روزنامه گاردین 1 ژوئیه 2012 (11 تیر) در مقالهای به آغاز اجرای تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران پرداخت و نوشت: آخرین موج تحریمها علیه ایران امروز اجرایی شد. چنین تحریمهایی بهطور گستردهای مبتنی بر «الگوی بازیگر خردمند» است که در آن، غرب امیدوار است رهبران ایران در نهایت، رهاسازی برنامه هستهای را مطابق منافع خود بدانند. مشکل چنین راهبردی این نیست که رهبران ایران خردگریز هستند؛ بلکه این بازی تنها در صورتی کارساز است که غرب بداند ایران چگونه هزینه و منفعتها و گزینههای پیش روی خود را ارزیابی میکند. پس از شکست تحریمهای قبلی، غرب دور جدید تحریمهای شدیدتر را تحمیل کرده است؛ در حالیکه ایران موضعگیری تهاجمیتری در قبال غرب دارد و بیان میکند که به تهدیدات اقتصادی و نظامی با «تهدیدات خود» پاسخ خواهد داد. چرا ایران در پاسخ به فشارهای بینالمللی ناکام بوده است؟ مطابق «الگوی تحریمهای اساسی»، تحریمها رفتار ایران را در مسیری دلخواه تغییر خواهد داد و در عینحال، هزینههای سرپیچی افزایش خواهد یافت. با این حال و با وجود اتکای ایران بر نفت، ضعف ساختاری اقتصادی و هزینههای اقتصادی عمیق مانند افزایش شدید تورم، رشد منفی اقتصادی و افزایش بیکاری را شاهد بودهایم که ایران انعطافی از خود نشان نداده است. این واقعیت سبب میشود سیاستگذاران این پرسش را مطرح کنند که ایران، هزینههای تحریمها و سرپیچی در برابر غرب را چگونه ارزیابی میکند.
در ادامه مقاله آمده است: نخست، از نظر رهبران ایران، نگرانیهای ایدئولوژیک و امنیتی بر نگرانیهای اقتصادی ارجحیت دارد: امنیت طبقه حاکم و حفاظت از آرمانهای بنیادین جمهوری اسلامی. رژیم ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی بر سه آرمان خود تأکید کرده است: «عدالت اسلامی»، «حاکمیت الهی» و «مبارزه علیه امپریالیسم». تمام این سه آرمان برای حفظ قدرت و مشروعیت جمهوری اسلامی ایران حیاتی و ضروری است. با وجود این، از نظر رهبران ایران، هرگونه آسیب به این آرمانها، مهمتر از آسیب اقتصادی و از دست دادن میلیاردها دلار است. دوم، غرب و ایران درک مشترکی در مورد اهداف واقعی تحریمها ندارند. هدف غرب، جلوگیری از تبدیل شدن ایران به قدرتی هستهای است؛ اما این هدف، تنها زمانی محقق میشود که رهبران کنونی ایران، سیاستهای خود را در نتیجه فشارهای داخلی تغییر دهند. تحریمهای اقتصادی نارضایتی میان طبقه متوسط را افزایش خواهد داد و در نهایت، روندها و اقدامات اعتراضی را احیا خواهد کرد. ایران معتقد است که هدف تحریمها جلوگیری از گسترش الگوی ایران در منطقه و اثبات شکست خوردن الگوی ایران برای انقلابهای عربی است؛ بنابراین، مطابق اندیشه راهبردی غرب، ایران باید به انزوا کشانده شود تا میان حفظ رژیم و تداوم برنامه هستهای و بلندپروازیهای منطقهای یکی را انتخاب کند.
در پایان مقاله آمده است: بهطور منطقی، ایران گزینه حفظ رژیم را انتخاب خواهد کرد. با وجود این، رهبر ایران تداوم برنامه هستهای و دنبالهروی از بلندپروازیهای منطقهای را حافظ و ضامن بقای رژیم میداند. او معتقد است ارتقای الگوی ایران در خاورمیانه، کلید امنیت طولانیمدت رژیم است و بنابراین در کوتاهمدت در برابر فشار خارجی تحریمها قابل تحمل است. با توجه به این دیدگاه، ایران معتقد است باید صبورانه منتظر تغییرات مطابق با خواست خود باشد. ایران در عینحال، بحران اقتصادی غرب را عامل فلجکننده برای غربیها میداند.