محمدرضا نجفى
دکترین نظریه و تعالیم علمی، فلسفی، سیاسی، مذهبی و مجموعه ای از سیستم های فکری است که مبتنی بر اصول معینی است. دکترین تلفیقی از باورهای تصویب شده رسمی در مورد اصول جنگی ـ نظامی است. روح حاکم بر مجموعه اقدامات و جهت گیری های نیروهای مسلح در یک دوره زمانی مشخص دکترین نظامی یک کشور را تشکیل می دهد. به هر میزان که دکترین نظامی از نظام ارزشی، تجارب تاریخی، شرایط و مقتضیات روز، ماهیت جنگ های هر عصر و... برخوردار باشد، بر شیوه جنگیدن، ساختار نیرو، تکنولوژی تسلیحاتی مورد نیاز برای جنگ های آینده یک کشور تأثیر گذار است. در مجموع، نسبت بین دکترین نظامی و جنگ آینده دو طرفه است و بین این دو مفهوم، تعاملی انکار ناپذیر وجود دارد و از طرف دیگر، خود نیز بر چگونگی مواجه شدن یک کشور با جنگ آینده اش تأثیر قطعی دارد.
اساس هر دکترین نظامی را می توان به شرح زیر بیان کرد:
1ـ روشن ساختن نیاز به آمادگی های نظامی، 2- مشخص نمودن نوع و چرخه تهدید نظامی.
دکترین نظامی دارای ویژگی های زیر است:
الف) دارای خاصیت دینامیکی است. ب) ریشه در واقعیات و توانایی های موجود دارد. ج) درس های جنگ های گذشته را مرور می کند. د) ماهیت جنگ های فعلی را منعکس می کند. هـ) توسعه های فکری و تکنولوژی را برای پیروزی در حال و آینده به دنبال خواهد داشت. و) از طیف متنوعی از منابع استخراج می شود. ز) جهت توسعه تکنولوژی تسلیحاتی را مشخص می کند. ح) ساختار نیروهای مسلح را مشخص کند. ط) محتوای آموزش در نیروهای مسلح را تعیین می کند. ی) راهکار عملیات رزمی را ارائه می دهد. ک) منبع استخراج برنامه های تفصیلی مراکز آموزشی و فرهنگی نیروها است. ل) ساختار سازمانی نیروها را مورد بررسی قرار می دهد.
محتوای آموزش، خود یک دکترین است. هرچه آموزش داده می شود، حتی اصول و قواعد اساسی رزم زمینی نیز دکترین است. جنگ های آینده بیشتر حول محور، سلاح های کشتار جمعی، نظیر موشک های دوربرد، سلاح های شیمیایی، بیولوژیکی همگام با سایر تکنولوژی های پیشرفته نقش تعیین کننده ای را در فرایند جنگ های آینده، ایفا خواهند کرد. نسبت ما با تهدید دشمنان مان نسبتی شتاب دار و نزدیک شونده است و این وضعیت به گونه ای است که نه ما و نه آنان نمی دانیم که چه وقت با هم درگیر خواهیم شد؟ کجا درگیر خواهیم شد؟ و با چه شدتی درگیر خواهیم شد؟ و هر دو طرف در یک شرایط غیر قابل پیش بینی با پارامترهای غیر قابل اندازه گیری روبه رو هستیم که در ناشناخته ترین شرایط از جهت ابعاد و ماهیت صحنه جنگ آینده قرار داریم.
بنابراین بهترین راه برخورد با شرایط غیر قابل اطمینان، آمادگی در هر وضعیت است، چون نمی دانیم، چه زمانی از کجا و با چه شدتی مورد حمله قرار خواهیم گرفت، بنابراین مجبور هستیم نگاهی بدبینانه به شرایط داشته باشیم و حس کنیم که برخورد آنها با ما از نوع برخورد شدید و عملیات های گسترده است و جنگ پرشدت یا جنگی که آنها از آن به جنگ تمام عیار یاد می کنند، خواهد بود. ولی به قطع و یقین می دانیم که دشمن آینده ما ایالات متحده آمریکا خواهد بود و آمریکا، نوع و شیوه جنگ خود را در سطح کشور در برخورد با دولت های ایران در چند صحنه طی یک دهه اخیر آزمایش کرده است و از موارد فوق این نتیجه را می گیریم که دکترین هر کشوری، اصول، قواعد و راهنمای حاکم بر اقدامات آن کشور به شمار می آید و به نظر می رسد جنگ آینده را هم دکترین حاکم بر کشور مشخص خواهد کرد.