گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 23 ژوئن 2012 (3 تیر) در مقالهای به تأثیر بحران داخلی روسیه بر سیاست خارجی این کشور بهویژه در قبال سوریه پرداخت و نوشت: مرکز مطالعات راهبردی مسکو (اتاق فکر متنفذ در روسیه) اخیراً گزارشی در مورد بحران سیاسی و اقتصادی جاری در روسیه منتشر کرد. مطابق تحقیقات جامعهشناسی، اکثریت جمعیت شهرنشین در تمام مناطق روسیه، خواهان تغییر هستند. طبقه متوسط نوظهور در روسیه، خواستار دستگاه قضایی و پلیسی سالم، آزادی بیان و حقوق سیاسی هستند و در عینحال، جمعیت کمدرآمد این کشور عمدتاً بر مسائل اقتصادی و خدمات اجتماعی تمرکز دارند. گزارش این مرکز، پیشبینی میکند که بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخلی روسیه به طور فزایندهای سیاست خارجی پوتین را تحت تأثیر قرار میدهد و در واقع، دولت روسیه تلاش میکند با سیاست خارجی پوپولیستی بر ناکامیهای سیاسی داخلی چیره شود. سیاست خارجی روسیه ممکن است در امتداد مسائل و چالشهای سیاسی داخلی باشد و بهنوعی میتوان گفت این رویکرد کمتر واقعگرایانه و بیشتر مبتنی بر سیاستی خاص است.
در ادامه مقاله آمده است: آقای پوتین بهجای تلاش برای تأمین منافع ملی، ظاهراً به رویارویی با آمریکا در سطح مسائل جهانی یا منطقهای تمایل دارد. دولت پوتین میکوشد جنبش دموکراسیخواه در روسیه را توطئهای غربی با هدایت آمریکا و بخشی از توطئه جهانی علیه روسیه توصیف کند. بهنظر میرسد قدرتیابی دوباره ولادیمیر پوتین سبب شود روسیه سیاست خارجی تهاجمیتر و قاطعتری را در دستورکار خود قرار دهد؛ اما آنچه در حال حاضر رخ میدهد، ظاهراً بیش از پیشبینیهاست. زیرا اقدامات و سیاستهای کنونی روسیه در قبال بحران سوریه که عموماً غیرمنطقی است، دقیقاً چنین واقعیتی را اثبات میکند. در عین حال، مطابق برخی گزارشها احتمال اعزام نیروهای نظامی روسی به سوریه وجود دارد.
در پایان مقاله آمده است: در روزهای اخیر شایعاتی منتشر شد مبنی بر اینکه زیردریاییها و ناوهای روسی به سوی سوریه در حرکت هستند و یا آماده حرکتند. البته تأیید و تکذیبهای مختلفی در این مورد صورت گرفت. بهطور کلی باید گفت منطق چنین نقشآفرینی فعال در سیاست خارجی روسیه بهویژه در قبال سوریه، احتمالاً مسائل داخلی روسیه است. دفاع لجوجانه روسیه از رژیم بشار اسد باعث شده است که ناظران، این اقدامات روسیه را غیرمنطقی و به ضرر منافع طولانیمدت روسیه در جهان عرب و جهان اسلام توصیف کنند. در حالی که در مقابل، این وضعیت، تأمینکننده منافع غربیهاست. اعزام نیروهای نظامی محدود در کنار نیروهای اسد به بهانه دفاع از شهروندان روسی، قطعاً میتواند اوضاع را وخیمتر کند. روسیه برای حمله به گرجستان در سال 2008 نیز بهانه مشابهی را به کار برد.
بصیرت: سبک و سیاق متن بازگوکننده این است که نویسنده کاملاً ضد روسیه و طرفدار غرب است و در این نگاه آنقدر افراط کرده که حتی موضع سیاست خارجی روسیه درباره سوریه را که تأمینکننده منافع ملی روسیه است، بدون ارائه دلیل به مسائل داخلی روسیه مرتبط میسازد و با طرح مسائل غیر واقعی درباره سوریه درصدد است بر محکومیت روسیه بیفزاید.