صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۴۳۲۲۹

نقد و بررسی فمینیسم و پیامدهای آن (بخش دوازدهم)

شهاب زمانى مقدمه: بررسی تبعات، تأثیرات و پیامد های جریانات اجتماعی، یکی از مهم ترین راه های نقد هر جریان است. پیامد های جنبش و نظریه فمینیستی، از جنبه های مختلف مورد مطالعه، بررسی و ارزیابی اندیشمندان و صاحب نظران غرب و شرق قرار گرفته است. منظور از پیامد های فمینیسم، تحولات و تغییراتی است که پس از شکل گیری فمینیسم، در نحوه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان دیده و به فمینیسم نسبت داده می شود. در شماره گذشته تلاش شد الگویی برای چگونگی دسته بندی و تحلیل پیامدهای فمینیسم ارائه شود. در این مطلب ضمن احصای آنچه دستاوردها و پیامد های فمینیسم تلقی می شود، به نقد و ارزیابی محور «اختلال در هویت زنانه» به عنوان مهم ترین پیامد منفی فمینیسم خواهیم پرداخت. برای نگارش این مطلب از کتاب فمینیسم؛ تاریخچه، نظریات، گرایش ها و نقد که محصول انتشارات تخصصی دفتر مطالعات زنان حوزه علمیه قم است، بهره زیادی بردم.

دستاوردها و پیامد های فمینیسم
آنچه دستاوردها و پیامد های فمینیسم تلقی می شود، فارغ از هرگونه نقد و ارزیابی، شامل موارد ذیل است:
1- شرکت گسترده زنان در تصمیم گیری های اجتماعی و سیاسی در سطح خرد و کلان؛
2- کسب استقلال اقتصادی برای زنان؛
3- به دست آوردن حس اعتماد به نفس برای حضور در صحنه های قدرت اقتصادی و سیاسی؛
4- ایجاد تردید در بسیاری باورها و آموزه های سنتی در مورد زنان و متقاعد ساختن رهبران و اندیشمندان به بازنگری در آموزه ها؛
5- کم کردن فاصله دو جنس در خانه و اجتماع؛
6- دستیابی زنان به حق کنترل موالید، سقط جنین و آزادی جنسی؛
7- به چالش کشیدن شکل سنتی خانواده و تعریف انواع جدیدی از خانواده؛
8- راه یافتن قانون و نفوذ دولت به عرصه خصوصی؛
9- رفع موانع اشتغال زنان؛
10- ایجاد مشکلات جدید اقتصادی برای زنان؛
11- ایجاد حس رقابت و ستیزه جویی میان دو جنس؛
12- ظهور خلأ شخصیتی و بحران هویت در زنان؛
13- رواج خشونت ها و بزهکاری های زنان و ...
حال با دسته بندی پیامد های مذکور، تحت محور «اختلال در هویت زنانه» به نقد و ارزیابی مهم ترین پیامد های فمینیسم می پردازیم.
اختلال در هویت زنانه
«کاستلز» جوهر نهضت فمینیسم را بازتعریف هویت زنان(1) می داند و معتقد است: «چیزی که نهضت فمینیسم، به انکار آن برخاسته، هویتی است که مردان برای زنان تعریف می کنند و در خانواده پدرسالار نیز تقدیس می شود»؛(2) از سوی دیگر بسیاری از انتقادات وارد شده بر فمینیسم به همین مسئله، یعنی انکار هویت زنانه در فمینیسم و تلاش فمینیست ها برای ارائه تعریفی جدید از هویت زنانه باز می گردد.
منظور از هویت زنانه، تصویر و احساسی است که زن از زن بودن خود دارد و انتظاراتی است که به عنوان زن برای خود تعریف می کند.(3)
تفکیک جنس (تفاوت های زیستی و بیولوژیکی) از جنسیت (تفاوت های دو جنس در رفتارها، عملکردها، توانایی ها، صفات و نقش ها) و غیراصیل و ساختگی معرفی کردن جنسیت زنانه،(4) مهم ترین قدم فمینیست ها جهت انکار هویت جنسی بوده است.
در همین راستا، از طریق مبارزه با نقش های جنسیتی، برخوردهای مبتنی بر جنسیت، حقوق مبتنی بر تفاوت های جنسیتی و مانند آنها، تلاش برای از میان بردن تفاوت های جنسیتی مورد اهتمام جدی فمینیست ها و حتی نهادهای بین المللی قرار گرفت.(5)
بدین ترتیب فمینیسم مفهوم زن را از تمام صفات، ویژگی ها و نقش هایی که به طور سنتی به او نسبت داده می شد، تهی ساخت و در عوض، ارزش ها، حقوق و نقش های مردانه را به عنوان وضعیت مطلوب و آرمانی زنان، مطرح کرد؛(6) در حقیقت، مردان را الگوی مناسبی برای زنان معرفی کرد و «هویت مردانه» را جایگزین «هویت زنانه» کرد.
پیامد ها و آثار نفی هویت زنانه
نفی هویت زنانه و الگو قرار گرفتن یک جنس (مردان) برای جنس دیگر (زنان)، پیامد ها و آثاری بر هر دو جنس، خانواده و اجتماع در پی داشته که از زوایای مختلف مورد توجه منتقدان قرار گرفته است:
اول اینکه، انکار یا نادیده گرفتن تفاوت های حقیقی بین دو جنس، تفاوت های حقیقی را از بین نمی برد؛ لذا این تفاوت ها بالتبع در زندگی زنان منشأ اثر خواهد بود و سعی فرد یا جامعه در انکار آنها، زن را به نوعی تنش و درگیری بین واقعیت وجودی خود و نظرات تحمیلی بیرونی مبتلا می سازد.
دوم اینکه، انکار تفاوت ها و نفی هویت زنانه، باعث کاهش احساس ارزشمندی در زنان و افزایش حس خودکم بینی در آنان می شود؛ چرا که «از مهم ترین آثار پذیرش هویت و نقش های متمایز و به کارگیری صحیح توانمندی های زنانه، احساس ارزشمندی است. آن گاه که زن احساس می کند خداوند، خود او و جامعه، از وی انتظاراتی خاص دارند و او می تواند در آن مسیر به خوبی ایفای نقش کند، هم از زن بودن خود احساس رضایت می کند و هم تدبیر خداوند نسبت به خود را ـ که در قالب اعطای توانمندی های خاص و آموزه ها و قوانین ویژه جلوه گر شده است ـ می ستاید.» (7)
از این گذشته، برخی از فمینیست ها به انکار و نفی صفات ویژه زنانه اکتفا نمی کنند، بلکه این صفات را تحقیرآمیز و منفی جلوه می دهند و بدین وسیله به بحران هویت زنانه و احساس عدم ارزشمندی زنان دامن می زنند. «دیویدسن» معتقد است: «فمینیسم گرچه شعار مبارزه با تحقیر و زن ستیزی سر می دهد، اما خود، به تحقیر زن می پردازد و به گونه ای دیگر زن ستیز است. شوهرداری و مادری که از راه های کمال زنانه است، از سوی فمینیسم به شدت مورد حمله قرار می گیرد. گرچه پیش از این، گاهی با زن به مثابه کالای جنسی رفتار می شد، اما امروزه زن اساساً اعتبار جنسیت خود را از دست داده است و اگر پیش از این، عامل اصلی بی ارزش کردن زنان، مردان بوده اند، امروزه خود زن ها این کار را انجام می دهند.» (8)
سوم اینکه، نفی و تحقیر زنانگی و الگودهی نامناسب فمینیسم برای زنان، سبب رشد تک بعدی و کاریکاتوری شخصیت زنان و غفلت از سایر ابعاد شخصیتی آنان شده است که نظر برخی از منتقدان را به خود جلب کرده است.
تحقیقات روان شناختی «تونی ولف»، زیر نظر «یونگ» روان شناس معروف حاکی از ابعاد چهارگانه شخصیت زنان است. بعد اول مربوط به احساسات سرشار و عواطف بی بدیل اوست؛ بعد دوم صفات مادرگونه او، از جمله احساس تعهد و مسئولیت از یک سو و وابستگی از سوی دیگر را نشان می دهد؛ بعد سوم شخصیت زنان، خواهان استقلال و خودکفایی، ابراز وجود و فزون خواهی است و بعد چهارم، آن جنبه از شخصیت زنانه است که همواره در صدد جلب توجه و مهر قلبی مرد است.(9)
چهارم اینکه، اختلال در هویت زنانه، آسیب های جدی ای بر کیفیت روابط زن و مرد، خصوصاً در عرصه خانواده به دنبال داشته است. فاصله گرفتن زنان امروزی از ابعاد زنانه شخصیت شان سبب شده است آنان در برخورد با مردان، جذابیت ها و موقعیت های طبیعی و امتیاز های زنانه شان را از دست بدهند؛ چرا که تنها می توانند همچون مرد در برابر مرد رابطه برقرار کنند.(10)
از سوی دیگر، یکسانی نقش ها و حقوق در عرصه خانواده سبب شده است هیچ یک از زن و مرد نتوانند به موقعیت و جایگاه مناسب و دلخواه خود در روابط خانوادگی دست یابند؛ برای مثال مرد از درون خویش به مدیریت و حمایت فراخوانده می شود، در حالی که همسرش او را به مدیریت نمی شناسد یا زن از درون به انعطاف و جلب محبت فراخوانده می شود، ولی به این نیاز پاسخ مناسب نمی دهد. این نارسایی سبب افسردگی و عدم تعادل شخصیتی در رفتارهای خانوادگی می شود و به ناهنجاری ها و کاهش تحمل پذیری و رضایتمندی منجر می شود.(11)
سرانجام و نکته پنجم اینکه، تقلید و الگوبرداری فمینیسم از ارزش های مردانه برای جامعه زنان، بدون هرگونه سنجش و ارزیابی در مورد خوب و بد ارزش های حاکم بر هویت مردانه، انتقاد بعضی از صاحب نظران را برانگیخته است که نتیجه آن، جنبش زنان را به نفی زنانگی و تقلید از اشتباهات و انحرافات مردان متهم کرد.(12)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات