وزیر دفاع بارها تأکید کرده اند که خروج نیروها به منزله پایان فعالیت آمریکا در عراق نیست و این کشور همچنان به فعالیت برای به اصطلاح مبارزه با تروریسم در این کشور ادامه می دهد.
- مداخله آشکار برخی کشورهای عربی نظیر قطر و عربستان در امور داخلی عراق که با تحریک برخی جریان های سیاسی صورت می گیرد.
محور این تحرکات را تحریک اکراد، فهرست العراقیه، بعثی ها و برخی جریان های جدایی طلب برای بحران سازی در عراق تشکیل می دهد. اسناد نشان می دهد که کشورهای مذکور میلیاردها دلار برای به چالش کشاندن عراق هزینه کرده اند، چنانکه عربستان صراحتاً از اکراد و العراقیه به ریاست «ایاد علاوی» خواسته است که برای بحران سازی در کشور فعالیت کرده و کشور را با بحران سیاسی از جمله سرنگونی دولت مالکی همراه سازند.
این تحولات و موارد دیگر در حالی محور صحنه عراق را به خود اختصاص داده که مجموع این مولفه ها به یک محور ختم می شود و آن ایجاد فضای بحرانی برای به نتیجه نرسیدن روند گفت وگوهای ملی است.
از زمان خروج نیروهای آمریکایی از عراق، فرایندی مشکوک در این کشور آغاز شده و آن رویکرد برخی از جریان های سیاسی به جدایی از ساختار وحدت ملی و گرایش به بحران سازی سیاسی است.
در این چارچوب، بخشی از جریان اکراد و فهرست العراقیه به ریاست علاوی که گرایشاتی به ترکیه، عربستان و قطر و کشورهای غربی دارند تقلای بسیاری برای احیای بحران سیاسی در عراق دارند. هر چند که بهانه آنها حمایت از الهاشمی، معاون رئیس جمهور عراق است، اما در فرایند رفتاری آنها یک اصل مورد تأکید قرار گرفته که نیت واقعی آنها را آشکار می کند. آنها تأکید دارند که دیگر پذیرنده دولت قانونی و مردمی مالکی نبوده و شرط حضورشان در گفت و گوی ملی را سرنگونی دولت عنوان کرده اند.
در این چارچوب، آنها نشست هایی مانند نشست اربیل را برگزار کرده اند تا راهی برای سرنگونی مالکی بیابند. در راستای همین سیاست، برخی منابع خبری نیز اعلام کرده اند «اسامه النجیفی» رئیس پارلمان عراق نیز با این طیف همراه شده و خواستار معرفی نخست وزیر جدیدی شده است.
در نقطه مقابل این طرح، احزاب مذهبی و ملی گرا نظیر ائتلاف دولت قانون و مجلس اعلای اسلامی در کنار طالبانی رئیس جمهور عراق، بر حمایت از دولت مالکی تأکید کرده و خواستار اجرای روند گفت وگوهای ملی به عنوان تنها راه برون رفت از شرایط کنونی شده اند. افرادی مانند طالبانی و عمار حکیم در چارچوب تحقق این مهم دیدارهایی با جریان های بحران ساز در اربیل، بغداد و بصره صورت داده اند تا کشور را در مسیر اتحاد ملی و ثبات هدایت تنند.
بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که گرایش برخی از جریان های سیاسی به طرح سرنگونی دولت مالکی نه بر اساس منافع ملی و کمک به حل بحران های عراق، بلکه در چارچوب قدرت طلبی و برخی تحرکات و وعده های خارجی است. برخی کشورهای عربی مانند قطر و عربستان در کنار ترکیه و آمریکا از تحکیم ثبات و اقتدار عراق در عرصه داخلی و خارجی در هراس هستند و به نوعی تلاش دارند تا عراق را به کشوری ضعیف مبدل سازند. عراق با برگزاری نشست سران عرب و مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در کنار موضع گیری مقتدرانه در حمایت از سوریه و بحرین نشان داد که در کنار اقتدار درونی می تواند نقشی موثر در قالب جبهه مقاومت در منطقه داشته باشد؛ امری که شکستی بزرگ برای کشورهای عربی مذکور و غرب بوده است، لذا آنها در ائتلافی نانوشته با بهره گیری از برخی جریان های قدرت طلب به دنبال ضربه زدن به اقتدار رو به گسترش عراق می باشند؛ توطئه ای که محور آن را سرنگونی دولت مالکی و سوق دادن عراق به عرصه هرج و مرج تشکیل می دهد.
بخشی از جریان اکراد و تعدادی از گروه های جریان العراقیه بر این گمانند که با وعده های ترکیه، عربستان، قطر و آمریکا می توانند به قدرت بیشتری دست یابند. این در حالی است که بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند این امر رویایی بیش نبوده، چرا که این کشورها نشان داده اند که هرگز به عهد خود وفادار نبوده و صرفاً به دنبال منافع خود هستند، چنانکه صدام را که روزی خود تجهیز و تسلیح می کردند، به یکباره کنار نهاده و سرنگونی آن را رقم زدند. حال نیز با رسیدن به منافع شان در قبال جریان های العراقیه و اکراد این سیاست را تکرار خواهند کردند، لذا این جریان ها به جای رویکرد به این کشورها باید به سوی طرح آشتی ملی روی آورده و با حمایت و تقویت دولت مرکزی در برابر توطئه‌های دشمنان داخلی و خارجی کشورشان ایستادگی کنند، چرا که در غیر این صورت، اصرار آنها بر سیاست های گذشته جز تشدید بحران و ایجاد زمینه برای تکرار دوران اشغال عراق نتیجه ای به همراه نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات