صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۴۱۶۰۶

چند ملاحظه در مورد انقلاب‌های عربی


مترجم: سحر دولتیان
به هیچ وجه وقوع یک انقلاب به معنای حل تمام مشکلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه نیست و تنها آغازی برای یک فرایند تاریخی طویل المدت به شمار می رود که البته ممکن است دچار شکست ها و عقب گردهایی نیز بشود؛ مثلاً انقلاب فرانسه برای تحقق و اثبات خود نیازمند گذشت زمانی در حدود یک قرن بود که در این مسیر هزینه بسیار سنگینی را پرداخت کرد، اما در مورد انقلاب های خودمان باید به این نکته اذعان کرد که چنین وقایعی در منطقه منحصر به فرد بوده اند و هیچ جنبش یا انتفاضه ای برای مقدمه چینی ظهور و بروز آنها اتفاق نیفتاده است. این انقلاب ها ماهیتی مردمی داشتند و نمی توان آنها را به قشر یا طبقه خاصی منحصر کرد.
نکته خطرناک در این رابطه، ایجاد جدال های فرعی به ویژه در مورد اختلاف های فکری و فرهنگی یعنی ایدئولوژی مثل رویارویی چپ و لیبرال، مذهبی و سکولار، لیبرال و مذهبی و غیره است. این در حالی است که چنین اختلافاتی باید امری طبیعی محسوب شود و با آن، همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد و در کانال قانون اساسی راه حل های مشترکی برای آن پیدا شود، اما در حقیقت هر یک از این تفکرات دچار کمبودهایی هستند و معایبی دارند. بدتر از همه اینکه تمام گرایش های مذکور در مرحله عمل با تمایلات و گرایش های بشری تعارض پیدا می کنند و نمی توان از یک تفکر کامل که مورد پذیرش همه باشد، سخن به میان آورد.
منظور ما از این سخنان، تأکید بر دو نکته است: اول اینکه در جهان عرب، کشور به معنا و مبانی حقیقی آن به عنوان یک کشور موسساتی، قانون و شهروندان وجود ندارد و بیشتر نظام های کنونی بر دو محور تشکیلات نظامی و قبیله ای بنا نهاده شده اند. همین مسئله در اقتصاد نیز صادق است. اقتصاد ما بر دو رکن داخلی و خارجی پایه گذاری شده، نه یک چرخه تولیدی که انباشت سرمایه را برای بازتولید از خود آن فراهم کند و شاید همین مسئله اولیای امور در کشورهای عربی را قادر ساخته که در جایی خارج از جامعه، ابزارهای تسلط بر آن را بیابند.
اما دومین حقیقت آنکه ضعف ساختار دولت و ضعف انباشت سرمایه و لزوم ترسیم هژمونی اقتدارگرایانه مانع عملیات لازم برای ادغام اجتماعی یعنی تبدیل گروه ها و جوامع بشری به یک جامعه حقیقی به معنای کامل آن شده اند زیرا خیزش جامعه شهروندان در وهله اول نیازمند خیزش شهروندی است که از آزادی و دیگر امتیازات فردی برخوردار باشد و فقدان چنین امری به معنای نهادینه شدن روابط و تعصبات و گرایش های قومی : قبیله ای و دینی است چیزی که در بیشتر کشورهای عربی شاهد آن هستیم. این شکاف ها، شکاف هایی عمودی هستند، نه افقی یا طبقه ای. بر همین اساس نمی توان گفت که طی شش دهه گذشته، جریان یا طبقه ای معین بر کشورهای عربی حکومت کرده است و هر صحبتی در این راستا با وجود نظام هایی در پوشش های خاص، کاملاً غیر علمی است.
در مجموع باید گفت انقلاب های عربی با مشکلات متعددی مواجهند که باید به آنها توجه کرد و با دوراندیشی و صبر مناسب، برخوردی قابل قبول با آنها داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات